قلعهنویی ماند، اما مشروط؛ جام ملتهای ۲۰۲۷ آخرین فرصت یا پاداش یک کارنامه بحثبرانگیز؟
جلسه چهارشنبه هیئترئیسه فدراسیون با حضور امیر قلعهنویی حدود یک ساعت طول کشید و در پایان، ادامه حضور او تا پایان جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ به تصویب رسید.
براساس گزارش فوتبال ۳۶۰، قلعهنویی خواهان قراردادی تا جام جهانی ۲۰۳۰ بوده، اما اکثریت اعضای هیئترئیسه با تمدید بلندمدت مخالفت کردهاند. توافق نهایی این است که سرمربی فعلی فعلاً تا پایان جام ملتها بماند و ادامه همکاری بعد از آن به نتیجه ایران وابسته باشد.
البته یک ظرافت زمانی در این پرونده وجود دارد. مهدی تاج و فدراسیون از ۱۲ ژوئیه یعنی بیش از یک ماه قبل، ادامه کار قلعهنویی تا جام ملتها را علناً تأیید کرده بودند. رویترز همان زمان خبر ماندن او را منتشر کرد. جلسه چهارشنبه در عمل بیشتر به معنای تصویب نهایی در هیئترئیسه و تعیین شروط ادامه کار و وضعیت کادر فنی بود.
شرط عجیب برای ۲۰۳۰؛ فینال یا قهرمانی
مهمترین بخش تصمیم تازه، قرارداد بعدی است.
گزارش منتشرشده از جلسه هیئترئیسه میگوید اگر ایران در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ قهرمان شود یا به فینال برسد، زمینه ادامه حضور قلعهنویی تا جام جهانی ۲۰۳۰ فراهم خواهد شد. این پیشنهاد با اکثریت آرا تصویب شده است.
روی کاغذ چنین شرطی قابل فهم به نظر میرسد؛ تیم ملی ایران از سال ۱۹۷۶ قهرمان آسیا نشده و نزدیک به نیم قرن است در انتظار جام چهارم قرار دارد. AFC نیز تأیید میکند آخرین قهرمانی ایران در ۱۹۷۶ رقم خورد.
اما مسئله اینجاست که فوتبال ملی فقط با جایگاه نهایی یک تورنمنت سنجیده نمیشود.
ممکن است تیمی جوانتر، مدرنتر و آیندهدارتر ساخته شود و در یک مسابقه حذفی بدشانس باشد. از طرف دیگر ممکن است یک تیم با فوتبال نهچندان متقاعدکننده تا فینال پیش برود. اگر تنها معیار تمدید قرارداد «فینالیست شدن» باشد، خطر این وجود دارد که فرآیند فنی، جوانسازی و کیفیت بازی زیر سایه نتیجه کوتاهمدت قرار بگیرد.
کادر فنی هم مصون نماند؛ دستیاران تغییر میکنند
قلعهنویی تنها کسی نبود که در جلسه زیر ذرهبین قرار گرفت.
اعضای هیئترئیسه نسبت به وضعیت دستیاران سرمربی تیم ملی انتقادهایی مطرح کردهاند و در نهایت تصویب شده کادر فنی برای جام ملتهای آسیا دچار تغییر شود. اختیار پیگیری این تغییرات به مهدی تاج داده شده و قرار است رئیس فدراسیون با قلعهنویی درباره اضافه شدن نفرات جدید مذاکره کند.
این تصمیم از یک زاویه بسیار معنادار است.
وقتی فدراسیون سرمربی را نگه میدارد اما همزمان اصرار دارد دستیاران او تغییر کنند، یعنی از عملکرد ساختار فعلی رضایت کامل ندارد. پرسش اصلی این است که تغییر قرار است فنی و ساختاری باشد یا صرفاً چند نام جابهجا شوند.
اگر یک مربی تمرین، آنالیزور یا دستیار خارجی با نقش روشن و اختیار واقعی اضافه شود، ممکن است تغییر ملموسی ایجاد شود. اما اضافه کردن چند چهره بدون اصلاح فرآیند تصمیمگیری، بعید است مسئله اصلی تیم ملی را حل کند.
با کدام کارنامه قلعهنویی ماند؟
اینجا باید یک اشتباه رایج در روایت پرونده را اصلاح کرد.
قلعهنویی از زمان بازگشتش در سال ۲۰۲۳ تاکنون دو تورنمنت بزرگ را پشت سر گذاشته است: جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ و جام جهانی ۲۰۲۶. جام ملتهای ۲۰۰۷ مربوط به دوره نخست سرمربیگری اوست، نه دوره فعلی.
در مجموع دو دوره حضور قلعهنویی، ایران در جام ملتهای ۲۰۰۷ در مرحله یکچهارم نهایی مقابل کرهجنوبی پس از تساوی صفر-صفر در ضربات پنالتی ۴ بر ۲ حذف شد.
در جام ملتهای ۲۰۲۳، ایران پس از حذف ژاپن به نیمهنهایی رسید اما مقابل قطر ۳ بر ۲ شکست خورد و باز هم به فینال نرسید.
جام جهانی ۲۰۲۶ نیز با سه تساوی تمام شد: ۲-۲ با نیوزیلند، صفر-صفر با بلژیک و ۱-۱ با مصر. ایران سوم گروه شد و در رتبهبندی تیمهای سوم، نهم قرار گرفت؛ در حالی که هشت تیم سوم به مرحله حذفی میرفتند.
پس از منظر نتیجه نهایی، منتقدان حق دارند بگویند قلعهنویی در سه تورنمنت بزرگ دوران مربیگری ملی خود به هدف نهایی یعنی قهرمانی آسیا یا صعود از گروه جام جهانی نرسیده است.
اما تعبیر «سه شکست کامل» هم تمام واقعیت را روایت نمیکند.
جام جهانی؛ حذف بدون شکست، اما بدون برد
پرونده جام جهانی ۲۰۲۶ بهترین مثال برای پیچیدگی قضاوت درباره قلعهنویی است.
ایران هر سه مسابقه را مساوی کرد و همراه اسپانیا از معدود تیمهایی بود که بدون شکست تورنمنت را تمام کرد. FIFA نیز تأکید کرده ایران با اختلافی بسیار اندک از جمع هشت تیم سوم برتر جا ماند.
این بخش میتواند دفاع فدراسیون از ادامه همکاری باشد: تیم ملی فرو نریخت، مقابل بلژیک گل نخورد و تا آخرین لحظات شانس صعود داشت.
اما سوی دیگر ماجرا هم روشن است: ایران هیچیک از سه بازی را نبرد.
در قالب ۴۸ تیمی جام جهانی، سه امتیاز از سه مسابقه برای صعود کافی نبود و هدف اعلامشده کادر فنی ــ عبور از مرحله گروهی ــ محقق نشد. بنابراین نه میتوان آن جام جهانی را یک فاجعه محض دانست و نه میتوان حذف را موفقیت معرفی کرد.
همین دوگانگی احتمالاً یکی از دلایلی است که هیئترئیسه بهجای اخراج یا قرارداد چهارساله، گزینه سوم را انتخاب کرده: تمدید کوتاهمدت و مشروط.
آمار ۴۱ برد؛ عدد خوب، جام صفر
قلعهنویی تاکنون در دو دوره سرمربیگری تیم ملی ۶۵ مسابقه روی نیمکت ایران نشسته و ۴۱ پیروزی کسب کرده است؛ ۱۷ بازی در دوره نخست و ۴۸ مسابقه در دوره دوم.
این یعنی درصد برد او حدود ۶۳ درصد است؛ عددی که به خودی خود ضعیف نیست.
اما مشکل منتقدان دقیقاً همین فاصله میان آمار کلی و خروجی تورنمنتهای بزرگ است. برد در مسابقات دوستانه، مقدماتی و بازیهای کمفشار به تثبیت رتبه و اعتمادبهنفس کمک میکند، ولی جای جام یا صعود تاریخی را نمیگیرد.
قلعهنویی حالا با ادامه حضورش میتواند از ۵۰ برد عبور کند، اما ارزش واقعی این رکورد زمانی بیشتر خواهد شد که چند برد تعیینکننده در ژانویه و فوریه ۲۰۲۷ به آن اضافه شود.
با همان نسل قدیمی به عربستان؟
شاید جدیترین نگرانی درباره پروژه فعلی تیم ملی، مسئله سن باشد.
ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ یکی از مسنترین تیمهای مسابقات بود. براساس یک ارزیابی آماری، میانگین سنی فهرست ایران حدود ۳۰.۴ سال بود و تنها پاناما میانگین بالاتری داشت؛ منابع دیگر بسته به روش محاسبه عددی نزدیک ۲۹.۸ سال ثبت کردهاند. در هر صورت اصل موضوع تغییر نمیکند: ایران با یکی از پیرترین ترکیبهای جام وارد مسابقات شد.
در همان فهرست، شجاع خلیلزاده ۳۷ ساله، احسان حاجصفی و رامین رضاییان ۳۶ ساله و بیرانوند ۳۳ ساله بودند. در کنار آنها البته نفرات جوانتری مانند دانیال ایری و امیرمحمد رزاقینیا نیز حضور داشتند.
پس انتقاد «جوانسازی ناکافی» پایه واقعی دارد، اما درست نیست گفته شود قلعهنویی هیچ بازیکن جوانی وارد تیم نکرده است. مسئله اصلی سرعت پوستاندازی و میزان اعتماد در مسابقات مهم است.
جام ملتهای ۲۰۲۷ پنج ماه دیگر آغاز میشود؛ برای یک انقلاب کامل نسلی دیر است، اما برای پایین آوردن میانگین سنی و دادن نقش واقعی به چند بازیکن نسل بعد هنوز فرصت وجود دارد.
جام ملتها چه زمانی است و ایران با چه تیمهایی بازی میکند؟
جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ از ۷ ژانویه تا ۵ فوریه در عربستان سعودی برگزار میشود.
ایران در گروه C با سوریه، قرقیزستان و چین همگروه است. برنامه رسمی AFC نشان میدهد ایران ابتدا با سوریه، سپس قرقیزستان و در پایان مرحله گروهی با چین روبهرو خواهد شد.
روی کاغذ ایران باید مدعی نخست صعود از این گروه باشد.
بنابراین آزمون اصلی قلعهنویی احتمالاً از مرحله حذفی آغاز میشود؛ همان جایی که در ۲۰۰۷ مقابل کره و در ۲۰۲۳ مقابل قطر پروژههای او متوقف شدند.
تمدید یا تعویق تصمیم؟
ماندن قلعهنویی را میتوان از دو زاویه دید.
از نگاه فدراسیون، تغییر سرمربی فقط پنج ماه مانده به جام ملتها میتوانست ریسک بزرگی باشد. مربی فعلی بازیکنان را میشناسد، مسیر مقدماتی و جام جهانی را با همین تیم طی کرده و برای عربستان برنامهای موسوم به «نقشه راه» ارائه کرده است.
از نگاه منتقدان اما سؤال این است که اگر فدراسیون به پروژه کاملاً اعتماد دارد، چرا قرارداد چهارساله نداده، چرا آینده را مشروط کرده و چرا اصرار دارد دستیاران تغییر کنند؟
همین سه تصمیم نشان میدهد این تمدید بیش از آنکه رأی اعتماد کامل باشد، یک فرصت آخر است.
قلعهنویی ۶۵ بازی، ۴۱ برد، یک نیمهنهایی جام ملتها و یک جام جهانی بدون شکست اما بدون صعود در کارنامه دارد. اکنون فرصت دارد به مهمترین عدد دوران مربیگریاش برسد؛ نه برد شماره ۵۰، بلکه چهارمین قهرمانی ایران در آسیا پس از بیش از نیم قرن انتظار.
اگر ایران در عربستان به فینال برسد، مسیر جام جهانی ۲۰۳۰ میتواند برای او باز شود. اگر دوباره در یک شب حذفی همهچیز تمام شود، این بار فدراسیون دیگر نمیتواند تصمیم را به «تورنمنت بعدی» حواله دهد.