کنایه تند قالیباف به اسکات بسنت؛ «اعتبارت در خطر است، کاری بکن!» / جنگ لفظی تهران و واشنگتن بالا گرفت
جدال لفظی محمدباقر قالیباف و اسکات بسنت طی روزهای اخیر به یکی از حاشیههای مهم تقابل اقتصادی تهران و واشنگتن تبدیل شده است. رئیس مجلس پیشتر نیز وزیر خزانهداری آمریکا را به دلیل توصیف تحریمهای جدید علیه ایران به عنوان یک «D-Day اقتصادی» هدف قرار داده و برنامه او را به یک نمایش کمدی تشبیه کرده بود. رسانه رسمی قالیباف این واکنش را با عباراتی درباره «روز دلقک» منتشر کرده بود.
حالا لحن رئیس مجلس یک مرحله دیگر جلو رفته است. او در پیام تازه خود نوشته است: «این امپراتوری روبهزوال بهجای اینکه میلیاردها دلار را به تروریست نیابتی خود یعنی اسرائیل و ۷۵۰ پایگاه نظامی در دنیا سرازیر کند، میتوانست آن پول را صرف مردم آمریکا کند؛ اما نه، این کار برای رژیم آمریکا زیادی منطقی است.»
توصیف اسرائیل به عنوان «تروریست نیابتی» و آمریکا به عنوان «امپراتوری روبهزوال» موضع و ادبیات خود قالیباف است؛ اما پشت بخش دیگری از این پیام، یک جنگ روایی اقتصادی در جریان است که در روزهای اخیر شدت گرفته است.
«اسکات» کیست؟ مخاطب قالیباف وزیر خزانهداری آمریکاست
با توجه به رشته پیامها و درگیری لفظی چند روز اخیر، منظور قالیباف از «اسکات»، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا است.
بسنت روز ۲۴ اوت از آغاز برنامهای به نام Operation Economic Outcast یا «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران خبر داد. وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیه رسمی خود اعلام کرد هدف این برنامه قطع ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان و محدود کردن منابع درآمدی تهران است. بسنت این عملیات را با «روز دی» در جنگ جهانی دوم مقایسه کرد و گفت واشنگتن میخواهد «هر شریان اقتصادی» ایران را قطع کند.
در همان بسته، آمریکا ریسک تحریمهای ثانویه را در حوزههایی چون طلا، داراییهای دیجیتال، فناوری، هوانوردی و کشتیرانی افزایش داد و بیش از ۶۰ فرد، شرکت و شناور را هدف قرار داد.
به این ترتیب، بحث میان قالیباف و بسنت دیگر صرفاً یک جدال توییتری نیست؛ دو طرف تلاش میکنند روایت متفاوتی از «آسیبپذیری اقتصادی» طرف مقابل ارائه دهند.
بسنت اقتصاد ایران را هدف گرفت؛ قالیباف اقتصاد آمریکا را وسط کشید
اسکات بسنت در روزهای اخیر بارها استدلال کرده که فشارهای اقتصادی آمریکا بر ایران در حال اثرگذاری است. او حتی اظهارات مقامهای ایرانی درباره مشکلات معیشتی و ضرورت تقویت اقتصاد را بازنشر کرد و آنها را نشانه موفقیت سیاست واشنگتن دانست.
قالیباف حالا تلاش کرده همان استدلال را معکوس کند.
در واقع محور پیام تازه رئیس مجلس این است که اگر واشنگتن درباره وضعیت اقتصادی مردم ایران سخن میگوید، باید ابتدا درباره نحوه هزینهکرد منابع مالی خود پاسخ دهد. اشاره به اسرائیل، پایگاههای نظامی آمریکا و سپس «اعتبار» وزیر خزانهداری، همگی در همین چارچوب قرار میگیرند.
این روش پیشتر نیز دیده شده بود. قالیباف چند روز قبل، پس از برجستهشدن اظهاراتش درباره اهمیت معیشت و اقتصاد ایران، با انتشار پیامی تحت عنوان «Make America Hungry Again» تلاش کرد بحث را به مشکلات اقتصادی و ناامنی غذایی در آمریکا برگرداند.
آیا آمریکا واقعاً ۷۵۰ پایگاه نظامی دارد؟
عدد ۷۵۰ پایگاه نظامی که قالیباف در پیام خود استفاده کرده، یک عدد رسمی و بهروز وزارت دفاع آمریکا نیست.
این رقم عمدتاً به تحقیقی بازمیگردد که در سال ۲۰۲۱ از سوی پژوهشگران مرتبط با Quincy Institute و World Beyond War منتشر شد. آنها برآورد کردند آمریکا حدود ۷۵۰ سایت و پایگاه نظامی در نزدیک به ۸۰ کشور و قلمرو خارجی دارد. این تحقیق همچنین هزینه سالانه این شبکه را حدود ۵۵ میلیارد دلار برآورد کرده بود.
بنابراین عددی که قالیباف استفاده کرده دارای منشأ پژوهشی شناختهشده است، اما باید با این توضیح همراه باشد که یک برآورد چند ساله است و نه آمار رسمی بهروزشده پنتاگون در سال ۲۰۲۶.
بحث درباره ابعاد شبکه نظامی آمریکا در خارج از این کشور همچنان ادامه دارد و برخی تحلیلهای جدید نیز همان برآورد حدود ۷۵۰ پایگاه را تکرار کردهاند.
حمایت میلیاردی آمریکا از اسرائیل؛ بخش دیگر کنایه قالیباف
اشاره قالیباف به «میلیاردها دلار» حمایت از اسرائیل نیز به رابطه دیرینه مالی و نظامی واشنگتن و تلآویو مربوط میشود.
بر اساس توافق دهساله فعلی، اسرائیل سالانه ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی آمریکا دریافت میکند؛ شامل ۳.۳ میلیارد دلار تأمین مالی نظامی خارجی و ۵۰۰ میلیون دلار برای برنامههای مشترک دفاع موشکی. این توافق تا سال ۲۰۲۸ اعتبار دارد.
در سال ۲۰۲۶ نیز دولت آمریکا فروشهای تسلیحاتی جداگانه بزرگی به اسرائیل را تأیید کرده است؛ از جمله یک فروش احتمالی ۳.۸ میلیارد دلاری بالگردهای آپاچی و تجهیزات مرتبط. البته «فروش تسلیحاتی» با «کمک بلاعوض» یکسان نیست و نباید این دو رقم با یکدیگر جمع زده شوند.
در نتیجه، اصل وجود حمایت مالی چندمیلیارددلاری آمریکا از اسرائیل قابل تأیید است، اما تعبیر سیاسی قالیباف درباره ماهیت این رابطه، موضع خود اوست.
چرا قالیباف روی «اعتبار» بسنت دست گذاشت؟
شاید مهمترین بخش پست جدید، جمله پایانی آن باشد: «هی اسکات! ... اعتبارت در خطر است. کاری بکن!»
این کنایه در زمانی مطرح شده که خود بسنت در رسانههای اقتصادی آمریکا با انتقادهایی درباره مدیریت بازار اوراق و سیاستهای مالی روبهروست.
رویترز در تحلیلی که ۲۴ اوت منتشر شد، مستقیماً از «مشکل اعتبار» وزیر خزانهداری آمریکا سخن گفت. در این تحلیل اشاره شده بود که بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا از حدود ۴.۲۰ درصد در زمان معرفی بسنت برای وزارت خزانهداری، به نزدیکی ۴.۷۵ درصد رسیده؛ در حالی که پایین نگه داشتن هزینه استقراض یکی از اهداف اصلی او معرفی شده بود.
همان تحلیل، مداخلات اخیر خزانهداری در بازار ارز و اوراق را نیز زیر سؤال برد و نوشت سرمایهگذاران ممکن است آنها را بیشتر اقداماتی برای حل فوری مشکلات ببینند تا بخشی از یک برنامه بلندمدت منسجم.
نمیتوان با قطعیت گفت قالیباف در جمله «اعتبارت در خطر است» مستقیماً به همین گزارش رویترز اشاره داشته، اما همزمانی و انتخاب واژه «اعتبار» باعث شده این بخش از پیام او معنای بیشتری پیدا کند.
بدهی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است
قالیباف در پیام خود تلاش کرده نقطه ضعف اقتصادی آمریکا را نیز وارد میدان کند و این اتفاق دقیقاً در زمانی رخ داده که بدهی دولت فدرال آمریکا از مرز تاریخی ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.
رویترز در اوت ۲۰۲۶ گزارش داد بدهی ملی آمریکا برای نخستین بار از این سطح گذشته و پرداخت بهره بدهی نیز به یکی از بزرگترین هزینههای بودجه فدرال تبدیل شده است.
البته بدهی ۴۰ تریلیون دلاری به معنای فروپاشی قریبالوقوع اقتصاد آمریکا نیست؛ اقتصاد این کشور همچنان بزرگترین اقتصاد جهان و دلار ارز غالب ذخایر بینالمللی است. با این حال رشد بدهی، کسری بودجه و افزایش هزینه استقراض به موضوعی جدی در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده و دقیقاً همان نقطهای است که قالیباف در پیام خود تلاش کرده از آن علیه بسنت استفاده کند.
جنگ تحریمها به جنگ روایتها تبدیل شده است
تقابل تازه قالیباف و بسنت نشان میدهد مرحله جدید فشار آمریکا علیه ایران فقط در وزارت خزانهداری و فهرست تحریمها جریان ندارد؛ یک جنگ رسانهای و روایی هم در حال شکلگیری است.
بسنت میخواهد مشکلات اقتصادی ایران را شاهدی برای موفقیت فشار حداکثری معرفی کند. قالیباف در مقابل تلاش میکند هزینههای نظامی، کمک به اسرائیل، پایگاههای خارجی، بدهی ۴۰ تریلیون دلاری و مشکلات بازار اوراق آمریکا را به نقطه ضعف طرف مقابل تبدیل کند.
از نظر اقتصادی، واقعیت پیچیدهتر از روایت هر دو طرف است. ایران تحت فشار شدید تحریمها و محدودیتهای تجاری قرار دارد و واشنگتن نیز با بدهی تاریخی، کسری بودجه و افزایش هزینه تأمین مالی روبهروست.
اما در عرصه سیاسی، هدف پیام تازه قالیباف روشن است: زیر سؤال بردن اعتبار کسی که اکنون فرمانده اصلی جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران معرفی شده است.
به همین دلیل، جمله «اعتبارت در خطر است، کاری بکن» را میتوان تازهترین تیر در جدال مستقیم محمدباقر قالیباف و اسکات بسنت دانست؛ جدالی که با آغاز «Operation Economic Outcast» شدت گرفته و بعید است تا زمانی که فشار اقتصادی و کشمکش سیاسی میان تهران و واشنگتن ادامه دارد، به همین چند پیام در شبکه ایکس محدود بماند.


