هشدار موشکی ایران به اسرائیل درباره جنوب لبنان؟ / «علیالطاهر» به خط قرمز جنگ منطقهای تبدیل شد
جنوب لبنان بار دیگر به یکی از حساسترین نقاط خاورمیانه تبدیل شده است.
در حالی که مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا برای تعیین سازوکار عقبنشینی نیروهای اسرائیلی، استقرار ارتش لبنان و مسئله خلع سلاح حزبالله ادامه دارد، در میدان نظامی وضعیت به همان اندازه آرام نیست.
در مرکز تمام این تحولات نام یک منطقه بیش از گذشته شنیده میشود: ارتفاعات علیالطاهر در استان نبطیه.
منطقهای که اکنون نه فقط یک ارتفاع نظامی، بلکه به یکی از گرههای اصلی مذاکرات و یکی از نقاط بالقوه آغاز دور جدیدی از درگیری تبدیل شده است.
یونیوز دقیقاً چه ادعایی درباره ایران مطرح کرده است؟
خبرگزاری مهر روز یکشنبه ۸ شهریور به نقل از یونیوز گزارش داد تهران برای گسترش عملیات اسرائیل در جنوب لبنان «خط قرمز» تعیین کرده است.
براساس این روایت، اگر اسرائیل دامنه عملیات خود را گسترش دهد، ایران ممکن است فرودگاهها و پادگانهای نظامی در شمال اسرائیل را هدف حملات گسترده موشکی قرار دهد؛ اقدامی که بنا بر ادعای یونیوز با هدف مختل کردن پشتیبانی هوایی و لجستیکی نیروهای اسرائیلی در لبنان انجام خواهد شد.
همین گزارش همچنین مدعی شده ایران از قبل مجموعهای از اهداف نظامی را برای بازدارندگی در برابر حمله احتمالی به ایران یا لبنان شناسایی کرده است.
اما در اینجا باید میان «گزارش یک رسانه» و «موضع رسمی ایران» تفاوت گذاشت.
در نسخه منتشرشده از این خبر، نام مقام ایرانی که چنین برنامه عملیاتی را تأیید کرده باشد به شکل قابل راستیآزمایی ارائه نشده است. تا زمان انتشار این گزارش نیز بیانیه رسمی قابل استنادی از سپاه پاسداران یا وزارت خارجه ایران با جزئیاتی مانند نوع اهداف، حجم حمله یا فهرست فرودگاهها منتشر نشده است.
بنابراین تیتر دقیقتر این نیست که «ایران اعلام کرد فرودگاههای اسرائیل را میزند»، بلکه باید گفت:
«یونیوز از هشدار منتسب به ایران درباره پاسخ موشکی در صورت گسترش جنگ لبنان خبر داده است.»
این تفاوت برای پوشش خبری چنین پرونده حساسی بسیار مهم است.
چرا علیالطاهر ناگهان اینقدر مهم شده است؟
ارتفاعات علیالطاهر در منطقه نبطیه طی تابستان ۲۰۲۶ به یکی از نقاط اصلی درگیری تبدیل شده است.
گزارشهای میدانی نشان میدهند اسرائیل طی هفتههای گذشته بارها اطراف این ارتفاعات را هدف حمله قرار داده و تلاش کرده موقعیت نظامی خود در این منطقه را تقویت کند. روز شنبه ۲۹ اوت نیز رسانههای لبنانی از چند دور حمله هوایی به اطراف علیالطاهر خبر دادند.
اهمیت این ارتفاعات به موقعیت جغرافیایی و نظامی آن برمیگردد.
اسرائیل مدعی است در این منطقه شبکهای از زیرساختها و تأسیسات حزبالله وجود دارد و کنترل یا خنثیسازی آنها را برای امنیت شمال اسرائیل ضروری میداند. طرف لبنانی و حزبالله نیز با ادامه حضور و عملیات اسرائیل مخالفت میکنند.
حتی پیش از تشدید حملات اخیر، در ماه ژوئیه تصاویری از برافراشته شدن پرچم اسرائیل بر بخشی از این ارتفاعات منتشر شد؛ نشانهای از اینکه علیالطاهر مدتهاست فراتر از یک موضع عادی نظامی قرار گرفته است.
اسرائیل چرا عملیات گسترده انجام نمیدهد؟
یکی از بخشهای قابل توجه گزارش یونیوز این ادعاست که اسرائیل به جای هجوم گسترده، به عملیات محدود، حملات هوایی، توپخانهای و فشار تدریجی روی علیالطاهر متوسل شده تا احتمال ورود مستقیم ایران به جنگ کاهش پیدا کند.
این تحلیل صرفاً به یونیوز محدود نیست.
گزارشهای دیگری نیز در روزهای اخیر نوشتهاند نگرانی از واکنش ایران یکی از عواملی است که میتواند محاسبات اسرائیل درباره حمله گسترده به علیالطاهر را پیچیده کند. الجزیره در گزارش ۲۹ اوت نوشت در ارزیابیهای مطرحشده، یک حمله وسیع به این منطقه میتواند خطر واکنش موشکی یا پهپادی ایران و سپس پاسخ متقابل اسرائیل را افزایش دهد و درگیری را دوباره منطقهای کند.
با این حال نمیتوان نتیجه گرفت که «ترس از ایران» تنها دلیل محدود بودن عملیات است.
فشار سیاسی آمریکا، روند مذاکرات مستقیم با لبنان، خطر تلفات نظامی، شرایط جغرافیایی منطقه و هزینه تبدیل یک عملیات موضعی به جنگ تمامعیار نیز همگی در محاسبات اسرائیل نقش دارند.
یک اصلاح مهم؛ مذاکرات لبنان و اسرائیل فقط پنج دور نیست
در متن منتشرشده از یونیوز از «پنج دور مذاکره مستقیم» سخن گفته شده، اما این عدد وضعیت فعلی مذاکرات را بهطور کامل نشان نمیدهد.
لبنان و اسرائیل ابتدا پنج دور مذاکره مستقیم با میانجیگری آمریکا برگزار کردند و سپس مذاکرات وارد مراحل تازهای در رم شد.
دور ششم در اواسط ژوئیه در ایتالیا برگزار شد و دور هفتم نیز بین ۴ تا ۶ اوت در رم انجام گرفت. مذاکرات دور هفتم شامل موضوعات نظامی، سیاسی، حقوقی، مرزی و پرونده اسرا بود.
بنابراین اگر درباره تحولات امروز، ۸ شهریور ۱۴۰۵، نوشته میشود، دقیقتر است از حداقل هفت دور مذاکره مستقیم صحبت شود.
توافق ۲۶ ژوئن واقعاً چه میگوید؟
در گزارش یونیوز آمده ایران اجازه نخواهد داد آمریکا از «بند نخست تفاهم پایان جنگ» که به معنای پایان اشغال و عقبنشینی اسرائیل توصیف شده عبور کند.
این بخش نیز نیازمند توضیح دقیقتر است.
لبنان و اسرائیل روز ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ با میانجیگری آمریکا به یک چارچوب توافق رسیدند. محور این چارچوب، ایجاد مناطق آزمایشی یا «Pilot Zones»، استقرار تدریجی ارتش لبنان، خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی و عقبنشینی مرحلهای نیروهای اسرائیلی است.
اما متن توافق به این سادگی نیست که اسرائیل ابتدا بدون قیدوشرط عقبنشینی کند.
براساس گزارش رویترز، عقبنشینی تدریجی اسرائیل به اجرای سازوکار امنیتی و خلع سلاح تأییدشده حزبالله گره خورده است. اسرائیل نیز میگوید تا زمانی که حزبالله خلع سلاح نشود و تهدید آن برطرف نشود، از تمام مناطق خارج نخواهد شد.
در طرف مقابل، حزبالله اعلام کرده تا زمانی که اسرائیل از خاک لبنان عقبنشینی نکرده، حاضر نیست درباره سلاح خود وارد مذاکره شود.
همین تناقض، قلب بحران فعلی است:
اسرائیل میگوید اول خلع سلاح؛ حزبالله میگوید اول عقبنشینی.
آمریکا هم با ماندن دائمی اسرائیل موافق نیست
موضوع پیچیدهتر از یک تقابل دوطرفه است.
۱۳ اوت، پس از آنکه وزیر دفاع اسرائیل از آمادگی برای «حضور طولانیمدت» در جنوب لبنان سخن گفت، یک مقام وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد حضور نظامی دائمی اسرائیل با تعهدات چارچوب مورد حمایت واشنگتن سازگار نیست.
آمریکا تأکید کرده انتظار دارد همه طرفها به توافق عمل کنند و اسرائیل نیز در چارچوب مذاکرات اعلام کرده ادعای ارضی نسبت به لبنان ندارد.
در عین حال، سفیر آمریکا در لبنان نیز گفته بود عملیات اسرائیل تا زمانی که مسئله خلع سلاح حزبالله حل نشده، ممکن است ادامه پیدا کند. مذاکرات نیز در هفتههای اخیر پیشرفت تعیینکنندهای نداشته است.
پس واشنگتن همزمان دو هدف دارد: جلوگیری از اشغال دائمی خاک لبنان و پیشبرد خلع سلاح حزبالله.
همین دوگانه اجرای توافق را بسیار دشوار کرده است.
بانک اهداف ایران؛ ادعا یا تهدید عملیاتی؟
یکی از حساسترین بخشهای گزارش یونیوز، ماجرای «بانک اهداف» است.
طبق این روایت، تهران فهرستی از اهداف داخل اسرائیل تهیه کرده که در صورت حمله گسترده علیه ایران یا لبنان میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
وجود برنامهریزی هدفگیری در ساختار نظامی کشورها موضوع غیرعادیای نیست، اما درباره فهرست مشخص مورد اشاره یونیوز، جزئیات مستقل یا تأیید علنی از سوی مقام رسمی ایران منتشر نشده است.
بنابراین نمیتوان ادعاهایی نظیر تعداد اهداف، نوع فرودگاهها، پایگاههای موردنظر یا زمان اجرای احتمالی حمله را بهعنوان واقعیت قطعی منتشر کرد.
در فضای پرتنش فعلی، چنین پیامهایی خود بخشی از جنگ بازدارندگی هستند؛ یعنی حتی پیش از آنکه شلیک واقعی انجام شود، طرفها تلاش میکنند هزینه اقدام حریف را در محاسبات سیاسی و نظامی بالا ببرند.
آیا واقعاً خطر جنگ دوباره بالا رفته است؟
بله؛ اما جنگ گسترده هنوز سناریوی قطعی نیست.
سه مسیر اصلی را میتوان برای روزهای آینده در نظر گرفت.
سناریوی اول؛ ادامه عملیات محدود
اسرائیل میتواند حملات هوایی، توپخانهای و فشار پیرامون علیالطاهر را ادامه دهد، بدون اینکه وارد یک عملیات زمینی بزرگ برای تصرف کامل منطقه شود.
این سناریو احتمال برخورد مستقیم گسترده ایران و اسرائیل را پایینتر نگه میدارد، هرچند خطر خطای محاسباتی همچنان وجود دارد.
سناریوی دوم؛ حمله گسترده به علیالطاهر
اگر اسرائیل تصمیم به عملیات زمینی وسیع برای تصرف ارتفاعات یا نابودی کامل تأسیسات مورد ادعای خود بگیرد، احتمال ورود حزبالله به نبرد سنگینتر افزایش مییابد.
در چنین شرایطی، هشدار منتسب به ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. تجربه درگیریهای ماههای گذشته نیز نشان داده تهران در شرایطی که عملیات اسرائیل در لبنان از برخی خطوط تعیینشده عبور کرده، امکان اقدام مستقیم را کنار نگذاشته است. در ماه ژوئن نیز پس از حملات اسرائیل در لبنان، ایران و اسرائیل بار دیگر تبادل آتش مستقیم داشتند.
سناریوی سوم؛ بازگشت پرونده به میز مذاکره
کمهزینهترین مسیر برای همه طرفها، پیشرفت در همان چارچوب مناطق آزمایشی است؛ یعنی ارتش لبنان کنترل مناطق مشخص را تحویل بگیرد، ترتیبات مربوط به سلاح و زیرساخت نظامی بررسی شود و اسرائیل نیز بهصورت مرحلهای عقبنشینی کند.
اما آزمایشهای اولیه این مدل نشان داده اجرای آن بسیار دشوار است و حتی نخستین مناطق آزمایشی با هفتهها مذاکره و اختلاف همراه بودهاند.
آیا «مقاومت دست برتر را دارد»؟
یونیوز در پایان گزارش خود چنین برداشتی ارائه کرده است، اما این عبارت یک ارزیابی سیاسی-نظامی است، نه واقعیتی که بتوان بهطور مستقل اندازهگیری و اثبات کرد.
آنچه قابل تأیید است این است که اسرائیل هنوز نتوانسته مسئله علیالطاهر را مطابق خواسته خود حل کند و در مقابل، حزبالله نیز با فشار نظامی و سیاسی سنگینی برای عقبنشینی از مواضع و خلع سلاح روبهروست.
اسرائیل همچنان در بخشهایی از جنوب لبنان حضور نظامی دارد و حتی وزیر دفاع این کشور گفته خروج کامل به خلع سلاح حزبالله بستگی خواهد داشت. از سوی دیگر دولت لبنان و آمریکا نیز با دائمی شدن این حضور مخالفت کردهاند.
در نتیجه میدان فعلاً بیش از آنکه یک «برنده قطعی» داشته باشد، در وضعیت بازدارندگی شکننده قرار دارد.
جمعبندی؛ علیالطاهر میتواند ماشه بحران بعدی باشد
گزارش یونیوز از هشدار ایران را نمیتوان نادیده گرفت، اما نباید آن را نیز بدون قید بهعنوان بیانیه رسمی تهران بازنشر کرد.
آنچه این رسانه منتشر کرده، مجموعهای از ادعاها درباره خط قرمز ایران، احتمال حملات موشکی به اهداف نظامی در شمال اسرائیل و وجود بانک اهداف از پیش تعیینشده است. بخش عمده این جزئیات هنوز تأیید مستقل و رسمی ندارد.
در مقابل، یک واقعیت کاملاً قابل مشاهده وجود دارد: ارتفاعات علیالطاهر به یکی از خطرناکترین نقاط اصطکاک در جنوب لبنان تبدیل شده است.
اسرائیل در همین روزهای اخیر حملات خود را در این منطقه ادامه داده، مذاکرات پس از هفت دور هنوز اختلافات بنیادی را حل نکرده و مسئله ترتیب «عقبنشینی اسرائیل یا خلع سلاح حزبالله» همچنان بدون پاسخ مانده است.
اگر عملیات پیرامون علیالطاهر در سطح محدود باقی بماند، فضای دیپلماتیک هنوز میتواند مانع گسترش جنگ شود.
اما اگر این ارتفاعات به صحنه یک عملیات زمینی گسترده تبدیل شوند، موضوع دیگر فقط یک نزاع محلی در جنوب لبنان نخواهد بود.
آن نقطه میتواند همان ماشهای باشد که دوباره ایران، اسرائیل و لبنان را وارد چرخهای از حمله و پاسخ کند؛ چرخهای که این بار خطر تبدیل شدنش به یک جنگ منطقهای، بسیار جدیتر از یک تیتر رسانهای خواهد بود.