انتقاد نسیمه غلامی از صداوسیما؛ چرا پخش نشدن فوتسال زنان فقط یک مشکل رسانهای نیست؟
صحبتهای تازه نسیمه غلامی درباره پخش تلویزیونی فوتسال زنان شاید یکی از مهمترین نقدهایی باشد که در روزهای خداحافظی او از تیم ملی مطرح شده است.
غلامی تأکید کرده پخش تلویزیونی تنها به معنای دیده شدن مسابقه نیست، بلکه میتواند یک ورزشکار را به جامعه معرفی کند و حتی باعث شود دختر نوجوانی با تماشای بازیکنان تیم ملی، مسیر ورزشی آینده خود را انتخاب کند. او همچنین معتقد است افزایش دیده شدن مسابقات زنان میتواند به جذب اسپانسر و بالاتر رفتن ارزش اقتصادی لیگ کمک کند.
این حرف وقتی از زبان غلامی بیان میشود وزن بیشتری پیدا میکند؛ بازیکنی که تقریباً تمام مسیر رشد فوتسال زنان ایران در دو دهه اخیر را از نزدیک تجربه کرده است.
نسیمه غلامی از نسلی میآید که بدون دیده شدن قهرمان آسیا شد
غلامی نخستین بازی ملی خود را در سپتامبر ۲۰۰۱ انجام داد و بیش از دو دهه بعد نیز در ۴۰ سالگی همراه ایران به نخستین جام جهانی فوتسال زنان فیفا رسید. فیفا پیش از جام جهانی ۲۰۲۵ از این سابقه طولانی بهعنوان یکی از داستانهای ویژه مسابقات یاد کرده بود.
او بخشی از پرافتخارترین نسل تاریخ فوتسال زنان ایران بود.
ایران در نخستین جام ملتهای فوتسال زنان آسیا در سال ۲۰۱۵ با شکست یک بر صفر ژاپن قهرمان شد و نام غلامی نیز در ترکیب تیم قهرمان ثبت شده است. سه سال بعد، ایران بار دیگر ژاپن را در فینال شکست داد؛ این بار با نتیجه ۵ بر ۲ و در مسابقهای که نسیمه غلامی کاپیتان تیم ملی ایران بود.
با این حال، بخش بزرگی از جامعه ایران این نسل را نه از طریق پخش منظم مسابقات باشگاهی و ملی، بلکه پس از قهرمانیها و از طریق اخبار، شبکههای اجتماعی و گزارشهای رسانهای شناخت.
همین تناقض، نقطه اصلی انتقاد غلامی است: فوتسال زنان ایران توانسته قهرمان آسیا شود، اما ستارههایش هیچگاه به اندازه موفقیت ورزشی خود در رسانه عمومی دیده نشدهاند.
حتی جام جهانی هم نتوانست این خلأ را بهطور کامل جبران کند
اهمیت مسئله در سال ۲۰۲۵ بیشتر شد؛ زمانی که فیفا برای نخستین بار جام جهانی فوتسال زنان را برگزار کرد و ایران نیز پس از کسب مقام سوم جام ملتهای آسیا سهمیه این رقابت تاریخی را به دست آورد. تیم ملی ایران در دیدار ردهبندی آسیا چین میزبان را ۳ بر یک شکست داد تا در کنار ژاپن و تایلند راهی جام جهانی شود.
در فیلیپین، ایران مقابل برزیل ۴ بر یک شکست خورد، پاناما را ۶ بر ۲ برد و در بازی تعیینکننده برابر ایتالیا ۳ بر یک مغلوب شد و از صعود بازماند. غلامی نیز در پیروزی برابر پاناما یکی از گلهای ایران را به ثمر رساند.
فیفا مسابقات این تورنمنت را در بسترهای دیجیتال خود نیز در دسترس مخاطبان جهانی قرار داده بود؛ برای نمونه، در معرفی یکی از مسابقات تأکید شده بود که هواداران میتوانند رقابتها را از طریق FIFA+ تماشا کنند.
اما مسئلهای که غلامی روی آن دست میگذارد، دسترسی اینترنتی صرف نیست. تلویزیون عمومی همچنان توانایی متفاوتی برای رساندن یک مسابقه به مخاطبی دارد که لزوماً از قبل دنبالکننده حرفهای فوتسال زنان نیست.
پخش تلویزیونی چگونه میتواند یک قهرمان آینده بسازد؟
شاید در نگاه اول این جمله غلامی که «ممکن است یک دختر نوجوان با دیدن مسابقه تصمیم بگیرد فوتسال را شروع کند» قابل اندازهگیری به نظر نرسد، اما منطق پشت آن کاملاً شناختهشده است.
ورزشکار برای تبدیل شدن به الگو باید دیده شود.
اگر نوجوانی نام مارال ترکمان، فرشته کریمی، فرزانه توسلی یا دیگر ستارههای فوتسال ایران را نداند و مسابقات آنها را نبیند، طبیعتاً ارتباط کمتری با این رشته برقرار خواهد کرد. در مقابل، تماشای مستمر مسابقه باعث میشود بازیکنان از افرادی که فقط هنگام کسب مدال نامشان در خبرها دیده میشود، به چهرههایی آشنا تبدیل شوند.
اتفاقی که در بخشهای مختلف ورزش زنان جهان رخ داده نیز همین موضوع را نشان میدهد.
گزارش Women's Sport Trust نشان میدهد ورزش زنان در بریتانیا در سال ۲۰۲۵ رکورد تازهای در میزان دیده شدن ثبت کرد؛ ۴۸ میلیون نفر حداقل بخشی از ورزش زنان را تماشا کردند و فینال یورو زنان با اوج ۱۶.۲۲ میلیون بیننده، پربینندهترین لحظه تلویزیونی سال در این کشور شد. نکته مهمتر اینکه ورزش زنان با وجود داشتن تنها ۸ درصد پوشش ورزشی ساعات پربیننده، ۱۳ درصد زمان تماشای مخاطبان ورزشی را به خود اختصاص داد.
این اعداد مربوط به بازار ایران نیستند و نمیتوان آنها را مستقیماً به فوتسال زنان ایران تعمیم داد، اما یک رابطه مهم را نشان میدهند: وقتی امکان دیده شدن فراهم میشود، تقاضای مخاطب نیز میتواند رشد کند.
اسپانسر چرا باید برای ورزشی که دیده نمیشود پول بدهد؟
بخش اقتصادی صحبتهای غلامی حتی ملموستر است.
اسپانسر زمانی برای یک باشگاه یا لیگ هزینه میکند که لوگو، نام و محصولش مقابل تعداد قابل قبولی از مخاطبان قرار بگیرد. اگر مسابقات تلویزیونی نباشد و پوشش دیجیتال نیز محدود بماند، ارزش تجاری فضای روی پیراهن، تابلوهای تبلیغاتی سالن و قراردادهای بازیکنان پایین میماند.
مطالعات جهانی نشان میدهد رشد دیده شدن ورزش زنان دقیقاً با افزایش سرمایه تجاری همراه شده است. مککینزی گزارش کرده افزایش مخاطبان باعث شده برندها با سرعت بیشتری به سمت ورزش زنان حرکت کنند و درآمد اسپانسری لیگهایی مانند NWSL و WNBA طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته باشد.
دیلویت نیز پیشبینی کرده بود درآمد ورزش حرفهای زنان در جهان در سال ۲۰۲۵ از ۲.۳ میلیارد دلار عبور کند که حدود ۱.۲۶ میلیارد دلار آن از منابع تجاری مانند اسپانسرینگ و ۵۹۰ میلیون دلار از بخش پخش حاصل میشود.
بنابراین پخش مسابقه صرفاً یک هزینه رسانهای نیست؛ در یک ساختار حرفهای میتواند بخشی از موتور درآمدزایی ورزش باشد.
چرخهای که فوتسال زنان ایران در آن گرفتار شده است
مشکل را میتوان به شکل یک چرخه ساده توضیح داد.
مسابقات کمتر پخش میشوند؛ در نتیجه بازیکنان کمتر شناخته میشوند. وقتی مخاطب عمومی بازیکنان را نشناسد، تعداد برندهای علاقهمند به سرمایهگذاری محدود میشود. وقتی اسپانسر کمتر باشد، درآمد باشگاهها کاهش مییابد و در نهایت دستمزد، امکانات، کیفیت تمرین، تبلیغات و سطح حرفهای لیگ نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
سپس همان لیگ کمامکانات دوباره با این استدلال روبهرو میشود که «مخاطب زیادی ندارد».
این همان چرخهای است که برای شکستن آن، پخش منظم اهمیت پیدا میکند.
پژوهشهای جدید جهانی هم تأکید دارند که رشد پایدار ورزش زنان تنها با مسابقات بزرگ اتفاق نمیافتد. Women's Sport Trust در گزارش ۲۰۲۵ خود صراحتاً بر اهمیت پوشش مستمر مسابقات داخلی برای تبدیل هیجان تورنمنتهای بزرگ به عادت تماشای دائمی تأکید کرده است.
ایران استعداد دارد؛ اما مردم چند ستاره فوتسال زنان را میشناسند؟
نمونه فوتسال ایران شاید از این جهت مهمتر باشد که مسئله کمبود موفقیت وجود ندارد.
ایران دو بار قهرمان آسیا شده، در سال ۲۰۲۵ با مقام سوم قاره به جام جهانی رسیده و بازیکنانی مانند مارال ترکمان نیز در همان جام ملتها عنوان خانم گل مسابقات را کسب کردهاند. AFC ترکمان را پس از شش گل در نخستین حضورش در این تورنمنت، یکی از استعدادهای درخشان فوتسال آسیا معرفی کرد.
اما سؤال ساده این است: چه تعداد از مردم ایران این بازیکنان را میشناسند؟
نسیمه غلامی میخواهد نسل بعدی وضعیتی متفاوت داشته باشد؛ بازیکنانی که مردم نه فقط هنگام قهرمانی، بلکه در طول فصل آنها را ببینند، سبک بازیشان را بشناسند و برای مسابقاتشان هیجان داشته باشند.
درخواست غلامی فقط برای نسل خودش نیست
شاید مهمترین جمله غلامی همین باشد که «امروز دیگر فقط مسئله من و نسل من نیست.»
او پس از بیش از دو دهه بازی ملی، دو قهرمانی آسیا و تجربه نخستین جام جهانی فوتسال زنان، دوران خود را پشت سر گذاشته است. پخش شدن یا نشدن مسابقات دیگر چیزی به تعداد جامها و بازیهای ملی او اضافه نمیکند.
اما برای یک بازیکن ۱۵ یا ۱۶ ساله، شرایط متفاوت است.
دیده شدن میتواند به معنای داشتن الگو، پیدا کردن باشگاه، جذب اسپانسر شخصی، افزایش درآمد و حتی انتخاب فوتسال بهعنوان یک مسیر جدی حرفهای باشد.
به همین دلیل انتقاد نسیمه غلامی از صداوسیما را نمیتوان تنها گلایه یک ستاره قدیمی از «پخش نشدن مسابقات» دانست. پشت این مطالبه یک سؤال بزرگتر قرار دارد:
فوتسال زنان ایران که توانسته بدون برخورداری از میزان دیده شدن متناسب، دو بار قهرمان آسیا شود، اگر مسابقاتش بهطور منظم در برابر میلیونها مخاطب قرار بگیرد تا کجا میتواند رشد کند؟
شاید نسل غلامی با کمترین میزان دیده شدن قهرمان شد؛ اما برای رقابت پایدار با قدرتهای جدید آسیا و جهان، دیگر تنها داشتن استعداد کافی نیست. فوتسال زنان علاوه بر سالن، مربی و مسابقه بینالمللی، به چیزی نیاز دارد که سالها از آن محروم بوده است: مخاطبی که بتواند قهرمانانش را ببیند.
متا دیسکریپشن: نسیمه غلامی از پخش نشدن مسابقات فوتسال زنان از صداوسیما انتقاد کرد. بررسی تجربه جهانی نشان میدهد پخش تلویزیونی چگونه میتواند به جذب اسپانسر، افزایش ارزش لیگ و ظهور نسل جدید ستارههای فوتسال زنان ایران کمک کند.