کد خبر: ۶۶۵۴۹۳

روحانی: جنگ باید عزتمندانه تمام شود؛ «تنگه هرمز بی‌کشتی به چه درد می‌خورد؟»

روحانی: جنگ باید عزتمندانه تمام شود؛ «تنگه هرمز بی‌کشتی به چه درد می‌خورد؟»
حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین ایران، در یکی از صریح‌ترین موضع‌گیری‌های خود از زمان آغاز جنگ جاری، خواستار ترکیب «قدرت نظامی و دیپلماسی» برای رسیدن به پایان عزتمندانه جنگ شد و همزمان درباره تنگه هرمز گفت این آبراه باید برای ایران «تنگه امنیت» باشد، اما بسته و بدون کشتی ماندن آن نیز منفعتی برای کشور ندارد. سخنان روحانی در شرایطی مطرح شده که بحران هرمز وارد هفتمین ماه شده، تردد تجاری همچنان به‌مراتب کمتر از شرایط عادی است و ایران محدودیت‌های بیشتری علیه برخی کشتی‌ها اعمال کرده است. او همچنین از صداوسیما، مخالفان مذاکره و ایجاد دوگانه «موشک یا دیپلماسی» انتقاد کرد و گفت پایان جنگ باید با توجه به مصالح ملی و نظر مردم دنبال شود.
۱۹:۴۹ - ۱۲ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

روحانی در دیدار روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ با گروهی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولت‌های یازدهم و دوازدهم، چند بار بر پایان جنگ تأکید کرد، اما همزمان گفت ایران باید برای احتمال ادامه درگیری نیز آماده دفاع باشد.

او استدلال کرد هدف باید «پایان عزتمندانه» جنگ باشد تا امکان بازسازی خسارت‌ها، سرمایه‌گذاری و بازگشت امید اقتصادی فراهم شود. در عین حال تأکید کرد اگر طرف مقابل حاضر به مذاکره نشود، ایران باید به مقاومت و دفاع ادامه دهد.

این موضع عملاً تلاش برای فاصله گرفتن همزمان از دو روایت است: از یک طرف ادامه نامحدود جنگ و از طرف دیگر پایان دادن به درگیری به هر قیمت.

روحانی بر این باور است که ابزار نظامی و مذاکره جایگزین یکدیگر نیستند و قدرت دفاعی باید پشتوانه میز مذاکره باشد.

«موشک یا مذاکره»؛ دوقطبی‌ای که روحانی رد کرد

یکی از سیاسی‌ترین بخش‌های سخنان رئیس‌جمهور پیشین، انتقاد از دوگانه‌سازی میان نیروهای مسلح و دیپلماسی بود.

او گفت حمایت از مذاکره به معنی کنار گذاشتن حمایت از نیروهای مسلح نیست و صراحتاً «موشک، پهپاد و مذاکره» را ابزارهایی برای دفاع از منافع کشور توصیف کرد. از نگاه او، مذاکره زمانی قدرت دارد که طرف مقابل احساس کند ساختار سیاسی، جامعه و نیروهای دفاعی در پشت مذاکره‌کنندگان قرار دارند.

این حرف در شرایط کنونی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

دولت ترامپ در ۲۷ اوت اعلام کرده بود مذاکره فعالی با ایران در جریان نیست و واشنگتن فعلاً بر افزایش فشار اقتصادی متمرکز شده است. همزمان قطر تلاش‌هایی برای احیای کانال دیپلماتیک انجام داده و گزارش تازه‌تر رویترز نیز می‌گوید بخشی از دولت آمریکا خواهان جلوگیری از تشدید بیشتر جنگ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای این کشور است.

بنابراین سخنان روحانی در خلأ مطرح نشده؛ مسئله واقعی اکنون این است که آیا کانالی برای تبدیل کاهش تنش احتمالی به مذاکره رسمی وجود خواهد داشت یا خیر.

جمله‌ای که خبرساز شد؛ «تنگه بی‌کشتی به چه درد می‌خورد؟»

شاید مهم‌ترین جمله اقتصادی و ژئوپلیتیکی روحانی مربوط به تنگه هرمز بود.

او گفت تنگه هرمز باید «تنگه امنیت ما» و در عین حال «پررونق» باشد و پرسید: «تنگه بی‌کشتی به چه درد می‌خورد؟»

روحانی تأکید کرد ایران نباید به دنبال بی‌رونق کردن تجارت جهانی باشد، اما امنیت ایران و عمان نیز باید در رفت‌وآمد کشتی‌ها مورد توجه قرار گیرد.

این موضع با وضعیت واقعی هرمز ارتباط مستقیمی دارد.

داده‌های کپلر نشان داد روز چهارشنبه تنها شش کشتی کالایی از تنگه عبور کردند؛ در حالی که میانگین ۱۰ روزه حدود ۱۳ کشتی بوده است. فقط یک روز قبل نیز تعداد عبورها چهار فروند گزارش شده بود. این ارقام مقدماتی‌اند و خاموش کردن فرستنده AIS توسط برخی کشتی‌ها می‌تواند آمار را تغییر دهد، اما جهت کلی روشن است: ترافیک هرمز هنوز بسیار پایین‌تر از حالت عادی است.

این اختلال یکی از دلایل مهم جهش نفت برنت به حوالی ۹۷ دلار و افزایش هزینه انرژی و حمل‌ونقل در جهان است.

اما یک نکته حقوقی؛ «عبور بی‌ضرر» تمام داستان هرمز نیست

روحانی گفت مقررات بین‌المللی نیز «عبور بی‌ضرر» را به رسمیت می‌شناسند. این عبارت به یک مفهوم واقعی در حقوق دریاها اشاره دارد، اما وضعیت حقوقی تنگه هرمز کمی پیچیده‌تر است.

در کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل، برای تنگه‌هایی که برای کشتیرانی بین‌المللی استفاده می‌شوند، رژیم اصلی «عبور ترانزیتی» تعریف شده است. ماده ۳۸ UNCLOS حق عبور ترانزیتی کشتی‌ها و هواپیماها را به رسمیت می‌شناسد و ماده ۴۴ تصریح می‌کند کشورهای ساحلی نباید این عبور را متوقف یا مختل کنند. سازمان بین‌المللی دریانوردی نیز در ژوئیه امسال دوباره تأکید کرد که عبور ترانزیتی در تنگه‌های مورد استفاده کشتیرانی بین‌المللی نباید تهدید، متوقف یا مختل شود.

ایران کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها را امضا کرده اما آن را تصویب نکرده است؛ بنابراین درباره دامنه دقیق تعهدات قراردادی و عرفی ایران اختلاف حقوقی وجود دارد. اسناد سازمان ملل امضای ایران در دسامبر ۱۹۸۲ را ثبت کرده‌اند، بدون ثبت تصویب بعدی.

پس جمله روحانی از منظر سیاسی روشن است ــ کشتی‌ای که تهدید مستقیم امنیتی ایجاد کند مسئله‌ساز است ــ اما حقوق حاکم بر عبور از هرمز را نمی‌توان صرفاً به مفهوم «عبور بی‌ضرر» محدود کرد.

واقعیت فعلی؛ ایران ۵۶ کشتی را در فهرست محدودیت قرار داده است

تأکید روحانی بر پررونق ماندن هرمز درست زمانی مطرح شده که سیاست عملی ایران در آبراه سخت‌گیرانه‌تر شده است.

رویترز گزارش داده «مرجع تنگه خلیج فارس» ایران ۱۱ کشتی دیگر را به فهرست کشتی‌های غیرمجاز اضافه کرده و تعداد شناورهای قرارگرفته در فهرست به ۵۶ فروند رسیده است. ایران هشدار داده کشتی‌های متخلف ممکن است با جریمه، توقیف یا مصادره مواجه شوند و حتی شناورهایی که با کشتی‌های فهرست‌شده انتقال محموله انجام دهند نیز می‌توانند محدود شوند.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که حرف روحانی اهمیت سیاسی پیدا می‌کند.

او عملاً پیشنهاد می‌کند هرمز به جای «ابزار توقف تجارت»، به اهرمی برای تأمین امنیت ایران همراه با حفظ جریان بازرگانی تبدیل شود.

بحران هرمز فقط مسئله ایران و آمریکا نیست

سازمان بین‌المللی دریانوردی در ارزیابی ۲۸ اوت اعلام کرد تا آن زمان نزدیک ۴۰۰ کشتی با حدود ۶ هزار دریانورد از آغاز بحران نتوانسته‌اند با ایمنی از خلیج فارس خارج شوند. IMO همچنین دست‌کم ۷۰ حمله علیه کشتیرانی بین‌المللی را از آغاز جنگ ثبت کرده بود.

اختلال به حدی رسیده که محموله‌های LNG قطر و امارات در عملیات‌های نادر انتقال کشتی‌به‌کشتی در خارج از تنگه جابه‌جا شده‌اند تا بتوانند به مشتریان آسیایی برسند.

بنابراین بازگشت رونق به هرمز فقط مسئله درآمد ایران نیست؛ امنیت انرژی قطر، امارات، عراق، بازار آسیا و قیمت جهانی نفت و گاز نیز به آن وابسته است.

حمله روحانی به صداوسیما؛ «ملی شود»

بخش مهم دیگر سخنان روحانی مستقیماً متوجه ساختار رسانه‌ای کشور بود.

او از صداوسیما انتقاد کرد و گفت رسانه‌ای که قرار است ملی باشد نباید تنها در اختیار یک گروه محدود باقی بماند. روحانی با اشاره به شرایط پس از جنگ استدلال کرد جامعه‌ای که در بحران برای دفاع از کشور کنار یکدیگر ایستاده، باید در رسانه رسمی نیز امکان شنیده شدن طیف‌های بیشتری را داشته باشد.

عباراتی مانند اینکه «اکثریت مردم» یا حتی رئیس‌جمهور تمایلی به دیدن صداوسیما ندارند، ارزیابی سیاسی روحانی است و در این سخنرانی با داده نظرسنجی مشخصی پشتیبانی نشده است.

بنابراین این بخش را باید موضع سیاسی رئیس‌جمهور پیشین درباره رسانه ملی دانست، نه یک آمار اثبات‌شده درباره میزان مخاطب.

«اکثریت قاطع مردم جنگ را نمی‌خواهند»؛ ادعا یا داده؟

همین احتیاط درباره یکی دیگر از مهم‌ترین جملات سخنرانی نیز لازم است.

روحانی گفت جنگ باید «طبق نظر اکثریت قاطع مردم» پایان یابد و منتقدان این رویکرد را اقلیتی برخوردار از تریبون توصیف کرد.

اما در سخنان او نظرسنجی عمومی مشخصی ارائه نشده که نشان دهد چه درصدی از مردم چه نوع پایان جنگ یا چه چارچوب مذاکراتی را ترجیح می‌دهند.

اصل پیشنهاد او ــ مراجعه بیشتر به افکار عمومی در تصمیم‌های بزرگ ــ روشن است؛ اما نسبت دادن یک موضع معین به «اکثریت قاطع» بدون داده عمومی باید همچنان به نام خود روحانی نقل شود.

خاطره جان کری و اصفهان؛ قابل تأیید مستقل نیست

روحانی همچنین خاطره‌ای از سفر به اصفهان در بهمن ۱۳۹۳ مطرح کرد و گفت جان کری پس از مشاهده استقبال مردم به محمدجواد ظریف گفته بود آمریکا «پیام را گرفته» و دریافته نمی‌تواند در مقابل دولت ایران بایستد.

این روایت در سخنرانی جدید روحانی مطرح شده، اما در جست‌وجوی منابع عمومی مستقل، سند مستقیمی از جان کری یا وزارت خارجه وقت آمریکا که همین گفت‌وگو و عبارات را تأیید کند پیدا نمی‌شود.

بنابراین دقیق‌ترین نحوه بازنشر این بخش آن است که گفته شود روحانی چنین خاطره‌ای از گفت‌وگوی کری و ظریف نقل کرده است، نه اینکه این مکالمه به‌طور مستقل اثبات شده باشد.

روحانی چه نسخه‌ای برای ایران بعد از جنگ دارد؟

اگر سخنرانی طولانی روحانی را از ادبیات مذهبی، خاطرات دولت گذشته و انتقادهای سیاسی جدا کنیم، نسخه پیشنهادی او تقریباً پنج بخش دارد:

حفظ بازدارندگی نظامی، باز کردن مسیر دیپلماسی، جلوگیری از تعطیلی تجارت در هرمز، مشارکت بیشتر افکار عمومی در تصمیم‌های کلان و بازتر شدن فضای رسانه‌ای.

این نسخه درست در زمانی مطرح شده که میدان جنگ دوباره ملتهب شده است. حملات تازه آمریکا به ایران از شدیدترین تبادل‌های نظامی از ماه ژوئیه بوده و نفت نیز به بالاترین سطح حدود شش هفته اخیر رسیده است.

در عین حال، گزارش‌های روز پنجشنبه نشان می‌دهد در واشنگتن نیز بحث مهار دور تازه درگیری وجود دارد و برخی مقام‌های دولت ترامپ ترجیح می‌دهند پیش از انتخابات نوامبر جنگ وارد مرحله شدیدتری نشود.

از این منظر، مهم‌ترین جمله روحانی شاید نه حمله به صداوسیما و نه خاطره برجام، بلکه همان جمله کوتاه درباره هرمز باشد:

«تنگه بی‌کشتی به چه درد می‌خورد؟»

این جمله یک انتخاب راهبردی را پیش روی سیاست ایران می‌گذارد؛ اینکه هرمز قرار است ابزار فشار از طریق کاهش تجارت باشد یا ابزار امنیت از طریق حفظ تجارت تحت ترتیباتی که تهران آن را قابل قبول بداند.

با توجه به سقوط تردد کشتی‌ها، جهش قیمت نفت و تشدید محدودیت‌های دریایی، پاسخ به همین سؤال می‌تواند بیش از بسیاری از مناظره‌های سیاسی داخلی، مسیر اقتصاد و جنگ را در هفته‌های آینده تعیین کند.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث