عارف: دکترین دفاعی ایران تغییر کرد؛ پاسخ «نامتوازن و چندلایه» / آمریکا باید بنزین ذخیره کند؟
محمدرضا عارف روز پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که «جنایات جدید آمریکا علیه ملت ایران» موجب تغییر معادلات امنیتی و دکترین دفاعی کشور شده است.
او تأکید کرد پاسخ ایران از این پس «نامتوازن»، «چندلایه» و «سلبکننده امنیت متجاوز» خواهد بود و در ادامه نوشت: «آمریکاییها باید به فکر ذخیره بنزین و سوخت باشند؛ ماههای سیاهی در انتظار اقتصاد آمریکاست.» متن این اظهارات توسط رسانههای داخلی و خارجی به یک شکل بازتاب داده شده است.
اهمیت این جمله در جایگاه گوینده است.
عارف یک مقام نظامی نیست، اما معاون اول رئیسجمهور است و استفاده او از عبارت «تغییر دکترین دفاعی» این پیام را از سطح یک تهدید رسانهای معمول فراتر میبرد.
با این حال، تا این لحظه سند عمومی تازهای درباره تغییر رسمی دکترین نظامی ایران یا جزئیات عملیاتی آن منتشر نشده است. بنابراین دقیقتر است این اظهارات را اعلام یک جهتگیری سیاسی و بازدارنده در سطح عالی دولت بدانیم، نه رونمایی از جزئیات یک سند نظامی جدید.
«پاسخ نامتوازن» یعنی چه؟
نامتوازن در ادبیات امنیتی الزاماً به معنی «بزرگتر بودن» پاسخ نیست.
این اصطلاح میتواند به این معنا باشد که پاسخ الزاماً در همان جغرافیا، با همان ابزار، در همان زمان یا علیه همان نوع هدفی که حمله اولیه صورت گرفته، انجام نمیشود.
وقتی این عبارت کنار «چندلایه» قرار میگیرد، پیام سیاسی آن روشنتر میشود: تهران میخواهد طرف مقابل نتواند پاسخ را صرفاً به یک تبادل مستقیم نظامی محدود پیشبینی کند.
اما از اظهارات عارف نمیتوان نتیجه گرفت دقیقاً کدام ابزارها یا حوزهها مدنظر هستند. هر تفسیر جزئیتر درباره نوع عملیات، اهداف یا زمانبندی بدون اطلاعات رسمی، فراتر از متن منتشرشده خواهد بود.
بخش سوم عبارت او، یعنی «سلبکننده امنیت متجاوز»، نیز بیش از هر چیز کارکرد بازدارنده دارد؛ پیامی مبنی بر اینکه هزینه درگیری باید از محل برخورد مستقیم فراتر برود و برای طرف مقابل قابل احساس باشد.
چرا عارف مستقیماً از بنزین و سوخت آمریکا گفت؟
این بخش از پیام او احتمالاً به مهمترین اهرم اقتصادی جنگ جاری اشاره دارد: بازار انرژی.
تازهترین تحولات بازار نشان میدهد این اهرم فقط در سطح شعار باقی نمانده است. رویترز امروز گزارش داد نفت برنت با رشد ۱.۷ درصدی به حدود ۹۷.۲۹ دلار در هر بشکه و نفت وستتگزاس آمریکا به حدود ۹۳.۰۴ دلار رسیده؛ بالاترین سطوح شش هفته اخیر. دلیل اصلی، افزایش دوباره نگرانیها از گسترش درگیری ایران و آمریکا و اختلال در عرضه نفت خاورمیانه عنوان شده است.
عبور کشتیها از تنگه هرمز نیز کاهش پیدا کرده است.
طبق دادههای مورد استناد رویترز، روز چهارشنبه تنها شش کشتی کالایی از این مسیر عبور کردند، در حالی که متوسط ۱۰ روزه حدود ۱۳ کشتی بوده است. همین افت تردد برای ایجاد «حق بیمه ژئوپلیتیک» در قیمت نفت کافی است، حتی پیش از آنکه صادرات منطقه به طور کامل مختل شود.
از این زاویه، اشاره عارف به سوخت آمریکا قابل فهم است: اگر فشار بر مسیرهای صادراتی خلیج فارس بیشتر شود، نخستین اثر قابل مشاهده میتواند در قیمت جهانی نفت و سپس فرآوردهها دیده شود.
آمریکا همین حالا بنزین چهار دلاری دارد
دادههای رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد متوسط قیمت بنزین معمولی در این کشور در هفته منتهی به ۳۱ اوت به ۴.۰۷۱ دلار برای هر گالن رسیده است.
این نرخ تقریباً ۸۹ سنت بیشتر از یک سال قبل است. در ساحل غربی آمریکا متوسط قیمت حتی به ۵.۲۰۶ دلار رسیده است.
در نتیجه، انرژی از قبل نیز یک موضوع حساس اقتصادی و سیاسی در آمریکاست.
رویترز گزارش داده نگرانی از قیمت بالای بنزین و فرسایشی شدن جنگ از عوامل نارضایتی بخشی از افکار عمومی آمریکا از ادامه درگیری است و برخی مقامهای دولت ترامپ نیز خواهان محدود نگه داشتن شدت جنگ پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر هستند.
این وضعیت باعث میشود هر جهش تازه قیمت نفت برای واشنگتن فقط یک مسئله بازار کالا نباشد؛ میتواند به تورم، انتظارات نرخ بهره و فضای سیاسی داخلی هم منتقل شود.
ذخایر استراتژیک آمریکا هم در پایینترین سطح دهههاست
یکی از دادههایی که هشدار عارف را از نظر اقتصادی قابل توجهتر میکند، وضعیت ذخایر استراتژیک نفت آمریکاست.
رویترز گزارش کرده موجودی ذخیره استراتژیک نفت آمریکا در پایان اوت به حدود ۲۸۶.۶ میلیون بشکه رسیده که پایینترین سطح از سال ۱۹۸۲ است. دولت آمریکا در ماههای گذشته برای کنترل بازار در جریان جنگ با ایران بارها از این ذخایر استفاده کرده است.
همزمان واشنگتن در تلاش است ذخایر را دوباره تقویت کند و حتی طرح مبادله نفت با ونزوئلا برای تأمین نفت مناسب ذخیره استراتژیک مطرح شده است. رویترز امروز نیز گزارش داد سطح پایین ذخایر، انعطاف دولت آمریکا برای مقابله با شوکهای تازه عرضه را محدودتر کرده است.
بنابراین اگر درگیری باعث جهش دیگری در نفت شود، آمریکا نسبت به دورهای که صدها میلیون بشکه ذخیره بیشتر داشت، ابزار ارزانتر و آسانتری برای مداخله ندارد.
آیا آمریکا واقعاً با کمبود بنزین روبهروست؟
فعلاً نمیتوان چنین ادعایی کرد.
آخرین آمار EIA نشان میدهد آمریکا در هفته منتهی به ۲۸ اوت حدود ۲۰۵.۷ میلیون بشکه ذخیره بنزین داشته است. این رقم در هفتههای اخیر کاهش یافته؛ موجودی در ۲۴ ژوئیه حدود ۲۱۱.۳ میلیون بشکه بود.
کاهش ذخیره یک علامت قابل توجه است، اما به خودی خود به معنی کمبود نیست.
آمریکا یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و فرآوردههای نفتی جهان است، شبکه پالایشی گسترده دارد و بخشی از اثر شوکهای وارداتی را با تولید داخلی جذب میکند.
به همین دلیل برای تبدیل هشدار عارف به بحران واقعی بنزین، صرفاً افزایش چنددلاری نفت کافی نیست؛ اختلال باید شدید، طولانی و گسترده باشد.
چرا عبارت «ماههای سرد» کمی پیچیدهتر است؟
یک نکته اقتصادی در سخنان عارف وجود دارد که باید دقیقتر دیده شود.
در آمریکا، مصرف بنزین معمولاً در فصل رانندگی تابستانی بالاتر است و بعد از پایان تابستان فشار تقاضای بنزین میتواند کمتر شود. بنابراین زمستان الزاماً سختترین فصل برای خود بنزین نیست.
اما مسئله «سوخت» وسیعتر از بنزین است.
در ماههای سرد، تقاضا برای گازوئیل، نفت گرمایشی و برخی فرآوردههای تقطیری در بخشهایی از آمریکا و اروپا افزایش مییابد. آخرین آمار EIA نیز نشان میدهد ذخایر دیزل کمگوگرد آمریکا در ۲۸ اوت حدود ۹۴.۲ میلیون بشکه بوده و در منطقه ساحل شرقی به ۱۸.۴ میلیون بشکه کاهش یافته است.
بنابراین اگر نفت گران بماند و همزمان عرضه فرآوردهها محدود شود، زمستان میتواند فشار انرژی را تشدید کند؛ ولی این یک سناریوی مشروط است، نه نتیجه قطعی.
«ماههای سیاه اقتصاد آمریکا» چقدر واقعبینانه است؟
در حال حاضر این عبارت بیشتر هشدار سیاسی و بازدارنده است تا پیشبینی اقتصادی قابل اثبات.
قیمت نفت نزدیک ۱۰۰ دلار شده، بنزین آمریکا بالای چهار دلار است و ذخیره استراتژیک نفت در پایینترین سطح ۴۴ سال اخیر قرار دارد. این سه عامل نشان میدهند آمریکا در برابر یک شوک بزرگ انرژی آسیبناپذیر نیست.
اما اقتصاد آمریکا بسیار بزرگ، متنوع و دارای ظرفیت تولید داخلی بالاست.
برای اینکه انرژی واقعاً «ماههای سیاه» برای کل اقتصاد آمریکا ایجاد کند، باید چند اتفاق همزمان رخ دهد: نفت برای مدتی طولانی در سطوح بسیار بالا بماند، جریان انرژی خلیج فارس به شکل جدی کاهش پیدا کند، تولیدکنندگان جایگزین نتوانند کسری را جبران کنند و افزایش هزینه انرژی به موج تازه تورم و نرخ بهره منتقل شود.
فعلاً بازار فقط بخشی از این ریسک را قیمتگذاری کرده است.
پیام عارف بیش از آنکه درباره امروز باشد، درباره مرحله بعد جنگ است
مهمترین بخش سخنان معاون اول رئیسجمهور شاید عدد قیمت بنزین نباشد، بلکه عبارت «از این پس» باشد.
دور تازه حملات آمریکا علیه ایران در روزهای اخیر از مهمترین مراحل درگیری طی هفتههای گذشته بوده و ایران نیز پاسخ نظامی داده است. رویترز این تبادل تازه را یکی از جدیترین تشدیدها پس از یک دوره نسبتاً آرامتر توصیف کرده است.
در چنین فضایی، پیام عارف میگوید تهران میخواهد پاسخهای بعدی برای طرف مقابل قابل پیشبینی نباشند و هزینه جنگ فقط در میدان نظامی محاسبه نشود.
اما آزمون واقعی این دکترین در روزها و هفتههای آینده خواهد بود.
اگر تنش فروکش کند و جریان انرژی باثباتتر شود، نفت میتواند بخشی از جهش اخیر را پس بدهد و هشدار درباره سوخت آمریکا بیشتر در سطح بازدارندگی باقی بماند.
اگر حملات تشدید شود و تردد در هرمز باز هم کاهش پیدا کند، بازار انرژی احتمالاً اولین جایی خواهد بود که هزینه اقتصادی مرحله جدید درگیری را نشان میدهد.
عارف امروز عملاً یک پیام دوگانه فرستاد: پاسخ نظامی ایران قرار است از الگوی «ضربه در برابر ضربه» فاصله بگیرد و همزمان فشار اقتصادی ناشی از ناامنی انرژی نیز بخشی از محاسبات بازدارندگی خواهد بود. اما اینکه این پیام به بحران واقعی سوخت برای آمریکا تبدیل شود یا در حد هشدار باقی بماند، بیش از هر چیز به یک متغیر بستگی دارد: مسیر جنگ و میزان اختلال واقعی در جریان نفت خلیج فارس.