دربی ۱۰۷ چه چیزی را عوض کرد؟ ۳۴ شوت و دو مربی ایرانی که ترس را از استقلال و پرسپولیس گرفتند
برای توضیح تفاوت دربی ۱۰۷ شاید نیازی به پیچیدهترین شاخصهای آماری نباشد.
ریتم مسابقه از همان دقایق نخست بالا بود. هر دو تیم حاضر بودند خط دفاع خود را جلو بیاورند، بازیکن بیشتری به حمله اضافه کنند و در انتقالها خطر کنند. پرسپولیس در نیمه نخست با علی علیپور یک فرصت تکبهتک جدی داشت و استقلال نیز در سمت مقابل توانست پیام نیازمند را تهدید کند.
سهراب بختیاریزاده بعد از مسابقه نیز تأیید کرد که هر دو تیم بهجای پرداختن به حاشیهها روی مسائل فنی و ایجاد موقعیت تمرکز داشتند. او حتی پذیرفت که پس از حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه نخست، پرسپولیس در مقطعی از نیمه اول کنترل بیشتری بر مرکز زمین پیدا کرده بود.
این اعتراف از سوی سرمربی استقلال قابل توجه است؛ چون نشان میدهد برداشت «بازی باز» صرفاً محصول هیجان هواداران نبود.
آمار چه میگوید؛ واقعاً این دربی هجومی بود؟
یک گزارش آماری، مالکیت توپ را ۵۳ درصد برای استقلال و ۴۷ درصد برای پرسپولیس ثبت کرده است.
اما در تعداد شوت، سرخها دست بالاتر را داشتند: پرسپولیس ۱۹ ضربه و استقلال ۱۲ ضربه. استقلال پنج شوت در چارچوب و پرسپولیس چهار شوت در چارچوب داشت. سرخها همچنین هشت ضربه بلوکهشده ثبت کردند و استقلال سه ضربه. تعداد کرنرها نیز هفت به چهار به سود استقلال بود.
منبع آماری دیگری اعداد کمی متفاوت ارائه کرده و برای پرسپولیس ۲۱ شوت، پنج شوت در چارچوب و امید گل ۱.۸۵ و برای استقلال ۱۳ شوت، شش شوت در چارچوب و امید گل ۱.۳۴ ثبت کرده است. تفاوت جزئی میان سرویسهای آماری طبیعی است، چون تعریف شوت و موقعیت در پلتفرمها یکسان نیست.
اما نتیجه در هر دو مجموعه داده یکسان است: این مسابقه از نظر حجم حمله، دربی بستهای نبود.
مقایسه با دربی ۱۰۲؛ تفاوت اصلی کجا بود؟
برای فهم بهتر تغییر، کافی است به دربی ۱۰۲ برگردیم؛ آخرین شهرآوردی که جواد نکونام و یحیی گلمحمدی، دو سرمربی ایرانی، روبهروی یکدیگر قرار گرفتند.
آن مسابقه در ۲۳ آذر ۱۴۰۲ با نتیجه یک بر یک به پایان رسید؛ امید عالیشاه در دقایق پایانی برای پرسپولیس گل زد و استقلال در وقتهای تلفشده با پنالتی کوین یامگا مساوی کرد.
اما گزارشهای همان زمان تصویر متفاوتی از کیفیت مسابقه ارائه میکردند.
تهرانتایمز در گزارشی که PersianLeague بازنشر کرد، آن دربی را کمهیجان توصیف کرد و نوشت از همان ابتدا رویکرد استقلال بیشتر بر دفاع و استفاده از پاسهای بلند استوار بود.
دربی ۱۰۷ چنین تصویری نداشت.
تفاوت فقط سرعت دویدن بازیکنان نبود؛ تفاوت در رفتار پس از تغییر نتیجه بود.
استقلال گل خورد و فقط ۱۰ دقیقه برای جواب دادن زمان خواست
محمدمهدی محبی در دقیقه ۵۰ پرسپولیس را جلو انداخت.
معمولاً در بسیاری از دربیها، همین لحظه میتواند آغاز دورهای طولانی از محافظهکاری تیم پیشافتاده و اضطراب تیم عقبافتاده باشد.
اما استقلال تقریباً بلافاصله واکنش نشان داد.
سعید سحرخیزان با ضربه سر دروازه پرسپولیس را تهدید کرد، یاسر آسانی تیر دروازه پیام نیازمند را لرزاند و در دقیقه ۶۰ همان بازیکن گل مساوی را زد. گزارشهای مسابقه نیز تأیید میکنند فاصله گل محبی تا پاسخ آسانی فقط ۱۰ دقیقه بود.
این یکی از مهمترین نشانههای شخصیت تیم بختیاریزاده بود.
استقلال بعد از گل خوردن دچار آشفتگی نشد؛ حمله کرد، موقعیت ساخت و قبل از اینکه پرسپولیس بتواند بازی را به فاز مدیریت نتیجه ببرد، مساوی کرد.
نکته مهمتر؛ پرسپولیس بعد از گل خودش هم عقب ننشست
اما جسارت فقط متعلق به استقلال نبود.
پرسپولیس بعد از گل محبی بهجای عقب کشیدن خطوط و محافظت صرف از برتری یک بر صفر، همچنان حمله کرد.
علیپور صاحب موقعیت شد و محمد خدابندهلو نیز با ضربه والی حبیب فرعباسی را به واکنش واداشت. حتی پس از گل تساوی استقلال، سرخها باز هم از تلاش برای رسیدن به گل دوم دست نکشیدند.
همین رفتار است که برداشت سنتی درباره مهدی تارتار را به چالش میکشد.
تارتار سالها در فوتبال ایران با تیمهایی کار کرده که معمولاً اولویتشان سازمان دفاعی، کنترل فضا و استفاده از انتقال سریع بوده است. اما نسخه پرسپولیس او در دربی ۱۰۷ حاضر شد بیشتر ریسک کند.
این یک مسابقه برای اثبات تغییر کامل فلسفه مربیگری تارتار کافی نیست؛ ولی دستکم نشان داد وقتی ابزار هجومی بیشتری در اختیار دارد، الزاماً به فوتبال بسته پناه نمیبرد.
آیا سهراب بختیاریزاده هم امضای خودش را پای استقلال گذاشت؟
در طرف مقابل بختیاریزاده نیز پیامی روشن فرستاد.
استقلال او با ساختاری بازی کرد که اجازه میداد وینگرها و بازیکنان جلو آزادی بیشتری برای حمله داشته باشند. آسانی بارها از کنارهها به محوطه نزدیک شد و در نهایت نیز همان بازیکن گل تساوی را زد.
خود بختیاریزاده پس از مسابقه گفت هر دو تیم دنبال ساخت موقعیت بودند و تساوی را نتیجهای عادلانه دانست.
شاید مهمترین نکته درباره استقلال این باشد که پس از عقب افتادن، سیستم تیم فرو نریخت.
سرمربی آبیها با ورود محمدحسین اسلامی هم نیروی تازهای به حمله اضافه کرد و همین بازیکن در فرآیند گل آسانی نقش مؤثری داشت.
بنابراین شجاعت استقلال فقط در شعار دیده نشد؛ در انتخاب تعویض و ادامه فشار بعد از گل خوردن هم قابل مشاهده بود.
دو مربی جوان؟ یک اصلاح ضروری درباره سن سهراب و تارتار
در روایت اولیه سن بختیاریزاده ۵۰ و تارتار ۵۲ سال ذکر شده، اما منابع فعلی چنین اعدادی را تأیید نمیکنند.
مهدی تارتار متولد ۲۴ سپتامبر ۱۹۷۲ است و اکنون ۵۳ سال دارد. او از پنجم ژوئیه ۲۰۲۶ هدایت پرسپولیس را برعهده گرفته است.
درباره بختیاریزاده، Transfermarkt تاریخ تولد ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۷ را ثبت کرده که در زمان دربی او را ۴۸ ساله نشان میدهد؛ البته درباره سال تولد او در بعضی منابع قدیمی اختلاف ثبت وجود داشته است.
بنابراین بهتر است در متن اصلی به جای اعداد ۵۰ و ۵۲، از تعبیر «دو مربی ایرانی نسل میانی فوتبال ایران» استفاده شود یا سن دقیق منابع جدید ذکر شود.
آیا میتوان گفت بهترین دربی یک دهه اخیر بود؟
اینجا باید میان «نظر» و «واقعیت آماری» فاصله گذاشت.
هیچ شاخص رسمی وجود ندارد که اعلام کند دربی ۱۰۷ بهترین یا زیباترین شهرآورد ۱۰ سال اخیر بوده است. مسابقاتی مانند دربی ۹۹ با تساوی ۲-۲ یا دربی ۱۰۵ با پیروزی ۲-۱ پرسپولیس نیز لحظات و گلهای بیشتری داشتهاند.
اما چیزی که درباره دربی ۱۰۷ میتوان با پشتوانه بیشتری گفت این است که دو تیم برای مساوی بازی نکردند.
تعداد بالای شوتها، رفتوبرگشتهای متعدد، واکنش سریع استقلال به گل خورده و ادامه حملات پرسپولیس بعد از هر دو گل، مؤید این موضوع است.
حتی گزارش خبرگزاری تسنیم نیز مسابقه را «دربی تمامجذاب» توصیف کرد و نوشت دو تیم برخلاف دفعات قبل، نمایشی تماشاگرپسند ارائه کردند.
پیام دربی برای تراکتور و سپاهان چیست؟
این بخش از روایت اولیه بیشتر تفسیری است، اما قابل توجه است.
استقلال با این تساوی به ۱۱ امتیاز رسید و پرسپولیس ۱۰ امتیازی شد؛ یعنی هر دو تیم در همان هفتههای ابتدایی در جمع مدعیان باقی ماندند.
برای تراکتور، سپاهان، آلومینیوم و سایر تیمهایی که به بالای جدول فکر میکنند، پیام مسابقه بیشتر از عدد امتیازهاست: دو تیم پرطرفدار تهران حاضرند برای سه امتیاز ریسک کنند.
البته فصل طولانی است و فوتبال هجومی در یک دربی تضمین نمیکند این رویکرد در تمام مسابقات ادامه پیدا کند.
آزمون واقعی تارتار و بختیاریزاده زمانی است که مقابل تیمهای فشرده و تدافعی قرار بگیرند یا در یک مسابقه حساس، نتیجه یک بر صفر را در ۲۰ دقیقه پایانی در اختیار داشته باشند.
آن زمان مشخص میشود جسارت نقش جهان یک انتخاب فلسفی بوده یا محصول هیجان ویژه دربی.
امضای واقعی تارتار و سهراب؛ ترس کمتر از شکست
شاید دقیقترین توصیف دربی ۱۰۷ این باشد: ترس از شکست کمتر از میل به پیروزی بود.
سالها دربی تهران با این منطق آغاز میشد که «اول نباز». شکست در شهرآورد میتوانست فشار هواداران، رسانهها و حتی آینده سرمربی را تحت تأثیر قرار دهد؛ در نتیجه محافظهکاری رفتاری قابل درک بود.
اما در نقش جهان دو مربی ایرانی تیمهایشان را با دستور متفاوتی به زمین فرستادند.
پرسپولیس ۱۹ تا ۲۱ بار شوت زد. استقلال ۱۲ تا ۱۳ بار. دو تیم گل زدند، تیر دروازه لرزید، دروازهبانها مجبور به واکنش شدند و پس از هر تغییر نتیجه مسابقه دوباره جان گرفت.
نتیجه همان یک بر یک آشنای بسیاری از دربیها بود؛ اما مسیر رسیدن به آن نتیجه متفاوت بود.
و شاید همین مهمترین امضایی باشد که سهراب بختیاریزاده و مهدی تارتار روی چمن نقش جهان گذاشتند: استقلال و پرسپولیس میتوانند دربی را بدون ترس از دربی بازی کنند.
اگر این جسارت در هفتههای آینده نیز ادامه پیدا کند، آن وقت دربی ۱۰۷ نه فقط به خاطر جذابیت ۹۰ دقیقهای، بلکه بهعنوان نقطهای که دو مربی ایرانی نگاه سرخابیها به فوتبال بزرگ را تغییر دادند به یاد خواهد ماند.