دربی بدون «سوپراستارها» جذابتر شد؛ استقلال و پرسپولیس یک تابوی قدیمی را شکستند
برای نسل قدیمیتر هواداران فوتبال، شناختن ترکیب استقلال و پرسپولیس تقریباً بخشی از فرهنگ عمومی بود.
حتی کسی که مسابقات را منظم دنبال نمیکرد، نامهایی مانند علی پروین، ناصر حجازی، فرهاد مجیدی، علی کریمی، مهدی مهدویکیا، جواد نکونام، وحید هاشمیان یا کریم باقری را شنیده بود. بعدتر نیز بازیکنانی مانند مهدی رحمتی، وریا غفوری، سیدجلال حسینی، امید عالیشاه و رامین رضاییان فراتر از هواداران دو باشگاه شناخته شدند.
اما ترکیب دربی ۱۰۷ تصویری متفاوت داشت.
استقلال با حبیب فرعباسی، رستم آشورماتوف، عارف آقاسی، سامان فلاح، صالح حردانی، حسین گودرزی، امیرمحمد رزاقینیا، اسماعیل قلیزاده، یاسر آسانی، علیرضا کوشکی و سعید سحرخیزان وارد زمین شد.
پرسپولیس نیز پیام نیازمند، محمدمهدی زارع، محمدحسین کنعانیزادگان، مجید عیدی، پویا پورعلی، محمد خدابندهلو، محمدمهدی محبی، مهدی تیکدری، تیوی بیفوما، ایگور سرگیف و علی علیپور را در ترکیب اصلی داشت. ترکیب رسمی هر دو تیم در گزارشهای روز مسابقه تأیید شده است.
بخشی از این اسامی برای هوادار پیگیر لیگ کاملاً شناختهشدهاند؛ اما برای مخاطب عمومی فوتبال، بسیاری هنوز به سطح «چهره ملی» نرسیدهاند.
همین موضوع کلیپ آن کودک را معنادارتر میکند.
اما یک اصلاح مهم؛ این دربی الزاماً «جوان» نبود
جذابیت روایت نباید باعث شود واقعیت آماری را تغییر دهیم.
پرسپولیس در ترکیب اصلی چند بازیکن کاملاً باتجربه داشت. پیام نیازمند ۳۱ ساله است، کنعانیزادگان ۳۲ سال دارد، مهدی تیکدری ۳۰ ساله است، تیوی بیفوما ۳۴ سال دارد، ایگور سرگیف ۳۳ ساله و علی علیپور ۳۰ ساله است. فهرست فعلی پرسپولیس در ترانسفرمارکت نیز میانگین سنی کل تیم را حدود ۲۷ سال ثبت میکند.
استقلال نیز کاملاً جوان نبود. یاسر آسانی ۳۱ سال دارد، رستم آشورماتوف حدود ۳۰ ساله است، عارف آقاسی ۲۹ سال و صالح حردانی ۲۷ سال دارد. در کنار آنها البته اسماعیل قلیزاده ۲۰ ساله، حسین گودرزی ۲۵ ساله، سامان فلاح ۲۵ ساله و سعید سحرخیزان ۲۳ ساله حضور داشتند.
پس کلیدواژه دقیقتر شاید «تازهسازی» باشد نه «جوانگرایی».
دربی ۱۰۷ تقابل دو تیم نوجوان نبود؛ تقابل دو ترکیبی بود که تعداد زیادی از نفراتشان هنوز سابقه طولانی و تثبیتشدهای در شهرآورد ندارند.
این تفاوت مهم است.
ستاره اصلی دربی را چه کسی ساخت؟ خود دربی
جالبترین اتفاق دقیقاً همینجا رخ داد.
دو گل مسابقه را دو بازیکنی زدند که پیش از فصل جاری احتمالاً برای بخش بزرگی از مخاطبان عمومی فوتبال ایران جزو اولین نامهای استقلال و پرسپولیس نبودند: محمدمهدی محبی و یاسر آسانی.
محبی در دقیقه ۵۰ با استفاده از اشتباه خط دفاعی استقلال پرسپولیس را جلو انداخت. آسانی تنها ۱۰ دقیقه بعد با شوتی پرقدرت پاسخ داد و بازی را یک بر یک کرد.
آسانی پیش از گل نیز تیر دروازه پرسپولیس را زده بود و در بخش بزرگی از مسابقه خطرناکترین بازیکن استقلال بود.
محبی نیز علاوه بر گل، چند بار با حرکت بین خطوط و استفاده از فضای دفاع استقلال موقعیت ایجاد کرد.
به بیان دیگر، دربی قرار نبود منتظر ستارههای از پیش ساختهشده بماند؛ خودش دو نفر را بیشتر به جامعه فوتبال معرفی کرد.
همین دقیقاً کاری است که مسابقات بزرگ باید انجام دهند.
۱۰ موقعیت جدی؛ برخلاف دربیهای «اسمدار» اما کمخاصیت
مهمترین دفاع از این ترکیبها کیفیت خود مسابقه است.
ایپنا در گزارش بعد از بازی از ۱۰ موقعیت خطرناک در دربی ۱۰۷ نوشته و آن را یکی از تماشاییترین شهرآوردهای سالهای اخیر توصیف کرده است. تسنیم نیز در تحلیل فنی امروز، جسارت دو تیم در اجرای ایدههای تاکتیکی را دلیل جذاب شدن بازی دانسته است.
پرسپولیس از سرعت علیپور و بیفوما استفاده میکرد، تلاش داشت بازی مستقیم استقلال را در مرکز زمین کنترل کند و با انتقال سریع به دروازه برسد.
استقلال نیز آسانی را به فضاهای داخلی میآورد، از نفوذهای سمت راست استفاده میکرد و با تحرک بدون توپ سحرخیزان مدافعان پرسپولیس را درگیر نگه میداشت. ورود محمدحسین اسلامی نیز بلافاصله جواب داد و او تقریباً با اولین مشارکتش پاس گل آسانی را ساخت.
این فوتبال شاید بینقص نبود؛ نیمه نخست برای دقایقی پر از توپهای بلند و اشتباه بود. اما دستکم دو تیم از نیمه دوم به بعد برای بردن تلاش کردند.
این همان چیزی است که بسیاری از دربیهای سالهای اخیر، حتی با بازیکنان مشهورتر، کم داشتند.
چرا فوتبال ایران اینقدر اسیر «اسم» شده است؟
اینجا مسئله فقط استقلال و پرسپولیس نیست.
بازار نقلوانتقالات فوتبال ایران سالهاست به شکلی عمل میکند که شهرت گاهی پیش از کیفیت قیمتگذاری میشود.
بازیکنی چند فصل در لیگ بازی میکند، دو یا سه مسابقه خوب دارد، نامش در رسانهها تکرار میشود و ناگهان در بازار تابستانی به کالایی بسیار گران تبدیل میشود. باشگاهها نیز زیر فشار هوادار و فضای مجازی احساس میکنند اگر «نام بزرگ» نخرند، بازنده پنجره نقلوانتقالاتی هستند.
در نتیجه گاهی خرید بازیکن بیشتر برای بردن جنگ خبری تابستان انجام میشود تا حل یک مسئله فنی.
دربی ۱۰۷ دستکم یک ضدنمونه ارائه کرد.
اسماعیل قلیزاده برای خوب بازی کردن لازم نبود ابتدا چند فصل با لقب ستاره معرفی شود. محمدمهدی محبی برای گل زدن در شهرآورد نیاز نداشت ده سال سابقه در دو تیم بزرگ داشته باشد. محمدمهدی زارع یا سامان فلاح نیز میتوانند در همین مسابقات مهم اعتبار خود را بسازند.
اعتبار باید نتیجه عملکرد باشد، نه پیششرط حضور در زمین.
البته «بازیکن ناشناخته» لزوماً بازیکن ارزان نیست
یک سوءبرداشت دیگر هم باید کنار گذاشته شود.
کمتر شناخته شدن یک بازیکن توسط مخاطب عمومی به این معنا نیست که او الزاماً ارزان، آکادمیمحور یا محصول سیستم جوانان باشگاه است.
برای نمونه ترانسفرمارکت در حال حاضر ارزش کل فهرست پرسپولیس را حدود ۱۶.۶ میلیون یورو ثبت کرده و استقلال نیز در صفحات جاری همین پایگاه در محدوده حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون یورو قرار دارد. یعنی هنوز درباره دو مورد از گرانترین تیمهای فوتبال ایران صحبت میکنیم.
بسیاری از بازیکنان ترکیب دربی نیز از باشگاههای دیگر جذب شدهاند، نه اینکه محصول مستقیم آکادمی استقلال یا پرسپولیس باشند.
پس نتیجه صحیح این نیست که «پول خرج نکنید و فقط جوان بازی دهید».
نتیجه منطقیتر این است: پول را برای کیفیت خرج کنید، نه برای شهرت.
گرسنگی برای مطرح شدن، چیزی که ستارههای اشباعشده ندارند
یکی از مزایای بازیکنی که هنوز جایگاهش تثبیت نشده، انگیزه اثبات خود است.
دربی برای چنین بازیکنی یک مسابقه عادی نیست؛ شاید بزرگترین ویترین دوران حرفهای او باشد.
قلیزاده میداند یک حرکت موفق در دربی میتواند چند برابر ۱۰ مسابقه عادی دیده شود. محبی میداند گل مقابل استقلال نامش را وارد تاریخ پرسپولیس میکند. سحرخیزان میداند نبرد موفق با کنعانیزادگان یا زارع میتواند جایگاهش را در استقلال و حتی تیم ملی تغییر دهد.
این انگیزه همیشه قابل اندازهگیری نیست، اما در سبک بازی دیده میشود: پرس بیشتر، دویدن بیشتر، تلاش برای اثبات خود و ترس کمتر از اینکه اعتبار چندسالهای با یک اشتباه آسیب ببیند.
البته تجربه نیز ارزش خودش را دارد. بدون نیازمند، کنعانی، علیپور، حردانی یا آسانی تعادل دو تیم کمتر میشد.
راز احتمالاً ترکیب این دو است: چند بازیکن باتجربه برای ستون تیم و چند بازیکن تشنه برای حرکت دادن آن.
ستاره باید در زمین ساخته شود، نه در اینستاگرام و نقلوانتقالات
دربی ۱۰۷ شاید مهمترین پیامش همین باشد.
فوتبال ایران مدتهاست ستاره را قبل از ساخته شدن معرفی میکند. یک بازیکن پس از چند هفته خوب، وارد چرخه مصاحبه، تبلیغ، صفحات هواداری و قراردادهای سنگین میشود و گاهی زمانی که باید پیشرفت کند، از نظر رسانهای به نقطهای رسیده که انگار چیزی برای اثبات ندارد.
اما تعریف واقعی ستاره چیز دیگری است.
ستاره کسی است که در مسابقه بزرگ کیفیتش را تکرار کند، زیر فشار تصمیم درست بگیرد، تیمش را بهتر کند و بعد از چند فصل هنوز استاندارد بالایی داشته باشد.
یاسر آسانی با گل دربی یک قدم در این مسیر برداشت.
محمدمهدی محبی نیز همین کار را کرد.
اسماعیل قلیزاده، سعید سحرخیزان، محمدمهدی زارع و چند نفر دیگر هنوز در ابتدای راه هستند.
دربی ۱۰۷ برای آنها پایان فرآیند ستاره شدن نبود؛ شاید آغازش بود.
آن پسربچه شاید چند سال دیگر همه این اسمها را بداند
ویدیوی بعد از دربی را میتوان از زاویه دیگری هم دید.
شاید عجیب نباشد کودکی امروز نام بعضی بازیکنان استقلال و پرسپولیس را نداند. ستارههای هر نسل از روز اول ستاره نبودهاند.
روزی فرهاد مجیدی، علی کریمی، وریا غفوری یا مهدی مهدویکیا نیز بازیکنانی بودند که باید خودشان را به مردم معرفی میکردند.
مسئله این نیست که چرا کودک امروز محمدمهدی محبی یا اسماعیل قلیزاده را نمیشناسد.
مسئله واقعی این است که آیا فوتبال ایران به این بازیکنان فرصت میدهد چند سال بمانند، پیشرفت کنند، در مسابقات بزرگ تکرار شوند و هویت پیدا کنند یا تابستان بعد دوباره همهچیز با موج تازهای از خرید و فروش تغییر میکند؟
دربی ۱۰۷ یک پاسخ امیدوارکننده داد: برای ساختن یک مسابقه جذاب لازم نیست ۲۲ اسم پرآوازه وارد زمین شوند.
گاهی کافی است بازیکنانی داشته باشید که هنوز برای تبدیل شدن به آن اسمهای بزرگ، چیزی برای اثبات کردن دارند.
اگر استقلال و پرسپولیس این درس را جدی بگیرند، شاید چند سال بعد همان کودک جلوی دوربین نهتنها نام این بازیکنان را بداند، بلکه درباره گلها و دربیهایی حرف بزند که آنها را واقعاً به ستاره تبدیل کردهاند.