کد خبر: ۶۶۵۵۴۶

از ۲۱ قفل تا ۲۰۰ میلیارد هزینه؛ پشت‌پرده بحران مدیریتی استقلال خوزستان چه بود؟

استقلال خوزستان
پنجره نقل‌وانتقالاتی استقلال خوزستان بالاخره باز شد، اما صورت‌حسابی که پس از باز شدن آن روی میز مانده شاید از خود محرومیت مهم‌تر باشد. هفت پرونده مربوط به مربیان و بازیکنان خارجی، احکام متعدد فیفا، بدهی‌هایی که مدیران فعلی مجموع هزینه حل‌وفصل آنها را تا حدود ۲۰۰ میلیارد تومان برآورد می‌کنند و قراردادهایی که اکنون درباره نحوه انعقادشان پرسش مطرح شده، باشگاه قهرمان سابق لیگ برتر را ماه‌ها از جذب و ثبت بازیکن محروم کرد. حالا مدیران فعلی می‌گویند بحران رفع شده، اما روایت‌هایی مانند قرارداد بازیکنی که بدون بازی کردن طلب سنگین پیدا کرده، بازیکن مصدومی که پول سال اول را گرفته و پرونده پیچیده تیوی بیفوما نشان می‌دهد باز شدن پنجره فقط پایان یک مشکل ورزشی است؛ نه پایان پرسش درباره نحوه مدیریت باشگاه.
۱۸:۲۴ - ۱۳ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

استقلال خوزستان دوم شهریور از فهرست باشگاه‌های دارای محرومیت نقل‌وانتقالاتی در سامانه فیفا خارج شد.

هفت نفری که پرونده‌های آنها برای باشگاه دردسر ایجاد کرده بود عبارت بودند از میودراگ بوژوویچ، دیان میرالوویچ و ساشا پتروویچ از اعضای سابق کادر فنی و کاینا نونس، ساویو روبرتو، تیوی بیفوما و دیمیتریوس چاتزیسایاس از بازیکنان پیشین.

هر پرونده‌ای که به حکم محرومیت رسیده بود سه پنجره نقل‌وانتقالاتی را می‌بست. به همین دلیل در نهایت از «۲۱ پنجره» صحبت شد.

اما این عدد ممکن است برداشت اشتباهی ایجاد کند.

منظور این نیست که استقلال خوزستان باید ۲۱ دوره نقل‌وانتقالاتی متوالی را بدون خرید بازیکن سپری می‌کرد. چند محرومیت به شکل هم‌زمان در سیستم فیفا ثبت شده بودند و باشگاه با پرداخت بدهی یا رسیدن به توافق با طلبکار، می‌توانست هر قفل را بردارد.

برای مثال در فروردین ۱۴۰۵ هنوز شش رأی صادر شده بود و مجموع محرومیت‌های ثبت‌شده به ۱۸ پنجره می‌رسید؛ پرونده هفتم در آن مقطع هنوز در راه بود.

زمستان بدون خرید؛ تابستان هم با دست بسته آغاز شد

آثار مدیریتی این پرونده‌ها فقط روی کاغذ باقی نماند.

استقلال خوزستان در زمستان ۱۴۰۴ به دلیل پنجره بسته نتوانست بازیکن جدید ثبت کند و تابستان امسال نیز با وجود حضور چند خرید تازه در تمرینات، تا زمان حل پرونده‌ها اجازه استفاده از آنها را نداشت. پانزدهم مرداد، بعد از تسویه پرونده کاینا نونس، هنوز شش پنجره ناشی از دو پرونده دیگر بسته مانده بود.

حتی دو هفته نخست لیگ بیست‌وششم نیز با همین محدودیت سپری شد و تعدادی از بازیکنان جدید امکان همراهی تیم امیر خلیفه‌اصل را نداشتند.

یعنی اشتباهات قراردادی یا تأخیرهای مالی چند فصل قبل، مستقیماً روی تیم فصل ۱۴۰۵ اثر گذاشتند.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بدهی حقوقی از یک مسئله اداری به یک زیان ورزشی تبدیل می‌شود.

۱۳۰ میلیارد، یک میلیون دلار یا ۲۰۰ میلیارد؛ کدام عدد درست است؟

برای هزینه بحران اعداد متفاوتی منتشر شده و این تفاوت نیاز به توضیح دارد.

بهنام ابوالقاسم‌پور در فروردین گفته بود مجموع پرونده‌های بین‌المللی باشگاه حدود ۱۳۰ میلیارد تومان هزینه خواهد داشت. چند ماه بعد از پرداخت‌ها نیز اعلام کرد استقلال خوزستان حدود یک میلیون دلار بدهی داشته که تسویه شده است.

شهرام هزاریان اما پنجم شهریور گفت برای «همه این پرونده‌ها» حدود ۲۰۰ میلیارد تومان هزینه شده است.

این اعداد الزاماً متناقض نیستند؛ زمان محاسبه، نرخ ارز و اینکه چه بدهی‌ها، خسارت‌ها و هزینه‌هایی در هر برآورد گنجانده شده متفاوت است. با این حال اختلاف ارقام نشان می‌دهد انتشار یک گزارش مالی رسمی و تفکیک‌شده از سوی باشگاه می‌تواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند.

آنچه قطعی‌تر است، بزرگی هزینه‌ای است که باشگاهی با بودجه محدود مجبور شده برای پرونده‌های گذشته بپردازد.

ادعای عجیب؛ ۶۰ میلیارد برای فصلی که بازیکن بازی نکرد

جنجالی‌ترین بخش صحبت‌های هزاریان مربوط به بازیکنی خارجی است که نامش اعلام نشده است.

رئیس و سخنگوی هیئت‌مدیره استقلال خوزستان گفته این بازیکن قراردادی دوساله داشت، از تیم جدا شد و برای سالی که در استقلال خوزستان بازی نکرده بود ۶۰ میلیارد تومان طلب ایجاد کرد.

این روایت در صورت صحت، بیش از هر چیز کیفیت تنظیم قرارداد را زیر سؤال می‌برد.

در قراردادهای حرفه‌ای فوتبال، صرف جدا شدن یک بازیکن الزاماً تعهدات باشگاه را از بین نمی‌برد. اگر قرارداد بدون توافق یا مبنای حقوقی معتبر فسخ شود، بازیکن می‌تواند برای باقی‌مانده مدت قرارداد مطالبه خسارت کند.

بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که «بازیکن بازی نکرده ولی پول گرفته»؛ سؤال مهم‌تر این است که قرارداد چگونه تنظیم و سپس چگونه خاتمه یافته که چنین مطالبه‌ای امکان‌پذیر شده است.

پرونده رباط صلیبی؛ هنوز فقط یک ادعاست

پرونده دیگری که هزاریان مطرح کرده حساس‌تر است.

او گفته درباره یک بازیکن «شبهاتی» وجود دارد که رباط صلیبی‌اش پیش از عقد قرارداد آسیب دیده بوده، اما بعداً اعلام شده مصدومیت در تمرین استقلال خوزستان اتفاق افتاده است. به گفته او، بازیکن بدون انجام مسابقه پول سال نخست را گرفته و برای دریافت مطالبات سال دوم هم تلاش می‌کند.

استفاده از واژه «شبهه» در همین روایت اهمیت دارد.

هیچ سند پزشکی عمومی یا رأی قضایی مستقلی منتشر نشده که ثابت کند بازیکن پیش از امضای قرارداد رباط صلیبی پاره داشته است. بنابراین نمی‌توان این موضوع را به‌عنوان تخلف اثبات‌شده مطرح کرد.

اما حتی وجود چنین اختلافی پرسش دیگری ایجاد می‌کند: معاینات پزشکی پیش از قرارداد چگونه انجام شده و پرونده پزشکی بازیکن چه وضعیتی داشته است؟

برای باشگاهی حرفه‌ای، تست پزشکی دقیق دقیقاً برای جلوگیری از همین اختلاف‌هاست.

بازیکنی که قراردادش ثبت نشد اما پولش را گرفت

هزاریان از مورد دیگری نیز صحبت کرده است: بازیکنی که در زمان بسته بودن پنجره با استقلال خوزستان قرارداد داخلی بسته، امکان ثبت قراردادش وجود نداشته، اما طبق گفته مدیر باشگاه مبلغ قرارداد خود را دریافت کرده است.

اگر روایت کامل همین باشد، سؤال مدیریتی روشن است.

چرا باشگاهی که از محدودیت ثبت بازیکن آگاه بوده ـ یا باید آگاه می‌بود ـ تعهد مالی کامل تازه‌ای ایجاد کرده است؟

خود هزاریان حتی مدعی شده عوامل قبلی باشگاه به سامانه نقل‌وانتقالات مراجعه نمی‌کردند و از بسته شدن پنجره اطلاع کافی نداشتند. این ادعای سنگینی است و تاکنون پاسخ مستند مدیران سابق به جزئیات آن منتشر نشده است.

پرونده بیفوما از همه پیچیده‌تر است؛ دو اختلاف را یکی نکنیم

تیوی بیفوما شاید بهترین نمونه برای نشان دادن آشفتگی حقوقی پرونده‌ها باشد.

یک پرونده، مطالبه خود بیفوما از استقلال خوزستان بود. ابوالقاسم‌پور در فروردین گفته بود این بازیکن بابت حدود ۹۰ هزار دلار به فیفا شکایت کرده و رأی نیز علیه باشگاه صادر شده است. همین پرونده یکی از عوامل بسته شدن پنجره بود.

اما اختلاف دیگری هم میان استقلال خوزستان و پرسپولیس بر سر انتقال بیفوما وجود دارد.

مدیران فعلی استقلال خوزستان می‌گویند سال دوم قرارداد این بازیکن در سیستم ثبت نشده بود و در نتیجه پرسپولیس توانست بدون پرداخت مبلغ مورد انتظار استقلال خوزستان او را جذب کند. باشگاه خوزستانی سپس موضوع را از مسیر کمیته وضعیت پیگیری کرد.

ابوالقاسم‌پور نیز بعداً گفت باشگاه در زمان رسیدگی پول لازم برای پرداخت هزینه دادرسی را نداشت و رأی به سود پرسپولیس صادر شد؛ به گفته او هنوز امکان پیگیری دوباره پرونده در مهلت مقرر وجود داشته و دو باشگاه نیز درباره حل مسئله مذاکره کرده‌اند.

پس هنوز نمی‌توان گفت پرسپولیس قطعاً بدهکار استقلال خوزستان است یا تخلفی انجام داده؛ پرونده انتقال و حق رضایتنامه هنوز محل اختلاف حقوقی است.

بابادی استعفا داد یا برکنار شد؟

در متن‌های اخیر بخش بزرگی از مسئولیت این وضعیت متوجه کیوان بابادی، مدیرعامل سابق، شده است؛ چون قرارداد شش پرونده نخست در دوره مدیریت او منعقد شده بود.

اما درباره نحوه پایان کار او هم دو روایت وجود دارد.

بابادی پس از شکست مقابل خیبر در ۱۸ آذر ۱۴۰۴ مقابل خبرنگاران گفت خودش به این نتیجه رسیده تیم به «شوک» نیاز دارد و استعفا می‌دهد. او همچنین تأکید کرد تیم را «پاک» بسته و گفت هرکس از او تخلفی سراغ دارد به حراست اطلاع دهد.

همزمان گزارش‌هایی منتشر شد که مالک باشگاه قصد تغییر مدیریت داشته و بابادی از سمتش کنار گذاشته شده است. روز بعد نیز بهنام ابوالقاسم‌پور به‌عنوان سرپرست مدیرعاملی معرفی شد.

بنابراین تعبیر دقیق‌تر این است که بابادی در شرایطی خروج خود را «استعفا» اعلام کرد که همزمان تغییر مدیریت از سوی مالک نیز در جریان بود.

مسئله بزرگ‌تر از یک مدیرعامل است

تمرکز تمام ماجرا روی یک فرد شاید اصل مشکل را پنهان کند.

قرارداد باشگاه حرفه‌ای فقط با امضای مدیرعامل شکل نمی‌گیرد. واحد حقوقی، امور مالی، هیئت‌مدیره، مالک باشگاه و سازوکارهای نظارتی نیز باید بتوانند تعهدات چندساله و ارزی را ارزیابی کنند.

وقتی هفت پرونده بین‌المللی به محرومیت نقل‌وانتقالاتی می‌رسد، دیگر سخت است مشکل را صرفاً «یک قرارداد بد» دانست.

مسئله به ساختار کنترل داخلی مربوط می‌شود.

چه کسی پیش از جذب بازیکن خارجی توان مالی باشگاه را بررسی کرده؟ چه کسی سررسید مطالبات را کنترل می‌کرد؟ چه نهادی ثبت قراردادها را پیگیری می‌کرد؟ آیا هیئت‌مدیره پیش از ایجاد تعهد ارزی چندساله گزارش ریسک دریافت می‌کرد؟

بدون پاسخ به این پرسش‌ها، تغییر مدیرعامل ممکن است فقط نام افراد را عوض کند.

پنجره باز شد؛ پرونده پاسخگویی هنوز باز است

مدیریت جدید در نهایت توانست بدهی‌های اصلی را تسویه کند و نام استقلال خوزستان را از فهرست محرومان فیفا خارج کند. باشگاه حتی برای تأمین بخشی از منابع، بازیکن فروخت؛ هزاریان پیش‌تر گفته بود انتقال سه بازیکن حدود ۷۰ میلیارد تومان برای استقلال خوزستان درآمد ایجاد کرده است.

این اتفاق از منظر ورزشی یک موفقیت ضروری بود.

اما اگر پایان داستان فقط پرداخت بدهی و باز کردن پنجره باشد، هیچ تضمینی وجود ندارد چند سال دیگر همان چرخه تکرار نشود.

بحران واقعی استقلال خوزستان هفت طلبکار خارجی نبودند؛ بحران، سازوکاری بود که اجازه داد هفت پرونده به مرحله‌ای برسند که فیفا بتواند پنجره یک باشگاه را بارها قفل کند.

استقلال خوزستان حالا دوباره می‌تواند بازیکن ثبت کند، اما شاید مهم‌ترین چیزی که باید ثبت شود نه قرارداد جدید، بلکه صورت‌جلسه‌ای شفاف درباره مسئولیت تصمیم‌های گذشته باشد.

پنجره نقل‌وانتقالات باز شده است؛ پرونده پاسخگویی مدیریتی هنوز نه.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث