سهراب بختیاریزاده؛ همان «بزرگتری» که استقلال سالها گم کرده بود؟ / نسخه تازه آبیها با قانون بالاتر از ستاره
استقلال در سالهای اخیر بارها برای حل مشکلات خود سراغ نسخههای خارجی رفته است؛ مربیانی با رزومه و نامهای بزرگ که هر کدام با ایدهای متفاوت وارد تهران شدند. از ریکاردو ساپینتو تا پیتسو موسیمانه، امید این بود که تجربه بینالمللی بتواند آبیها را به ثبات برساند. با این حال، مشکلات استقلال در بسیاری از مقاطع فقط فنی نبود؛ این تیم بارها با حاشیههای مدیریتی، اختلافات درون تیمی و مسائل انضباطی دستوپنجه نرم کرد.
حالا شرایط برای سهراب بختیاریزاده متفاوت پیش رفته است. استقلال پس از پنج مسابقه فصل جدید ۱۱ امتیاز گرفته و در رده دوم جدول قرار دارد؛ جایگاهی که نشان میدهد انتخاب بختیاریزاده، حتی اگر در ابتدا محصول شرایط خاص باشگاه بوده باشد، تا این مرحله از نظر نتیجه نیز قابل دفاع است.
اما آیا تنها دلیل رضایت از سهراب، امتیازهای کسبشده است؟ احتمالا نه.
سهراب بختیاریزاده و مأموریتی فراتر از مربیگری استقلال
مهمترین تفاوتی که این روزها در استقلال دیده میشود، تلاش سرمربی برای تعریف دوباره مرزهای رختکن است. فوتبال ایران کم ندیده تیمهایی را که ستارههای فراوان داشتهاند اما به دلیل ضعف مدیریت درون تیمی، در بزنگاهها از مسیر خارج شدهاند.
در چنین فضایی، سرمربی فقط مسئول انتخاب سیستم، ترکیب و تعویض نیست. او باید بتواند به بازیکنانش بفهماند سلسلهمراتبی وجود دارد و هیچ نامی بالاتر از باشگاه قرار نمیگیرد.
بختیاریزاده در پنج هفته ابتدایی فصل دو بار عملا این پیام را مخابره کرده است. تسنیم نیز در گزارشی تازه، برخورد با صالح حردانی را دومین برخورد انضباطی او در فصل جاری دانسته و تأکید کرده که سرمربی استقلال در تلاش است اقتدار را به فضای تیم برگرداند.
این موضوع در استقلال اهمیت مضاعفی دارد؛ باشگاهی که فشار رسانهای و هواداری روی آن بسیار بالاست و کوچکترین اختلاف داخلی میتواند ظرف چند ساعت به یک بحران عمومی تبدیل شود.
ماجرای صالح حردانی؛ وقتی بازوبند هم مصونیت نمیآورد
مهمترین آزمون اقتدار سهراب بختیاریزاده پس از دربی ۱۰۷ شکل گرفت. صالح حردانی در غیاب روزبه چشمی بازوبند کاپیتانی استقلال را بر بازو داشت، اما اختلاف او با یاسر آسانی بر سر اجرای ضربات ایستگاهی و ادامه بحث در رختکن باعث شد کادر فنی واکنش نشان دهد.
ورزش سه گزارش داده که حردانی پس از این اتفاقات از تمرین گروهی کنار گذاشته شد و بازگشت او به جمع تیم نیز به رعایت الزامات مدنظر کادر فنی وابسته شد. اهمیت ماجرا فقط در کنار گذاشتن یک بازیکن نیست؛ حردانی در همان مسابقه کاپیتان استقلال بود.
این تصمیم یک پیام روشن دارد: بازوبند کاپیتانی امتیاز ویژه برای عبور از قوانین ایجاد نمیکند.
اتفاقا برای تیمی که میخواهد مدعی قهرمانی باشد، شاید همین موضوع از بسیاری از تصمیمهای تاکتیکی مهمتر باشد. کاپیتان باید اولین فردی باشد که نظم درون تیم را رعایت میکند؛ چرا که رفتار او به شکل مستقیم روی سایر اعضای رختکن اثر میگذارد.
آخرین وضعیت صالح حردانی؛ تنبیه به معنای حذف دائمی نیست
سرچ زنده البته یک تحول مهم را نیز نشان میدهد. آخرین گزارش منتشرشده در بعدازظهر شنبه حاکی از آن است که بختیاریزاده اجازه داده حردانی به صورت انفرادی از امکانات کمپ استقلال استفاده کند؛ نه اینکه بلافاصله به تمرین گروهی برگردد.
طبق این گزارش، قرارداد حردانی همچنان برقرار است و او میتواند به صورت انفرادی تمرین کند؛ ضمن اینکه احتمال بازگشتش پس از مسابقه با آلومینیوم، در صورت رعایت شروط کادر فنی، وجود دارد.
این جزئیات تصویر کاملتری از مدیریت بختیاریزاده ارائه میدهد. برخورد انضباطی وقتی مؤثر است که هدف آن حذف بازیکن نباشد، بلکه بازگرداندن او به چارچوب تیم باشد. اگر ماجرای حردانی در نهایت با پذیرش قوانین و بازگشت او تمام شود، میتوان گفت سهراب میان اقتدار و مدیریت بحران تعادل ایجاد کرده است.
کوشکی؛ اولین هشدار سهراب به رختکن استقلال
صالح حردانی نخستین بازیکنی نیست که با برخورد انضباطی کادر فنی روبهرو شده است. پیش از این، علیرضا کوشکی نیز باوجود شرایط فنی مناسب، مقابل سپاهان به دلایل انضباطی کار را از روی نیمکت آغاز کرد و یک نیمه بیرون ماند.
ورزش سه این تصمیم را نخستین هشدار جدی بختیاریزاده به بازیکنان استقلال توصیف کرده است؛ تصمیمی که نشان میداد کیفیت فنی بازیکن قرار نیست مسائل رفتاری را تحتالشعاع قرار دهد.
وقتی این اتفاق را کنار پرونده حردانی قرار میدهیم، دیگر سخت است همه چیز را یک واکنش لحظهای بدانیم. الگوی مشخصی در حال شکلگیری است: بازی میکنی اگر خوب باشی، اما ماندنت در ساختار تیم به رعایت قوانین هم وابسته است.
استقلال چرا به یک «بزرگتر» نیاز داشت؟
مسئله استقلال طی سالهای اخیر همیشه کمبود بازیکن یا حتی ضعف تاکتیکی نبوده است. گاهی مشکل اصلی این بوده که مرجع نهایی اقتدار در تیم مشخص نبوده؛ مدیری عوض شده، سرمربی تغییر کرده و بازیکنان در فضایی پر از تغییر، حاشیه و فشار رسانهای فعالیت کردهاند.
در این شرایط، حضور چهرهای که فوتبال ایران و فضای استقلال را بشناسد یک امتیاز است. بختیاریزاده سابقه بازی برای استقلال را دارد و جنس حساسیت پیرامون این باشگاه را میشناسد. او برای فهمیدن اینکه یک حاشیه کوچک در استقلال چگونه میتواند به بحرانی بزرگ تبدیل شود، به دوره طولانی تطبیق با فوتبال ایران نیاز ندارد.
تسنیم در تحلیل خود حتی مسیر احتمالی بختیاریزاده را از نظر نقش رختکنی با جایگاهی مقایسه کرده که کریم باقری در سالهای گذشته در پرسپولیس داشته است؛ نه لزوما از نظر عنوان شغلی، بلکه از منظر حضور یک چهره مورد احترام که میتواند بین بازیکنان و ساختار باشگاه مرزگذاری کند.
البته برای چنین مقایسهای هنوز زود است. اقتدار واقعی با دو برخورد انضباطی ساخته نمیشود؛ باید در طول یک فصل، بهویژه زمانی که نتایج منفی میشوند، دوام بیاورد.
آزمون واقعی سهراب از اینجا شروع میشود
مدیریت رختکن زمانی آسانتر است که تیم میبرد. آزمون اصلی سرمربی وقتی آغاز میشود که چند نتیجه نامطلوب پشت سر هم اتفاق بیفتد، بازیکنان ناراضی شوند و فشار سکوها افزایش پیدا کند.
استقلال اکنون با ۱۱ امتیاز از پنج هفته در جمع تیمهای بالای جدول است و بنابراین بختیاریزاده پشتوانه نتایج را هم دارد. اما اگر قرار باشد سیاست انضباطی او به یک اصل تبدیل شود، باید در مورد تمام بازیکنان یکسان اجرا شود؛ ستاره، بازیکن جوان، کاپیتان یا ذخیره نباید استانداردهای متفاوتی داشته باشند.
دقیقا همین نقطه میتواند تعیین کند آنچه امروز در استقلال میبینیم یک موج کوتاهمدت است یا آغاز تغییر فرهنگ رختکن.
سهراب؛ نوشداروی استقلال یا یک شروع امیدوارکننده؟
استفاده از تعبیر «نوشدارو» درباره بختیاریزاده در این مقطع شاید هنوز کمی زود باشد. استقلال فقط پنج هفته از فصل را پشت سر گذاشته و راه بسیار طولانی در پیش دارد. اما نشانههایی که دیده میشود قابل چشمپوشی نیست.
او همزمان با نگه داشتن استقلال در بالای جدول، حاضر شده بازیکن آمادهای مانند کوشکی را نیمکتنشین کند و حتی مقابل کاپیتان تیم نیز از اصول انضباطی خود عقب ننشیند. در تازهترین مرحله هم اجازه تمرین انفرادی به حردانی داده شده تا روشن شود برخورد انضباطی الزاما به معنی بستن درهای تیم نیست.