نسخه ۳۰۰ هزار دلاری تاجرنیا برای فوتبال ایران؛ استقلال خودش چقدر به گرانی بازار کمک کرد؟
علی تاجرنیا روز جمعه ۱۳ شهریور در حاشیه کنگره فوتبال کلینیک از پیشنهادی خبر داد که بر اساس آن مدیران عامل باشگاههای لیگ برتری دور هم جمع شوند و درباره افزایش غیرمنطقی قیمت بازیکنان چارهاندیشی کنند. جمله کلیدی او صریح بود: «درخواست کردم مدیران عامل باشگاهها جلسهای تشکیل دهند تا بررسی کنیم چگونه بازیکن ۳۰۰ هزار دلاری را یک میلیون دلار نگیریم.»
اصل مسئلهای که تاجرنیا مطرح میکند واقعی است. بازار فوتبال ایران در سالهای اخیر با افزایش شدید هزینه قراردادها روبهرو بوده و همین تابستان نیز فدراسیون فوتبال عملاً از مدل «سقف بودجه» قبلی عبور کرد و دستورالعمل جدید انضباط، شفافیت و ثبات مالی را جایگزین آن کرد. سازمان لیگ اعلام کرده هدف این مدل، رسیدن تدریجی باشگاهها به ثبات مالی، شفافیت بیشتر و کنترل زیان انباشته است.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که نسخه پیشنهادی تاجرنیا را کنار کارنامه استقلال میگذاریم.
سؤال بزرگ از تاجرنیا؛ استقلال خودش چگونه خرید کرده است؟
در ماههای اخیر ارقامی درباره افزایش قرارداد برخی بازیکنان داخلی استقلال مطرح شده است. از جمله رقم نزدیک به ۱۰۰ میلیارد تومان برای تمدید علیرضا کوشکی، حدود ۷۵ میلیارد تومان برای محمدحسین اسلامی و حدود ۸۰ میلیارد تومان برای روزبه چشمی.
جستوجوی منابع عمومی، اصل تمدید قرارداد هر سه بازیکن را تأیید میکند؛ کوشکی، اسلامی و چشمی همگی در تابستان امسال با استقلال تمدید کردند. با این حال، ارقام ۱۰۰، ۷۵ و ۸۰ میلیارد تومانی در اطلاعیههای رسمی باشگاه یا منابع رسمی قابل دسترس اعلام نشده است و بنابراین نمیتوان آنها را بهعنوان رقم قطعی قراردادها تلقی کرد.
این تفکیک اهمیت زیادی دارد. نقد مدیریت مالی یک باشگاه زمانی اعتبار بیشتری پیدا میکند که بر ارقام قابل راستیآزمایی استوار باشد.
اما درباره قراردادهای خارجی استقلال، اطلاعات بسیار روشنتری وجود دارد؛ اطلاعاتی که اتفاقاً پرسش درباره سیاست مالی باشگاه را جدیتر میکند.
موسی جنپو؛ نمونهای که با جمله تاجرنیا برخورد میکند
شاید مهمترین پرونده برای مقایسه با حرف جدید تاجرنیا، موسی جنپو باشد.
تسنیم جزئیات قرارداد جنپو را منتشر کرده و نوشته است قرارداد فصل نخست این بازیکن یک میلیون و ۱۰۰ هزار دلار بوده، برای فصل دوم به یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار میرسیده و فصل سوم مشروط نیز ارزشی معادل یک میلیون و ۳۰۰ هزار دلار داشته است. در قرارداد او همچنین پاداش امضای ۴۰۰ هزار دلاری ذکر شده بود.
از نظر فنی اما خروجی جنپو برای استقلال بسیار پایین بود. طبق گزارش تسنیم، او در ۹ مسابقه لیگ برتر و چهار مسابقه آسیایی مجموعاً فقط ۲۴۲ دقیقه بازی کرد و نه گل زد و نه پاس گل داد؛ سپس به دلیل پرداخت نشدن مطالباتش قرارداد را بهصورت یکطرفه فسخ کرد.
این همان نقطهای است که جمله جدید تاجرنیا درباره بازیکن «۳۰۰ هزار دلاری و یک میلیون دلاری» حساسیت ایجاد میکند. اگر قرار است ارزش واقعی بازیکن مبنای قرارداد باشد، طبیعی است که افکار عمومی بخواهد بداند ارزیابی اقتصادی استقلال برای عقد چنین قراردادی چه بوده است.
البته یک نکته نیز نباید حذف شود. خود تاجرنیا هنگام جذب جنپو گفته بود این بازیکن درخواست مشترک ریکاردو ساپینتو و کلارنس سیدورف بوده است. او همچنین اعلام کرده بود جنپو بازیکن آزاد است اما هنگام امضای قرارداد مبلغی درخواست کرده که باشگاه باید بپردازد. بنابراین مسئولیت انتخاب فنی را نمیتوان صرفاً متوجه مدیریت دانست، هرچند تأیید نهایی تعهد مالی همچنان موضوعی مدیریتی است.
پرونده نازون؛ هزینهای فراتر از دستمزد
درباره دوکنز نازون نیز ارقام منتشرشده قابل توجه است.
برخلاف رقم سه میلیون دلار و رضایتنامه ۷۰۰ هزار دلاری که در برخی روایتها مطرح شده، گزارش تسنیم رقم قرارداد این مهاجم را دو میلیون و ۸۰۰ هزار دلار و مبلغ رضایتنامه را ۸۰۰ هزار دلار اعلام کرده است. همچنین برای فصل دوم حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار دلار تعهد قراردادی گزارش شده بود.
همین دو پرونده نشان میدهد بحث افزایش قیمت در فوتبال ایران را نمیتوان فقط به رفتار سایر باشگاهها یا ایجنتها تقلیل داد.
استقلال در همان دورهای که تاجرنیا نماینده تامالاختیار هلدینگ خلیج فارس، رئیس هیئتمدیره و سپس سرپرست مدیرعاملی بود، یکی از فعالترین باشگاهها در بازار خارجی محسوب میشد. رسانه رسمی استقلال نیز در مقطعی همین سه مسئولیت تاجرنیا را بهطور همزمان تأیید کرده بود.
بنابراین سؤال درباره نحوه قیمتگذاری این قراردادها، سؤال نامربوطی نیست.
استقلال البته یک دفاع مهم هم دارد؛ پنجره بسته
برای تحلیل منصفانه، شرایط تابستان امسال استقلال را نیز باید دید.
استقلال با مشکل بسته بودن پنجره نقلوانتقالاتی مواجه شد و همین مسئله قدرت مانور مدیران را بهشدت کاهش داد. در چنین شرایطی حفظ بازیکنانی که قراردادشان تمام شده بود، از جمله کوشکی، اسلامی و چشمی، به یک اولویت تبدیل شد. تسنیم نیز پیش از تمدیدها گزارش داده بود این سه نفر در صدر فهرست بازیکنانی قرار گرفتهاند که باشگاه به دنبال حفظ آنهاست.
از منظر اقتصادی، وقتی باشگاهی امکان جایگزینکردن آزادانه بازیکن را ندارد، قدرت چانهزنی بازیکن موجود افزایش پیدا میکند. بنابراین بخشی از رشد احتمالی قراردادها میتواند نتیجه مستقیم محدودیت نقلوانتقالاتی استقلال باشد.
این توضیح اما تمام مسئله را حل نمیکند؛ زیرا اتفاقاً مدیریت حرفهای باید هزینه چنین محدودیتهایی و ریسک قراردادهای قبلی را نیز در تصمیمهای خود لحاظ کند.
یک تناقض جالب؛ استقلال قبلاً با «قیمتگذاری دستوری» مخالف بود
جالبتر اینکه باشگاه استقلال همین تابستان در نامهای رسمی به سازمان لیگ درباره سقف بودجه موضع گرفت و تأکید کرد اقتصاد فوتبال مبتنی بر عرضه و تقاضاست و نمیتوان آن را فقط با یک سقف عددی و دستوری مدیریت کرد. استقلال در آن نامه خواهان بازنگری در مدل کنترل هزینهها شده بود.
حالا پیشنهاد برگزاری جلسه میان مدیران عامل برای اینکه باشگاهها یک بازیکن را با قیمتهای بالاتر نخرند، پرسش دیگری ایجاد میکند: آیا مشکل فوتبال ایران واقعاً با توافق شفاهی مدیران بر سر قیمت حل میشود؟
بعید است.
تا زمانی که تعداد بازیکنان باکیفیت محدود، درآمد باشگاهها غیرشفاف، نقش واسطهها پررنگ و تصمیمگیری نقلوانتقالاتی فاقد نظام ارزشگذاری مستقل باشد، کافی است یک باشگاه حاضر شود رقم بیشتری پرداخت کند تا تمام توافقهای غیررسمی بههم بخورد.
راه کنترل قیمت بازیکن، جلسه مدیران است یا شفافیت قراردادها؟
راهحل پایدار احتمالاً چیزی فراتر از نشستن مدیران دور یک میز است.
اگر باشگاهها واقعاً میخواهند جلوی تبدیل بازیکن ۳۰۰ هزار دلاری به یک میلیون دلاری را بگیرند، باید مشخص شود چه کسی ارزش فنی بازیکن را تعیین میکند، چه کسی مسئول مذاکره است، میزان کمیسیون واسطهها چقدر است، قرارداد چه تعهدات جانبی دارد و تصمیم نهایی با امضای چه افرادی اجرا میشود.
انتشار شفافتر قراردادها و صورتهای مالی نیز میتواند بسیار مؤثرتر از توافقات شفاهی باشد. اتفاقاً فلسفه دستورالعمل مالی جدید فوتبال ایران نیز حرکت به همین سمت یعنی شفافیت، کاهش زیان و ثبات مالی عنوان شده است.
در این چارچوب، بررسی استقلال نه یک تسویهحساب شخصی با علی تاجرنیا، بلکه یک آزمون واقعی برای همان ایدهای است که خود او مطرح کرده است.
اولین پرونده روی میز میتواند استقلال باشد
حرف تاجرنیا درباره تورم غیرمنطقی قیمت بازیکنان قابل دفاع است؛ فوتبال ایران واقعاً با اقتصادی مواجه شده که در آن فاصله میان ارزش فنی و رقم قرارداد برخی بازیکنان پرسشبرانگیز است.
اما برای اثرگذاری چنین موضعی، مدیریت استقلال باید بتواند درباره تصمیمهای خودش نیز همان اندازه شفاف باشد.
چرا برای جنپو قراردادی با این حجم از تعهد مالی بسته شد؟ ارزیابی فنی و اقتصادی جذب نازون چه بود؟ کمیسیونها و تعهدات جانبی این قراردادها چگونه تعیین شدند؟ و اگر ارقام سنگین مطرحشده درباره تمدید برخی بازیکنان داخلی صحیح است، مبنای افزایش آنها چه بوده است؟
اینها اتهام فساد نیستند؛ سؤالهای مشروع درباره حکمرانی مالی یک باشگاه حرفهایاند و پاسخ مستند به آنها میتواند حتی به نفع مدیریت استقلال تمام شود.
اگر قرار است مدیران فوتبال ایران واقعاً بررسی کنند که «چگونه بازیکن ۳۰۰ هزار دلاری را یک میلیون دلار نگیریم»، شاید یکی از مفیدترین مطالعات موردی همان باشگاهی باشد که پیشنهاد جلسه را مطرح کرده است؛ استقلال. نه برای محکوم کردن افراد، بلکه برای روشن شدن اینکه در بازار نقلوانتقالات ایران قیمت بازیکن دقیقاً کجا، چگونه و توسط چه کسانی چند برابر میشود.