طعنه تند قالیباف به وزیر خزانهداری آمریکا؛ نفت ۴۰ دلاری چقدر واقعی است؟
تقابل لفظی محمدباقر قالیباف و اسکات بسنت در هفتههای اخیر به یکی از حاشیههای سیاسی و اقتصادی روابط تهران و واشنگتن تبدیل شده و این بار موضوع نفت، تورم و بازار اوراق قرضه به محور تازه این جدال تبدیل شده است.
بسنت در مصاحبههای اخیر خود گفته پس از عبور از درگیری ایران، افزایش عرضه میتواند بازار جهانی نفت را با مازاد روبهرو کند و حتی قیمت نفت خام را به محدوده ۴۰ تا ۵۰ دلار برای هر بشکه برساند.
او همچنین وضعیت اقتصاد آمریکا را قوی توصیف کرده و از شتاب گرفتن رشد اقتصادی سخن گفته است.
قالیباف اما در شبکه ایکس با انتشار تصویری طنزآمیز از «تیکآف و سقوط» بسنت، مجموعهای از مشکلات فعلی اقتصاد آمریکا را مقابل این تصویر خوشبینانه قرار داد.
بسنت واقعاً نفت ۴۰ دلاری را پیشبینی کرده است؟
بله؛ اصل این ادعا تأیید میشود.
بسنت در مصاحبهای که چهارم سپتامبر منتشر شد گفت با پایان درگیری ایران، بازار نفت میتواند با عرضه فراوان روبهرو شود و نفت حتی تا محدوده ۴۰ یا ۵۰ دلار پایین بیاید. او زمان دقیقی برای پایان جنگ یا تحقق این قیمت اعلام نکرد.
فاکسنیوز نیز امروز از او نقل کرده که «در سوی دیگر» بحران ایران، نفت میتواند به دلیل افزایش عرضه تا ۴۰ یا ۵۰ دلار پایین بیاید.
اما شرایط امروز بازار بسیار متفاوت است.
نفت برنت معاملات هفته گذشته را روی ۹۶ دلار و ۲۸ سنت و نفت وستتگزاس اینترمدیت روی ۹۱ دلار و ۴۸ سنت به پایان رساند. برنت در همان هفته ۷.۶ درصد رشد کرد و نفت آمریکا نزدیک ۱۰ درصد بالا رفت.
بنابراین رسیدن برنت از حوالی ۹۶ دلار به ۴۰ دلار، نیازمند افتی بیش از نصف قیمت فعلی است؛ اتفاقی که بدون کاهش چشمگیر ریسک ژئوپلیتیک، بازگشت گسترده عرضه و تغییر اساسی موازنه بازار دشوار خواهد بود.
چرا پیشبینی بسنت اینقدر خوشبینانه است؟
منطق بسنت ساده است: قیمت فعلی نفت بخشی از «پریمیوم ریسک» جنگ و اختلال در عرضه خاورمیانه را در خود دارد.
اگر درگیری ایران پایان یابد، حملونقل در تنگه هرمز به وضعیت عادی برگردد و تولیدکنندگان بتوانند ظرفیتهای محدودشده را دوباره وارد بازار کنند، بخشی از این پریمیوم میتواند حذف شود.
اما در حال حاضر نشانههای بازار دقیقاً خلاف یک وضعیت آرام را نشان میدهند.
رویترز گزارش کرده رفتوآمد کشتیهای کالایی از هرمز همچنان بسیار پایینتر از میانگین اخیر است و قیمت نفت تحت تأثیر درگیریهای تازه آمریکا و ایران بالا رفته است.
اوپکپلاس نیز امروز تصمیم گرفت سیاست تولید اکتبر را بدون تغییر نگه دارد؛ تصمیمی که نشان میدهد تولیدکنندگان بزرگ فعلاً به جای ایجاد یک شوک عرضه تازه، منتظر روشنتر شدن وضعیت بازار هستند.
بنابراین نفت ۴۰ دلاری فعلاً بیشتر یک سناریوی پساجنگی است تا پیشبینی کوتاهمدت بازار.
ادعای اول قالیباف؛ گازوئیل آمریکا واقعاً رکورد زده؟
این بخش از اظهارات قالیباف پشتوانه آماری دارد.
رویترز چهارم سپتامبر گزارش کرد متوسط قیمت خردهفروشی گازوئیل در آمریکا به ۵ دلار و ۸۵ سنت برای هر گالن رسیده و رکورد تاریخی ثبت کرده است.
دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز نشان میدهد متوسط ملی گازوئیل در هفته منتهی به ۳۱ اوت بالاتر از ۵.۵ دلار بوده است.
رشد قیمت سوخت اهمیت زیادی برای اقتصاد آمریکا دارد؛ زیرا گازوئیل در حملونقل، کشاورزی و زنجیره تأمین نقش گستردهای ایفا میکند و افزایش آن میتواند به تورم کالا و خدمات منتقل شود.
از این منظر، اشاره قالیباف به فشار قیمت انرژی با واقعیت فعلی بازار آمریکا سازگار است.
ژاپن در حال فروش اوراق آمریکا است؛ اما نه یک «فرار دستهجمعی»
محور دوم نیز بخشی از واقعیت را منعکس میکند، اما نیازمند توضیح است.
داده رسمی وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد ژاپن همچنان بزرگترین دارنده خارجی اوراق خزانه آمریکاست و در پایان ژوئن حدود ۱.۱۱۷ تریلیون دلار اوراق در اختیار داشت؛ رقمی که نسبت به ۱.۱۴۳ تریلیون دلار ماه قبل کاهش یافته است.
رویترز نیز گزارش کرده سرمایهگذاران ژاپنی تا ۲۲ اوت در مجموع حدود ۳ تریلیون ین، معادل ۱۸.۷ میلیارد دلار، اوراق خارجی بهصورت خالص فروختهاند و افزایش بازده اوراق داخلی ژاپن، سرمایهگذاران این کشور را به بازگشت بخشی از سرمایه به بازار داخل تشویق کرده است.
اما همان گزارش صراحتاً تأکید میکند شواهدی از «فروش گسترده و ناگهانی» کل داراییهای خارجی ژاپن وجود ندارد.
بنابراین توصیف دقیقتر این است که ژاپن در حال کاهش تدریجی بخشی از تقاضای خود برای بدهی خارجی است، نه اینکه اوراق خزانه آمریکا را به شکل اضطراری و یکجا تخلیه کند.
ماجرای فروش ۸۰ میلیارد دلار اوراق توسط نروژ چیست؟
این بخش از پست قالیباف به یک خبر واقعی اشاره دارد، اما فعل «در حال فروختن» دقیق نیست.
مدیر صندوق ثروت ملی ۲.۳ تریلیون دلاری نروژ پیشنهاد داده وزن اوراق دولتی در شاخص اوراق صندوق از ۷۰ درصد به ۵۰ درصد کاهش پیدا کند.
براساس محاسبه رویترز، اگر این طرح اجرا شود، سهم اوراق خزانه آمریکا میتواند نزدیک ۸۰ میلیارد دلار کاهش یابد.
اما هنوز فروش ۸۰ میلیارد دلاری انجام نشده است.
این فقط یک پیشنهاد سرمایهگذاری است و رویترز نوشته اجرای احتمالی آن زودتر از چند ماه نخست سال ۲۰۲۷ بعید خواهد بود؛ ضمن اینکه تغییرات باید تدریجی انجام شوند.
مهمتر اینکه صندوق نروژ قصد دارد بخشی از پول را به سایر اوراق دلاری آمریکا، از جمله اوراق رهنی و بدهیهای وابسته به دولت، منتقل کند. سهم کلی دلار در سبد صندوق تقریباً ثابت میماند.
بنابراین این خبر را نمیتوان به سادگی «خروج ۸۰ میلیارد دلار از آمریکا» تعبیر کرد.
ادعای کمبود نیروی ارتش آمریکا چقدر مستند است؟
این قسمت از واکنش قالیباف در میان پنج محور مطرحشده کمترین پشتوانه روشن در منابع معتبر روز دارد.
در سرچ منابع رسمی و خبرگزاریهای بینالمللی، دادهای که نشان دهد کل نیروهای مسلح آمریکا در حال حاضر با «افت شدید جذب نیرو» روبهرو شدهاند، به شکلی که در این پست بیان شده، پیدا نمیشود.
در مقابل، خبری که قالیباف به آن اشاره کرده درباره «بخشش بدهی جوانان آمریکایی در ازای سربازی»، اصلاً یک طرح رسمی دولت اسرائیل یا آمریکا نیست.
این پیشنهاد در یک یادداشت دیدگاهی در روزنامه Jerusalem Post مطرح شده و نویسنده آن یک افسر بازنشسته نیروهای مسلح کانادا بوده است. پیشنهاد او ایجاد برنامهای برای بخشودگی وام دانشجویی و سایر بدهیها در مقابل ۲۴ یا ۳۶ ماه خدمت نظامی در آمریکا بوده است.
بنابراین معرفی آن بهعنوان «طرح پیشنهادی اسرائیل» بدون توضیح اینکه صرفاً یک یادداشت رسانهای بوده، میتواند برداشت نادرستی ایجاد کند.
هشدار فدرال رزرو درباره تورم واقعی است
پنجمین محور قالیباف بیشترین پشتوانه اقتصادی را دارد.
مایکل بار، عضو هیئتمدیره فدرال رزرو، اول سپتامبر گفت اگر تورم با سرعت کافی کاهش پیدا نکند، بانک مرکزی باید برای افزایش نرخ بهره قاطعانه اقدام کند. او تأکید کرد تورم همچنان بیش از حد بالاست.
کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، نیز در جکسونهول در را برای افزایش احتمالی نرخ بهره باز گذاشته است.
گزارش قوی اشتغال ماه اوت نیز احتمال افزایش نرخ بهره در نشست ۱۵ و ۱۶ سپتامبر را بالا برد. رویترز گزارش کرده پس از اعلام ایجاد ۱۶۲ هزار شغل، بازار احتمال افزایش نرخ را حدود ۵۷ تا ۶۱ درصد ارزیابی کرد.
اما فدرال رزرو کاملاً یکدست نیست.
کریستوفر والر گفته اگر دادههای جدید نشان دهد تورم در حال کاهش است، متمایل به ثابت نگه داشتن نرخهاست.
بنابراین عبارت دقیق این است که خطر افزایش نرخ بهره دوباره جدی شده، اما تصمیم قطعی هنوز گرفته نشده است.
تقابل سیاست خزانهداری و فدرال رزرو
این بخش از بحث از نظر اقتصادی بسیار مهمتر از طعنههای سیاسی دو طرف است.
بسنت علاقه دارد بازده اوراق خزانه پایین بیاید؛ زیرا دولت آمریکا با بدهی بسیار بالا روبهروست و افزایش نرخ بازده، هزینه تأمین مالی دولت را سنگینتر میکند.
در مقابل، وظیفه فدرال رزرو مهار تورم است و اگر تورم بالا بماند، ممکن است مجبور شود نرخ بهره را افزایش دهد.
این دو هدف میتوانند در کوتاهمدت با یکدیگر اصطکاک داشته باشند.
بازده اوراق ۱۰ ساله آمریکا در روزهای اخیر تا حوالی ۴.۸ درصد بالا رفته و بازار بدهی تحت فشار تورم، قیمت انرژی و نگرانی درباره کسری بودجه قرار گرفته است.
همین مسئله توضیح میدهد چرا بسنت تا این اندازه روی سقوط آینده قیمت نفت تأکید دارد؛ نفت ارزانتر میتواند تورم را کاهش دهد و به پایین آمدن نرخهای بهره و بازده اوراق کمک کند.
آیا اقتصاد آمریکا واقعاً در حال «تیکآف» است؟
اقتصاد آمریکا در حال حاضر نشانههای متناقضی دارد.
از یک طرف، گزارش اشتغال اوت با ۱۶۲ هزار شغل جدید و نرخ بیکاری ۴.۱ درصد از مقاومت بازار کار حکایت دارد.
از سوی دیگر، تورم همچنان بالاتر از هدف دو درصدی فدرال رزرو است، قیمت گازوئیل رکورد زده، بازده اوراق بالا رفته و بدهی دولت آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.
بنابراین نه روایت کاملاً خوشبینانه «اوج گرفتن بدون مشکل اقتصاد آمریکا» تصویر کاملی ارائه میدهد و نه فهرست مشکلات موجود به معنی قرار گرفتن اقتصاد آمریکا در آستانه سقوط است.
دادهها فعلاً اقتصادی را نشان میدهند که بازار کار نسبتاً قدرتمندی دارد اما همزمان با فشار تورمی، انرژی گران و هزینه بالای تأمین مالی دستوپنجه نرم میکند.
نفت ۴۰ دلاری؛ جنگ روایتها قبل از جنگ قیمتها
پیشبینی بسنت در نهایت یک پیشبینی مشروط است.
او میگوید با پایان جنگ و ورود عرضه بیشتر، نفت میتواند از بیش از ۹۰ دلار به محدوده ۴۰ تا ۵۰ دلار سقوط کند. بازار فعلی اما هنوز چنین سناریویی را قیمتگذاری نکرده است؛ برنت بالای ۹۶ دلار قرار دارد و اختلال حملونقل در هرمز همچنان پابرجاست.
قالیباف نیز در پاسخ، نقاط آسیبپذیر اقتصاد آمریکا را برجسته کرده است. بخشی از این موارد، مانند رکورد گازوئیل، کاهش دارایی اوراقی ژاپن و نگرانی فدرال رزرو درباره تورم، با دادههای موجود همخوانی دارد؛ اما موارد دیگری نیازمند تعدیل هستند: نروژ هنوز ۸۰ میلیارد دلار اوراق نفروخته و پیشنهاد بخشش بدهی جوانان آمریکایی نیز سیاست رسمی اسرائیل نیست.
در نتیجه این جدال را باید بیش از هر چیز بخشی از نبرد روایتهای اقتصادی تهران و واشنگتن دانست.
بسنت تلاش میکند به بازار پیام دهد فشار فعلی انرژی موقت است و پایان بحران میتواند نفت و تورم را بهشدت پایین بیاورد؛ قالیباف در مقابل تلاش میکند نشان دهد خود اقتصاد آمریکا نیز از پیامدهای انرژی گران، بازار اوراق و سیاست پولی مصون نیست.
داور نهایی این مجادله اما نه شبکه ایکس، بلکه بازار نفت خواهد بود؛ بازاری که فعلاً به جای نفت ۴۰ دلاری، برنت نزدیک ۱۰۰ دلار را قیمتگذاری میکند.