کد خبر: ۶۶۶۰۲۱

آیا هلدینگ خلیج فارس از استقلال کنار می‌کشد؟ پیام تازه تاجرنیا دوباره بحث فروش آبی‌ها را داغ کرد

علی تاجرنیا
صحبت تازه علی تاجرنیا درباره ضرورت پیدا کردن منابع مالی مستقل برای استقلال، به‌تنهایی به معنای فروش باشگاه نیست؛ اما وقتی کنار سه اتفاق دیگر قرار می‌گیرد، سؤال مهمی را دوباره زنده می‌کند. رئیس هیئت‌مدیره هلدینگ خلیج فارس پیش‌تر از مذاکره با بنگاه‌های اقتصادی و هواداران متمول برای خرید استقلال خبر داده بود، خود تاجرنیا این هفته گفت مسعود پزشکیان در صورت وجود سرمایه‌گذار خصوصی آمادگی واگذاری باشگاه را دارد و صورت‌های مالی نیز نشان می‌دهند استقلال در سال گذشته به‌شدت متکی به شرکت‌های زیرمجموعه مالک خود بوده است. با این حال هنوز هیچ تصمیم رسمی برای فروش ۸۵ درصد سهام تحت مالکیت کنسرسیوم پتروشیمی اعلام نشده است. آنچه روشن‌تر به نظر می‌رسد این است که مدل «باشگاه‌داری با تزریق مستقیم پول مالک» دیگر نمی‌تواند تنها ستون مالی استقلال باقی بماند.
۱۴:۳۲ - ۲۰ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

بخش اصلی پیام تازه تاجرنیا را باید با دقت خواند.

او مستقیماً نگفته هلدینگ خلیج فارس قصد خروج از استقلال را دارد و از آغاز فرآیند فروش نیز خبری نداده است. محور حرفش این است که باشگاه برای اداره خود باید منابع درآمدی تازه و مستقل از مسیرهای سنتی تأمین مالی پیدا کند.

از منظر مدیریت ورزشی، چنین حرفی کاملاً طبیعی است.

باشگاه حرفه‌ای نمی‌تواند هر فصل منتظر باشد مالک برای قرارداد بازیکنان، هزینه سفر، بدهی خارجی، آکادمی و سایر مخارج چک تازه‌ای صادر کند. اسپانسرینگ، حق پخش، بلیت‌فروشی، کالاهای هواداری، درآمد تجاری، آکادمی و درآمدهای دیجیتال باید بخش اصلی اقتصاد یک باشگاه بزرگ را تشکیل دهند.

اتفاقاً تاجرنیا ماه‌هاست همین بحث را مطرح می‌کند. او تیرماه گفته بود استقلال از سهم عادلانه تبلیغات، بلیت‌فروشی و حق پخش محروم است و حتی برآورد کرده بود ارزش بازار سالانه تبلیغات فوتبال حدود ۱۶۰ میلیون دلار است و اگر فقط ۳۰ میلیون دلار سهم استقلال باشد، بخش بزرگی از مشکلات باشگاه حل می‌شود.

بنابراین اصل حرف جدید درباره درآمدزایی مستقل، سابقه دارد و الزاماً پیام رمزی برای فروش باشگاه نیست.

اما این بار یک تفاوت وجود دارد؛ صحبت از واگذاری دیگر فقط شایعه نیست

آنچه شرایط را متفاوت کرده، اتفاقات هفته‌های اخیر است.

حسین حسین‌زاده، رئیس هیئت‌مدیره هلدینگ خلیج فارس، در مردادماه اعلام کرد گفت‌وگوهایی با چند بنگاه اقتصادی و همچنین تعدادی از هواداران متمول استقلال در خارج از کشور برای ورود به فرآیند خرید باشگاه انجام شده است.

او البته تأکید کرد انجام چنین انتقالی به موافقت مراجع ذی‌صلاح و مدیران بالادستی نیاز دارد، اما نفس اعلام مذاکره با خریداران احتمالی یک اتفاق مهم بود.

یک روز بعد، تاجرنیا تلاش کرد نگرانی هواداران را کاهش دهد و اعلام کرد هلدینگ خلیج فارس همچنان مالک استقلال است و حمایت خود را ادامه خواهد داد. او حفظ ثبات و منافع بلندمدت باشگاه را اولویت مدیریت هلدینگ خواند.

این دو موضع متناقض نیستند.

یک مالک می‌تواند در مقطع فعلی به تأمین مالی باشگاه ادامه دهد و همزمان گزینه فروش در آینده را بررسی کند.

حرف تازه‌تر؛ پزشکیان هم با واگذاری استقلال مخالفتی ندارد

قطعه مهم‌تر پازل همین هفته اضافه شد.

تاجرنیا در گفت‌وگویی که ۱۹ شهریور منتشر شد، گفت پیش‌تر موضوع تیم‌داری مجموعه‌های دولتی را با مسعود پزشکیان مطرح کرده و رئیس‌جمهور اعلام کرده است اگر سرمایه‌گذار مناسبی در بخش خصوصی وجود داشته باشد، آمادگی واگذاری استقلال وجود دارد.

البته این نقل‌قول نیز به معنای صدور دستور فروش باشگاه نیست.

بین سه عبارت باید تفاوت قائل شد: موافقت نظری با خصوصی‌سازی، آمادگی برای بررسی واگذاری و تصمیم رسمی برای فروش.

استقلال فعلاً در مرحله سوم قرار ندارد.

نه اطلاعیه بورسی برای انتقال مالکیت منتشر شده، نه خریدار نهایی معرفی شده و نه شرایط و ارزش معامله جدید مشخص است.

اما دیگر نمی‌توان گفت موضوع فروش استقلال صرفاً ساخته رسانه‌هاست؛ دست‌کم سه مقام مرتبط با ساختار باشگاه و دولت درباره امکان چنین اتفاقی صحبت کرده‌اند.

استقلال الان دقیقاً متعلق به چه کسی است؟

مالکیت فعلی استقلال نتیجه واگذاری اردیبهشت ۱۴۰۳ است.

در آن مقطع ۸۵ درصد سهام باشگاه استقلال از طریق فرابورس به کنسرسیومی متشکل از شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس و شرکت‌های وابسته شامل پتروشیمی بندر امام، بوعلی سینا، شهید تندگویان و پتروشیمی پارس منتقل شد. پیش از آن نیز بخشی از سهام در عرضه عمومی به بازار سرمایه آمده بود.

بنابراین هر فروش بزرگ احتمالی در آینده یک انتقال ساده مدیریتی نیست؛ با یک دارایی بورسی و سهامی روبه‌رو هستیم که تغییر کنترل آن باید فرآیند حقوقی، شرکتی و احتمالاً بورسی مشخصی داشته باشد.

به همین دلیل حتی اگر هلدینگ به جمع‌بندی نهایی برای خروج برسد، فروش استقلال یک اتفاق یک‌شبه نخواهد بود.

عدد مهم صورت‌های مالی؛ استقلال چقدر به هلدینگ وابسته بوده است؟

شاید مهم‌ترین پاسخ درباره ضرورت درآمدزایی مستقل را بتوان در صورت‌های مالی پیدا کرد.

بررسی صورت‌های مالی سال منتهی به ۳۱ تیر ۱۴۰۴ نشان می‌دهد شرکت‌های زیرمجموعه هلدینگ خلیج فارس در مجموع حدود ۱.۵۸۷ همت منابع در اختیار باشگاه استقلال قرار داده‌اند؛ رقمی که تقریباً تمام بودجه حدود ۱.۵۹ همتی اعلام‌شده باشگاه در آن دوره را پوشش می‌دهد.

این عدد یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد: استقلال در مقطع مورد بررسی هنوز به یک باشگاه خودکفای اقتصادی تبدیل نشده بود.

ممکن است بخشی از این منابع در قالب اسپانسرینگ، قرارداد تجاری یا اشکال مختلف حمایت شرکت‌های گروه ثبت شده باشد، اما در هر صورت وابستگی به شبکه شرکت‌های مالک بسیار بالاست.

اگر روزی هلدینگ تصمیم بگیرد میزان حمایت خود را کاهش دهد یا کل سهامش را واگذار کند، باشگاه بدون ساختن منابع پایدار جایگزین با شوک بزرگی روبه‌رو خواهد شد.

از همین زاویه، حرف امروز تاجرنیا حتی اگر هیچ ارتباط مستقیمی با فروش نداشته باشد، از نظر اقتصادی کاملاً قابل فهم است.

استقلال ارزان‌تر از فصل قبل اداره می‌شود؟

شرایط فصل جاری نیز با فصل گذشته تفاوت دارد.

استقلال با محدودیت نقل‌وانتقالاتی مواجه شده و امکان جذب آزادانه بازیکنان جدید را ندارد. همین اتفاق به صورت ناخواسته می‌تواند هزینه‌های تازه نقل‌وانتقالاتی را کاهش دهد، هرچند در مقابل دست کادر فنی را نیز بسته نگه می‌دارد.

مدیریت باشگاه پیش‌تر نیز از برنامه کاهش هزینه‌ها سخن گفته بود و در مجمع باشگاه تأکید شده بود ساختار مالی باید تغییر کند.

بنابراین شاید نگه داشتن استقلال در صورت‌های مالی هلدینگ امسال نسبت به پروژه پرهزینه فصل گذشته آسان‌تر باشد، اما مسئله اصلی بلندمدت پابرجاست: آیا یک مجموعه پتروشیمی باید هر سال بخش بزرگی از هزینه یک باشگاه فوتبال را تأمین کند؟

همین سؤال احتمالاً در خود هلدینگ نیز مطرح است.

حق پخش؛ حلقه مفقوده خودکفایی استقلال

بخش بزرگی از گلایه تاجرنیا دوباره به قدیمی‌ترین مسئله اقتصاد فوتبال ایران بازمی‌گردد: حق پخش تلویزیونی.

او پیش‌تر گفته بود صداوسیما همچنان زیر بار پرداخت سهم واقعی باشگاه‌ها نمی‌رود و سازمان لیگ نیز در موضوع تبلیغات محیطی منافع باشگاه‌ها را آن‌طور که باید تأمین نمی‌کند.

مشکل اینجاست که باشگاه ایرانی با باشگاه حرفه‌ای اروپایی از یک مدل درآمدی مشترک برخوردار نیست.

در بسیاری از لیگ‌های حرفه‌ای جهان، حقوق رسانه‌ای یکی از بزرگ‌ترین منابع درآمدی است. در ایران، مسابقه استقلال میلیون‌ها بیننده دارد، اما باشگاه نمی‌تواند متناسب با ارزش مخاطب خود درآمد مستقیم و باثبات تلویزیونی ایجاد کند.

نتیجه روشن است: وقتی درآمد طبیعی فوتبال مسدود باشد، باشگاه ناچار می‌شود به مالک صنعتی، اسپانسر شبه‌مالک یا منابع بیرونی متکی شود.

پس اگر استقلال واقعاً قرار است روزی بدون تکیه مستقیم بر هلدینگ اداره شود، حل حق پخش یک موضوع فرعی نیست؛ یکی از شروط اصلی موفقیت آن پروژه است.

فروش استقلال می‌تواند مشکل را حل کند؟

نه لزوماً.

فروش باشگاه به سرمایه‌گذار خصوصی تنها نام مالک را تغییر می‌دهد. اگر مدل اقتصادی فوتبال ایران همان مدل قبلی باقی بماند، مالک جدید نیز پس از مدتی با همان پرسش روبه‌رو خواهد شد: پول باشگاه از کجا باید بیاید؟

یک خریدار ثروتمند می‌تواند چند فصل منابع تزریق کند، اما خودکفایی زمانی رخ می‌دهد که استقلال بتواند به پشتوانه هواداران میلیونی خود درآمد پایدار بسازد.

این یعنی حق پخش، تبلیغات، ورزشگاه، بلیت، محصولات هواداری، آکادمی، انتقال بازیکن و پلتفرم‌های دیجیتال باید به منابع واقعی درآمد تبدیل شوند.

در غیر این صورت خصوصی‌سازی صرفاً جابه‌جایی مسئول پرداخت صورت‌حساب‌هاست.

آیا باید منتظر خروج هلدینگ باشیم؟

فعلاً پاسخ قطعی خیر است.

آخرین موضع صریح تاجرنیا درباره مالکیت این بوده که هلدینگ خلیج فارس همچنان مالک استقلال است و حمایت مالی را ادامه می‌دهد. حتی پرداخت پیش‌قسط قرارداد اعضای تیم در مرداد نیز از سوی مدیران باشگاه به‌عنوان نشانه تداوم حمایت هلدینگ معرفی شد.

اما پاسخ به سؤال دیگری مثبت است: آیا احتمال واگذاری استقلال جدی‌تر از چند ماه قبل شده؟ بله.

دلیل هم روشن است؛ رئیس هیئت‌مدیره مالک از مذاکره با خریداران گفته، رئیس‌جمهور طبق روایت تاجرنیا با واگذاری به سرمایه‌گذار خصوصی مخالفتی ندارد و خود مدیر استقلال بر پیدا کردن منابع مستقل تأکید می‌کند.

این‌ها هنوز «اعلام فروش» نیستند، اما مجموعه‌ای از سیگنال‌ها هستند که نمی‌توان نادیده‌شان گرفت.

استقلال باید برای روز بدون هلدینگ آماده باشد

شاید مهم‌تر از اینکه هلدینگ امسال یا سال آینده استقلال را می‌فروشد، این باشد که باشگاه برای چنین روزی چه برنامه‌ای دارد.

استقلال در اردیبهشت ۱۴۰۳ از دولت به کنسرسیوم پتروشیمی منتقل شد، اما خصوصی‌سازی واقعی یک باشگاه صرفاً با تغییر نام سهامدار اتفاق نمی‌افتد.

باشگاهی خصوصی است که بتواند اقتصاد خودش را اداره کند.

پیام تازه تاجرنیا از این زاویه حتی می‌تواند مهم‌تر از بحث فروش باشد: استقلال باید یاد بگیرد بدون چک دائمی مالک زنده بماند.

ممکن است هلدینگ خلیج فارس سال‌ها در باشگاه بماند؛ ممکن است سرمایه‌گذار تازه‌ای پیدا شود؛ ممکن است مذاکرات فروش به هیچ نتیجه‌ای نرسد. اما هیچ‌کدام اصل مسئله را تغییر نمی‌دهد.

با ساختار کنونی فوتبال ایران، استقلال هنوز باشگاهی است که بخش بزرگی از توان مالی‌اش به حمایت مالک وابسته است و حق پخش، درآمد تجاری و ظرفیت عظیم هواداری‌اش به پولی متناسب با ارزش واقعی آن تبدیل نمی‌شود.

بنابراین فعلاً روی در باشگاه تابلوی «فروشی» نصب نشده است؛ اما بحثی که پشت آن در جریان دارد، شاید مهم‌تر باشد: استقلال قرار است تا چه زمانی با پول مالک اداره شود و چه زمانی می‌تواند روی پای خودش بایستد؟

ایا هولدینگ از اداره استقلال کنار می‌کشد؟

 

 
ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط