بحران تقویم لیگ برتر؛ چرا هفته هفتم به نماد تصمیمهای لحظهای فوتبال ایران تبدیل شد؟
ماجرا از شنبه ۱۴ شهریور جدی شد؛ زمانی که امیرحسین روشنک، مسئول مسابقات سازمان لیگ، اعلام کرد بعد از پایان هفته ششم، بازیکنان دعوتشده در اختیار تیم امید قرار میگیرند اما هفته هفتم لیگ برتر طبق برنامه برگزار خواهد شد.
معنای این تصمیم روشن بود: باشگاههایی که ملیپوش امید داشتند باید مسابقه هفته هفتم خود را بدون این نفرات برگزار میکردند.
اما روز ۱۹ شهریور ورق برگشت. سازمان لیگ اعلام کرد چهار دیدار ذوبآهن – سپاهان، خیبر خرمآباد – پرسپولیس، ملوان – فولاد و فجرسپاسی – آلومینیوم به دلیل همکاری باشگاهها با تیم امید و با هدف «حفظ عدالت» به زمان دیگری منتقل میشود. تاریخ جدید مسابقات نیز اعلام نشد.
به این ترتیب، فاصله میان یک تصمیم رسمی و تغییر همان تصمیم فقط پنج روز بود.
یک اصلاح مهم؛ هفته هفتم ۹ مسابقه دارد، نه ۸ بازی
در تحلیل این موضوع باید یک نکته آماری را نیز دقیق کرد. لیگ برتر این فصل با ۱۸ تیم برگزار میشود و هر هفته ۹ مسابقه دارد. بنابراین با لغو چهار دیدار، پنج مسابقه هفته هفتم طبق برنامه باقی میماند، نه چهار مسابقه.
سه بازی نخست نیز روز پنجشنبه ۱۹ شهریور برگزار شد: استقلال خوزستان یک بر صفر تراکتور را شکست داد، استقلال یک بر صفر پیکان را برد و گلگهر در قزوین با نتیجه ۳ بر ۲ از سد شمسآذر گذشت.
در نتیجه، جدول لیگ از همین حالا وارد وضعیتی نامتوازن شده است؛ بخشی از تیمها هفت بازی انجام دادهاند و برخی دیگر برای مدت نامعلومی ششبازی باقی میمانند.
تکذیب پرسپولیس؛ شکاف تازه در روایت سازمان لیگ
شاید مهمترین حاشیه تصمیم سازمان لیگ، واکنش رسمی باشگاه پرسپولیس بود.
در اطلاعیه سازمان لیگ آمده بود چهار دیدار «با عنایت به درخواست این باشگاهها» به تعویق افتاده است. چند ساعت بعد، باشگاه پرسپولیس رسماً اعلام کرد هیچ درخواستی برای لغو یا تعویق دیدار با خیبر خرمآباد ارائه نداده و با وجود در اختیار گذاشتن سه بازیکن برای تیم امید، آماده برگزاری مسابقه بوده است.این تناقض، موضوع را از یک اختلاف ساده تقویمی فراتر میبرد.
اگر تصمیم با درخواست باشگاهها گرفته شده، باید مشخص باشد کدام باشگاهها درخواست دادهاند. اگر سازمان لیگ براساس تشخیص خودش تصمیم گرفته، بهتر است صریحاً همین موضوع را اعلام کند.
در فوتبال حرفهای، حتی نحوه اعلام یک تصمیم نیز بخشی از مدیریت مسابقات است. وقتی توضیح نهاد برگزارکننده با موضع رسمی یکی از باشگاههای اصلی پرونده همخوانی ندارد، طبیعی است که اعتماد به فرایند تصمیمگیری کاهش پیدا کند.
تیم امید حق دارد؛ باشگاهها هم بیدلیل معترض نیستند
در سوی دیگر ماجرا، وضعیت تیم امید را نمیتوان نادیده گرفت.
حسین عبدی ماهها برای آمادهسازی تیمی برنامهریزی کرده که از ۲۵ شهریور در بازیهای آسیایی ناگویا به میدان میرود. برنامه بازیهای ایران برابر امارات، چین و کرهشمالی دستکم از ۱۱ مرداد رسماً منتشر شده بود.
با این حال اردوی این تیم در هشتم شهریور به دلیل حضور تنها پنج بازیکن لغو شد و حتی هنگام اعزام به ژاپن، ۱۸ نفر از فهرست ۲۳ نفره در اختیار کادر فنی بودند.
عبدی نیز پیش از سفر به ژاپن با ادبیاتی کمسابقه از نحوه حمایت از تیمش انتقاد کرد و حتی گفت «کار عاقلانه این است که در بازیهای آسیایی ناگویا شرکت نکنیم».
مشکل اینجاست که بازیهای آسیایی در پنجره رسمی فیفا برگزار نمیشود. براساس مقررات فیفا، الزام استاندارد آزادسازی بازیکنان عمدتاً مربوط به پنجرههای بینالمللی رسمی و تورنمنتهای مشخص تیم ملی بزرگسالان است و در خارج از این چارچوب الزام عمومی وجود ندارد.
بنابراین باشگاهها هم از منظر منافع حرفهای خود استدلالهایی دارند؛ اما دقیقاً به همین دلیل بود که فدراسیون و سازمان لیگ باید پیش از آغاز فصل تکلیف این مسئله را روشن میکردند.
«حفظ عدالت» چگونه خودش به بیعدالتی تبدیل میشود؟
سازمان لیگ دلیل تعویق را «حفظ عدالت» اعلام کرده است. اما تعریف عدالت دقیقاً چیست؟
فرض کنیم باشگاهی سه بازیکن اصلی خود را در اختیار تیم امید گذاشته و بازیاش عقب افتاده است. این تیم حالا چند روز استراحت بیشتر پیدا میکند و شاید بازیکن مصدوم یا محرومش نیز در تاریخ جدید قابل استفاده باشد.
در طرف مقابل، باشگاهی که بازیکن امید ندارد طبق برنامه بازی میکند، انرژی مصرف میکند و جدولش جلو میرود.
یک تیم ممکن است از تعویق سود ببرد و تیم دیگری که در اوج آمادگی بوده، ضرر کند. حتی وضعیت محرومان، مصدومان، مسابقات آسیایی باشگاهها و فاصله بین بازیها در تاریخ جدید میتواند کاملاً متفاوت باشد.
بنابراین عدالت زمانی معنا پیدا میکند که قاعده از قبل مشخص باشد؛ مثلاً نوشته شده باشد داشتن چند ملیپوش باعث تعویق میشود، درخواست باید چند روز قبل ارائه شود و تاریخ جایگزین از پیش در تقویم ذخیره شده باشد.
وقتی این قواعد شفاف نیست، هر تصمیمی میتواند به ادعای تازهای درباره بیعدالتی منجر شود.
هزینه پنهان لغو مسابقه فقط برای باشگاهها نیست
تغییر ناگهانی برنامه مسابقه صرفاً جابهجایی یک عدد در تقویم نیست.
باشگاهها برای سفر، رزرو هتل، پرواز، حمل تجهیزات، تمرین، ریکاوری و برنامه بدنسازی هزینه میکنند. رسانهها و شبکه تلویزیونی جدول پخش میچینند. اسپانسرها برنامه تبلیغاتی دارند و هواداران ممکن است برای حضور در ورزشگاه بلیت سفر یا مرخصی کاری گرفته باشند.
وقتی مسابقه در فاصله کوتاه لغو میشود، بخشی از این هزینهها قابل بازگشت نیست.
مشکل بعدی نیز جایی ظاهر میشود که همین چهار مسابقه باید در آینده در یک تقویم شلوغ قرار بگیرند. مسابقات آسیایی باشگاهها، جام حذفی، اردوهای ملی و هفتههای متوالی لیگ، فضای زیادی برای بازیهای معوقه باقی نمیگذارد.
به بیان ساده، سازمان لیگ با تعویق بازیها لزوماً بحران را حل نمیکند؛ ممکن است فقط آن را به چند هفته بعد منتقل کند.
مشکل فوتبال ایران تقویم نیست؛ اعتبار تقویم است
تداخل تیم امید و لیگ برتر قابل پیشبینی بود. برنامه بازیهای آسیایی از مدتها قبل مشخص بود و تاریخ مسابقات ایران نیز بیش از یک ماه پیش از شروع تورنمنت رسماً اعلام شده بود.
بنابراین بحران هفته هفتم یک حادثه غیرمنتظره مانند زلزله، شرایط جوی یا مسئله امنیتی نبود.
مشکل اصلی این است که تصمیم نهایی درباره نحوه آزادسازی بازیکنان و سرنوشت لیگ تا آخرین روزها به تعویق افتاد. نتیجه نیز همان چیزی شد که بارها در فوتبال ایران دیدهایم: یک تصمیم، اعتراض چند باشگاه، تصمیم تازه و سپس اعتراض گروه دیگری.
فوتبال حرفهای بیش از آنکه به تقویم فشرده نیاز داشته باشد، به تقویمی قابل اعتماد نیاز دارد.
تاریخ مسابقه باید اصل باشد و تغییر آن استثنا. اگر حضور سه یا چهار بازیکن در تیم ملی امید مجوز تعویق است، این قانون باید پیش از فصل اعلام شود. اگر هفتهای قرار است تعطیل شود، باشگاهها باید از ماهها قبل بدانند. اگر مسابقهای لغو میشود، ideally تاریخ جایگزین آن نیز همزمان اعلام شود.
هفته هفتم لیگ برتر در نهایت تمام خواهد شد؛ پنج مسابقه در موعد اصلی و چهار مسابقه در تاریخی دیگر. اما آنچه باقی میماند چهار بازی معوقه نیست.
مسئله مهمتر این است که یک بار دیگر ثابت شد در فوتبال ایران، تاریخ درجشده در تقویم لزوماً به معنای تاریخ قطعی مسابقه نیست؛ و تا زمانی که این اصل تغییر نکند، دعوای «عدالت» میان باشگاهها نیز پایانی نخواهد داشت.