خداداد عزیزی در دوران محرومیت دوباره خبرساز شد؛ ادعای بزرگ درباره VAR و یک سؤال بیپاسخ
اظهارات تازه عزیزی مربوط به عملکرد VAR و بهویژه امکان ترسیم خط آفساید است.
او مدعی شده فدراسیون فوتبال هزینههای مربوط به شرکت تأمینکننده سیستم را پرداخت نکرده و به همین علت قابلیت مربوط به خطکشی آفساید ماههاست در دسترس نیست. عزیزی همچنین گفته اطلاعات خود را از مدیرعامل شرکت Broadcast Solutions در دبی دریافت کرده و ایران شش دستگاه از این مجموعه و یک دستگاه دیگر از شرکتی چینی در اختیار دارد.
این ادعا از آن جهت مهم است که شرکت Broadcast Solutions واقعاً در حوزه طراحی و تحویل سامانههای VAR فعالیت میکند و سیستمهای VAR مورد تأیید فیفا را به فدراسیونهای مختلف ارائه داده است. خود این شرکت از محصولی با عنوان «VAR Factory» بهعنوان یک اکوسیستم مورد تأیید فیفا یاد میکند.
اما وجود چنین شرکتی و فعالیت آن در بازار VAR، بهخودیخود ادعای عزیزی درباره بدهی فدراسیون ایران یا منقضی شدن لایسنس را ثابت نمیکند.
برای تأیید این بخش باید قرارداد فدراسیون، وضعیت خدمات نرمافزاری، صورتحساب یا توضیح مستقیم شرکت تأمینکننده منتشر شود.
اتفاق بازی استقلال خوزستان - تراکتور چرا بحث VAR را داغ کرد؟
زمان انتشار این صحبتها اهمیت دارد.
تراکتور پنجشنبه در هفته هفتم با نتیجه یک بر صفر مقابل استقلال خوزستان شکست خورد. عارف رستمی تک گل مسابقه را در دقیقه ۵۴ زد و دو گل شهریار مغانلو نیز به دلیل آفساید پذیرفته نشد.
در صحنه گل استقلال خوزستان ابتدا کمکداور پرچم آفساید را بالا برد، اما پس از بررسی در اتاق VAR، گل تأیید شد. گزارشهای مسابقه نیز نوشتهاند صادق محرمی در آن صحنه آفساید را پر کرده بود.
پس یک نکته فنی باید روشن شود: نمیتوان گفت در این مسابقه «VAR وجود نداشت». VAR فعال بود و حتی در تصمیم مربوط به آفساید مداخله کرد.
ادعای عزیزی دقیقتر از این است؛ او میگوید قابلیت ترسیم خط مجازی آفساید کار نمیکند و تصمیمها فقط با مشاهده تصاویر گرفته میشود.
این تفاوت بسیار مهم است. یک داور VAR میتواند تصاویر را بدون خط مجازی نیز بررسی کند، اما اگر سیستم کالیبرهشده ترسیم خطوط در دسترس نباشد، در صحنههای میلیمتری دقت تصمیمگیری محل بحث خواهد بود.
اگر این راز را میدانست، چرا حالا گفت؟
این همان پرسشی است که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
اگر خداداد عزیزی مدتها قبل از مدیر شرکت تأمینکننده VAR شنیده بود که امکان خطکشی آفساید به دلیل پرداخت نشدن هزینه فعال نیست، چرا موضوع را همان زمان رسانهای نکرد؟
چرا این ادعا درست بعد از شکست تراکتور و مردود شدن دو گل تیم مطرح شده است؟
البته زمان طرح یک ادعا، به تنهایی اثبات نمیکند که ادعا نادرست است. ممکن است یک مسئله واقعی مدتها وجود داشته باشد و پس از یک مسابقه جنجالی به موضوع رسانهای تبدیل شود.
اما وقتی اتهام در این سطح مطرح میشود، بار اثبات نیز بالاست.
اگر سندی وجود دارد، انتشار مشخصات فنی دستگاهها، تاریخ پایان خدمات، نام قرارداد و مکاتبات مرتبط بسیار مؤثرتر از یک ویدیوی اعتراضی خواهد بود.
در غیر این صورت، یک موضوع کاملاً فنی بهسرعت به بخشی از جنگ روانی بعد از شکست تبدیل میشود.
خداداد محروم است؛ اما انتشار ویدیو تخلف از حکم محسوب میشود؟
اینجا برخلاف برخی واکنشهای احساسی، باید متن رأی را دقیق خواند.
کمیته انضباطی عزیزی را به دلیل «بدرفتاری در قبال مقام غیررسمی، استفاده از الفاظ موهن و رفتار غیرورزشی» و با لحاظ پنج فقره محکومیت قبلی از زمان حضورش در سمت مدیر تیم تراکتور، به چهار ماه محرومیت از حضور در ورزشگاههای فوتبال کشور و پرداخت دو میلیارد تومان جریمه محکوم کرده است.
بنابراین از متن منتشرشده نمیتوان نتیجه گرفت که عزیزی از هرگونه فعالیت فوتبالی، مصاحبه یا حضور در رسانه رسمی باشگاه نیز محروم شده است.
در مقررات انضباطی، «محرومیت از حضور در ورزشگاه» با «ممنوعیت از هرگونه فعالیت مرتبط با فوتبال» یکسان نیست.
پس صرف انتشار ویدیو لزوماً نقض حقوقی حکم نیست.
اما بحث دیگری وجود دارد: روح مجازات.
مجازات انضباطی فقط برای دور کردن یک فرد از صندلی کنار زمین نیست؛ قرار است یک پیام بازدارنده نیز داشته باشد. وقتی فرد محکومشده چند ساعت بعد با لحنی کنایهآمیز درباره رفتن به زمین چمن و صدای قدمهایش شوخی میکند، طبیعی است که این سؤال مطرح شود که آیا حکم توانسته کارکرد بازدارندگی داشته باشد یا خیر. عزیزی پس از صدور رأی نیز ویدیویی با همین مضمون منتشر کرده بود.
پروندهای که فقط یک اتفاق نیست
اهمیت حکم اخیر زمانی بیشتر میشود که متن کمیته انضباطی را دوباره بخوانیم.
شدت مجازات صرفاً ناشی از یک درگیری نبود؛ فدراسیون صراحتاً پنج سابقه محکومیت قبلی عزیزی را عاملی برای تشدید حکم دانسته است.
این یعنی حتی از نگاه مرجع رسمی انضباطی فوتبال نیز مسئله دیگر یک حادثه منفرد نیست.
درگیری پس از مسابقه تراکتور و گلگهر نیز به انتشار فایل صوتیای منجر شد که باشگاه گلگهر آن را مستند رفتار عزیزی معرفی کرد. عزیزی اصل پاسخ تند به امید عالیشاه را تأیید کرد، هرچند باشگاه تراکتور اعلام کرد فایل منتشرشده تقطیع و تحریف شده است.
باشگاه تراکتور همچنین به حکم چهارماهه اعتراض کرده و پرونده را به کمیته استیناف برده است؛ بنابراین رأی هنوز قابلیت تغییر دارد.
گل ملبورن پاکشدنی نیست؛ اما مصونیت هم نمیآورد
در نقد رفتار عزیزی یک اشتباه دیگر هم نباید رخ دهد: حذف تاریخ.
۲۹ نوامبر ۱۹۹۷، ایران در ملبورن دو بر صفر از استرالیا عقب بود و در نهایت با گلهای کریم باقری و خداداد عزیزی به تساوی ۲ بر ۲ رسید و به جام جهانی ۱۹۹۸ صعود کرد. فیفا آن گل دقیقه ۷۵ عزیزی را یکی از لحظات ماندگار فوتبال ایران معرفی کرده است.
آن گل را نمیتوان به دلیل رفتارهای امروز از تاریخ پاک کرد.
اما عکس این گزاره نیز درست است: یک گل تاریخی برای هیچکس مصونیت دائمی ایجاد نمیکند.
قهرمان ورزشی را میتوان بابت دوران بازیاش تحسین کرد و همزمان عملکرد امروز او را نقد کرد. اتفاقاً شهرت و جایگاه تاریخی مسئولیت اجتماعی فرد را بیشتر میکند، نه کمتر.
مشکل زمانی آغاز میشود که سرمایه یک دوران درخشان به سپری برای عبور از قواعد امروز تبدیل شود.
ادعای VAR باید بررسی شود، نه اینکه زیر سایه رفتار خداداد گم شود
از سوی دیگر، رفتار و ادبیات عزیزی نباید باعث شود اصل ادعای VAR نادیده گرفته شود.
این دو پرونده باید جدا باشند.
اگر فدراسیون واقعاً هزینه یک قابلیت فنی مهم را پرداخت نکرده و سیستم خطکشی آفساید فعال نیست، موضوعی جدی درباره سلامت رقابتها مطرح است و باید با سند پاسخ داده شود.
اگر چنین ادعایی نادرست است، فدراسیون نیز میتواند بسیار ساده با انتشار قرارداد، تأییدیه فنی یا توضیح کمیته داوران موضوع را خاتمه دهد.
در بررسی منابع رسمی در دسترس تا زمان تنظیم این گزارش، پاسخ مستقیم و مستندی به ادعای تازه عزیزی درباره منقضی شدن یا پرداخت نشدن لایسنس خط آفساید پیدا نشد.
این سکوت کمکی به اعتماد عمومی نمیکند.
مسئله اصلی خداداد دیگر آن گل نیست؛ رفتار امروز اوست
فوتبال ایران خداداد عزیزی را با فرار تاریخی ملبورن به خاطر خواهد آورد؛ همان بازیکنی که در یکی از دشوارترین شبهای تاریخ تیم ملی، هم در ساخت گل اول نقش داشت و هم گل مساوی را زد.
اما نزدیک به سه دهه بعد، قضاوت درباره مدیر تیم تراکتور باید بر پایه مسئولیت فعلی او باشد.
حکم چهارماهه، دو میلیارد تومان جریمه و اشاره رسمی به پنج سابقه انضباطی قبلی نشان میدهد بحث دیگر صرفاً اختلاف سلیقه رسانهها با یک چهره صریحاللهجه نیست.
همزمان، ادعای تازه درباره VAR نیز آنقدر مهم است که نباید به یک جدال لفظی دیگر تقلیل داده شود.
خداداد عزیزی اگر سندی درباره خرابی یا تمدید نشدن لایسنس خط آفساید دارد، انتشار آن میتواند به شفافیت فوتبال ایران کمک کند. فدراسیون هم اگر این ادعا را نادرست میداند، باید با سند پاسخ دهد.
اما یک چیز مستقل از نتیجه این مناقشه باقی میماند: گل ملبورن بخشی از تاریخ فوتبال ایران است، نه مجوزی برای رفتار امروز.
قهرمانی گذشته احترام میآورد؛ مصونیت نمیآورد.