سپاه از «شکست تاریخی آمریکا» میگوید؛ دادههای مستقل درباره هرمز و پایگاههای آمریکا چه میگویند؟
محبی در گفتوگوی تازه خود، ارزیابی سپاه را اینگونه بیان کرد که آمریکا نتوانسته به اهداف از پیش تعیینشده خود دست یابد و علاوه بر آن، در برخی بنیانهای قدرتسازش در منطقه نیز با آسیب روبهرو شده است. او از تنگه هرمز، شبکه پایگاههای نظامی آمریکا، ساختار اطلاعاتی واشنگتن و فناوریهای دفاعی و تهاجمی این کشور بهعنوان چهار محور اصلی استدلال خود نام برد. همچنین هشدار داد در صورت آغاز دور تازهای از حملات، ایران ممکن است «جغرافیای جنگ»، نوع تسلیحات و اهداف مورد حمله را تغییر دهد. این بخش از اظهارات او از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس و رسانههای ایرانی نیز گزارش شده است.
این موضع در شرایطی مطرح شده که درگیری آمریکا و ایران از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ وارد مرحلهای گسترده شد و طی ماههای بعد حملات متقابل به پایگاهها، زیرساختها و کشتیرانی منطقه ادامه پیدا کرد. دونالد ترامپ نیز در ۱۶ سپتامبر ابراز امیدواری کرده بود جنگ به مراحل پایانی نزدیک شده باشد، هرچند درگیری در عمل همچنان ادامه دارد.
تنگه هرمز؛ آیا آمریکا واقعاً در بازگشایی آبراه ناکام مانده است؟
یکی از مهمترین محورهای سخنان محبی، وضعیت تنگه هرمز است. او میگوید آمریکا با وجود توان دریایی گسترده نتوانسته جریان عادی کشتیرانی را به این آبراه بازگرداند.
دادههای کشتیرانی نشان میدهد تردد واقعاً بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ باقی مانده است. رویترز در ۲۱ سپتامبر گزارش داد طی آخر هفته فقط ۱۷ کشتی کالایی از تنگه عبور کردهاند؛ در حالی که یک هفته قبل این رقم ۳۷ فروند بود و میانگین پیش از جنگ حدود ۱۲۵ کشتی در روز گزارش شده است. همین دادهها نشان میدهند وضعیت هرمز همچنان با شرایط عادی فاصله زیادی دارد.
با این حال، تصویر کاملاً یکسویه نیست. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده حجم انتقال نفت و LNG از خلیج فارس در ماههای اخیر افزایش یافته و بیش از یک میلیارد بشکه نفت تحت حمایت نیروهای آمریکایی جابهجا شده است. رویترز نیز گزارش کرده با وجود کاهش تعداد شناورها، صادرات نفت عربستان از مسیر هرمز در هفتههای اخیر افزایش یافته است. بنابراین تعداد کشتیهای عبوری هنوز بهشدت پایین است، اما حجم نفت منتقلشده الزاماً به همان نسبت کاهش نیافته؛ بخشی از تجارت نیز با روشهایی مانند انتقال کشتیبهکشتی و خاموش کردن فرستندهها انجام میشود.
خسارت پایگاههای آمریکا؛ گزارش پنتاگون چه چیزی را تأیید میکند؟
یکی از قویترین دادههایی که با بخشی از سخنان سپاه همخوانی دارد، گزارش رسمی بازرس کل وزارت دفاع آمریکاست.
براساس این گزارش که در سپتامبر منتشر شد، حملات ایران صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان، عراق، عمان و اردن را تخریب یا دچار آسیب کرده است. همچنین خسارت به ساختمانهای دیپلماتیک آمریکا در چهار کشور حدود ۱۸۴ میلیون دلار برآورد شده و بخشی از شبکه لجستیکی آمریکا به نقاط دورتر، از جمله دیهگو گارسیا، منتقل شده است.
این گزارش همچنین از آسیب یا از دست رفتن شماری از هواگردهای آمریکایی خبر میدهد و نشان میدهد حملات ایران هزینههای واقعی و قابل اندازهگیری برای زیرساخت نظامی آمریکا ایجاد کردهاند. بازرس کل پنتاگون مجموع هزینه عملیات آمریکا را برای دوره مورد بررسی دهها میلیارد دلار اعلام کرده است.
اما این دادهها دقیقاً معادل ادعای محبی مبنی بر «از حیز انتفاع ساقط شدن اکثر پایگاهها» نیست. گزارش رسمی آمریکا تأیید میکند که خسارت گسترده بوده، اما نمیگوید اکثریت پایگاههای آمریکا کاملاً غیرعملیاتی شدهاند. بنابراین در این بخش باید میان خسارت وسیع تأییدشده و ارزیابی سیاسی سپاه از میزان ازکارافتادگی تفکیک قائل شد.
ادعای عقبنشینی ناوگان پنجم؛ چه چیزی تأیید شده است؟
سخنگوی سپاه گفته شناورهای آمریکایی از خلیج فارس عقب رانده شدهاند و تا حدود ۴۰۰ کیلومتر از تنگه هرمز فاصله گرفتهاند. سپاه پیشتر نیز همین رقم را مطرح کرده بود.
آنچه از منابع مستقل قابل تأیید است، آسیب جدی به زیرساخت نیروی دریایی آمریکا در بحرین و دشوار شدن پشتیبانی لجستیکی ناوگان است. گزارش بازرس کل پنتاگون میگوید تأمین پشتیبانی دریایی و استفاده از بنادر در جریان جنگ با چالشهای قابل توجهی روبهرو شد و انتقال بخشی از لجستیک به دیهگو گارسیا، چرخه تأمین را تا ۱۴ تا ۱۸ روز طولانیتر کرد.
با این حال، در منابع مستقل و رسمی بررسیشده تأیید مشخصی برای این گزاره که تمام شناورهای ناوگان پنجم بهطور دائمی ۴۰۰ کیلومتر عقبنشینی کردهاند وجود ندارد. بنابراین این عدد فعلاً باید بهعنوان ادعای سپاه نقل شود، نه یک واقعیت مستقلاً تثبیتشده.
نبرد موشکی و پدافندی چه چیزی را نشان داد؟
محبی همچنین حملات موشکی و پهپادی ایران را نشانهای از شکست تصور «نفوذناپذیری» سامانههای دفاعی آمریکا معرفی کرده است.
دادههای موجود نشان میدهد برخی موشکها و پهپادهای ایران توانستهاند از لایههای پدافندی عبور کنند و خسارت ایجاد کنند. برای نمونه گزارشهای مربوط به حمله به پایگاه موفقالسلطی در اردن از آسیب به یک A-10 و چند جنگنده F-15E خبر دادهاند. در عین حال، تعداد زیادی از موشکها و پهپادهای ایران نیز رهگیری شدهاند؛ در یکی از حملات اردن، ۱۸ فروند از ۲۰ موشک رهگیری شد.
بنابراین شواهد موجود نه تصویر «نفوذناپذیری کامل» سامانههای آمریکایی را تأیید میکنند و نه نشان میدهند این سامانهها کاملاً بیاثر شدهاند. نتیجه عملی جنگ موشکی، بیشتر نمایانگر رقابتی میان حجم آتش، توان نفوذ و ظرفیت رهگیری است که هر دو طرف در آن موفقیتها و خسارتهایی داشتهاند.
«شکست آمریکا»؛ واقعیت نظامی یا تفسیر راهبردی؟
مهمترین بخش اظهارات سخنگوی سپاه در نهایت به تعریف «شکست» برمیگردد. محبی استدلال میکند واشنگتن نهتنها به همه اهداف مورد نظر خود نرسیده، بلکه هزینههای نظامی، آسیب به پایگاهها و محدود شدن آزادی عمل دریایی، موقعیت راهبردی آمریکا را نیز تضعیف کرده است.
در مقابل، مقامهای آمریکایی جنگ را با معیارهای متفاوتی ارزیابی میکنند. ترامپ تضعیف توان هستهای ایران را از اهداف مهم عملیات آمریکا عنوان کرده و فرماندهی مرکزی آمریکا نیز بر استمرار عملیات دریایی و انتقال انرژی تأکید دارد.
به همین دلیل، هنوز ارزیابی واحد و مستقلی وجود ندارد که بتواند نتیجه کلی جنگ را با یک واژه «پیروزی» یا «شکست» جمعبندی کند. آنچه دادههای رسمی و مستقل نشان میدهند، مجموعهای از واقعیتهای همزمان است: آمریکا خسارت سنگین و هزینه مالی قابل توجهی متحمل شده، ایران نیز تحت حملات گسترده قرار گرفته، جریان کشتیرانی هرمز هنوز عادی نشده و جنگ به هدف سیاسی نهایی مشخصی نرسیده است.
سپاه برای ادامه جنگ چه پیامی داد؟
شاید مهمترین بخش اظهارات محبی برای آینده، نه ارزیابی گذشته بلکه هشدار درباره مرحله بعد باشد. او اعلام کرد سپاه جنگ را پایانیافته نمیداند و برای درگیری طولانیمدت آماده است. همچنین از احتمال استفاده از سلاحها و اهداف تازه در صورت حمله مجدد سخن گفت.
این تهدید در فضایی مطرح میشود که همزمان تلاشهای دیپلماتیک نیز ادامه دارد. ایران شروط خود برای پایان جنگ را از طریق میانجیها به آمریکا منتقل کرده و موضوع جنگ ایران و آینده امنیت منطقه قرار است در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل نیز مورد بحث قرار گیرد.
در نتیجه، خاورمیانه در پایان شهریور ۱۴۰۵ در شرایط دوگانهای قرار دارد: از یک سو طرفها هنوز برای نمایش بازدارندگی و قدرت نظامی پیامهای تند ارسال میکنند و از سوی دیگر، کانالهای دیپلماتیک برای کاهش درگیری فعال ماندهاند.
ارزیابی سپاه از «شکست تاریخی آمریکا» بخشی از روایت رسمی تهران از جنگ است. دادههای مستقل، خسارت قابل توجه آمریکا و اختلال جدی در هرمز را تأیید میکنند، اما برخی از گستردهترین ادعاهای مطرحشده همچنان نیازمند شواهد مستقل بیشتری هستند. مسیر دیپلماسی و تحولات نظامی هفتههای آینده تعیین خواهد کرد که این جنگ در نهایت با چه موازنهای وارد مرحله بعدی میشود.