بوعلی ۵۵ درصد کمتر فروخت اما درآمدش ۳۷ درصد بالا رفت؛ صادرات پتروشیمی کجا رفت؟
صورت عملکرد ششماهه پتروشیمی بوعلیسینا در نگاه اول یک خبر مثبت دارد؛ درآمد شرکت از حدود ۴۶.۱۹ همت در نیمه نخست سال گذشته به حدود ۶۳.۲۶ همت رسیده و ۳۷ درصد افزایش یافته است، اما کافی است از ستون مبلغ فروش به ستونهای خوراک، تولید و مقدار فروش برویم تا تصویر کاملاً دیگری دیده شود. تولید ششماهه به ۵۶۲ هزار و ۸۷۴ تن رسیده و حدود ۴۷ درصد پایین آمده، مقدار فروش با افت ۵۵.۶ درصدی به ۴۸۷ هزار و ۲۳۶ تن کاهش یافته و خوراک دریافتی نیز از حدود ۱.۰۹ میلیون تن به نزدیک ۶۱۰ هزار تن رسیده است. بنابراین بوعلی در نیمه نخست نه محصول بیشتری تولید کرده و نه بیشتر فروخته است؛ برعکس، تقریباً تمام شاخصهای مقداری اصلی کاهش سنگینی داشتهاند و رشد درآمد ریالی بیش از هر چیز با افزایش نرخ محصولات و تغییر ترکیب فروش توضیح داده میشود. همین فاصله میان ۳۷ درصد رشد درآمد و بیش از ۵۵ درصد افت فروش باعث میشود قضاوت درباره بوعلی صرفاً بر اساس عدد ۶۳ همت، بخش مهمی از واقعیت عملیاتی شرکت را پنهان کند.
تولید بوعلی تقریباً نصف شد
پتروشیمی بوعلیسینا در ششماهه نخست امسال حدود ۵۶۲ هزار و ۸۷۴ تن محصول تولید کرده که نسبت به دوره مشابه حدود ۴۷ درصد کاهش نشان میدهد. یعنی شرکت تقریباً نیمی از حجم تولید سال قبل را از دست داده است. برای یک مجتمع بزرگ آروماتیکی، کاهش در چنین مقیاسی فقط یک نوسان جزئی در برنامه تولید نیست و باید در کنار وضعیت مواد اولیه و محدودیتهای تأمین خوراک بررسی شود؛ بهخصوص آنکه دادههای خوراک نیز تقریباً همان جهت را نشان میدهند و ورودی مواد اولیه مجتمع به شکل محسوسی کاهش یافته است.
اهمیت این مسئله در آن است که بوعلی برای ساخت درآمد پایدار به جریان مستمر خوراک وابسته است. افزایش نرخ محصولات میتواند برای یک یا چند دوره اثر کاهش تولید را در مبلغ فروش پنهان کند، اما اگر مواد اولیه کافی وارد مجتمع نشود، ظرفیت شرکت برای استفاده از همین قیمتهای بالاتر نیز محدود خواهد بود. بنابراین برای تحلیل نیمه دوم، شاید نخستین عدد مهم حتی درآمد ماهانه نباشد؛ مقدار خوراکی است که دوباره وارد مجتمع میشود و میتواند به تولید تبدیل شود.
خوراک از ۱.۰۹ میلیون تن به ۶۱۰ هزار تن رسید
میزان خوراک دریافتی بوعلی در نیمه نخست از حدود ۱.۰۹ میلیون تن در دوره مشابه به نزدیک ۶۱۰ هزار تن کاهش یافته و حدود ۴۴ درصد افت کرده است. این کاهش با افت ۴۷ درصدی تولید همجهت است و نشان میدهد کوچک شدن حجم عملیات را باید در کنار کاهش مواد اولیه در دسترس مجتمع دید.
ترکیب خوراک نیز برای تحلیل شرکت اهمیت دارد. حدود ۶۹ درصد خوراک نیمه نخست از نفتا، نزدیک به ۲۳ درصد از میعانات گازی و حدود ۸ درصد از بنزین پیرولیز تأمین شده است. این تمرکز بالا روی نفتا باعث میشود میزان دسترسی و بهای این خوراک نقش مهمی در سطح فعالیت و بهای تمامشده شرکت داشته باشد. بنابراین وضعیت بوعلی فقط تابع قیمت محصولات آروماتیکی نیست؛ هر تغییری در تأمین یا قیمت خوراک نیز میتواند مستقیماً روی تولید و حاشیه سود اثر بگذارد.
بوعلی ۵۵ درصد کمتر فروخت
افت مقدار فروش حتی شدیدتر از کاهش تولید بوده است. حجم فروش ششماهه به حدود ۴۸۷ هزار و ۲۳۶ تن رسیده و نسبت به دوره مشابه ۵۵.۶ درصد کاهش یافته است؛ به بیان دیگر، شرکت کمتر از نیمی از مقدار محصولی را فروخته که در نیمه نخست سال قبل به بازار رسانده بود.
این عدد دقیقاً همان جایی است که رشد ۳۷ درصدی درآمد نیازمند تفسیر میشود. وقتی مقدار فروش بیش از نصف کاهش پیدا کرده اما درآمد افزایش یافته است، ارزش ریالی هر تن محصول فروختهشده باید به شکل بسیار محسوسی بالا رفته باشد. بنابراین رشد درآمد بوعلی عمدتاً رشد «نرخ» است، نه رشد «حجم». این موضوع الزاماً برای سودآوری منفی نیست؛ اگر قیمت محصولات سریعتر از هزینه خوراک و سایر هزینهها رشد کرده باشد، حتی فروش کمتر نیز میتواند سود مناسبی ایجاد کند. اما ماهیت این رشد با توسعه واقعی تولید و فروش تفاوت دارد و پایداری آن به شرایط قیمت محصولات وابستگی بیشتری خواهد داشت.
۶۳ همت درآمد با نصف حجم سال قبل
شاید مهمترین تناقض عملکرد بوعلی همین باشد؛ شرکتی که مقدار فروش آن ۵۵.۶ درصد کاهش یافته، توانسته ۶۳.۲۶ همت درآمد بسازد و ۳۷ درصد بیشتر از سال گذشته پول شناسایی کند. این اتفاق تصویری روشن از اثر تورم محصولات، نرخهای فروش و تغییر ترکیب سبد کالا بر صورتهای مالی شرکتهای پتروشیمی ارائه میدهد.
در چنین شرایطی رقم درآمد بهتنهایی نمیتواند معیار اندازه واقعی فعالیت باشد. بوعلی از نظر ریالی بزرگتر شده، اما از نظر تناژ تولید و فروش کوچکتر فعالیت کرده است. برای سرمایهگذار تفاوت این دو مفهوم اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صورت کاهش نرخ محصولات، شرکتی که حجم فروش خود را حفظ کرده مقاومت بیشتری خواهد داشت، اما شرکتی که بخش عمده رشد خود را از افزایش قیمت گرفته، حساسیت بیشتری به اصلاح نرخها پیدا میکند.
شهریور هم همین داستان را تکرار کرد
شهریور نیز نمونه کوچکتری از همان اتفاق ششماهه است. پتروشیمی بوعلی در این ماه حدود ۱۱۴ هزار و ۴۸۳ تن محصول تولید کرده و نزدیک به ۸۶ هزار و ۵۴ تن فروخته است. تولید نسبت به شهریور سال قبل حدود ۳۴ درصد و مقدار فروش نزدیک به ۳۲ درصد پایین آمده، اما درآمد ماهانه با جهش حدود ۱۶۵ درصدی به محدوده ۱۳.۷۵ همت رسیده است.
یعنی شرکت با حجم کمتر محصول، بیش از دو و نیم برابر شهریور سال قبل درآمد ساخته است. این اختلاف بزرگ بار دیگر نشان میدهد افزایش نرخ و تغییر ترکیب محصولات عامل اصلی رشد پولی بودهاند. در واقع شهریور نه شاهد افزایش حجم عملیات، بلکه شاهد ارزش ریالی بسیار بالاتر محصولاتی بوده که بوعلی توانسته به بازار عرضه کند.
خوراک شهریور ۴۴ درصد کاهش داشت
در شهریور حدود ۹۶ هزار و ۵۶۱ تن خوراک وارد مجتمع شده، در حالی که این مقدار در شهریور سال قبل نزدیک به ۱۷۲ هزار و ۵۷۹ تن بوده است؛ یعنی کاهش حدود ۴۴ درصدی. نفتا با بیش از ۵۲ هزار تن مهمترین خوراک ماه بوده و پس از آن میعانات گازی با حدود ۳۴ هزار تن و بنزین پیرولیز با نزدیک به ۱۰ هزار تن قرار گرفتهاند.
کاهش ۴۴ درصدی خوراک شهریور در کنار افت ۳۴ درصدی تولید نشان میدهد مشکل کاهش ورودی مجتمع حتی در آخرین ماه نیمه نخست نیز بهطور کامل برطرف نشده است. این مسئله باعث میشود مهر و آبان برای بوعلی اهمیت زیادی داشته باشند؛ اگر خوراک افزایش پیدا کند، امکان بازیابی تولید وجود خواهد داشت، اما اگر سطح ورودی همچنان پایین باقی بماند، شرکت برای حفظ درآمد بالا بیش از گذشته به افزایش نرخ محصولات متکی خواهد ماند.
صادرات بوعلی از ۴۴ درصد به ۱۵ درصد رسید
اما شاید مهمترین تغییر ساختاری در عملکرد بوعلی نه در درآمد، بلکه در ترکیب بازار فروش رخ داده باشد. در دوره مشابه سال گذشته حدود ۴۴.۵ درصد حجم فروش شرکت به صادرات اختصاص داشت، اما این سهم در ششماهه امسال به فقط ۱۵.۱ درصد کاهش یافته است. بوعلی در نیمه نخست حدود ۷۳ هزار و ۶۹۰ تن صادرات داشته، در حالی که بیش از ۴۱۳ هزار تن محصول در بازار داخلی فروخته شده است.
این تغییر به معنای یک چرخش جدی به سمت بازار داخل است. سهم بازار داخلی از حجم فروش به ۸۴.۹ درصد رسیده و شرکت بخش عمده محصولات خود را در داخل کشور عرضه کرده است. از منظر درآمد نیز وضعیت مشابهی دیده میشود؛ حدود ۵۴.۱۵ همت، یعنی ۸۵.۶ درصد کل درآمد ششماهه، از بازار داخلی ساخته شده و صادرات تنها حدود ۹.۱۱ همت، معادل ۱۴.۴ درصد درآمد، سهم داشته است.
صادرات بوعلی چرا اینقدر کوچک شد؟
گزارش عملکرد مقدار کاهش را نشان میدهد، اما برای تعیین دقیق علت کاهش سهم صادرات به اطلاعات بیشتری نیاز است. افت تولید، تغییر ترکیب محصولات، جذابیت نرخهای داخلی، محدودیتهای بازارهای خارجی یا مجموعهای از این عوامل میتوانند در تغییر ترکیب فروش نقش داشته باشند و بدون افشای تکمیلی نباید یک علت مشخص را قطعی دانست.
اما مستقل از علت، نتیجه روشن است؛ بوعلی در نیمه نخست سال بسیار بیشتر از گذشته به بازار داخل وابسته شده است. شرکتی که سال قبل تقریباً ۴۵ درصد حجم فروش خود را صادر میکرد، اکنون تنها حدود ۱۵ درصد را به بازار خارجی فرستاده و همین تغییر، ساختار درآمدی و ارزی شرکت را متفاوت کرده است.
شهریور صادرات تقریباً محو شد
این تغییر در شهریور حتی شدیدتر دیده میشود. از مجموع حدود ۱۳.۷۵ همت درآمد ماهانه شرکت، نزدیک به ۱۳.۷۳ همت از فروش داخلی و فقط حدود ۱۹ میلیارد تومان از صادرات حاصل شده است. یعنی تقریباً تمام درآمد ماه در بازار داخلی ساخته شده و سهم صادرات از مبلغ فروش شهریور بسیار ناچیز بوده است.
برای یک شرکت پتروشیمی بزرگ که سابقه سهم قابل توجه صادرات در سبد فروش دارد، چنین ترکیبی قابل توجه است. یک ماه بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره تغییر دائمی استراتژی صادرات کافی نیست، اما وقتی این عدد در کنار افت سهم صادرات ششماهه از ۴۴.۵ درصد به ۱۵.۱ درصد قرار میگیرد، نشان میدهد جابهجایی بازار فروش فقط محدود به شهریور نبوده است.
۹.۱ همت صادرات؛ اما رقم دلاری ارزآوری روشن نیست
بوعلی در شش ماه حدود ۹.۱۱ همت درآمد صادراتی ثبت کرده است، اما در بخش منابع و مصارف ارزی گزارش، رقم مستقلی برای منابع ارزی ماهانه و تجمیعی ارائه نشده و اعداد مربوط به این بخش صفر درج شدهاند. بنابراین نمیتوان با تبدیل ساده درآمد ریالی صادرات به دلار، عددی معتبر بهعنوان ارزآوری واقعی شرکت اعلام کرد.
این نکته مهم است، زیرا درآمد صادراتی و ارز وصولشده دو مفهوم یکسان نیستند. محصول ممکن است صادر شده باشد اما دریافت ارز در زمان دیگری اتفاق بیفتد یا نحوه تسعیر آن متفاوت باشد. بنابراین تنها داده قابل استناد فعلی همان درآمد صادراتی حدود ۹.۱ همتی است و برای قضاوت درباره جریان واقعی ارز شرکت باید منتظر اطلاعات تکمیلی ماند.
بازار داخل جای صادرات را گرفت
چرخش بوعلی به بازار داخلی از یک منظر میتواند نتیجه جذابیت بیشتر فروش داخل باشد. اگر نرخهای داخلی مناسبتر، وصول مطالبات سریعتر یا شرایط فروش کمریسکتر باشند، شرکت ممکن است بخشی از محصول خود را به بازار داخلی منتقل کند. اما از سوی دیگر، کاهش تنوع جغرافیایی بازار باعث میشود بخش بیشتری از درآمد به تقاضا و شرایط داخلی وابسته شود.
هیچکدام از این دو برداشت بدون اطلاعات شرکت قابل قطعی کردن نیست، اما تغییر سهم بازار بهاندازهای بزرگ است که تحلیل آن باید بخشی از بررسی نیمه نخست باشد. وقتی سهم صادرات در حجم فروش تقریباً به یکسوم سطح سال قبل میرسد، ساختار کسبوکار از منظر بازار هدف عملاً تغییر کرده است.
ریفرمیت قلب درآمد شهریور شد
در شهریور، ریفرمیت یکی از مهمترین محصولات بوعلی بوده و حدود ۴۶ هزار و ۵۲۴ تن از تولید ماهانه را تشکیل داده است؛ یعنی بیش از ۴۰ درصد تولید ماه به این محصول اختصاص داشته است. وزن ریفرمیت در درآمد حتی بیشتر بوده و بخش بزرگی از فروش ماهانه را ساخته است.
تغییر ترکیب محصول یکی از دلایلی است که میتواند توضیح دهد چرا افت حجم فروش به همان شدت در درآمد منعکس نشده است. اگر سهم محصولاتی با ارزش فروش بالاتر در سبد افزایش پیدا کند، شرکت حتی با تناژ کمتر میتواند مبلغ بیشتری شناسایی کند. بنابراین در بوعلی علاوه بر نرخ، «میکس محصول» نیز در تحلیل کیفیت درآمد اهمیت دارد.
آیا ۳۷ درصد رشد درآمد به رشد سود هم رسیده؟
این سؤال هنوز مهمتر از خود رقم فروش است. افزایش نرخ محصولات در صورتی برای سهامدار ارزش ایجاد میکند که افزایش بهای تمامشده، خوراک و سایر هزینهها تمام آن را جذب نکرده باشند. بوعلی خوراک کمتری دریافت کرده، اما باید دید هزینه هر تن خوراک چه تغییری داشته و کاهش ظرفیت تولید چه اثری بر هزینه ثابت هر واحد محصول گذاشته است.
کار با ظرفیت پایینتر میتواند باعث شود برخی هزینههای ثابت روی حجم کمتری از تولید سرشکن شوند. از طرف دیگر، افزایش شدید نرخ محصولات میتواند این اثر را جبران کند. تعیین برنده این معادله تنها با بررسی حاشیه سود ناخالص و صورت سود و زیان ششماهه ممکن است و از گزارش فروش بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که افزایش ۳۷ درصدی درآمد الزاماً به همان میزان به سود تبدیل شده است.
کاهش خوراک یک مسئله موقت است یا ساختاری؟
برای بوعلی شاید مهمترین سؤال نیمه دوم همین باشد. خوراک ششماهه ۴۴ درصد کمتر شده و شهریور نیز دقیقاً همین میزان افت سالانه را نشان داده است. یعنی تا پایان تابستان نشانهای از بازگشت کامل خوراک به سطح سال قبل دیده نمیشود.
پیشتر نیز در سطح هلدینگ خلیج فارس از برنامههایی برای پایداری خوراک نوری و بوعلی، استفاده از ظرفیت پالایشگاه آبادان و تعریف پروژههای مشترک با وزارت نفت سخن گفته شده است. اجرای این برنامهها میتواند در بلندمدت دسترسی به خوراک را تقویت کند، اما برای سهامدار آنچه اهمیت فوری دارد، اعداد واقعی گزارشهای ماهانه است؛ خوراک باید عملاً وارد مجتمع شود تا اثر خود را در تولید نشان دهد.
بوعلی برای رشد دوباره به «تن» نیاز دارد
شرکت در نیمه نخست ثابت کرده که میتواند با اتکا به نرخهای بالاتر و ترکیب مناسبتر محصولات، کاهش شدید حجم را در درآمد جبران کند. اما برای آنکه کیفیت رشد پایدارتر شود، «تن» باید دوباره به کنار «ریال» برگردد. افزایش واقعی خوراک، تولید و فروش باعث میشود درآمد شرکت فقط به قیمت محصول وابسته نباشد.
در سناریوی مطلوب، خوراک در نیمه دوم افزایش پیدا میکند، تولید بازیابی میشود و نرخهای مناسب نیز حفظ میشوند؛ در این حالت بوعلی از دو موتور حجم و قیمت بهطور همزمان استفاده خواهد کرد. اما اگر خوراک و تولید پایین بمانند، هر کاهش در قیمت محصولات میتواند بسیار سریعتر خود را در درآمد نشان دهد.
عقبنشینی صادرات چه ریسکی دارد؟
کاهش صادرات الزاماً به معنای کاهش سود نیست؛ ممکن است فروش داخلی برای شرکت اقتصادیتر بوده باشد. اما سهم پایینتر صادرات یک پیام مهم دارد: بوعلی نسبت به گذشته کمتر از تنوع بازار خارجی استفاده کرده و بیشتر به مشتری داخلی وابسته شده است.
اگر بازار داخل توان جذب محصولات در نرخ مناسب را داشته باشد، این تغییر میتواند بدون مشکل ادامه پیدا کند. اما اگر تقاضای داخلی تضعیف شود، صادرات میتواند بهعنوان مسیر جایگزین اهمیت بیشتری پیدا کند. توان شرکت برای جابهجایی میان این دو بازار، یکی از عوامل انعطافپذیری درآمد خواهد بود.
مهر باید سه سؤال را پاسخ دهد
برای بوعلی گزارش مهر از سه جهت مهم است؛ نخست، خوراک آیا از سطح پایین شهریور فاصله گرفته است؟ دوم، تولید آیا به سمت سطوح سال گذشته بازمیگردد؟ و سوم، صادرات پس از سهم تقریباً ناچیز شهریور دوباره به سبد فروش برمیگردد یا بازار داخلی همچنان تقریباً تمام درآمد را در اختیار خواهد داشت؟
پاسخ این سه سؤال میتواند مشخص کند آیا نیمه دوم ادامه همان الگوی نیمه نخست خواهد بود یا شرکت وارد مرحله جدیدی از بازیابی عملیات شده است. مبلغ درآمد بدون پاسخ به این سه متغیر فقط بخشی از تصویر را نشان خواهد داد.
پشت درآمد ۶۳ همتی بوعلی چه خبر است؟
پتروشیمی بوعلیسینا در نیمه نخست بیش از ۶۳ همت درآمد ساخته و ۳۷ درصد رشد ریالی ثبت کرده است؛ عددی که در نگاه نخست از عملکردی قوی حکایت دارد. اما زیر این رقم، افت ۴۷ درصدی تولید، کاهش ۵۵.۶ درصدی فروش و کاهش ۴۴ درصدی خوراک قرار گرفته است. همزمان سهم صادرات از ۴۴.۵ درصد حجم فروش به تنها ۱۵.۱ درصد رسیده و در شهریور تقریباً تمام درآمد از بازار داخلی ایجاد شده است.
این اعداد به معنای ضعف قطعی سودآوری بوعلی نیستند؛ افزایش نرخ و تغییر ترکیب محصولات میتوانند حتی در شرایط افت حجم، سود مناسبی ایجاد کنند و پاسخ نهایی باید از صورتهای مالی استخراج شود. اما از منظر عملیات، تصویر کاملاً روشن است: شرکت در نیمه نخست با خوراک، تولید و فروش بسیار کمتری فعالیت کرده و افزایش قیمت محصولات توانسته این افت مقداری را در درآمد ریالی پنهان کند.
به همین دلیل سؤال اصلی درباره «بوعلی» دیگر این نیست که چگونه به درآمد ۶۳ همتی رسیده است؛ پاسخ بخش بزرگی از آن در افزایش نرخ و تغییر ترکیب فروش قرار دارد. سؤال مهمتر این است که پتروشیمی بوعلی با ۵۵ درصد فروش کمتر و سهم صادراتی که از ۴۴ درصد به ۱۵ درصد رسیده، تا چه زمانی میتواند رشد درآمد را بدون بازگشت واقعی خوراک، تولید و بازار صادرات حفظ کند؟