تراکتور بدون خداداد عزیزی هم آرام نشد؛ از جنگ کریمی و بیرانوند تا ادعای جنجالی درباره زنوزی / خداداد را برگردانید!
اگر قرار بود محرومیت خداداد عزیزی از حضور در ورزشگاهها به کاهش جنجالهای تراکتور منجر شود، اتفاقات هفتههای اخیر نتیجه متفاوتی را نشان داده است.
مدیر تیم تراکتور پس از درگیری لفظی با امید عالیشاه در مسابقه تراکتور و گلگهر سیرجان، با رأی کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال به چهار ماه محرومیت و دو میلیارد تومان جریمه نقدی محکوم شد.
این حکم در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ صادر شد و کمیته استیناف نیز در ۳۰ شهریور اعتراض تراکتور را رد کرد و محرومیت چهارماهه عزیزی را تأیید کرد.
بر اساس رأی استیناف، محرومیت عزیزی شامل حضور در ورزشگاههای محل برگزاری مسابقات رسمی فوتبال، فوتسال و فوتبال ساحلی است.
باشگاه تراکتور پیشتر این حکم را نامتناسب دانسته و از عملکرد امید عالیشاه در جریان اتفاقات همان مسابقه نیز انتقاد کرده بود.
با وجود این، رأی انضباطی در مرحله استیناف تأیید شد و خداداد عملاً امکان همراهی معمول تیم در ورزشگاهها را از دست داد.
اما برخلاف تصوری که شاید وجود داشت، جنجالهای تراکتور با غیبت او متوقف نشد؛ فقط نام افراد حاضر در تیترهای خبری تغییر کرد.
حجت کریمی جای خداداد را در تیترهای جنجالی گرفت؟
یکی از چهرههایی که طی روزهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه رسانهها قرار گرفته، حجت کریمی، مدیرعامل تراکتور است.
کریمی که همزمان عضویت هیئترئیسه فدراسیون فوتبال را نیز برعهده دارد، ابتدا در جریان یک برنامه زنده تلویزیونی وارد جدالی تند با علی خطیر، دیگر عضو هیئترئیسه فدراسیون شد.
این اتفاق در برنامه «فوتبال برتر» رخ داد؛ جایی که اختلاف درباره مدیریت فدراسیون، عملکرد تیم ملی و برخی تصمیمهای اجرایی به بحثی شخصی و پرتنش کشیده شد.
روزنامه دنیای اقتصاد در گزارش ۱۵ مهر خود، این برخورد رسانهای را نشانهای از اختلافات جدی میان مدیران فوتبال ایران توصیف کرد.
در این برنامه، کریمی و خطیر اتهاماتی را علیه یکدیگر مطرح کردند؛ اتهاماتی که به دلیل فقدان رسیدگی مستقل و ارائه اسناد کامل، نباید صحت آنها را قطعی تلقی کرد.
با این حال، اصل درگیری رسانهای میان دو عضو هیئترئیسه فدراسیون بهاندازه کافی برای فوتبال ایران حاشیهساز بود.
از نگاه طنزآمیز میتوان گفت در شرایطی که خداداد عزیزی امکان حضور در ورزشگاه را ندارد، حالا مدیرعامل تراکتور در برنامه زنده تلویزیونی بخشی از مسئولیت تولید اخبار جنجالی را برعهده گرفته است!
البته مسئله فقط یک شوخی رسانهای نیست. وقتی مدیرعامل باشگاهی مدعی قهرمانی همزمان درگیر اختلافات علنی با دیگر مدیران فوتبال میشود، توجه افکار عمومی از برنامههای فنی و مدیریتی باشگاه منحرف خواهد شد.
درگیری کریمی و بیرانوند؛ بحران از تلویزیون به رختکن رسید
هنوز حواشی جدال حجت کریمی و علی خطیر فروکش نکرده بود که اختلاف دیگری در تراکتور شکل گرفت.
علیرضا بیرانوند پس از تساوی یک بر یک مقابل استقلال، بهشدت از شرایط داخلی باشگاه انتقاد کرد.
دروازهبان ملیپوش تراکتور مدعی شد بازیکنان این تیم تنها حدود هفت درصد از قراردادهای خود را دریافت کردهاند و از محمدرضا زنوزی خواست برای حل مشکلات مالی اقدام کند.
بیرانوند همچنین خطاب به حجت کریمی تأکید کرد مدیرعامل بهتر است بهجای پرداختن به اختلافات بیرونی، مشکلات داخلی باشگاه را مدیریت کند.
این اظهارات خیلی زود با واکنش تراکتور مواجه شد.
باشگاه اعلام کرد بیرانوند با تصمیم جواد نکونام از تیم کنار گذاشته شده و پرونده او برای رسیدگی به کمیته انضباطی باشگاه ارجاع شده است.
کریمی نیز در پاسخ مدعی شد بیرانوند برخلاف سایر بازیکنان، ۳۵ درصد از مبلغ قراردادش را دریافت کرده و دریافتی دیگر بازیکنان حدود هشت درصد بوده است.
این اختلاف نشان داد مسئله فقط یک مصاحبه انتقادی نیست؛ بلکه رابطه دروازهبان اول تراکتور با مدیریت باشگاه به مرحلهای پرتنش رسیده است.
بیرانوند از هتل تراکتور هم بیرون رفت!
ماجرای بیرانوند در روزهای بعد ابعاد تازهای پیدا کرد.
طبق گزارش ۱۷ مهر خبرگزاری تسنیم، این دروازهبان پیش از سفر تراکتور به عمان در هتل محل اردوی تیم حاضر شد، اما مدیران باشگاه اجازه حضور او در اردو را ندادند.
انتشار این خبر، پرونده اختلاف میان بیرانوند و مدیران تراکتور را به یکی از مهمترین موضوعات فوتبال ایران تبدیل کرد.
از سوی دیگر، وضعیت خدمت سربازی و امکان خروج این بازیکن از کشور نیز در روزهای اخیر محل بحث بوده است.
در برخی گزارشهای تازه آمده که بیرانوند تا تعیین تکلیف وضعیت خود در کمیسیون پزشکی نظاموظیفه، امکان خروج از کشور را ندارد.
با این حال، باید میان موضوع نظاموظیفه و تصمیم انضباطی باشگاه تفاوت قائل شد؛ زیرا این دو مسئله از نظر حقوقی و اجرایی یکسان نیستند.
مجموع این اتفاقات نشان میدهد تراکتور اکنون با چند پرونده همزمان مواجه شده است؛ پروندههایی که رسیدگی به آنها میتواند انرژی قابل توجهی از مدیریت و کادر فنی بگیرد.
پیشنهاد کنایهآمیز به زنوزی؛ خداداد عزیزی را برگردانید!
در چنین شرایطی، میتوان پیشنهادی طنزآمیز مطرح کرد: شاید بهتر باشد مدیران تراکتور به فکر بازگشت خداداد عزیزی باشند!
البته منظور این نیست که تمام مشکلات باشگاه با حضور او حل میشود یا جنجالهای گذشته رفتار قابل دفاعی بودهاند.
موضوع این است که زمانی بخش بزرگی از حواشی رسانهای تراکتور حول اظهارات و واکنشهای خداداد میچرخید.
اکنون در غیاب او، دامنه اختلافات رسانهای به مدیرعامل، بازیکنان و حتی مالک باشگاه گسترش پیدا کرده است.
به بیان کنایهآمیز، شاید خداداد عزیزی در تراکتور نقش یک «آهنربای حاشیه» را بازی میکرد و نگاه رسانهها را بیشتر متوجه خودش میساخت!
اما از منظر مدیریتی، چنین راهکاری نمیتواند نسخه واقعی حل مشکلات باشد.
بازگشت فردی که به دلیل تخلفات انضباطی محروم شده، بدون تغییر رفتارها و اصلاح سازوکارهای باشگاه، الزاماً به ایجاد آرامش منجر نخواهد شد.
ضمن اینکه کمیته استیناف محرومیت چهارماهه او را تأیید کرده و لغو یا کاهش آن نیازمند مسیر قانونی معتبر و تصمیم مرجع دارای صلاحیت است.
ماجرای عجیب واگذاری تراکتور به زنوزی؛ ادعای نادر قاضیپور چه بود؟
در میان اختلافات اخیر، موضوع دیگری نیز نام محمدرضا زنوزی را وارد بحثهای رسانهای کرده است.
نادر قاضیپور، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، در گفتوگویی درباره چگونگی انتقال مالکیت باشگاه تراکتور به زنوزی توضیح داده است.
او مدعی شده که در جریان واگذاری باشگاه، میان مسئولان وقت و زنوزی نقش واسطه را برعهده داشته است.
قاضیپور درباره این انتقال از عبارت «هدیه دادن» استفاده کرده و گفته پس از تماس با یکی از مسئولان وقت، با زنوزی ارتباط گرفته و زمینه واگذاری تراکتور را فراهم کرده است.
این اظهارات بازتاب رسانهای قابل توجهی داشته است.
اما باید بر یک تفاوت اساسی تأکید کرد: اینکه قاضیپور از واژه هدیه استفاده کرده، بهتنهایی ثابت نمیکند باشگاه تراکتور بدون پرداخت وجه یا خارج از تشریفات قانونی به زنوزی منتقل شده است.
برای تعیین ماهیت دقیق معامله، بررسی اسناد واگذاری، ارزشگذاری سهام، تعهدات مالی خریدار و صورتجلسات مربوط ضروری است.
آیا تراکتور واقعاً به زنوزی هدیه داده شد؟
مرور گزارشهای منتشرشده در سال ۱۳۹۷ نکته مهمی را روشن میکند.
در آن زمان رسانهها از برگزاری مزایده برای انتقال مالکیت تراکتورسازی به بخش خصوصی خبر داده بودند.
خبرگزاری تسنیم در اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۷ گزارشهایی درباره حضور زنوزی در مزایده، بررسی پیشنهادهای خرید و مراحل انتقال سهام منتشر کرد.
بنابراین در روایت رسانهای آن دوره، واگذاری باشگاه بهعنوان یک فرآیند مزایده و انتقال مالکیت معرفی شده بود.
از طرف دیگر، اظهارات تازه قاضیپور نشان میدهد او مدعی است در مذاکرات مربوط به انتقال نقش داشته است.
این دو روایت لزوماً در تمام جزئیات متناقض نیستند؛ زیرا ممکن است فردی در هماهنگی یا تسهیل یک معامله نقش داشته باشد، در حالی که انتقال رسمی نیز از مسیر حقوقی انجام شده باشد.
اما اگر منظور از تعبیر «هدیه»، واگذاری رایگان یک دارایی بوده باشد، اثبات آن به مدارک مشخص نیاز دارد.
بدون دسترسی به قرارداد و اسناد مالی، نمیتوان درباره قیمت واقعی معامله یا رایگان بودن آن نتیجه قطعی گرفت.
چرا شفافیت درباره مالکیت تراکتور اهمیت دارد؟
تراکتور فقط یک مجموعه اقتصادی نیست؛ باشگاهی با پایگاه هواداری گسترده و جایگاه مهم در فوتبال ایران محسوب میشود.
به همین دلیل، بحث درباره چگونگی واگذاری و ساختار مالکیت آن طبیعتاً حساسیت عمومی ایجاد میکند.
هواداران حق دارند درباره تاریخچه مالکیت باشگاه، فرآیند تغییر سهامداران و مسئولیتهای حقوقی و مالی مدیران اطلاعات روشن دریافت کنند.
انتشار اسناد معتبر درباره واگذاری میتواند از گسترش شایعات جلوگیری کند.
در مقابل، باقی ماندن ابهامها ممکن است هر اظهارنظر تازهای را به موضوعی جنجالی تبدیل کند.
این موضوع درباره تراکتور نیز صادق است؛ باشگاهی که در روزهای اخیر همزمان با پرونده بیرانوند، اختلاف مدیرعامل و مسائل مربوط به مالکیت در مرکز توجه رسانهها قرار گرفته است.
حواشی تراکتور چه تأثیری بر تیم جواد نکونام دارد؟
نکته قابل توجه این است که تراکتور از نظر فنی در شرایط نامناسبی قرار ندارد.
شاگردان جواد نکونام پس از تساوی مقابل استقلال با ۱۷ امتیاز صدرنشین لیگ برتر هستند و همچنان برای موفقیت در رقابتهای داخلی و آسیایی تلاش میکنند.
اما افزایش اختلافات مدیریتی و رسانهای میتواند تمرکز تیم را تحت تأثیر قرار دهد.
ماجرای بیرانوند نمونه روشنی از تأثیر مستقیم این اختلافات بر بخش فنی است.
وقتی دروازهبان اصلی تیم از ترکیب و اردو کنار گذاشته میشود، کادر فنی ناچار است علاوه بر آمادهسازی تاکتیکی، درباره جانشین او و شرایط روحی سایر بازیکنان نیز تصمیم بگیرد.
این همان نقطهای است که حواشی از فضای رسانهای عبور میکنند و به مسائل واقعی فوتبال تبدیل میشوند.
تراکتور بیشتر از خداداد به آرامش مدیریتی نیاز دارد
جنجالهای اخیر تراکتور یک واقعیت را نشان میدهد: حاشیهها الزاماً به حضور یا غیبت یک فرد وابسته نیستند.
خداداد عزیزی در هفتههای گذشته یکی از چهرههای خبرساز باشگاه بود، اما پس از محرومیت او نیز اختلافات متوقف نشد.
حجت کریمی با علی خطیر وارد بحث شد، بیرانوند علیه مدیریت موضع گرفت و سپس ادعای نادر قاضیپور درباره واگذاری باشگاه، نام زنوزی را به بخش دیگری از اخبار کشاند.
از منظر طنز میتوان گفت اگر خداداد به تراکتور برگردد، شاید دوباره سهم بیشتری از تیترهای جنجالی را به خودش اختصاص دهد و سایر مدیران فرصت پیدا کنند کمتر مقابل دوربینها بحث کنند!
اما واقعیت این است که باشگاه برای رسیدن به آرامش، بیشتر از تغییر چهرههای خبرساز به انضباط سازمانی، شفافیت مالی و مدیریت حرفهای اختلافات نیاز دارد.
جمعبندی؛ آیا زنوزی باید خداداد عزیزی را برگرداند؟
تراکتور در حالی صدر جدول لیگ برتر را در اختیار دارد که طی روزهای اخیر مجموعهای از حواشی رسانهای اطراف باشگاه شکل گرفته است.
محرومیت چهارماهه خداداد عزیزی، اختلاف علنی حجت کریمی و علی خطیر، درگیری لفظی مدیرعامل و بیرانوند و اظهارات نادر قاضیپور درباره واگذاری باشگاه، هرکدام بخشی از این فضای پرتنش را تشکیل دادهاند.
پیشنهاد بازگرداندن خداداد عزیزی بهعنوان فردی که همه حواشی را به سمت خود جذب کند، بیش از آنکه راهکاری مدیریتی باشد، کنایهای به وضعیت این روزهای تراکتور است.
زیرا اگر ریشه اختلافات برطرف نشود، تغییر افراد حاضر در مقابل دوربینها نیز مسئله را حل نخواهد کرد.
شاید مهمترین سؤال برای محمدرضا زنوزی این نباشد که چگونه خداداد عزیزی را زودتر به ورزشگاه برگرداند؛ بلکه این باشد که چرا باشگاه صدرنشین او با وجود موفقیت در زمین، بیرون از زمین این اندازه درگیر بحرانهای متوالی شده است.
وگرنه ممکن است روزی برسد که برای حل حواشی جدید، دوباره به دنبال چهرهای بگردند که تمام توجه رسانهها را به خود جلب کند؛ همان نقشی که ظاهراً در هفتههای گذشته خداداد عزیزی بهخوبی از عهدهاش برمیآمد!