از رفتگری و لولهکشی تا گلزنی در لیگ قهرمانان اروپا؛ فوتبالیستهایی که زندگی دومشان باورکردنی نیست!
وقتی صحبت از زندگی فوتبالیستها میشود، معمولاً نام بازیکنانی مانند کریستیانو رونالدو، لیونل مسی و دیگر ستارههای پردرآمد به ذهن میرسد؛ چهرههایی که فوتبال برای آنها نهتنها یک حرفه، بلکه منبع ثروتی بزرگ بوده است.
بااینحال، هزاران بازیکن در کشورهای مختلف حضور دارند که درآمدشان از فوتبال برای تأمین هزینههای روزمره کافی نیست. این بازیکنان در ساعات کاری مشغول فعالیتهای مختلف هستند و عصرها یا آخر هفتهها لباس فوتبال میپوشند.
نکته جذاب اینکه برخی از آنها در رقابتهایی مانند جام حذفی انگلیس برابر باشگاههای لیگ برتری قرار گرفتهاند و حتی تا آستانه خلق شگفتی پیش رفتهاند.
نیل کنگنی؛ لولهکشی که نزدیک بود دروازه تاتنهام را باز کند
یکی از فراموشنشدنیترین صحنههای جام حذفی انگلیس در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۱ رقم خورد؛ زمانی که تیم مارین از سطح هشتم فوتبال انگلیس میزبان تاتنهام تحت هدایت ژوزه مورینیو بود.
در نیمه نخست و زمانی که مسابقه هنوز بدون گل دنبال میشد، نیل کنگنی با شوتی تماشایی از فاصله دور دروازه جو هارت را هدف قرار داد.
توپ از بالای سر دروازهبان سابق تیم ملی انگلیس عبور کرد، اما به تیر افقی برخورد کرد تا مارین فرصت پیش افتادن از حریف مشهور خود را از دست بدهد.
تاتنهام در نهایت پنج بر صفر پیروز شد، اما شوت کنگنی یکی از ماندگارترین صحنههای آن مسابقه باقی ماند.
کنگنی که آن زمان ۲۰ سال داشت، پس از جدایی از ردههای پایه روچدیل در فوتبال نیمهحرفهای فعالیت میکرد و همزمان مشغول یادگیری لولهکشی بود.
او در گفتوگویی توضیح داده بود که روزها کار میکند و تنها دو شب در هفته تمرین دارد.
برای کنگنی، یادگیری یک حرفه فنی به معنای کنار گذاشتن رؤیای فوتبال نبود؛ بلکه راهی برای داشتن امنیت شغلی در آینده محسوب میشد.
جیمز باریگان؛ رفتگری که مقابل ستارههای تاتنهام بازی کرد
نیل کنگنی تنها بازیکن مارین نبود که خارج از زمین فوتبال شغل دیگری داشت.
جیمز باریگان، همتیمی او، در آن دوران بهعنوان کارگر جمعآوری زباله در لیورپول فعالیت میکرد.
باریگان در طول هفته به کار خدمات شهری مشغول بود و در کنار آن برای مسابقات فوتبال آماده میشد.
او در دیدار تاریخی مارین مقابل تاتنهام در ترکیب اصلی قرار گرفت؛ اتفاقی که تفاوت اقتصادی و حرفهای دو تیم را بهخوبی نشان میداد.
در یک سوی میدان، فوتبالیستهایی حضور داشتند که از قراردادهای حرفهای، امکانات تمرینی پیشرفته و برنامه منظم بازیابی جسمانی برخوردار بودند.
در سوی دیگر، بازیکنانی قرار داشتند که پس از پایان ساعت کاری باید خود را برای تمرین و مسابقه آماده میکردند.
این تضاد، یکی از جذابترین ویژگیهای جام حذفی انگلیس است؛ رقابتی که در آن فاصله اقتصادی تیمها الزاماً مانع رودررویی آنها در زمین نمیشود.
کنی استریکلند و جاش دیویس؛ از کار ساختمانی و راهآهن تا فوتبال
در ترکیب مارین بازیکنان دیگری نیز حضور داشتند که زندگی حرفهای آنها به فوتبال محدود نمیشد.
کنی استریکلند که در دوران نوجوانی سابقه حضور در مجموعههای پایه باشگاههایی مانند منچستریونایتد را داشت، بهعنوان نقاش و دکوراتور ساختمان فعالیت میکرد.
جاش دیویس نیز در کارهای مرتبط با خطوط راهآهن مشغول بود.
نکته جالب درباره استریکلند این است که حتی داشتن سابقه حضور در آکادمی یک باشگاه بزرگ نمیتواند تضمینکننده دستیابی به قرارداد حرفهای بلندمدت باشد.
بسیاری از بازیکنان پس از پایان دوران نوجوانی وارد فوتبال نیمهحرفهای میشوند و برای ادامه فعالیت ورزشی خود به درآمد شغلی مستقل نیاز دارند.
دنیز اونداو؛ کارگر کارخانهای که ستاره فوتبال آلمان شد
داستان دنیز اونداو، مهاجم آلمانی، یکی از نمونههای برجسته عبور از فوتبال نیمهحرفهای به بالاترین سطوح این ورزش است.
اونداو زمانی که برای هاولزه در دسته چهارم فوتبال آلمان بازی میکرد، به دلیل ناکافی بودن درآمد فوتبالی، در کارخانه نیز کار میکرد.
وظیفه او کار با دستگاه لیزر بود و روزانه هشت ساعت در کارخانه فعالیت داشت.
براساس روایت منتشرشده در سایت رسمی برایتون در فوریه ۲۰۲۲، برنامه روزانه اونداو بسیار دشوار بود. او حدود ساعت چهار صبح بیدار میشد، به کارخانه میرفت و پس از پایان کار، در تمرینات تیم فوتبال حضور پیدا میکرد.
این بازیکن معمولاً حدود ساعت هشت شب به خانه بازمیگشت.
اونداو در ادامه مسیر حرفهای خود راهی فوتبال بلژیک شد و پس از درخشش در یونیون سنژیلواز، به برایتون پیوست. او سپس در اشتوتگارت نیز به یکی از مهاجمان مطرح فوتبال آلمان تبدیل شد.
داستان او نشان میدهد که پیشرفت فوتبالی برخی بازیکنان با وجود محدودیتهای زمانی و اقتصادی، میتواند در سالهای بعد ادامه پیدا کند.
جونیور مسیاس؛ از تحویل یخچال تا گل تاریخی برای میلان
شاید یکی از غیرمنتظرهترین داستانهای فوتبال اروپا به جونیور مسیاس تعلق داشته باشد.
این بازیکن برزیلی در سال ۲۰۱۱ به ایتالیا مهاجرت کرد و برای تأمین هزینههای زندگی، به حمل و تحویل یخچال و سایر لوازم خانگی مشغول شد.
مسیاس در همان زمان فوتبال آماتور بازی میکرد و بهتدریج توانست وارد ردههای بالاتر فوتبال ایتالیا شود.
مسیر او از باشگاههای کوچک به کروتونه و سپس میلان رسید.
نقطه اوج این داستان در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۱ رقم خورد؛ زمانی که مسیاس در نخستین حضور خود در لیگ قهرمانان اروپا، گل پیروزی یک بر صفر میلان مقابل اتلتیکومادرید را به ثمر رساند.
مسیاس که سالها برای تأمین معیشت خانوادهاش لوازم خانگی حمل میکرد، این بار در یکی از معتبرترین مسابقات فوتبال اروپا گلزنی کرد.
اهمیت داستان او تنها در تغییر شغل نیست؛ بلکه نشان میدهد ورود دیرهنگام به فوتبال حرفهای الزاماً به معنای پایان فرصت پیشرفت نیست.
استیو ساویدان؛ رفتگری که به تیم ملی فرانسه رسید
استیو ساویدان، مهاجم سابق فوتبال فرانسه، یکی دیگر از بازیکنانی است که پیش از رسیدن به شهرت، تجربه کارگری داشته است.
او در مصاحبهای در سال ۲۰۰۶ توضیح داد که هنگام بازی برای باشگاههایی مانند آنژه و آنگولم، قرارداد حرفهای تماموقت نداشت و مجبور بود برای تأمین هزینه زندگی خانوادهاش کار کند.
یکی از مشاغل او جمعآوری زباله بود.
ساویدان بعدها در والنسین شرایط بهتری پیدا کرد و توانست به سطح اول فوتبال فرانسه برسد. مسیر پیشرفت او سرانجام به حضور در تیم ملی فرانسه در سال ۲۰۰۸ منتهی شد.
نکته مهم درباره این بازیکن آن است که حتی حضور در یک سطح مشخص از مسابقات، الزاماً به معنای برخورداری همه بازیکنان از شرایط مالی یکسان نیست.
کارلوس باکا؛ فروشنده بلیت اتوبوس که ستاره لالیگا شد
کارلوس باکا، مهاجم سابق میلان، سویا و ویارئال، پیش از ورود به فوتبال حرفهای زندگی متفاوتی داشت.
براساس اطلاعات منتشرشده در وبسایت رسمی لالیگا، باکا در کلمبیا و در مسیر بارانکیا به پورتو کلمبیا بلیت اتوبوس میفروخت و در کنار آن به پدرش در ماهیگیری کمک میکرد.
این بازیکن برخلاف بسیاری از استعدادهای مطرح فوتبال، در سن نسبتاً بالاتری وارد فوتبال حرفهای شد.
باکا در ادامه توانست به یکی از مهاجمان شناختهشده فوتبال اروپا تبدیل شود و با سویا دو قهرمانی متوالی در لیگ اروپا کسب کند.
او نمونهای از بازیکنانی است که پیش از دستیابی به قرارداد حرفهای، مستقیماً با دشواریهای تأمین درآمد روزمره مواجه بودهاند.
فرودی بنیامینسن؛ بازیکن ملیپوشی که نجار بود
داستان فرودی بنیامینسن نشان میدهد داشتن شغل دوم تنها مختص فوتبال باشگاهی در سطوح پایین نیست.
بنیامینسن، بازیکن سابق تیم ملی جزایر فارو، نجار بود و در کنار فوتبال فعالیت میکرد.
یوفا در گزارشی در سال ۲۰۱۳ خاطرهای از برایان کر، سرمربی پیشین جزایر فارو، منتشر کرد.
براساس این روایت، بنیامینسن پس از حضور در مسابقه تیم ملی مقابل فرانسه، صبح روز بعد مشغول جمعآوری تابلوهای تبلیغاتی ورزشگاه بود.
این اتفاق تصویری روشن از تفاوت امکانات و شرایط فوتبال در کشورهای مختلف ارائه میدهد.
بازیکنی که یک روز مقابل ستارههای تیم ملی فرانسه قرار میگرفت، روز بعد دوباره به وظایف کاری معمول خود بازمیگشت.
استوارت دالاس؛ نجاری که در لیگ برتر انگلیس درخشید
استوارت دالاس، بازیکن سابق لیدزیونایتد و تیم ملی ایرلند شمالی، نیز تجربه فعالیت همزمان در فوتبال و حرفه نجاری را داشته است.
دالاس در دوران حضور در فوتبال نیمهحرفهای ایرلند شمالی، از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر در کسبوکار یکی از دوستان خانوادگی کار میکرد.
او در همان دوره برای فوتبال تنها دستمزد محدودی دریافت میکرد و تمریناتش با ساعت کاری هماهنگ میشد.
دالاس بعدها به برنتفورد و سپس لیدزیونایتد پیوست و همراه این تیم تجربه حضور در لیگ برتر انگلیس را به دست آورد.
مسیر او نشان میدهد بازیکنانی که از فوتبال نیمهحرفهای آغاز میکنند، حتی بدون شرایط تمرینی مشابه استعدادهای باشگاههای بزرگ نیز ممکن است فرصت پیشرفت داشته باشند.
دن کرینی و کایل فین؛ بناهایی که تاتنهام را به دردسر انداختند
در ژانویه ۲۰۲۵، داستان فوتبالیستهای شاغل بار دیگر در جام حذفی انگلیس مورد توجه قرار گرفت.
این بار تاتنهام مقابل تامورث، تیمی از سطح پنجم فوتبال انگلیس، قرار گرفت.
در ترکیب بازیکنان این باشگاه افراد مختلفی با مشاغل روزانه حضور داشتند؛ از جمله دن کرینی و کایل فین که در آن دوره بهعنوان فعالان کار ساختمانی و بنایی معرفی شده بودند.
تامورث در ۱۲ ژانویه موفق شد تاتنهام را در ۹۰ دقیقه با تساوی بدون گل متوقف کند.
تیم لیگ برتری سرانجام در وقتهای اضافه سه گل به ثمر رساند و پیروز شد.
کرینی در ترکیب اصلی حضور داشت، اما کایل فین در آن مسابقه روی نیمکت بود و به میدان نرفت.
اهمیت این مسابقه در آن بود که گروهی از فوتبالیستهای نیمهحرفهای توانستند برای ۹۰ دقیقه مقابل یکی از باشگاههای مشهور انگلیس مقاومت کنند.
این اتفاق دوباره توجهها را به فاصله امکانات مالی و تمرینی فوتبال حرفهای و نیمهحرفهای جلب کرد.
جیمی واردی؛ کارگر کارخانهای که قهرمان لیگ برتر شد
در میان تمام این داستانها، نام جیمی واردی جایگاه ویژهای دارد.
واردی زمانی که برای استاکسبریج پارک استیلز بازی میکرد، هفتهای تنها ۳۰ پوند از فوتبال درآمد داشت و همزمان در کارخانه تولید محصولات فیبر کربن کار میکرد.
او پس از پیشرفت در تیمهای هالیفاکس و فلیتوود، در سال ۲۰۱۲ به لسترسیتی پیوست.
چهار سال بعد، واردی یکی از بازیکنان کلیدی لستر در قهرمانی تاریخی لیگ برتر انگلیس در فصل ۲۰۱۶-۲۰۱۵ بود.
این مهاجم همچنین به تیم ملی انگلیس رسید و به یکی از چهرههای شاخص فوتبال این کشور تبدیل شد.
داستان واردی از این نظر اهمیت دارد که پیشرفت او در فوتبال بدون طی کردن مسیر معمول بسیاری از ستارههای لیگ برتر اتفاق افتاد.
بااینحال، موفقیت او یک نمونه استثنایی محسوب میشود و نباید تصور کرد تمام فوتبالیستهای شاغل در مشاغل دیگر، سرانجام به چنین جایگاهی میرسند.
چرا بعضی فوتبالیستها مجبورند شغل دوم داشته باشند؟
پشت داستانهای جذاب فوتبالیستهای کارگر، یک واقعیت اقتصادی مهم قرار دارد.
در فوتبال نیمهحرفهای، بسیاری از قراردادها برای پرداخت هزینه کامل زندگی طراحی نشدهاند. بازیکنان ممکن است تنها برای مسابقات یا دورههای مشخصی دستمزد دریافت کنند و در نتیجه برای تأمین مخارج زندگی به شغل دیگری نیاز داشته باشند.
این شرایط پیامدهای ورزشی نیز دارد.
فوتبالیستی که هشت ساعت در کارخانه یا ساختمان کار میکند، لزوماً فرصت استراحت، تغذیه، تمرین و بازیابی جسمانی مشابه یک بازیکن حرفهای تماموقت ندارد.
از سوی دیگر، حفظ یک مهارت شغلی مستقل میتواند به بازیکن کمک کند تا در صورت مصدومیت، پایان قرارداد یا ناکامی در رسیدن به سطح حرفهای، آینده اقتصادی مطمئنتری داشته باشد.
به همین دلیل، فعالیت در شغلی بیرون از فوتبال را نباید نشانه بیعلاقگی یا نداشتن جاهطلبی ورزشی دانست.
جمعبندی؛ قهرمانانی که زندگیشان فقط در زمین فوتبال خلاصه نمیشود
داستان بازیکنانی مانند نیل کنگنی، جیمز باریگان، دنیز اونداو، جونیور مسیاس، کارلوس باکا و جیمی واردی نشان میدهد فوتبال حرفهای تنها یکی از چهرههای این ورزش پرطرفدار است.
بعضی از این افراد در مقطعی از زندگی خود روزها کارگری میکردند و شبها تمرین داشتند. برخی حتی در مسابقات بزرگ مقابل تیمهایی مانند تاتنهام، اتلتیکومادرید و فرانسه قرار گرفتند.
در این میان، تعدادی مانند واردی و مسیاس توانستند به بالاترین سطوح فوتبال اروپا برسند و برخی دیگر بدون تبدیل شدن به ستارههای مشهور، همچنان بخشی از تاریخ باشگاههای کوچک باقی ماندند.
شاید مهمترین ویژگی این فوتبالیستها آن باشد که رؤیای حضور در زمین فوتبال را در کنار واقعیتهای زندگی روزمره دنبال کردند؛ حتی زمانی که درآمد اصلی آنها نه از گلزنی، بلکه از کار در کارخانه، خیابان، کارگاه و ساختمان تأمین میشد.
این داستانها یادآور میشوند که پشت پیراهن هر فوتبالیست، ممکن است زندگی و حرفهای وجود داشته باشد که تماشاگران هیچگاه آن را در جریان ۹۰ دقیقه مسابقه نبینند.