سایهروشنهای وزنهبرداری در مسابقات جهانی؛ مرز باریک بین موفقیت و ناکامی در المپیک
مسابقات جهانی وزنهبرداری با تمام فراز و فرودهایش برای ایران به پایان رسید، اما باید قبول کنیم که نتایج تیم ملی در این رقابتها نتایج در خور توجهی نبود بخصوص اینکه نه تنها در بخش فردی نتایج قابل قبولی نگرفتیم که حتی در بخش تیمی هم نتوانستیم روی سکو برویم.
البته اینکه اگر تیم روی سکوی تیمی میرفت نتایج قابل قبول مینمود هم حرف درستی نمیتواند باشد چراکه هدف اصلی در این رقابتها قرار گرفتن روی سکوی تیمی نبود و یا اینکه اگر روی سکو میرفتیم همه چیز گل و بلبل بود، اما همانقدر که حالا روی سکو نرفتهایم نمیتوان از آن به عنوان یک فاجعه یاد کرد، در صورت رفتن رو سکو هم نمیتوانستیم آنرا موفقیتی تمام عیار قلمداد کنیم؛ هر چند باید نگران بود، نگران عملکرد وزنهبرداران کشورمان در اوزان المپیکی.
از سوی دیگر ما در اوزان المپیکی بسیار ضعیفتر از حد انتظار ظاهر شدیم و اینکه بخواهیم با مدالهای کسب شده پشت نتایج ضعیف اوزان غیرالمپیکی پنهان شویم نیز کار درستی نیست؛ هر چند اگر واقع نگر باشیم درست است که موفق به کسب مدال طلا شدیم، اما مدال ارزشمندی در بخش مجموع نصیب نمایندگان ما نشد.

در هر حال وزنهبرداران ما همانقدر که در اوزان غیرالمپیکی خوب ظاهر شدند و درخشیدند در اوزان المپیکی در پایینترین سطح انتظار بودند به طوری که در مجموع 5 وزنهبردار اعزامی در 3 وزن المپیکی (96، 109 و +109 کیلوگرم) تنها موفق به کسب یک مدال برنز آنهم در حرکت دوضرب دسته 96 کیلوگرم توسط ایوب موسوی شدیم، که البته باید به این موضوع توجه داشت که در المپیک تنها به نتیجه مجموع مدال میدهند.
شاید این موضوع مطرح شود که وزنهبردارانی مانند موسوی و هاشمی تازه از بند مصدومیت رها شده بودند و نمیتوان انتظار بالایی از آنها در این رویداد داشت، اما اگر این نفرات در چنین شرایطی به این رقابتها اعزام شده بودند دلیل وزنههای سنگینی که برای آنها گرفته شد، چه بود؟
در هر حال باید نگران حال وزنه برداری بود، حال وزنه برداری ما در آستانه بازیهای المپیک به عنوان یک رشته مدالآور و پرامید به هیچ عنوان خوب نیست و به قول سجاد انوشیروانی چه خوب که بیشتر از 2 سهمیه المپیک نداریم چرا که با این اوصاف حتی برای پر کردن این 2 جالی خالی هم مشکل داریم چه برسید به بیشتر از آن.

البته هیچ کس منکر زحمات برخواه و همکارانش در تیم ملی نمیشود و به زحمات شبانهروزی کادرفنی باید احترام گذاشت چرا که برخواه با تغییرات زیادی تیمش را راهی مسابقات جهانی و تیمی که عملا هیچ سرداری در ترکیب خود نمیدید. بعد از خداحافظی بهداد سلیمی و بدشانسیها و مصدومیتهای پی در پی سهراب مرادی و از سوی دیگر خودخواهیهای کیانوش رستمی دست برخواه خالیتر از همیشه بود چرا که حتی سعید علیحسینی را هم به عنوان یک وزنهبردار باتجربه و تأثیرگذار در ترکیب تیم خود نمیدید.
از نکات مثبت تیم برخواه میتوان به میدان دادن به حافظ قشقایی در سبک وزن و شکستن طلسم 4 دهه ناکامی در کسب مدال در سبک وزن اشاره کرد که نشان از دید فنی بالای برخواه دارد. از سوی دیگر وزنهبرداری مانند رضا دهدار، به عنوان پدیده نوظهور تیم ملی وزنهبرداری خود را مطرح کرد تا با درخشش از جوانان خوزستانی دست ایران از مدال طلا خالی نماند.
از سوی دیگر میدان دادن به جوانانی مانند علی داوودی در میدانی مانند مسابقات جهانی میتواند نکتهای مثبت برای این تیم باشد که نشان میدهد فدراسیون وزنهبرداری از پشتوانهسازی هم غافل نبوده و با توجه به ترکیب سنی تیم ملی و حضور نفراتی مانند داوودی (20)، بیرالوند (22) و موسوی (24) و حتی دهدار (24) و دادرس (25 ساله) میتوان به آینده این تیم امیدوار بود.

در هر حال المپیک نزدیک است و با چشم برهم زدنی زمان موعد فرا میرسد، اما علی مرادی و همکارانش در فدراسیون وزنهبرداری به خوبی میدانند مرز بین موفقیت و ناکامی در رویداد بزرگی مانند المپیک برای وزنهبرداری ایران به باریکی یک مو است. اگر فدراسیون و کادر فنی بتوانند با ارائه یک استراتژی مناسب مبنی بر علم و واقعنگری مسیر باقیمانده را بدرستی ترسیم کنند، میتوان بار دیگر به درخشش وزنهبرداری در المپیک امیدوار بود که در غیر اینصورت باید به میادین بعدی دل خوش کنیم.