پاسخ «چشم در برابر چشم» عراقچی به ترامپ؛ هشدار ایران به آمریکا و حامیان حمله
وزیر امور خارجه ایران با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، دکترین دفاعی تهران را «چشم در برابر چشم» توصیف کرد و گفت هرگونه تجاوز، از جمله حمله به زیرساختهای ایران، با پاسخی قدرتمند و تعیینکننده روبهرو خواهد شد.
عراقچی همچنین تأکید کرد طرفهایی که به هر شکل از چنین حملهای حمایت کنند یا در اجرای آن نقش داشته باشند، از نگاه ایران اهداف مشروع تلقی خواهند شد. متن منتشرشده در حساب او و زمینه زمانی آن از سوی چند رسانه بینالمللی نیز تأیید شده است.
تهدید ترامپ علیه پلها و نیروگاههای ایران چه بود؟
موضع عراقچی در پاسخ به پیامی از دونالد ترامپ منتشر شد. رئیسجمهور آمریکا هشدار داده بود هر بار که ایران با موشک، پهپاد یا سلاح دیگری به یک کشتی در تنگه هرمز حمله کند، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه ایرانی را بمباران و نابود خواهد کرد.
ترامپ در واقع برای نخستینبار یک فرمول عددی و مقابلهبهمثل برای حمله به زیرساختهای ایران مطرح کرد: یک حمله به کشتی، یک پل یا نیروگاه. این تهدید در حالی بیان شد که اختلاف تهران و واشنگتن بر سر کنترل و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز به یکی از محورهای اصلی درگیری تبدیل شده است.
رئیسجمهور آمریکا همزمان احتمال حمله به یک مجموعه زیرزمینی در نزدیکی تأسیسات هستهای نطنز را نیز مطرح کرده و گفته بود واشنگتن تا زمانی که ایران برای مذاکرهای «معنادار» آماده نشود، علاقهای به گفتوگو ندارد.
پیام اصلی پاسخ عراقچی چه بود؟
پاسخ وزیر امور خارجه ایران سه پیام جداگانه داشت.
نخست اینکه تهران حمله به تأسیسات غیرنظامی و زیرساختهای اقتصادی را بدون پاسخ نخواهد گذاشت. در این چارچوب، اگر نیروگاه، پل، بندر یا تأسیسات انرژی ایران هدف قرار گیرد، پاسخ ممکن است به زیرساختهای طرف مقابل یا منافع مرتبط با عملیات حمله محدود نشود.
پیام دوم، تلاش برای افزایش هزینه همکاری کشورهای دیگر با آمریکا بود. عبارت «هر نوع حمایت» میتواند از نظر سیاسی ناظر به استفاده از پایگاههای نظامی، اجازه عبور هواپیماها، ارائه اطلاعات، سوخترسانی، پشتیبانی لجستیکی یا مشارکت مستقیم در عملیات باشد.
پیام سوم نیز ایجاد بازدارندگی پیش از وقوع حمله است. تهران میخواهد دولتهای منطقه بدانند در اختیار گذاشتن قلمرو و امکانات خود به آمریکا ممکن است آنها را نیز وارد چرخه پاسخ متقابل کند.
این موضع با هشدار فرماندهی نظامی ایران همزمان شده است. براساس گزارش رویترز، فرماندهی نظامی ایران گفته در صورت اجرای تهدید ترامپ، زیرساختهای نفت، گاز، برق و اقتصادی در منطقه میتوانند هدف قرار گیرند و صادرات انرژی نیز با اختلال بیشتری روبهرو شود.
آیا هر حامی آمریکا از نظر حقوقی «هدف مشروع» است؟
تعبیر عراقچی بیش از هر چیز یک هشدار سیاسی و نظامی است؛ اما در حقوق بینالملل بشردوستانه، مشروعبودن یک هدف صرفاً با اعلام یکی از طرفهای جنگ تعیین نمیشود.
براساس اصل تفکیک، طرفهای درگیری باید میان اهداف نظامی و تأسیسات غیرنظامی تمایز قائل شوند و حمله فقط میتواند متوجه رزمندگان یا اهدافی باشد که واقعاً در عملیات نظامی نقش دارند. پلها، نیروگاهها و دیگر تأسیسات عمومی تا زمانی که به هدف نظامی تبدیل نشدهاند، از حمایت غیرنظامی برخوردارند.
افراد غیرنظامی نیز تنها در مدت زمانی که مستقیماً در مخاصمه شرکت میکنند، حمایت خود در برابر حمله مستقیم را از دست میدهند. حمایت مالی، اداری یا سیاسی بهتنهایی لزوماً برای تبدیل یک فرد غیرنظامی به هدف نظامی کافی نیست و باید نقش مستقیم، رابطه علّی و شرایط هر مورد جداگانه بررسی شود.
به همین دلیل، عبارت «هر طرفی که حمایت کند» را نمیتوان مجوز حقوقی نامحدود برای هدفگرفتن کشورها، شهرها یا مردم غیرنظامی دانست. حتی حمله به یک هدف نظامی نیز باید اصول تناسب، احتیاط و جلوگیری از تلفات بیشازحد غیرنظامیان را رعایت کند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارش خود یادآور شده که حمله به زیرساختهای غیرنظامی عموماً ممنوع است، مگر آنکه آن تأسیسات برای هدف نظامی مشخصی استفاده شوند.
چرا پلها و نیروگاهها به مرکز تهدیدها تبدیل شدهاند؟
حمله به یک پایگاه نظامی معمولاً تأثیر مستقیم و محدودتری بر توان رزمی دارد؛ اما تخریب نیروگاه، شبکه برق، پل یا تأسیسات آب میتواند زندگی میلیونها نفر و فعالیت بخشهای بزرگی از اقتصاد را مختل کند.
از منظر نظامی، پلها ممکن است برای انتقال نیرو و تجهیزات استفاده شوند و نیروگاهها نیز توان عملیاتی مراکز نظامی را تأمین کنند. با این حال، همین تأسیسات به بیمارستانها، خانهها، شبکه ارتباطی، آبرسانی و صنایع غیرنظامی نیز خدمات میدهند.
در نتیجه، حمله به زیرساختهای دوکاربردی خطر تلفات غیرمستقیم و طولانیمدت را بالا میبرد. قطع برق میتواند به اختلال بیمارستانها، توقف پمپهای آب، از کار افتادن شبکه ارتباطی و افزایش آسیبپذیری جمعیت منجر شود.
دبیرکل سازمان ملل نیز حملات علیه زیرساختهای غیرنظامی را غیرقابلقبول خوانده است.
تهدید متقابل چه خطری برای کشورهای منطقه دارد؟
مهمترین مخاطبان بخش پایانی پیام عراقچی احتمالاً دولتهایی هستند که نیروها، پایگاهها یا امکانات نظامی آمریکا در قلمرو آنها مستقر است.
اگر هواپیما یا موشکی از یک پایگاه منطقهای برای حمله به ایران استفاده کند، تهران ممکن است همان پایگاه را بخشی از عملیات نظامی بداند. چنین سناریویی خطر گسترش درگیری از یک نبرد دوجانبه به کشورهای بیشتری را افزایش میدهد.
رویترز گزارش داده حملات ایران در روزهای اخیر تأسیسات یا داراییهای نظامی آمریکا در اردن، بحرین و کویت را هدف قرار داده و این کشورها نیز از رهگیری حملات خبر دادهاند. جزئیات برخی ادعاهای میدانی بهطور مستقل قابل تأیید نبوده است.
این وضعیت دولتهای منطقه را در موقعیت دشواری قرار میدهد. آنها از یک سو روابط امنیتی گستردهای با واشنگتن دارند و از سوی دیگر، نمیخواهند خاک و زیرساختهایشان به میدان پاسخ متقابل ایران تبدیل شود.
تنگه هرمز؛ نقطه اتصال جنگ و اقتصاد جهانی
تشدید تهدیدها فقط یک مسئله نظامی نیست. تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان است و هر اختلالی در کشتیرانی آن میتواند قیمت انرژی، بیمه دریایی و هزینه حملونقل را در سراسر جهان افزایش دهد.
در پی تشدید تنشها، نفت برنت در معاملات چهارشنبه از ۹۵ دلار عبور کرد و سپس کمی پایینتر از این سطح قرار گرفت. همزمان، تهدید نیروهای همسو با ایران در یمن علیه عبور کشتیها از بابالمندب، نگرانی درباره محدودشدن همزمان دو مسیر مهم انرژی را افزایش داده است.
اگر کشتیها مجبور شوند مسیرهای طولانیتری انتخاب کنند، هزینه حمل، زمان تحویل و نرخ بیمه افزایش خواهد یافت. اثر این وضعیت میتواند به قیمت بنزین، کالاهای وارداتی و تورم کشورهای مختلف منتقل شود.
بنابراین تهدید متقابل علیه پلها، نیروگاهها و مسیرهای کشتیرانی، فقط امنیت ایران و آمریکا را تحتتأثیر قرار نمیدهد و میتواند تبعات اقتصادی جهانی داشته باشد.
آیا هنوز راهی برای مذاکره باقی مانده است؟
با وجود تشدید حملات، مسیر دیپلماتیک بهطور کامل بسته نشده است. میانجیها طرحی برای آتشبس موقت ارائه کردهاند و پاکستان نیز تلاش کرده کانال گفتوگو را فعال نگه دارد. با این حال، مقامهای آمریکایی تهران را به جدینبودن در مذاکرات متهم کردهاند و ایران نیز خواهان حفظ اهرمهای خود در تنگه هرمز است.
در چنین فضایی، موضع «چشم در برابر چشم» میتواند دو نتیجه متفاوت داشته باشد. از یک طرف، افزایش هزینه حمله ممکن است به بازدارندگی و بازگشت طرفین به مذاکره کمک کند. از طرف دیگر، اگر یکی از طرفها تهدید خود را اجرا کند، طرف مقابل نیز برای حفظ اعتبارش تحت فشار قرار میگیرد تا پاسخ دهد.
این همان چرخهای است که یک حمله محدود را به موجی از حملات متقابل تبدیل میکند.
سه سناریو پس از هشدار عراقچی
در سناریوی نخست، تهدیدها در سطح لفظی باقی میمانند و طرفین از حمله گسترده به زیرساختهای حیاتی خودداری میکنند. این مسیر میتواند فرصت تازهای برای میانجیگری و آتشبس ایجاد کند.
در سناریوی دوم، حملات محدود و کنترلشده انجام میشود؛ بهگونهای که هر طرف تلاش کند پاسخ دهد اما از ایجاد تلفات گسترده یا ورود کشورهای جدید جلوگیری کند. مشکل این سناریو، احتمال خطای محاسباتی است.
در سناریوی سوم، آمریکا تهدید علیه پلها و نیروگاهها را عملی میکند و ایران نیز زیرساختها و پایگاههای مرتبط در منطقه را هدف قرار میدهد. این وضعیت میتواند به تعطیلی گستردهتر مسیرهای انرژی و ورود مستقیم کشورهای دیگر به جنگ منجر شود.
هشدار عراقچی؛ بازدارندگی یا آغاز دور تازه درگیری؟
اظهارات عراقچی پاسخ مستقیمی به تهدید مشخص ترامپ بود. واشنگتن از حمله به پلها و نیروگاههای ایران سخن گفته و تهران نیز اعلام کرده پاسخ خود را فقط به عامل مستقیم حمله محدود نخواهد کرد.
با این حال، استفاده از عبارتهایی مانند «چشم در برابر چشم» و «هدف مشروع» سطح انتظارات برای پاسخ را بالا میبرد. هرچه تهدیدها صریحتر شوند، عقبنشینی بدون توافق سیاسی برای دو طرف دشوارتر خواهد شد.
پیام ایران روشن است: حمله به زیرساختها بدون هزینه نمیماند. اما خطر اصلی اینجاست که اجرای همین سیاست مقابلهبهمثل، زیرساختهای حیاتی و زندگی غیرنظامیان را در سراسر منطقه وارد میدان جنگ کند.