بازار نفت شوکه شد؛ تنشها هم جلوی ریزش قیمت را نگرفت
بازار جهانی نفت در معاملات امروز با یک شوک قیمتی معنادار مواجه شد؛ شوکی که بار دیگر نشان داد در معادلات فعلی انرژی، متغیر بنیادین عرضه و تقاضا همچنان دست بالا را دارد و حتی ریسکهای ژئوپلیتیکی پررنگ نیز نمیتوانند بهتنهایی جهت بازار را تغییر دهند. افت همزمان قیمت هر دو شاخص اصلی نفت، یعنی برنت و وست تگزاس اینترمدیت، نتیجه مستقیم انباشته شدن مازاد عرضهای است که طی ماههای اخیر بهتدریج شکل گرفته و اکنون به عامل مسلط بازار تبدیل شده است.
در معاملات امروز، نفت برنت با کاهش سه درصدی به ۶۷.۳۰ دلار در هر بشکه رسید و نفت WTI نیز با افت مشابه در سطح ۶۲.۶۰ دلار معامله شد. این کاهش در شرایطی رخ داد که بازار پیشتر انتظار داشت تشدید تنشها در خاورمیانه و ابهامات پیرامون ایران، دستکم نقش یک سپر حمایتی برای قیمتها ایفا کند. اما دادهها و برآوردهای جدید نشان میدهد فشار عرضه آنقدر سنگین است که حتی ریسکهای سیاسی نیز نتوانستهاند روند نزولی را متوقف کنند.
مازاد عرضه؛ متغیر غالب در بازار نفت
نخستین و مهمترین عامل افت قیمت نفت، تداوم مازاد عرضه در بازار جهانی است؛ پدیدهای که از نگاه تحلیلگران، دیگر یک نوسان کوتاهمدت محسوب نمیشود و نشانههای آن به یک روند ساختاری شباهت پیدا کرده است. در ماههای گذشته، تولیدکنندگان بزرگ نفت، چه در قالب اوپک پلاس و چه خارج از آن، سطح تولیدی بالاتر از رشد تقاضای جهانی را حفظ کردهاند. نتیجه این وضعیت، ورود حجم بیشتری از نفت به بازار نسبت به ظرفیت جذب مصرفکنندگان بوده است.
در چنین شرایطی، هرچند برخی تولیدکنندگان تلاش کردهاند با سیگنالهای لفظی یا کاهشهای محدود، بازار را مدیریت کنند، اما واقعیت این است که توازن عرضه و تقاضا همچنان به نفع عرضه سنگینی میکند. این عدم توازن باعث شده معاملهگران، بهویژه در بازارهای آتی، چشمانداز کوتاهمدت قیمتها را نزولی ارزیابی کنند و موقعیتهای فروش افزایش یابد.
نقش تعیینکننده ذخایر نفتی در چشمانداز قیمتها
گزارش تازه آژانس بینالمللی انرژی، تصویر روشنتری از عمق مشکل مازاد عرضه ارائه کرده است. بر اساس اعلام این نهاد معتبر، ذخایر نفت جهان در سال گذشته با سریعترین نرخ رشد از سال ۲۰۲۰ تاکنون افزایش یافته است. این داده بهتنهایی برای تغییر انتظارات بازار کافی بود، زیرا رشد سریع ذخایر معمولاً بهعنوان نشانهای از اشباع بازار و ضعف تقاضای موثر تفسیر میشود.
آژانس بینالمللی انرژی همچنین پیشبینی کرده که این روند در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه خواهد یافت و بازار با مازاد عرضه قابل توجهی مواجه میشود؛ مازادی که ناشی از تداوم تولید بالاتر از سطح تقاضای واقعی است. چنین پیشبینیای، انتظارات نزولی را تقویت کرده و به فعالان بازار این پیام را داده که حتی در افق میانمدت نیز نباید انتظار کمبود عرضه داشت.
افزایش ذخایر نفتی بهطور سنتی فشار مستقیمی بر قیمتها وارد میکند، زیرا ذخایر بالا به معنای وجود حاشیه امن برای مصرفکنندگان است. در این شرایط، خریداران عجلهای برای ورود به بازار ندارند و فروشندگان ناچار میشوند با قیمتهای پایینتر رقابت کنند.
بازگشت نفت ونزوئلا و تشدید فشار بر بازار
در کنار عوامل ساختاری، بازگشت جریان نفت ونزوئلا به بازار جهانی نیز بهعنوان یک عامل مکمل، فشار مضاعفی بر قیمتها وارد کرده است. نفت ونزوئلا که پیشتر بهدلیل محدودیتهای سیاسی و تحریمی سهم کمتری در بازار داشت، اکنون بار دیگر در حال یافتن مسیرهای جدید صادراتی است.
نکته قابل توجه آن است که بخشی از این نفت، بهجای بازار آمریکا، راهی چین شده است. چین با خرید محمولههایی که پیشتر مقصد ایالات متحده بودند، عملاً به افزایش عرضه در بازار آسیا دامن زده و رقابت میان فروشندگان را تشدید کرده است. این جابهجایی مسیرهای صادراتی، در مجموع به افزایش انعطاف عرضه و کاهش قدرت قیمتگذاری تولیدکنندگان منجر شده است.
برای بازار جهانی، بازگشت نفت ونزوئلا تنها به معنای چند صد هزار بشکه اضافه نیست، بلکه پیامی روانی نیز به همراه دارد. این پیام که حتی منابعی که زمانی از بازار حذف شده بودند، اکنون دوباره در حال بازگشت هستند و این خود چشمانداز اشباع را تقویت میکند.
سایه تحولات ایران بر بازار نفت
با وجود غلبه عوامل بنیادین، بازار نفت همچنان تحولات مرتبط با ایران را با دقت زیر نظر دارد. ایران بهعنوان یکی از بازیگران مهم نفتی منطقه، همواره نقشی کلیدی در معادلات عرضه داشته و هرگونه تغییر در وضعیت سیاسی و اقتصادی آن میتواند اثرات قابل توجهی بر بازار بگذارد.
در شرایط کنونی، ایالات متحده از یک سو تمایل خود به دستیابی به توافق هستهای را اعلام کرده و از سوی دیگر گزینه نظامی را همچنان روی میز نگه داشته است. این دوگانگی، سطحی از ابهام را در بازار ایجاد کرده که بهطور بالقوه میتواند به اختلال در عرضه منجر شود. استقرار نیروهای دریایی آمریکا در منطقه نیز به این ابهامات دامن زده و ریسک ژئوپلیتیکی را زنده نگه داشته است.
با این حال، آنچه در معاملات امروز مشهود بود، این واقعیت است که ریسکهای مرتبط با ایران نتوانستهاند اثر غالب مازاد عرضه را خنثی کنند. به بیان دیگر، بازار این سیگنال را مخابره میکند که تا زمانی که اختلال واقعی و ملموسی در عرضه رخ ندهد، نگرانیهای سیاسی بهتنهایی قادر به تغییر روند قیمتها نخواهند بود.
ناتوانی تنشهای خاورمیانه در حمایت از قیمت نفت
خاورمیانه بهطور سنتی یکی از کانونهای اصلی ریسک ژئوپلیتیکی در بازار نفت بوده است. هرگونه تنش در این منطقه، معمولاً با واکنش سریع قیمتها همراه میشود. اما شرایط فعلی نشان میدهد که بازار تا حدی در برابر این تنشها مصون شده است.
دلیل این مصونیت نسبی را باید در وفور عرضه و سطح بالای ذخایر جستوجو کرد. وقتی بازار از نظر فیزیکی با کمبود مواجه نیست، اثر روانی تنشها کاهش مییابد. معاملهگران بهجای واکنش هیجانی، به دادههای واقعی عرضه و تقاضا نگاه میکنند و در حال حاضر این دادهها حکایت از اشباع بازار دارند.
این وضعیت، معادله سنتی بازار نفت را تغییر داده و نشان میدهد که وزن عوامل اقتصادی و بنیادی، دستکم در کوتاهمدت، از وزن عوامل سیاسی پیشی گرفته است.
چشمانداز کوتاهمدت و میانمدت بازار نفت
با توجه به مجموعه دادهها و تحولات اخیر، چشمانداز کوتاهمدت بازار نفت همچنان با عدم قطعیت همراه است، اما کفه ترازو فعلاً به سمت فشار نزولی سنگینی میکند. اگر روند افزایش ذخایر ادامه یابد و تولیدکنندگان بزرگ تغییری اساسی در سیاستهای تولیدی خود ایجاد نکنند، احتمال تداوم قیمتهای پایین یا نوسان در سطوح فعلی وجود دارد.
در افق میانمدت نیز پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی درباره مازاد عرضه در سال ۲۰۲۶، زنگ هشداری برای تولیدکنندگان محسوب میشود. این پیشبینی میتواند فشار بیشتری بر کشورهای وابسته به درآمدهای نفتی وارد کند و آنها را به بازنگری در بودجهها و سیاستهای اقتصادی وادار سازد.
جمعبندی
آنچه امروز در بازار نفت رخ داد، بیش از هر چیز بازتاب قدرت عوامل بنیادین در برابر ریسکهای ژئوپلیتیکی بود. افت سه درصدی قیمت نفت برنت و WTI نشان داد که مازاد عرضه جهانی، رشد سریع ذخایر و بازگشت منابعی مانند نفت ونزوئلا، توانستهاند اثر تنشهای خاورمیانه و ابهامات پیرامون ایران را کمرنگ کنند. تا زمانی که نشانهای جدی از اختلال واقعی در عرضه یا جهش معنادار در تقاضا دیده نشود، بازار نفت همچنان زیر سایه اشباع و فشار نزولی باقی خواهد ماند؛ وضعیتی که میتواند معادلات اقتصادی بسیاری از کشورهای تولیدکننده را تحت تاثیر قرار دهد.






