نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۱۸۴

خط میانی پرسپولیس زیر تیغ انتقاد؛ تصمیم بزرگ اوسمار چه خواهد بود؟

خط میانی پرسپولیس زیر تیغ انتقاد؛ تصمیم بزرگ اوسمار چه خواهد بود؟
خط میانی پرسپولیس به یکی از جدی‌ترین چالش‌های این تیم تبدیل شده است؛ جایی که افت هافبک‌ها، کنترل بازی و خلق موقعیت را مختل کرده و اوسمار ویه‌را را پیش از بازی با خیبر در یک دوراهی حساس قرار داده است.
۱۸:۵۱ - ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

پرسپولیس در هفته‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری با یک مشکل ساختاری درگیر بوده است؛ مشکلی که شاید در نگاه اول به اندازه ضعف در خط دفاع یا ناکارآمدی مهاجمان به چشم نیاید، اما در عمل ریشه بسیاری از نوسانات فنی این تیم به آن بازمی‌گردد. خط میانی سرخ‌پوشان، که همواره قلب تپنده بازی‌سازی و تعادل تیم بوده، حالا به پاشنه آشیل پرسپولیس تبدیل شده و همین موضوع فشار مضاعفی را بر سایر خطوط وارد کرده است. تیمی که در مرکز زمین برتری نداشته باشد، نه می‌تواند ریتم بازی را کنترل کند و نه قادر است موقعیت‌های باکیفیت خلق کند؛ اتفاقی که در بازی‌های اخیر پرسپولیس به وضوح دیده شده است.

افت تدریجی هافبک‌ها و تأثیر آن بر ساختار تیمی

مشکل اصلی پرسپولیس در خط میانی، نبود ثبات و کیفیت هم‌زمان در هافبک‌های دفاعی و هجومی است. زمانی که این تیم در اوج قرار داشت، مرکز زمین پرسپولیس با پاس‌های مطمئن، پرس هوشمندانه و پوشش مناسب فضاها، اجازه نفس کشیدن به حریف نمی‌داد. اما حالا شرایط کاملاً متفاوت شده است. فاصله خطوط بیشتر شده، انتقال توپ از دفاع به حمله با کندی صورت می‌گیرد و در لحظات حساس، هافبک‌ها نمی‌توانند تصمیم‌های درست و سریع بگیرند.

این افت عملکرد باعث شده بار زیادی روی دوش مدافعان و مهاجمان بیفتد. مدافعان مجبورند بیشتر از حد معمول عقب‌نشینی کنند و مهاجمان اغلب بدون پشتیبانی مناسب وارد فاز هجومی می‌شوند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش مالکیت مؤثر توپ و کم‌رنگ شدن خطرات پرسپولیس روی دروازه رقباست.

سروش رفیعی؛ تنها نقطه روشن در میانه میدان

در میان تمام هافبک‌های پرسپولیس، تنها نامی که می‌توان در برخی هفته‌ها با اطمینان از آن یاد کرد، سروش رفیعی است. بازیکنی که هر زمان از نظر بدنی و ذهنی در شرایط مطلوب قرار داشته، توانسته نقش کلیدی خود را در جریان بازی ایفا کند. سروش با دید مناسب، توانایی حفظ توپ و پاس‌های رو به جلو، هنوز هم می‌تواند مغز متفکر خط میانی پرسپولیس باشد.

با این حال، مشکل اینجاست که پرسپولیس نمی‌تواند تنها به یک بازیکن متکی باشد. حتی بهترین هافبک‌ها هم بدون حمایت مناسب، کارایی کامل خود را از دست می‌دهند. سروش رفیعی زمانی بیشترین تأثیر را دارد که در کنار او بازیکنی حضور داشته باشد که بتواند هم در فاز دفاعی تعادل ایجاد کند و هم در زمان حمله، گزینه‌ای مطمئن برای پاس‌کاری باشد.

گزینه‌هایی که انتظارات را برآورده نکردند

کادر فنی پرسپولیس در هفته‌های گذشته تلاش کرده با استفاده از گزینه‌های مختلف، ترکیب مناسبی برای خط میانی پیدا کند، اما این آزمون و خطاها هنوز به نتیجه دلخواه نرسیده است. خدابنده‌لو و سرلک دو بازیکنی هستند که فرصت‌های متعددی برای اثبات توانایی‌های خود داشته‌اند، اما عملکردشان از ثبات لازم برخوردار نبوده است. نوسان در کیفیت بازی، اشتباهات فردی و ناتوانی در کنترل ریتم مسابقه از جمله نکاتی است که باعث شده اعتماد کامل به این دو بازیکن شکل نگیرد.

در کنار این نفرات، باکیچ نیز هنوز فاصله زیادی با روزهای اوج خود دارد. انتظاری که از این هافبک وجود داشت، تبدیل شدن به یک مهره تأثیرگذار و تعیین‌کننده در میانه میدان بود، اما عملکرد او تا اینجای فصل نتوانسته این توقعات را برآورده کند. کندی در تصمیم‌گیری و عدم حضور مؤثر در لحظات کلیدی باعث شده نقش باکیچ در ساختار پرسپولیس کمرنگ‌تر از حد انتظار باشد.

خط میانی زیر ذره‌بین؛ فشار رسانه‌ای و هواداری

مجموع این شرایط باعث شده خط میانی پرسپولیس بیش از هر زمان دیگری زیر ذره‌بین رسانه‌ها و هواداران قرار بگیرد. تیمی با سابقه و انتظارات پرسپولیس، نمی‌تواند با چنین ضعف آشکاری در مرکز زمین به مسیر خود ادامه دهد. هر نتیجه ضعیف، نگاه‌ها را دوباره به سمت هافبک‌ها می‌برد و این فشار روانی، کار را برای بازیکنان و کادر فنی سخت‌تر می‌کند.

هواداران پرسپولیس به خوبی می‌دانند که بدون حل مشکل خط میانی، حتی بهترین مهاجمان هم به سختی می‌توانند گره بازی‌ها را باز کنند. به همین دلیل، حساسیت نسبت به تصمیمات اوسمار ویه‌را در انتخاب ترکیب میانه میدان به اوج خود رسیده است.

دوراهی بزرگ اوسمار پیش از بازی با خیبر

حالا پرسپولیس در آستانه یک بازی حساس مقابل خیبر قرار دارد؛ دیداری که می‌تواند مسیر این تیم در هفته‌های آینده را تا حد زیادی مشخص کند. اوسمار ویه‌را برای این مسابقه با یک دوراهی جدی روبه‌روست. بازگشت سروش رفیعی به ترکیب اصلی تقریباً قطعی به نظر می‌رسد، اما سؤال اصلی این است که چه بازیکنی در کنار او به میدان خواهد رفت.

انتخاب بین باکیچ، سرلک و خدابنده‌لو تصمیم ساده‌ای نیست. هرکدام از این بازیکنان نقاط قوت خاص خود را دارند، اما ضعف‌هایی هم دارند که می‌تواند در یک بازی حساس به پرسپولیس ضربه بزند. اوسمار باید تصمیم بگیرد که آیا به تجربه و نام‌های آشناتر اعتماد کند یا به دنبال تغییر و شوک تاکتیکی باشد.

گزینه جوان؛ ریسک یا فرصت تازه؟

در این میان، نام علیرضا عنایت‌زاده به عنوان یک گزینه متفاوت مطرح شده است. هافبک جوان و باانگیزه‌ای که هر زمان فرصت حضور در میدان را پیدا کرده، نمایش قابل قبولی ارائه داده است. استفاده از یک بازیکن جوان می‌تواند انرژی و تحرک تازه‌ای به خط میانی پرسپولیس تزریق کند؛ چیزی که این تیم در حال حاضر به شدت به آن نیاز دارد.

البته اعتماد به بازیکن جوان در یک بازی حساس، ریسک‌های خاص خود را هم دارد. تجربه پایین‌تر، احتمال اشتباه در لحظات بحرانی و فشار روانی مسابقه از جمله عواملی است که می‌تواند روی عملکرد عنایت‌زاده تأثیر بگذارد. با این حال، تاریخ فوتبال نشان داده که گاهی همین تصمیم‌های جسورانه می‌تواند نقطه عطف یک تیم باشد.

اهمیت تصمیم نهایی در مسیر آینده پرسپولیس

تصمیم نهایی اوسمار ویه‌را درباره ترکیب خط میانی، فراتر از یک بازی خاص اهمیت دارد. این انتخاب می‌تواند پیام روشنی به بازیکنان بدهد و چارچوب فنی پرسپولیس در هفته‌های آینده را مشخص کند. اگر مشکل مرکز زمین حل نشود، رسیدن به ثبات فنی و نتایج مطلوب برای سرخ‌پوشان کار بسیار دشواری خواهد بود.

پرسپولیس برای بازگشت به مسیر موفقیت، نیاز دارد دوباره اقتدار خود را در خط میانی به دست بیاورد. تیمی که بتواند در مرکز زمین برتری داشته باشد، هم در دفاع منسجم‌تر خواهد بود و هم در حمله خلاق‌تر. حالا همه نگاه‌ها به تصمیم اوسمار دوخته شده؛ تصمیمی که می‌تواند بحران خاموش خط میانی را به یک فرصت تازه تبدیل کند یا آن را به چالشی عمیق‌تر بکشاند.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط