استقلال شامگاه سهشنبه ۲۸ بهمن، یکی دیگر از شبهای تلخ آسیایی خود را پشت سر گذاشت. دیدار برگشت مرحله یکهشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا ۲ برابر تیم الحسین اردن، اگرچه با امید جبران نتیجه بازی رفت آغاز شد، اما در پایان با شکست ۳ بر ۲ آبیپوشان و حذف زودهنگام نماینده فوتبال ایران به پایان رسید. استقلال در مجموع دو دیدار رفت و برگشت با نتیجه ۴ بر ۲ مغلوب شد تا خیلی زود پرونده حضورش در این رقابتها بسته شود؛ اتفاقی که نهتنها از نظر نتیجه، بلکه از منظر فنی و مدیریتی نیز زنگ خطر جدی برای این باشگاه به صدا درآورد.
این حذف، در خلأ رخ نداد. استقلال در هفتههای اخیر، روندی ناپایدار و نگرانکننده را تجربه کرده است. سه شکست در چهار مسابقه اخیر در رقابتهای مختلف، تصویری از تیمی ارائه میدهد که نهتنها از نظر نتیجه، بلکه از لحاظ هویت تاکتیکی نیز دچار سردرگمی است. درست در چنین فضایی است که انتقادات نسبت به عملکرد ریکاردو ساپینتو و کادر فنی او شدت گرفته و بحث تغییرات اساسی بار دیگر به تیتر اول محافل فوتبالی تبدیل شده است.
شکست آسیایی و تکرار یک سناریوی آشنا
حذف استقلال از رقابتهای آسیایی، اتفاقی تازه برای هواداران این تیم نیست. در سالهای اخیر، آبیها بارها در مقاطع حساس نتوانستهاند از آزمونهای بزرگ عبور کنند. با این حال، شکست مقابل تیمی از اردن، آن هم در شرایطی که استقلال با هدف جبران و صعود به میدان آمده بود، بیش از پیش ضعفهای ساختاری تیم را نمایان کرد. استقلال در این دو مسابقه، نه برتری تاکتیکی مشخصی داشت و نه توانست جریان بازی را مطابق خواسته خود مدیریت کند.
آنچه بیش از نتیجه نهایی مورد توجه کارشناسان قرار گرفت، ناتوانی استقلال در تغییر شرایط بازی بود؛ مسئلهای که مستقیماً به کادر فنی بازمیگردد و انتقادات نسبت به ساپینتو را وارد فاز جدیتری کرده است.
ساپینتو؛ مربی بیبرنامه یا قربانی شرایط؟
مجتبی انصافی، پیشکسوت و کارشناس فوتبال، در تحلیل عملکرد استقلال، صراحتاً ساپینتو را مربی بیبرنامه توصیف کرده است. از نگاه او، تفاوت روشنی میان مربی بد و مربی بیبرنامه وجود دارد. مربی بیبرنامه، الزاماً فاقد دانش نیست، اما در جریان بازی، ابزار و نقشهای برای تغییر شرایط ندارد. انتقادی که بهطور مستقیم به سبک کار ساپینتو وارد میشود.
استقلال تقریباً در تمام مسابقات با یک سیستم ثابت وارد زمین میشود و حتی زمانی که نتیجه به سودش نیست، تغییر معناداری در آرایش تیم یا شیوه بازی دیده نمیشود. این یکنواختی تاکتیکی، کار را برای حریفان آسان کرده و استقلال را به تیمی قابل پیشبینی تبدیل کرده است.
تعویضهایی که جریان بازی را عوض نمیکند
یکی از مهمترین انتقادات مطرحشده نسبت به سرمربی استقلال، کیفیت تعویضها و تصمیمات درونبازی است. تعویضهایی که بیشتر جنبه واکنشی دارند و کمتر دیده شده که بتوانند ریتم یا مسیر بازی را تغییر دهند. استقلال در بسیاری از مسابقات، حتی پس از دریافت گل یا عقب افتادن از حریف، همان الگوی قبلی را ادامه میدهد؛ بدون آنکه نشانهای از تغییر سیستم، جابهجایی مؤثر یا برنامه جایگزین دیده شود.
این مسئله بهویژه در رقابتهای آسیایی، که سطح تاکتیکی بالاتری دارند، بهشدت به چشم میآید و استقلال را از تیمی مدعی به تیمی منفعل تبدیل میکند.
تیمی بدون هویت تاکتیکی مشخص
از منظر فنی، استقلال نه تیمی است که از جلو پرس کند و حریف را تحت فشار بگذارد، و نه تیمی که با عقبنشینی و انتقال سریع از دفاع به حمله، موقعیتسازی کند. وقتی توپ از دست میرود، واکنش منسجمی برای بازپسگیری آن دیده نمیشود و کارهای ترکیبی و هماهنگ در فاز هجومی نیز به حداقل رسیده است.
در چنین شرایطی، نمیتوان از استقلال بهعنوان تیمی با سبک بازی مشخص نام برد؛ مسئلهای که یکی از شاخصترین ضعفهای این فصل آبیپوشان بوده است.
نجات با خلاقیت فردی، نه برنامه تیمی
بخش قابل توجهی از امتیازاتی که استقلال در این فصل کسب کرده، نه حاصل برنامهریزی تاکتیکی، بلکه نتیجه خلاقیت فردی بازیکنان بوده است. بازیکنانی که با تواناییهای شخصی خود، گره بازیها را باز کردهاند و حتی در برخی مسابقات، بار اصلی تیم را به دوش کشیدهاند.
این وابستگی به توان فردی، در بلندمدت نمیتواند ضامن موفقیت باشد؛ چرا که در دیدارهای بزرگ و حساس، زمانی که فضاها بسته میشود، تیم نیازمند برنامهای منسجم و تمرینشده است؛ چیزی که استقلال کمتر از آن بهرهمند بوده است.
نیمکتی که کمکی نمیکند
انتقادها تنها متوجه ساپینتو نیست. کادر فنی و نیمکت استقلال نیز از نگاه کارشناسان، توان فنی لازم برای کمک به سرمربی را ندارند. یا فضای لازم برای ارائه نظر و مشارکت فنی وجود نداشته، یا دستیاران از نظر تخصصی نتوانستهاند نقش مؤثری ایفا کنند. در هر دو حالت، نتیجه یکی است؛ استقلال در لحظات حساس، فاقد پشتوانه فکری و فنی روی نیمکت است.
ضرورت تغییر؛ فراتر از نام و ملیت
بحث تغییر سرمربی، پس از حذف آسیایی استقلال، جدیتر از همیشه مطرح شده است. اما آنچه اهمیت دارد، نه خارجی یا ایرانی بودن مربی، بلکه داشتن برنامه، سبک و شخصیت فنی مشخص است. استقلال بیش از هر چیز به یک مربی بزرگ و صاحبسبک نیاز دارد؛ مربیای که بتواند چارچوب فنی روشنی برای تیم تعریف کند و باشگاه نیز به او زمان بدهد.
دادن فرصت حداقل دو ساله به یک سرمربی، میتواند نقطه پایان چرخه فرسایشی تغییرات مداوم باشد؛ چرخهای که نزدیک به یک دهه است استقلال را درگیر کرده و اجازه ثبات نداده است.
تکرار یک اشتباه مدیریتی
استفاده از مربیان موقت تا پایان فصل، راهکاری است که بارها امتحان شده و نتیجهای جز سردرگمی نداشته است. این مشکل تنها در کادر فنی خلاصه نمیشود و در سطح مدیریت باشگاه نیز دیده میشود. تغییرات پیدرپی، نبود استراتژی بلندمدت و تصمیمات مقطعی، استقلال را از مسیر پیشرفت دور کرده است.
آیندهای که نیاز به تصمیم شجاعانه دارد
در کنار انتقادات فنی، باید به تلاشهای مدیریتی نیز اشاره کرد. از نگاه کارشناسان، مدیریت فعلی باشگاه از نظر مالی و حمایتی، کمکاری نکرده است. با این حال، استقلال امروز بیش از منابع مالی، به تصمیمهای درست و شجاعانه نیاز دارد. انتخاب سرمربی، نوع قرارداد و میزان اختیارات او، میتواند سرنوشت فصلهای آینده را رقم بزند.
گزینههایی مانند مربیان جوان با قراردادهای بلندمدت، اگرچه ریسک دارند، اما میتوانند آغازگر یک مسیر تازه باشند؛ مسیری که در آن ثبات، جایگزین تصمیمات مقطعی شود.
جمعبندی
حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا ۲، تنها یک شکست ورزشی نیست؛ این اتفاق، آینهای است که ضعفهای فنی، تاکتیکی و مدیریتی باشگاه را بهوضوح نشان میدهد. تیمی بدون هویت مشخص، با کادر فنی بیبرنامه و ساختاری ناپایدار، نمیتواند در سطح اول فوتبال آسیا دوام بیاورد. استقلال امروز در نقطهای ایستاده که نیازمند یک تصمیم بزرگ است؛ تصمیمی که اگر با شجاعت و نگاه بلندمدت گرفته نشود، این چرخه ناکامی همچنان ادامه خواهد داشت.