ایران چرا تسلیم نمیشود؟ پاسخ روشن از موضع قدرت
در فضای پرتنش روابط ایران و ایالات متحده، مسئله اقتدار ملی بار دیگر به محور اصلی تحلیلها تبدیل شده است. اظهارات اخیر وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به کنجکاوی رئیسجمهور آمریکا درباره چرایی تسلیمناپذیری تهران، تنها یک واکنش مقطعی نبود، بلکه بازتابدهنده راهبردی ریشهدار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است؛ راهبردی که حفظ اقتدار ایران را نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه یک ضرورت راهبردی میداند. جمله کوتاه سیدعباس عراقچی که «چون ما ایرانی هستیم» را دلیل این ایستادگی عنوان کرد، در واقع ترجمان سیاسی مفهومی عمیقتر از استقلال، هویت و قدرت ملی است.
کنجکاوی واشنگتن از موضع برتر
اظهارات استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا و مذاکرهکننده ارشد این کشور، در مصاحبه با فاکسنیوز نشان داد که واشنگتن همچنان با ذهنیت فشار و برتری نظامی به تحولات نگاه میکند. او از پرسش رئیسجمهور آمریکا سخن گفت که چرا ایران، با وجود فشارهای سنگین اقتصادی و حضور گسترده نیروهای دریایی آمریکا در منطقه، حاضر نشده است به تعبیر طرف آمریکایی عقبنشینی کند. این نوع طرح مسئله، گویای ناتوانی آمریکا در درک مؤلفههای قدرت ایران است؛ مؤلفههایی که صرفاً به توان نظامی محدود نمیشوند.
اقتدار ایران فراتر از فشار نظامی
جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته نشان داده که اقتدار ملی خود را تنها بر پایه ابزار نظامی تعریف نمیکند، هرچند توان دفاعی یکی از ارکان مهم آن است. ترکیب مؤلفههایی چون انسجام اجتماعی، تجربه تاریخی مقاومت، عمق راهبردی منطقهای و توان بومیسازی در حوزههای حساس، به ایران این امکان را داده که در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کند. در چنین چارچوبی، انتقال نیروهای نظامی آمریکا به منطقه، آنگونه که ویتکاف از آن سخن گفت، نهتنها موجب تضعیف موضع ایران نشده، بلکه بر ضرورت حفظ اقتدار و استقلال تصمیمگیری تهران افزوده است.
پاسخ عراقچی؛ تثبیت منطق اقتدار
پاسخ وزیر امور خارجه ایران، در عین اختصار، حامل پیامی صریح بود: ایران بازیگری نیست که با فشار و تهدید، از اصول خود عقبنشینی کند. این پاسخ، تثبیتکننده منطقی است که طی سالهای اخیر بارها از سوی مقامهای ایرانی تکرار شده؛ اینکه هرگونه تعامل یا مذاکره، تنها زمانی معنا پیدا میکند که از موضع برابر و احترام متقابل باشد. عراقچی با تأکید بر هویت ایرانی، عملاً نشان داد که اقتدار ایران ریشه در فرهنگ سیاسی و تاریخی دارد و نمیتوان آن را با محاسبات صرف نظامی یا اقتصادی نادیده گرفت.
فشار حداکثری و نتیجه معکوس آن
تجربه سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه ایران، بهویژه در سالهای گذشته، نشان داده که این رویکرد نهتنها به اهداف اعلامی واشنگتن نرسیده، بلکه به تقویت گفتمان مقاومت در داخل ایران انجامیده است. تحریمها و تهدیدهای مکرر، اگرچه هزینههایی را به کشور تحمیل کرده، اما همزمان موجب تقویت نگاه به خوداتکایی و توسعه ظرفیتهای داخلی شده است. از این منظر، کنجکاوی آمریکا درباره تسلیمناپذیری ایران، بیش از آنکه ناشی از قدرت واشنگتن باشد، حاصل شکست راهبردی این سیاستهاست.
اقتدار ملی و پیام به افکار عمومی داخلی
تأکید بر حفظ اقتدار ایران، کارکردی دوگانه دارد. در سطح داخلی، چنین مواضعی به تقویت اعتماد عمومی به سیاست خارجی و انسجام ملی کمک میکند. وقتی عالیترین مقام دیپلماسی کشور با صراحت از ایستادگی سخن میگوید، این پیام به جامعه منتقل میشود که منافع ملی قربانی فشارهای خارجی نخواهد شد. این رویکرد، بهویژه در شرایطی که جنگ روانی و رسانهای علیه ایران تشدید شده، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پیام منطقهای ایستادگی ایران
در سطح منطقهای نیز پاسخ ایران به آمریکا، حامل پیام روشنی برای بازیگران دیگر است. جمهوری اسلامی تلاش دارد نشان دهد که توازن قوا در منطقه تنها با حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای تعریف نمیشود. حفظ اقتدار ایران، بهمعنای دفاع از نقش مستقل کشورهای منطقه و مقابله با منطق تحمیل اراده از بیرون است. این پیام، بهویژه برای متحدان و شرکای منطقهای تهران، نشانهای از ثبات و قابل اتکا بودن سیاستهای ایران تلقی میشود.
دیپلماسی از موضع قدرت
برخلاف برداشت رایج در برخی محافل غربی، تأکید ایران بر اقتدار بهمعنای نفی دیپلماسی نیست. بلکه تهران همواره اعلام کرده که آماده گفتوگوست، اما گفتوگویی که از موضع قدرت و برابری شکل بگیرد. پاسخ عراقچی دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ پاسخی که به واشنگتن یادآوری میکند زبان تهدید، جایگاهی در دیپلماسی مؤثر با ایران ندارد و هرگونه پیشرفت، مستلزم بازنگری در این رویکرد است.
آینده تعاملات در سایه اقتدار
با توجه به تحولات اخیر، به نظر میرسد روابط ایران و آمریکا همچنان در مسیر پرچالشی قرار دارد. از یک سو، آمریکا با تأکید بر گزینههای متعدد و نمایش قدرت نظامی، تلاش میکند ابتکار عمل را حفظ کند و از سوی دیگر، ایران با تکیه بر اقتدار ملی، نشان میدهد که تحت فشار تصمیم نخواهد گرفت. این تقابل، تا زمانی که یکی از طرفین حاضر به تغییر نگاه خود نشود، ادامه خواهد داشت.
جمعبندی
آنچه از اظهارات اخیر مقامهای ایرانی و آمریکایی برمیآید، تقابل دو منطق متفاوت است؛ منطق فشار و تحمیل در برابر منطق اقتدار و استقلال. پاسخ سیدعباس عراقچی، اگرچه کوتاه، اما بیانگر یک راهبرد کلان است که حفظ اقتدار ایران را خط قرمز سیاست خارجی میداند. در این چارچوب، کنجکاوی واشنگتن درباره تسلیمناپذیری ایران، بیش از هر چیز نشاندهنده ناتوانی آمریکا در درک واقعیت قدرت ایران است؛ قدرتی که ریشه در هویت ملی، تجربه تاریخی و اراده سیاسی دارد و بهسادگی قابل نادیده گرفتن نیست.






