نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۸۷۲

سقوط عجیب یک ستاره؛ یاسین سلمانی چرا در پرسپولیس محو شد؟

سقوط عجیب یک ستاره؛ یاسین سلمانی چرا در پرسپولیس محو شد؟
سرنوشت یاسین سلمانی در پرسپولیس، نمادی از بحران بازیکن‌سازی فوتبال ایران است؛ جایی که نبود برنامه توسعه، حتی استعدادهای ملی را به حاشیه می‌راند.
۱۸:۳۸ - ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
وانانیوز|

فوتبال ایران سال‌هاست با بحرانی عمیق و ساختاری مواجه است؛ بحرانی که نه در نتیجه‌گیری‌های مقطعی، بلکه در بطن تولید بازیکن ریشه دارد. ضعف در پرورش استعداد، فقدان مسیر حرفه‌ای مشخص برای رشد تدریجی و نبود ثبات فنی، باعث شده بسیاری از استعدادهای نوظهور پیش از رسیدن به نقطه اوج، در چرخه‌ای فرسایشی از انتظار، فشار و تصمیمات ناپایدار گم شوند. در این میان، داستان یاسین سلمانی به یکی از بارزترین نمونه‌های این ناکامی جمعی تبدیل شده است.

بحران خاموش خط میانی در فوتبال ایران

کمبود هافبک‌های بازیساز و هجومی، سال‌هاست به یکی از گلوگاه‌های اصلی فوتبال ایران بدل شده است. در حالی که فوتبال مدرن بر محور خلاقیت، سرعت تصمیم‌گیری و توانایی انتقال مؤثر از دفاع به حمله می‌چرخد، فوتبال ایران همچنان در تولید هافبک‌هایی با این مختصات ناتوان مانده است. اغلب تیم‌ها به بازیکنان فیزیکی و تخریبی متکی هستند و نقش هافبک خلاق به‌عنوان مغز متفکر تیم، یا حذف شده یا به حاشیه رفته است.

در چنین شرایطی، ظهور یک هافبک جوان با ویژگی‌های بازیسازی، طبیعی بود که توجه‌ها را به خود جلب کند. فوتبال ایران تشنه چهره‌هایی بود که بتوانند این خلأ تاریخی را پر کنند و یاسین سلمانی دقیقاً در چنین بستری دیده شد.

تولد یک امید در سپاهان

یاسین سلمانی در سپاهان اصفهان به‌عنوان هافبکی تکنیکی، جسور در حمل توپ و دارای شم بازیسازی معرفی شد. او در سنین پایین، توانست اعتماد کادرفنی را جلب کند و نشانه‌هایی از بلوغ فنی زودهنگام را به نمایش بگذارد. توانایی حضور در فاز تهاجمی، شوت‌زنی، پاس‌های عمقی و بازی بین خطوط، باعث شد بسیاری از کارشناسان از او به‌عنوان یکی از سرمایه‌های آینده تیم ملی یاد کنند.

سپاهان، به‌عنوان باشگاهی با ساختار نسبتاً منظم‌تر در پایه‌ها، بستری فراهم کرد که سلمانی بتواند دیده شود، اما این مسیر هنوز به نقطه پختگی نرسیده بود. درست در همین مقطع، انتقالی بزرگ مسیر حرفه‌ای او را وارد مرحله‌ای تازه و پرریسک کرد.

بمب نقل‌وانتقالات و انفجار انتظارات

انتقال یاسین سلمانی به پرسپولیس در سال ۱۴۰۲، یکی از پر سر و صداترین جابه‌جایی‌های آن فصل بود. رسانه‌ها از «بمب نقل‌وانتقالات» نوشتند و فضای عمومی چنین القا می‌کرد که پرسپولیس نه‌تنها یک بازیکن آینده‌دار جذب کرده، بلکه پروژه‌ای مهم در بازیکن‌سازی فوتبال ایران را به دست گرفته است.

انتظار می‌رفت سلمانی در پرسپولیس، زیر سایه تجربه بازیکنان بزرگ و در ساختاری حرفه‌ای‌تر، مسیر رشد خود را تکمیل کند. اما واقعیت فوتبال ایران، فاصله‌ای عمیق با این تصویر ایده‌آل داشت. فشار سنگین هواداری، نیاز فوری تیم به نتیجه و نداشتن صبر فنی، همه عواملی بودند که شرایط را برای یک بازیکن جوان دشوارتر کردند.

مصدومیت، افت بدنی و توقف یک روند

نخستین ضربه جدی به مسیر سلمانی، مصدومیت‌های پیاپی بود. آسیب‌دیدگی‌هایی که نه‌تنها او را از ترکیب اصلی دور نگه داشت، بلکه باعث افت محسوس بدنی شد. بازیکنی که بازی‌اش مبتنی بر تحرک، تغییر جهت و جسارت در حمل توپ بود، به‌تدریج بخشی از مزیت‌های فنی خود را از دست داد.

در فوتبال حرفه‌ای، بازگشت از مصدومیت نیازمند برنامه بدنسازی دقیق و زمان کافی است؛ دو مؤلفه‌ای که در فضای نتیجه‌محور پرسپولیس، کمتر در اولویت قرار می‌گیرند. سلمانی پیش از آنکه به آمادگی کامل برسد، ناچار بود برای جلب اعتماد دوباره، در شرایط نابرابر رقابت کند.

بی‌ثباتی فنی و گم شدن یک استعداد

یکی از مهم‌ترین موانع پیشرفت یاسین سلمانی، بی‌ثباتی کادرفنی بود. تغییر مربیان، تغییر سیستم‌ها و تفاوت نگاه‌ها به نقش هافبک بازیساز، باعث شد هیچ چارچوب مشخصی برای استفاده از این بازیکن شکل نگیرد. گاریدو، کارتال، هاشمیان و اوسمار، هر یک با تفسیری متفاوت از فوتبال، فرصت کافی برای ساختن یک نقش پایدار به سلمانی ندادند.

این واقعیت که حتی چهار مربی نتوانستند او را وارد یک چرخه صحیح کنند، بیش از آنکه نشانه ضعف فردی باشد، زنگ خطری درباره ساختار تصمیم‌گیری در باشگاه‌های بزرگ است. بازیکن جوانی که نیاز به اعتماد تدریجی دارد، در چنین فضایی به‌سرعت به حاشیه رانده می‌شود.

خروج موقت و بازگشتی بدون نقطه عطف

جدایی مقطعی و حضور کوتاه‌مدت یاسین سلمانی در مس رفسنجان، قرار بود فرصتی برای احیای دوباره باشد. اما این انتقال نیز نتوانست نقش یک نقطه عطف را ایفا کند. نبود برنامه مشخص برای بازسازی فنی و ذهنی، باعث شد این تجربه بیش از آنکه سکوی پرتاب باشد، به یک وقفه بی‌ثمر تبدیل شود.

بازگشت سلمانی به تهران، نه با جایگاهی تازه، بلکه با ابهام بیشتر همراه بود؛ گویی مسیر حرفه‌ای او به جای پیشرفت، در حال بازگشت به عقب است. این وضعیت، بار دیگر نشان داد که مشکل اصلی فراتر از یک انتقال یا یک مربی خاص است.

یاسین سلمانی؛ آینه تمام‌نمای یک چرخه معیوب

سرنوشت یاسین سلمانی، تصویری شفاف از چرخه معیوب بازیکن‌سازی در فوتبال ایران ارائه می‌دهد. چرخه‌ای که در آن استعدادها زود کشف می‌شوند، زود در معرض فشار قرار می‌گیرند و پیش از رسیدن به بلوغ فنی، قربانی تصمیمات شتاب‌زده می‌شوند. نبود صبر، فقدان برنامه بلندمدت بدنسازی و نداشتن ثبات تاکتیکی، باعث می‌شود حتی بازیکنان مستعد نیز نتوانند به نسخه نهایی خود برسند.

این مسئله تنها به پرسپولیس یا یک بازیکن محدود نمی‌شود. فوتبال ایران بارها چنین داستان‌هایی را تجربه کرده و هر بار، هزینه آن را تیم ملی در رقابت‌های بین‌المللی پرداخته است.

آینده‌ای که به تصمیم‌های امروز گره خورده است

اگر فوتبال ایران نتواند نگاه خود را از نتیجه‌گرایی کوتاه‌مدت به توسعه پایدار تغییر دهد، داستان‌هایی شبیه یاسین سلمانی به قاعده‌ای تکراری بدل خواهد شد. پرورش تدریجی استعداد، نیازمند صبر فنی، اعتماد مدیریتی و برنامه‌ریزی علمی است؛ مؤلفه‌هایی که بدون آن‌ها، حتی بااستعدادترین بازیکنان نیز به مهره‌هایی معمولی یا فراموش‌شده تبدیل می‌شوند.

جمع‌بندی

یاسین سلمانی بیش از آنکه یک بازیکن ناکام باشد، قربانی ساختاری ناکارآمد است. مسیری که از سپاهان تا پرسپولیس طی کرد، نشان داد فوتبال ایران هنوز نتوانسته تعادلی میان کشف استعداد و پرورش آن برقرار کند. اگر این چرخه اصلاح نشود، نه‌تنها سرمایه‌های فردی از دست خواهند رفت، بلکه آینده خط میانی تیم ملی نیز در هاله‌ای از ابهام باقی خواهد ماند. سرنوشت سلمانی، هشداری جدی است؛ هشداری که نادیده گرفتن آن، هزینه‌ای فراتر از یک انتقال ناموفق خواهد داشت.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط