پایان تفاهم ترامپ با ایران؟ پیام خطرناک واشنگتن برای مذاکرات و بازار نفت
ترامپ در تازهترین موضعگیری خود مدعی شده تفاهمنامه پایان جنگ با ایران دیگر برای او موضوعیت ندارد. به نقل از الجزیره عربی، او همچنین گفته نمیخواهد با ایرانیها تعامل داشته باشد و تصمیمگیری درباره ادامه مذاکرات را به مذاکرهکنندگان آمریکایی، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، واگذار کرده است.
این جملهها فقط یک واکنش رسانهای نیستند؛ از نگاه سیاسی، ترامپ عملاً میخواهد مسئولیت ادامه یا توقف مسیر دیپلماسی را از سطح ریاستجمهوری به سطح تیم مذاکرهکننده منتقل کند. به بیان سادهتر، او از یک طرف اعلام میکند تفاهم برای خودش تمام شده، اما از طرف دیگر در را کاملاً به روی مذاکرات نمیبندد و پرونده را به ویتکاف و کوشنر میسپارد. گاردین نیز در پوشش زنده خود گزارش داده که ترامپ تفاهم با ایران را «تمامشده» توصیف کرده، اما همزمان گفته مذاکرات میتواند ادامه پیدا کند.
تفاهمنامهای که از ابتدا شکننده بود
تفاهمنامه ایران و آمریکا قرار بود مسیری برای توقف جنگ، کاهش درگیریها و بازگشایی کامل تنگه هرمز ایجاد کند. رویترز پیشتر گزارش داده بود که آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن یک تفاهمنامه ۱۴ بندی امضا کردند که هدف آن پایان دادن به چهار ماه درگیری، توقف خصومتها و بازگشایی تنگه هرمز بود؛ آبراهی که بخش بزرگی از تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکند.
اما این تفاهم از همان ابتدا با ابهام همراه بود. برداشت دو طرف از تعهدات، نحوه اجرای بندها، وضعیت فروش نفت ایران، امنیت کشتیرانی و نقش میانجیها کاملاً روشن نبود. الجزیره در گزارشی از اول ژوئیه نوشته بود این تفاهم با میانجیگری قطر و پاکستان شامل آتشبس ۶۰ روزه، بازگشایی تنگه هرمز و چارچوبی برای توافق نهایی درباره پایان جنگ و برنامه هستهای ایران بود.
از خوشبینی دیپلماتیک تا تهدید تازه
نکته مهم این است که لحن ترامپ درباره ایران طی روزهای اخیر بهسرعت تغییر کرده است. حدود یک هفته قبل، او در اظهاراتی گفته بود آمریکا و ایران «خیلی خوب» با هم پیش میروند و تهران «راه زیادی آمده است». همان زمان رویترز گزارش داد که کوشنر و ویتکاف با نخستوزیر قطر درباره زمینهسازی مذاکرات ایران گفتوگو کردهاند.
اما اکنون همان مسیر دیپلماتیک در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. تغییر لحن ترامپ از «پیشرفت خوب» به «تفاهم تمام شده» نشان میدهد بحران تازه در خلیج فارس و حملات اخیر، فضای مذاکرات را بهشدت تحت فشار قرار داده است. برای تهران، این پیام میتواند نشانه بازگشت واشنگتن به سیاست فشار حداکثری باشد؛ برای بازار جهانی نیز به معنای افزایش ریسک جنگ، نفت و تورم است.
نقش ویتکاف و کوشنر در پرونده ایران
اشاره ترامپ به ویتکاف و کوشنر تصادفی نیست. این دو چهره در هفتههای اخیر در مسیر مذاکرات غیرمستقیم با ایران و رایزنی با میانجیهایی مانند قطر نقش داشتند. رویترز در پایان ژوئن گزارش داده بود که ویتکاف و کوشنر برای گفتوگوهای مرتبط با ایران و نشست دوحه در روند دیپلماسی حضور داشتند.
با این حال، واگذاری تصمیم به این دو نفر میتواند دو معنا داشته باشد. معنای اول این است که ترامپ همچنان میخواهد راه مذاکره را باز نگه دارد، اما خودش هزینه سیاسی نرمش در برابر ایران را نپردازد. معنای دوم این است که رئیسجمهور آمریکا میخواهد در صورت شکست مذاکرات، مسئولیت آن را از خود دور کند و تیم مذاکرهکننده را در خط مقدم تصمیمگیری قرار دهد.
چرا بازارها از حرف ترامپ ترسیدند؟
اظهارات ترامپ بلافاصله بر بازارهای جهانی اثر گذاشت. رویترز در گزارشی از واکنش بازارها نوشت که پس از اعلام ترامپ درباره پایان تفاهم با ایران، بازارهای جهانی دچار افت شدند، نفت جهش کرد، سهام اروپا کاهش یافت و بازده اوراق افزایش پیدا کرد. این واکنش نشان میدهد سرمایهگذاران حرف ترامپ را فقط یک جمله سیاسی نمیبینند، بلکه آن را نشانهای از افزایش ریسک ژئوپلیتیکی و تورمی میدانند.
دلیل حساسیت بازار روشن است. اگر تفاهم ایران و آمریکا فروبپاشد، احتمال اختلال در صادرات نفت، افزایش ناامنی در تنگه هرمز، رشد قیمت انرژی و فشار تازه بر تورم جهانی بیشتر میشود. چنین وضعیتی میتواند مسیر سیاست پولی بانکهای مرکزی، بهویژه فدرال رزرو، را هم تحت تأثیر قرار دهد.
تنگه هرمز؛ نقطه انفجار بحران
بحران فعلی بیش از هر چیز به امنیت تنگه هرمز گره خورده است. گزارشهای اخیر از حمله به کشتیها، حملات متقابل آمریکا و ایران و افزایش سطح هشدار برای عبور کشتیها، باعث شده این آبراه دوباره به کانون اصلی تنش تبدیل شود. رویترز گزارش داده اظهارات ترامپ پس از موجی از حملات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه و پس از حملات تازه واشنگتن به اهداف ایرانی مطرح شده است.
هرگونه ناامنی در هرمز میتواند بهسرعت روی قیمت نفت، بیمه کشتیرانی، نرخ حملونقل و حتی قیمت کالاهای مصرفی در جهان اثر بگذارد. به همین دلیل، حتی اگر درگیری مستقیم گسترده نشود، ادامه فضای تهدید میتواند برای بازار انرژی کافی باشد تا قیمتها را بالا نگه دارد.
پیام برای تهران؛ مذاکره زیر سایه تهدید
از نگاه ایران، موضع تازه ترامپ میتواند به معنای بیاعتبار شدن ضمانتهای سیاسی آمریکا باشد. اگر تفاهمی که کمتر از یک ماه پیش بهعنوان مسیر پایان جنگ معرفی شده بود، با چند جمله سیاسی کنار گذاشته شود، اعتماد به روند مذاکره سختتر میشود. در چنین فضایی، تهران ممکن است بر حق پاسخ متقابل، حفظ توان بازدارندگی و تضمین عملی برای هر توافق آینده تأکید بیشتری کند.
اما از طرف دیگر، ادامه بحران نظامی و فشار نفتی نیز برای ایران هزینهساز است. لغو مجوز فروش نفت، ناامنی در مسیرهای صادراتی و احتمال فشار بیشتر بر شرکای تجاری میتواند فضای اقتصادی را پیچیدهتر کند. بنابراین تهران هم با دو گزینه سخت روبهروست: ادامه تقابل پرهزینه یا بازگشت به مذاکرهای که اعتماد به آن کاهش یافته است.
آیا راه دیپلماسی بسته شده است؟
با وجود لحن تند ترامپ، هنوز نمیتوان گفت مسیر دیپلماسی کاملاً بسته شده است. دلیل اصلی این است که خود ترامپ تصمیم نهایی درباره ادامه مذاکرات را به ویتکاف و کوشنر ارجاع داده است. این یعنی واشنگتن هنوز کانالهایی برای گفتوگو باقی گذاشته، هرچند سطح اعتماد و احتمال توافق کاهش یافته است.
در هفته گذشته، رویترز گزارش داده بود گفتوگوهای دوحه درباره موضوعات مرتبط با تفاهم ایران و آمریکا با «پیشرفت مثبت» همراه بوده است. اما تحولات نظامی اخیر نشان داد که پیشرفت دیپلماتیک بدون مهار میدانی بحران، شکننده و ناپایدار خواهد بود.
جمعبندی؛ ترامپ تفاهم را دفن کرد یا فقط فشار مذاکره را بالا برد؟
اظهارات تازه ترامپ را میتوان از دو زاویه خواند. در روایت اول، او عملاً تفاهمنامه پایان جنگ با ایران را تمامشده اعلام کرده و مسیر تنش را باز کرده است. در روایت دوم، او با لحن تهدیدآمیز تلاش میکند فشار مذاکره را بالا ببرد و امتیاز بیشتری از ایران بگیرد، بدون آنکه کانال گفتوگو را کاملاً ببندد.
آنچه قطعی است، افزایش ریسک سیاسی و اقتصادی است. بازار نفت، مسیر مذاکرات، امنیت تنگه هرمز و آینده تفاهم ایران و آمریکا حالا بیش از هر زمان دیگری به چند تصمیم سریع وابسته شدهاند. اگر ویتکاف و کوشنر نتوانند مسیر گفتوگو را زنده نگه دارند، جمله ترامپ درباره «تمام شدن تفاهم» میتواند به نقطه آغاز دور تازهای از بحران تبدیل شود.