انتقال کسری طاهری به پرسپولیس منتفی شد؟ پای قانون فیفا وسط آمد
کسری طاهری شامگاه گذشته در یک برنامه اینترنتی، صریح و بیپرده گفت قراردادش را با پرسپولیس امضا کرده و فقط روند ارسال مدارک از سوی روبینکازان باعث شده اعلام رسمی انتقال به تأخیر بیفتد. او حتی تصور میکرد همان روز یا نهایتاً امروز انتقالش به صورت رسمی از سوی باشگاه پرسپولیس اعلام خواهد شد. همین اظهارات، فضای هواداری پرسپولیس را به سمت انتظار برای رونمایی از مهاجم جدید برد.
اما چند ساعت بعد، روایت دیگری منتشر شد؛ روایتی که نشان میداد پرونده بهمراتب پیچیدهتر از یک تأخیر اداری است. طبق این گزارش، شهاب زندی، مدیرعامل نساجی، طی ۷۲ ساعت گذشته روند انتقال طاهری از روبینکازان را نهایی کرده و با پرداخت مبلغ دلاری، رضایت باشگاه روسی را گرفته است. مهمتر اینکه آیتیسی بازیکن نیز به نام نساجی صادر شده و همین موضوع، مسیر حضور فوری او در پرسپولیس را مسدود کرده است.
جدول وضعیت پرونده کسری طاهری
| محور | وضعیت گزارششده |
|---|---|
| بازیکن | کسری طاهری |
| پست | مهاجم نوک |
| باشگاه مالک پیشین | روبینکازان روسیه |
| مشتری اصلی رسانهای | پرسپولیس |
| باشگاه دارای آیتیسی طبق گزارشها | نساجی مازندران |
| ادعای بازیکن | امضای قرارداد با پرسپولیس حدود دو تا سه هفته قبل |
| مانع اصلی | صدور آیتیسی به نام نساجی و احتمال شمول مقررات انتقال پل |
| وضعیت حضور در پرسپولیس | در صورت تأیید ثبت نساجی، حداقل تا نیمفصل بسیار دشوار |
| ابهام بزرگ | نوع قرارداد طاهری با پرسپولیس و اطلاع یا بیاطلاعی او از انتقال به نساجی |
نساجی چگونه وارد پرونده شد؟
نقطه چرخش این پرونده، ورود نساجی بود. طبق گزارش خبرورزشی، نساجی انتقال کسری طاهری را با روبینکازان نهایی کرده، رضایت باشگاه روسی را گرفته و آیتیسی بازیکن نیز برای این باشگاه صادر شده است. اگر این روند در سامانههای رسمی ثبت شده باشد، طاهری از منظر مقررات نقلوانتقالات، بازیکن نساجی محسوب میشود؛ حتی اگر خودش در فضای رسانهای از قرارداد با پرسپولیس حرف زده باشد.
اینجاست که تفاوت میان «قرارداد داخلی»، «توافق شخصی»، «رضایتنامه باشگاه مبدأ» و «ثبت رسمی انتقال» اهمیت پیدا میکند. در فوتبال حرفهای، فقط امضای یک برگه میان بازیکن و باشگاه مقصد کافی نیست. انتقال زمانی قابلیت اجرا پیدا میکند که باشگاه مالک، باشگاه مقصد، فدراسیونها، آیتیسی و سامانههای ثبت قرارداد مسیر را تأیید کنند. بنابراین اگر آیتیسی طاهری واقعاً به نام نساجی صادر شده باشد، پرسپولیس نمیتواند صرفاً با اتکا به ادعای قرارداد قبلی، بازیکن را بلافاصله در اختیار بگیرد.
قرارداد با پرسپولیس یا توافق داخلی؟
پرسش کلیدی همینجاست: طاهری از چه قراردادی صحبت میکرد؟ اگر او واقعاً سه هفته قبل با پرسپولیس قرارداد امضا کرده، چرا انتقال از روبینکازان به نساجی نهایی شده است؟ آیا قرارداد او با پرسپولیس صرفاً یک توافق داخلی و مشروط بوده؟ آیا رضایت روبینکازان هنوز صادر نشده بود؟ آیا نمایندهای با وکالت از بازیکن مسیر نساجی را پیش برده؟ یا بازیکن از جزئیات انتقال به نساجی بیاطلاع بوده است؟
گزارش خبرورزشی نیز دقیقاً روی همین ابهام مکث کرده و نوشته مهمترین سؤال این است که اگر انتقال به نساجی در حال انجام بوده و آیتیسی نیز به نام این باشگاه صادر شده، طاهری بر چه اساسی از قرارداد با پرسپولیس صحبت کرده است.
قانون انتقال پل چیست؟
ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که پای قانون «Bridge Transfer» به میان میآید. در مقررات فیفا، انتقال پل به وضعیتی گفته میشود که یک بازیکن در دو انتقال متوالی، با ثبت در یک باشگاه میانی، عملاً برای دور زدن مقررات یا فریب اشخاص و نهادها به باشگاه نهایی منتقل شود. تحلیلهای حقوقی مربوط به مقررات فیفا توضیح میدهند که اگر دو انتقال متوالی یک بازیکن در بازه ۱۶ هفتهای رخ دهد، فرض قابل ردِ مشارکت در انتقال پل ایجاد میشود؛ یعنی طرفین باید بتوانند ثابت کنند هدفشان دور زدن مقررات نبوده است.
این نکته بسیار مهم است: قانون فیفا الزاماً نمیگوید هر انتقال دوم در کمتر از ۱۶ هفته مطلقاً غیرممکن است؛ بلکه میگوید چنین وضعیتی میتواند بهعنوان انتقال پل فرض شود، مگر اینکه باشگاهها و بازیکن خلاف آن را با دلایل روشن ثابت کنند. در پرونده طاهری، اگر نساجی فقط بهعنوان واسطه برای رساندن فوری بازیکن به پرسپولیس استفاده شده باشد، ریسک حقوقی جدی ایجاد میشود. اما اگر نساجی واقعاً بازیکن را برای استفاده ورزشی خود جذب کرده باشد، ماجرا نیازمند بررسی دقیق اسناد و نیت طرفین است.
چرا پرسپولیس دیر اقدام کرد؟
یکی از عجیبترین بخشهای پرونده این است که گفته میشود پرسپولیس حتی روز گذشته نیز با روبینکازان مکاتبه کرده و دو پیشنهاد رسمی برای جذب طاهری ارائه داده است. این اتفاق در حالی رخ داده که طبق گزارشها آیتیسی بازیکن به نام نساجی صادر شده بود. اگر این روایت دقیق باشد، نشان میدهد پرسپولیس تا آخرین لحظه امیدوار بوده بازیکن را مستقیماً از باشگاه روسی جذب کند؛ اما در عمل، مسیر اداری انتقال از جای دیگری جلو رفته است.
این وضعیت برای باشگاه پرسپولیس از نظر مدیریتی پرسشبرانگیز است. اگر باشگاه از ابتدا طاهری را میخواست، چرا اجازه داد پرونده به مرحلهای برسد که رقیبی مانند نساجی رضایتنامه و آیتیسی را بگیرد؟ اگر توافقی سهجانبه برای انتقال قرضی از نساجی به پرسپولیس وجود داشته، چرا همزمان مکاتبه مستقیم با روبینکازان ادامه داشته است؟ این دو مسیر با یکدیگر همخوانی کامل ندارند و همین تناقض، پرونده را مبهمتر میکند.
اهمیت طاهری برای پرسپولیس
کسری طاهری فقط یک مهاجم جوان معمولی نیست. طبق دادههای ترنسفرمارکت، او متولد ۶ اوت ۲۰۰۶ است، در پست مهاجم نوک بازی میکند، از فوریه ۲۰۲۴ به روبینکازان پیوسته و قراردادش با این باشگاه تا ژوئن ۲۰۲۷ ثبت شده است. ارزشگذاری ۵۰۰ هزار یورویی و سابقه حضور در تیمهای ملی پایه ایران نیز باعث شده او برای باشگاههای ایرانی جذاب باشد.
پرسپولیس در فصل جدید به دنبال بازسازی خط حمله است و طاهری میتوانست پروژهای آیندهدار برای مهدی تارتار باشد؛ مهاجمی جوان، ملیپوش و دارای تجربه خارجی که هم برای حالا و هم برای آینده ارزش سرمایهگذاری داشت. از همین زاویه، از دست رفتن احتمالی او برای پرسپولیس فقط یک شکست نقلوانتقالاتی نیست؛ بلکه از دست رفتن یک فرصت استراتژیک در خط حمله محسوب میشود.
نساجی برنده بزرگ ماجراست؟
اگر آیتیسی طاهری واقعاً به نام نساجی صادر شده و انتقال از نظر اداری نهایی شده باشد، باشگاه قائمشهری فعلاً برنده بزرگ این پرونده است. نساجی نهتنها مهاجم جوان و آیندهداری را جذب کرده، بلکه در شرایطی این انتقال را نهایی کرده که نام پرسپولیس بهعنوان مقصد اصلی بازیکن در فضای رسانهای مطرح بود. چنین انتقالی از نظر اعتباری نیز برای نساجی مهم است؛ بهویژه اگر بتواند از طاهری در لیگ برتر استفاده کند.
اما اگر از ابتدا قرار بوده نساجی فقط نقش واسطه داشته باشد، باشگاه قائمشهری نیز میتواند با ریسک حقوقی و رسانهای روبهرو شود. به همین دلیل، تعیین نیت واقعی انتقال و اسناد رسمی بسیار مهم است.
سرنوشت طاهری چه میشود؟
در حال حاضر، چند سناریو پیش روی این پرونده قرار دارد. سناریوی نخست این است که انتقال به نساجی تأیید نهایی شود و طاهری دستکم تا نیمفصل در این تیم بماند. این محتملترین سناریو بر اساس گزارشهای فعلی است. سناریوی دوم این است که طرفین تلاش کنند با ارائه مستندات، انتقال قرضی یا انتقال بعدی به پرسپولیس را از شائبه انتقال پل خارج کنند؛ مسیری دشوار و پرریسک. سناریوی سوم نیز بروز اختلاف حقوقی میان بازیکن، باشگاهها یا نمایندگان اوست؛ بهخصوص اگر ثابت شود طاهری از بخشی از روند انتقال بیاطلاع بوده است.
جمعبندی
پرونده کسری طاهری حالا دیگر یک انتقال ساده نیست؛ گرهای حقوقی، مدیریتی و رسانهای است که سه ضلع مهم دارد: پرسپولیس، نساجی و روبینکازان. طاهری در برنامه اینترنتی از قرارداد با پرسپولیس گفت، اما گزارشها از صدور آیتیسی او به نام نساجی حکایت دارند. همین تضاد، آینده فوری این مهاجم جوان را مبهم کرده است.
از نظر مقرراتی، اگر انتقال به نساجی ثبت شده باشد و قرار باشد بازیکن بلافاصله به پرسپولیس برود، پرونده میتواند با حساسیت قانون انتقال پل روبهرو شود؛ قانونی که در صورت دو انتقال متوالی در بازه ۱۶ هفتهای، فرض دور زدن مقررات را مطرح میکند و بار اثبات خلاف آن را بر دوش طرفین میگذارد.
برای پرسپولیس، این پرونده یک هشدار جدی است: در نقلوانتقالات، سرعت، هماهنگی حقوقی و تسلط بر جزئیات اداری به اندازه مذاکره با بازیکن اهمیت دارد. برای نساجی، این ماجرا میتواند یک شکار بزرگ باشد؛ مشروط بر اینکه انتقال از نظر حقوقی بدون ابهام باقی بماند. و برای کسری طاهری، شاید مهمترین نکته این باشد که آیندهاش نه در مصاحبه، بلکه در سامانههای رسمی، آیتیسی و تصمیم نهادهای نقلوانتقالاتی مشخص خواهد شد.