کنایه تند علی دایی و کریم باقری به بیرانوند؛ «مجسمه قلعهنویی را در خانهات بگذار!»
علی دایی و کریم باقری در برنامه عادل فردوسیپور درباره اظهارات اخیر علیرضا بیرانوند صحبت کردند؛ اظهاراتی که دروازهبان تیم ملی در آن از امیر قلعهنویی دفاع کرده و برخورد منتقدان با سرمربی تیم ملی را ناعادلانه دانسته بود.
هنگامی که موضوع ساخت مجسمه قلعهنویی مطرح شد، کریم باقری با لحنی کنایهآمیز گفت مسئولان در حال حاضر سرشان شلوغ است و بیرانوند میتواند خودش مجسمه سرمربی تیم ملی را بسازد و در خانهاش قرار دهد. این پاسخ کوتاه نشان داد مربی پرسپولیس چندان با توصیف اغراقآمیز بیرانوند از عملکرد تیم ملی موافق نیست.
واکنش باقری به دلیل سبک رفتاری همیشگی او نیز مورد توجه قرار گرفت. این بازیکن پیشین تیم ملی معمولاً در مصاحبهها با جملات کوتاه و مستقیم صحبت میکند و کمتر وارد مجادلات طولانی رسانهای میشود. او اخیراً نیز برای ادامه حضور در کادر فنی پرسپولیس به توافق رسیده و مدیرعامل باشگاه از تمایل مدیریت و کادر فنی به ادامه همکاری با او خبر داده است.
ماجرای پیشنهاد بیرانوند برای ساخت مجسمه چه بود؟
علیرضا بیرانوند در یک گفتوگوی تلویزیونی، در واکنش به انتقادهای مطرحشده از امیر قلعهنویی، پرسیده بود چرا برخی با سرمربی تیم ملی مشکل دارند و چرا بازیکنان باید تحت تأثیر فشارهای واردشده به او قرار بگیرند.
بیرانوند در ادامه تأکید کرد اگر یک مربی خارجی نتایجی مشابه قلعهنویی میگرفت، با او برخورد متفاوتی میشد و حتی برایش مجسمه میساختند. او همچنین گفت این حمایت را از سر چاپلوسی مطرح نمیکند و معتقد است مشکلات پیرامون سرمربی تیم ملی ممکن است در رقابتهای آینده نیز به تیم آسیب بزند.
این صحبتها در شرایطی مطرح شد که عملکرد ایران در جام جهانی با نقدهای گستردهای همراه شده بود. عادل فردوسیپور پیشتر با اشاره به پایان کار تیم ملی بدون پیروزی، برگزاری جشن و تشویق برای کادر فنی را زیر سؤال برده و پرسیده بود چرا مسئولان فدراسیون و کادر فنی بابت نتیجه بهدستآمده از مردم عذرخواهی نکردهاند.
در نتیجه، صحبت بیرانوند فقط دفاع از یک مربی نبود؛ بلکه پاسخی به گروهی از منتقدان محسوب میشد که نتایج تیم ملی را متناسب با امکانات، دستمزد کادر فنی و انتظار افکار عمومی نمیدانستند.
کنایه علی دایی؛ چرا گفت «دکتر بیرانوند»؟
بخش دیگری از این گفتوگو زمانی خبرساز شد که علی دایی در اشاره به دروازهبان تیم ملی گفت: «علی بیرانوند نه، دکتر بیرانوند!» این جمله با خنده حاضران همراه شد و رسانهها آن را کنایهای به ماجرای قدیمی تحصیلات بیرانوند تعبیر کردند.
ریشه این کنایه به اردیبهشت ۱۴۰۴ بازمیگردد. بیرانوند در یک برنامه تلویزیونی گفته بود دانشجوی دکتری رشته فیزیولوژی است، اما مسئولان دانشگاه آزاد خرمآباد اعلام کردند او در آن زمان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد بوده و هنوز از پایاننامه خود دفاع نکرده است.
بیرانوند پس از شکلگیری حاشیهها توضیح داد که دانشجوی کارشناسی ارشد است، در آزمون دکتری سال ۱۴۰۴ شرکت کرده و پس از انتخاب رشته، منتظر اعلام نتیجه نهایی بوده است. بنابراین، عنوان «دکتر» در جمله علی دایی نه اشاره به یک مدرک قطعی، بلکه یادآوری طنزآمیز همان تناقض رسانهای بود.
البته جنجال تحصیلی بیرانوند ابعاد مختلفی داشت. برخی کاربران در فضای مجازی احتمال استفاده از رانت را مطرح کرده بودند، اما مسئول وقت دانشگاه آزاد گفته بود پذیرش در دوره دکتری تنها از مسیر کنکور یا سهمیه استعدادهای درخشان انجام میشود و شهرت افراد امکان ورود خارج از ضوابط را فراهم نمیکند. بررسی دفترچه انتخاب رشته نیز نشان میداد رشته فیزیولوژی ورزشی در مقطع دکتری در استان لرستان ظرفیت داشته است.
از این رو، استفاده از عبارت «دکتر بیرانوند» را باید کنایه به نحوه بیان اولیه و اصلاح بعدی صحبتهای او دانست، نه اثبات تخلف تحصیلی.
چرا واکنش دایی و باقری اینقدر بازتاب داشت؟
اهمیت این واکنش تنها به جمله طنزآمیز درباره یک مجسمه محدود نمیشود. علی دایی و کریم باقری از شناختهشدهترین بازیکنان نسلهای گذشته تیم ملی هستند و اظهارنظر آنها درباره فضای حاکم بر فوتبال ایران، معمولاً با حساسیت زیادی دنبال میشود.
از سوی دیگر، بیرانوند در سالهای اخیر بارها به دلیل مصاحبههای صریح، پروندههای قراردادی و اظهارات خارج از زمین در مرکز اخبار قرار گرفته است. حمایت پررنگ او از قلعهنویی این تصور را ایجاد کرد که دروازهبان تیم ملی، نقد فنی عملکرد تیم را نوعی بیانصافی یا فشار هدفمند علیه سرمربی میداند.
در مقابل، واکنش دایی و باقری این پیام را منتقل میکند که حمایت از تیم ملی نباید به بزرگنمایی دستاوردها منجر شود. وقتی یک تیم بدون پیروزی از رقابت مهمی کنار میرود، منتقدان انتظار دارند بازیکنان و مربیان بهجای استفاده از تعابیری مانند «ساخت مجسمه»، ابتدا درباره نقاط ضعف، اشتباهات و مسئولیت خود توضیح دهند.
اختلاف بر سر محبوبیت؛ مجسمه یا قضاوت مردم؟
یکی از مفاهیم پنهان در این جدال کلامی، تفاوت میان افتخار رسمی و محبوبیت عمومی است. ساخت مجسمه معمولاً نمادی از ثبت یک دستاورد تاریخی و قدردانی جمعی است؛ اما محبوبیت در فوتبال با دستور، تبلیغات یا دفاع رسانهای ایجاد نمیشود.
بازیکنان و مربیان زمانی در حافظه هواداران ماندگار میشوند که نتیجهای تاریخی به دست آورده باشند، مسئولیت شکست را بپذیرند و در کنار موفقیتهای فنی، ارتباطی صادقانه با مردم برقرار کنند. به همین دلیل، کنایه کریم باقری را میتوان فراتر از یک شوخی شخصی تحلیل کرد: مجسمهای که بیرانوند در خانه خود قرار دهد، یک انتخاب فردی است؛ اما ساختن نمادی عمومی نیازمند اجماع اجتماعی و پذیرش دستاورد از سوی هواداران است.
آیا بیرانوند به کنایههای دایی و باقری پاسخ میدهد؟
تا زمان تنظیم این گزارش، واکنش رسمی و مستقیمی از سوی علیرضا بیرانوند به صحبتهای علی دایی و کریم باقری منتشر نشده است. با توجه به حضور فعال او در فضای رسانهای، احتمال دارد دروازهبان تیم ملی در ادامه درباره این موضوع توضیح دهد یا بار دیگر از موضع خود در حمایت از قلعهنویی دفاع کند.
با این حال، ادامه این جدال کلامی ممکن است بحث اصلی را به حاشیه ببرد. پرسش مهمتر این است که عملکرد تیم ملی بر اساس نتیجه، کیفیت بازی و انتظارات موجود چگونه باید ارزیابی شود. تمرکز بیش از اندازه بر عبارتهایی مانند «مجسمه» و «دکتر» میتواند توجهها را از نقد فنی و مسئولیتپذیری مدیران فوتبال منحرف کند.
واکنش تند علی دایی و کریم باقری نشان داد اظهارات بیرانوند حتی میان بازیکنان شاخص سابق تیم ملی نیز اجماع ایجاد نکرده است. اکنون این گفتوگو به نمادی از دو نگاه متفاوت تبدیل شده؛ یک نگاه، عملکرد تیم ملی را شایسته حمایت و تقدیر ویژه میداند و نگاه دیگر معتقد است بدون نتیجه قابلدفاع، استفاده از تعابیر بزرگ تنها حساسیت افکار عمومی را افزایش میدهد.