هشدار عارف درباره پاسخ ایران؛ پشتیبانی از استانهای جنوبی «اولویت مطلق» دولت شد
محمدرضا عارف شامگاه ۲۶ تیر در تماسهای جداگانه با استانداران چهار استان جنوبی، آخرین وضعیت آمادگی میدانی، زیرساختها، تأمین کالاهای اساسی و هماهنگی دستگاههای اجرایی با نیروهای مسلح را بررسی کرد. براساس گزارش پایگاه اطلاعرسانی معاون اول رئیسجمهور که ایرنا منتشر کرده، استانداران گفتهاند خدمات ضروری و تأمین نیازهای عمومی ادامه دارد؛ بااینحال، جزئیات کمی و قابل ارزیابی مستقلی درباره میزان خسارتها، ظرفیت باقیمانده زیرساختها یا زمان بازسازی ارائه نشده است.
عارف در این تماسها تأکید کرد که از نگاه دولت، تقسیم کشور به شمال، جنوب، شرق و غرب صرفاً یک تقسیم اداری است و حمله به هر نقطه، تعرض به تمامیت و حاکمیت ملی تلقی میشود. استفاده او از تعبیر «ایران بزرگ» در متن این سخنان، در چارچوب وحدت سرزمینی داخل مرزهای کشور مطرح شده و نباید آن را ادعایی جغرافیایی درباره سرزمینهای خارج از مرزهای ایران تفسیر کرد.
عارف: پاسخ ایران فراتر از الگوهای معمول خواهد بود
مهمترین بخش سیاسی سخنان معاون اول رئیسجمهور به نحوه پاسخ ایران اختصاص داشت. عارف گفت طراحی واکنش جمهوری اسلامی چندوجهی و مبتنی بر غافلگیری است و طرف مقابل زمانی به ابعاد آن پی خواهد برد که امکان عقبنشینی نداشته باشد. این سخنان، موضع رسمی یک مقام ارشد اجرایی است؛ اما عارف درباره زمان، سطح، اهداف یا شکل احتمالی پاسخ توضیحی ارائه نکرد.
نبود جزئیات عملیاتی در چنین اظهاراتی قابل انتظار است، اما از منظر سیاسی چند پیام را منتقل میکند: نخست اینکه دولت میکوشد نشان دهد تصمیمگیری نظامی، دیپلماتیک و اجرایی بهصورت هماهنگ انجام میشود؛ دوم اینکه تهران قصد دارد ابهام درباره نوع پاسخ را حفظ کند؛ و سوم اینکه افکار عمومی داخلی را نسبت به کنترل شرایط و وجود برنامهای از پیش طراحیشده مطمئن سازد.
بااینحال، پیام بازدارندگی تنها به شدت ادبیات وابسته نیست. طرفهای درگیر معمولاً اعتبار تهدید را براساس توان اجرایی، انتخاب هدف، زمانبندی، هزینه پاسخ متقابل و امکان مهار چرخه تشدید ارزیابی میکنند. به همین دلیل، هر اقدام نظامی در کنار آثار فوری خود، میتواند خطر گسترش حملات به زیرساختها و افزایش هزینههای انسانی و اقتصادی را نیز در پی داشته باشد.
چرا استانهای جنوبی به مرکز تحولات تبدیل شدهاند؟
خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستانوبلوچستان بخش مهمی از زیرساختهای نفت، گاز، برق، تجارت دریایی، حملونقل و بنادر کشور را در خود جای دادهاند. اهمیت هرمزگان و سیستانوبلوچستان در روزهای اخیر بیشتر آشکار شد؛ زیرا حملات به پلهای بندر خمیر، مسیرهای جادهای و ریلی هرمزگان، فرودگاه ایرانشهر و یک برج مرتبط با کنترل تردد دریایی در چابهار گزارش شده است. رویترز تصاویر آسیب به یکی از پلهای بندر خمیر را راستیآزمایی کرد، اما اعلام کرد نتوانسته تمام جزئیات سایر گزارشها را مستقلاً تأیید کند.
آسوشیتدپرس نیز گزارش داد حملات آمریکا علاوه بر اهداف نظامی، پلها، بخشهایی از زیرساخت برق و تأسیسات بندری را در جنوب ایران هدف قرار داده است. به گزارش این خبرگزاری، ضربه به پلهای جادهای و ریلی هرمزگان میتواند ارتباط بندرعباس با مسیرهای منتهی به مرکز کشور را مختل کند؛ موضوعی که مستقیماً بر حمل کالا، سوخت، تجهیزات پزشکی و رفتوآمد امدادی اثر میگذارد.
مقامهای هرمزگان اعلام کردند حملات شامگاه پنجشنبه و بامداد جمعه در این استان هشت کشته و ۱۹ مجروح برجای گذاشته است. راهآهن نیز به علت آسیب زیرساختی، برنامه حرکت برخی قطارهای بندرعباس را تغییر داد. این آمار و توضیحات از منابع رسمی ایران نقل شده و ممکن است با تکمیل عملیات امداد یا ارزیابی مناطق هدف تغییر کند.
پنج جبههای که عارف از آنها نام برد
عارف در سخنان خود از پنج حوزه بهعنوان اجزای مقاومت ملی نام برد: میدان نظامی، دیپلماسی، علم و فناوری، خدمترسانی دولت و حضور و همبستگی مردم. این تقسیمبندی بیش از آنکه یک ساختار حقوقی یا سازمانی باشد، چارچوبی سیاسی برای توضیح مفهوم «دفاع همهجانبه» است.
در جبهه میدان، نیروهای مسلح مسئول واکنش و دفاع هستند. در جبهه دیپلماسی، وزارت امور خارجه باید برای کاهش انزوای بینالمللی، جلب حمایت سیاسی و جلوگیری از توسعه جنگ تلاش کند. جبهه علم و فناوری به نگهداری تجهیزات، امنیت سایبری، ارتباطات و توان فنی کشور مربوط میشود. جبهه خدمت نیز شامل عملکرد دولت در تأمین برق، آب، سوخت، دارو، حملونقل و کالاهای اساسی است.
تعبیر «جبهه خیابان» در سخنان معاون اول به معنای انسجام اجتماعی و حمایت مردم از تمامیت کشور به کار رفته است. بااینحال، حفظ این انسجام بیش از شعار به عملکرد ملموس نیاز دارد. اطلاعرسانی سریع و دقیق، جبران خسارت، دسترسی مردم به خدمات درمانی و جلوگیری از اختلال در کالاهای ضروری، از عوامل اصلی حفظ اعتماد عمومی در شرایط جنگی هستند.
آزمون اصلی دولت؛ از سخنرانی تا مدیریت بحران
عارف مأموریت فوری استانداران را حفظ آرامش، تقویت جبهه داخلی و مدیریت هوشمندانه زیرساختها توصیف کرده است. دولت همچنین وعده داده در بازسازی خسارتها و رسیدگی به مصدومان در کنار مدیریت محلی بایستد.
اجرای این وعده به چند اقدام فوری وابسته است: ایجاد مسیر جایگزین برای پلها و خطوط ریلی آسیبدیده، تضمین برق بیمارستانها و مراکز حیاتی، ذخیره آب و سوخت اضطراری، تسریع انتقال مصدومان و انتشار منظم فهرست خدمات مختلشده و زمان تقریبی بازگشت آنها.
استانداران نیز باید میان ضرورتهای امنیتی و حق مردم برای دسترسی به اطلاعات تعادل برقرار کنند. انتشار عبارتهای کلی مانند «پایداری زیرساختها» بدون ارائه اطلاعات درباره قطعی برق، محدودیت حملونقل، وضعیت بنادر یا تعداد مناطق آسیبدیده، برای مدیریت نیازهای روزمره شهروندان کافی نیست.
حمله به زیرساختها؛ نگرانی فراتر از مرزهای ایران
گسترش درگیری به زیرساختهای غیرنظامی، نگرانی بینالمللی را نیز افزایش داده است. دبیرکل سازمان ملل درباره حمله به زیرساختهای غیرنظامی در ایران و دیگر نقاط منطقه ابراز نگرانی کرده است. همزمان، حملات متقابل ایران به تأسیسات برق و آبشیرینکن در کویت، نشان میدهد چرخه هدف گرفتن زیرساختها میتواند به سرعت از مرزهای یک کشور عبور کند.
این روند برای کشورهای حاشیه خلیج فارس اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا شبکههای برق، آبشیرینکنها، بنادر و مسیرهای صادرات انرژی به یکدیگر وابستهاند. آسیب به هر یک از این اجزا میتواند علاوه بر تلفات مستقیم، بر تأمین آب، قیمت انرژی، تجارت و حملونقل دریایی در منطقه اثر بگذارد.
معنای واقعی «پشتیبانی همهجانبه»
اعلام اولویت مطلق استانهای جنوبی زمانی اعتبار پیدا میکند که به تخصیص سریع بودجه، اختیار کافی برای استانداران، حضور تیمهای فنی و درمانی و گزارشدهی عمومی منجر شود. بازسازی پل یا تأسیسات برق تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ بخشی از دفاع غیرنظامی و حفظ جریان زندگی در شهرهای درگیر محسوب میشود.
سخنان عارف دو بخش مکمل دارد: تهدید به پاسخی غافلگیرکننده در برابر حملات و وعده پشتیبانی کامل از مردم و زیرساختهای جنوب. بخش نخست در اختیار تصمیمگیران امنیتی و نظامی است، اما بخش دوم مستقیماً با عملکرد دولت سنجیده خواهد شد.
برای ساکنان هرمزگان، بوشهر، خوزستان و سیستانوبلوچستان، مهمترین معیار موفقیت دولت نه شدت واژههای سیاسی، بلکه زمان بازگشت برق و حملونقل، دسترسی مصدومان به درمان، تأمین کالاهای اساسی و شفافیت در اعلام خسارتهاست. در شرایطی که حملات به زیرساختها گسترش یافته، حفظ زندگی عادی مردم خود به یکی از مهمترین جبهههای پایداری کشور تبدیل شده است.