کاهش ۱۰ درصدی مصرف لبنیات پس از گرانی شیر خام؛ کالابرگ عمومی چرا جواب نداد؟
محمد فربد، سخنگوی انجمن صنایع لبنی، روز شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد گرانی ناشی از افزایش قیمت شیر خام، مصرف فرآوردههای لبنی را حدود ۱۰ درصد کاهش داده است. او همچنین گفت شیوه فعلی کالابرگ که به خانوار اجازه میدهد اعتبار خود را میان چند گروه کالایی توزیع کند، باعث شده لبنیات به یکی از آخرین گزینههای خرید تبدیل شود. رقم ۱۰ درصد، برآورد انجمن است و نه نتیجه یک گزارش آماری تفصیلی منتشرشده از سوی مرکز آمار یا وزارت بهداشت.
مطالبه اصلی صنایع لبنی، ایجاد «کالابرگ اختصاصی لبنیات» است؛ اعتباری که برخلاف کالابرگ عمومی، فقط برای خرید گروه مشخصی از محصولات مانند شیر، ماست و پنیر قابل استفاده باشد. استدلال انجمن این است که وقتی خانوار با منابع محدود میان برنج، روغن، گوشت، حبوبات و لبنیات حق انتخاب دارد، کالاهای سیرکنندهتر یا اقلام ضروری وعدههای اصلی را در اولویت میگذارد و مصرف شیر و ماست کاهش پیدا میکند.
قیمت شیر خام چقدر افزایش یافت؟
قیمت مصوب هر کیلوگرم شیر خام با چربی ۳.۲ درصد در اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان رسید. برای هر یکدهم درصد چربی بیشتر نیز ۶۵۰ تومان به نرخ پایه اضافه میشود. وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرد قیمت محصولات لبنی باید پس از تعیین نرخ شیر خام، با هماهنگی انجمنها و سازمان حمایت بازنگری شود.
پیش از این مصوبه، نرخ مورد محاسبه صنایع حدود ۴۶ هزار و ۵۰۰ تومان بود. انتقال آن به ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان، افزایشی نزدیک به ۳۰ درصد را نشان میدهد. از آنجا که شیر خام به گفته فعالان این صنعت بهطور متوسط حدود ۷۰ درصد هزینه تولید بسیاری از محصولات لبنی را تشکیل میدهد، انجمن صنایع لبنی اثر این تغییر را بر قیمت نهایی محصولات حدود ۲۰ درصد برآورد کرده بود.
پس از این تغییر، قیمت چهار محصول پرمصرف تنظیم بازاری نیز افزایش یافت. شیر نایلونی ۹۰۰ گرمی کمچرب ۸۴ هزار تومان، شیر بطری یکلیتری ۹۸ هزار تومان، پنیر UF چهارصدگرمی ۲۰۳ هزار تومان و ماست دبهای دوکیلویی ۲۲۸ هزار و ۷۰۰ تومان قیمتگذاری شدند. این ارقام نشان میدهد حتی محصولات پایه و کمچرب نیز بخش قابلتوجهی از بودجه ماهانه خانوار را به خود اختصاص میدهند.
آیا مصرف واقعاً ۱۰ درصد پایین آمده است؟
رقم کاهش ۱۰ درصدی باید با احتیاط تفسیر شود. انجمن صنایع لبنی روش محاسبه، دوره زمانی مقایسه، حجم فروش شرکتهای بررسیشده یا تفکیک محصولات را منتشر نکرده است. به همین دلیل مشخص نیست این کاهش مربوط به فروش ریالی، حجم وزنی محصولات، تعداد بستهها یا مجموعهای از اطلاعات شرکتهای عضو انجمن است.
این ابهام زمانی بیشتر میشود که ارقام دیگری نیز از سوی تشکلها ارائه شده است. محمد فربد حدود دو ماه قبل در گفتوگو با ایرنا از کاهش ۱۵ درصدی مصرف سخن گفته و سرانه فعلی را حدود ۶۰ تا ۶۵ کیلوگرم در سال برآورد کرده بود. او همچنین گفته بود کاهش فروش، میزان مرجوعی محصولات از فروشگاهها به کارخانهها را به حدود سه درصد رسانده است.
در مقابل، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی مدعی شده سرانه مصرف که در سال ۱۴۰۳ بین ۵۵ تا ۶۰ کیلوگرم بود، اکنون به کمتر از ۴۰ کیلوگرم رسیده است. اختلاف میان «۶۰ تا ۶۵ کیلوگرم» و «کمتر از ۴۰ کیلوگرم» قابلچشمپوشی نیست و نشان میدهد ایران به یک نظام آماری شفاف و دورهای برای اندازهگیری مصرف واقعی خانوار نیاز دارد. اعداد موجود عمدتاً برآوردهای صنفی هستند و نباید بدون توضیح منبع و روش، معادل آمار قطعی ملی تلقی شوند.
با وجود اختلاف بر سر میزان دقیق افت، جهت حرکت دادهها یکسان است: افزایش قیمت با کاهش خرید، بیشتر شدن تخفیفهای فروشگاهی و رشد مرجوعی همراه شده است. ایرنا نیز گزارش داده صنایع لبنی کاهش قدرت خرید و افزایش مرجوعی را تأیید کردهاند، هرچند کارخانهها به دلیل پایین بودن حاشیه سود اعلامی خود، امکان کاهش گسترده قیمت را محدود میدانند.
چرا تخفیف کالابرگی نتیجه محسوسی نداشت؟
از ۱۶ خرداد، امکان خرید برخی محصولات لبنی با تخفیف ۱۰ درصدی در فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ فراهم شد. گزارشهای میدانی از اعمال این تخفیف خبر میدادند، اما هنوز ارزیابی رسمی و مستقلی درباره اثر آن بر حجم مصرف خانوار منتشر نشده است.
تخفیف ۱۰ درصدی زمانی میتواند تقاضا را برگرداند که افزایش قیمت اولیه نیز در همین محدوده باشد. وقتی قیمت ماده اولیه حدود ۳۰ درصد و نرخ برخی محصولات نزدیک به ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است، تخفیف ۱۰ درصدی تنها بخشی از گرانی را جبران میکند و قیمت نهایی همچنان بالاتر از قبل باقی میماند.
مشکل دوم به ساختار اعتبار مربوط است. اگر یک خانواده بتواند اعتبار محدود خود را برای چند گروه کالایی خرج کند، انتخاب نکردن لبنیات الزاماً به معنای کماهمیت دانستن آن نیست؛ ممکن است خانوار برای تأمین کالری، وعدههای اصلی یا نیاز فوری کودکان مجبور باشد کالاهای دیگری را مقدم بداند. بنابراین پایین بودن سهم لبنیات در خریدهای کالابرگی میتواند نشانه محدود بودن قدرت خرید باشد، نه صرفاً ضعف فرهنگ مصرف.
کالابرگ اختصاصی لبنیات چه مزایایی دارد؟
اختصاص اعتبار مستقل میتواند تضمین کند بخشی از حمایت معیشتی دولت مستقیماً صرف خرید شیر، ماست و پنیر شود. این شیوه برای کودکان، سالمندان و خانوارهای کمدرآمد اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا لبنیات کمچرب میتواند یکی از منابع دریافت پروتئین، کلسیم و دیگر مواد مغذی در یک رژیم متعادل باشد. سازمان جهانی بهداشت نیز در توصیههای تغذیهای خود، محصولات لبنی کمچرب را در کنار دیگر غذاهای مغذی بهعنوان یکی از گزینههای رژیم سالم معرفی میکند.
کالابرگ اختصاصی همچنین به سیاستگذار اجازه میدهد اثر حمایت را دقیقتر اندازهگیری کند. دولت میتواند حجم خرید، گروههای سنی استفادهکننده، تفاوت مصرف استانی و تغییر تقاضا پس از افزایش قیمت را رصد کند؛ البته این اطلاعات باید بهصورت تجمیعی و با رعایت حریم خصوصی منتشر شود.
بااینحال، محدود کردن اعتبار به یک گروه کالا میتواند حق انتخاب خانوار را کاهش دهد. برخی افراد به دلیل حساسیت، عدم تحمل لاکتوز، رژیم درمانی یا الگوی غذایی متفاوت، مصرفکننده معمول لبنیات نیستند. در چنین مواردی باید امکان استفاده از جایگزینهای غنیشده یا انتقال اعتبار تحت شرایط مشخص وجود داشته باشد.
کاهش قیمت جهانی؛ فشار تازه بر صادرات صنایع لبنی
بخش دیگر سخنان فربد به کاهش قیمت جهانی شیر خشک و کره مربوط بود. دادههای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد این جهت کلی را تأیید میکند. شاخص جهانی قیمت لبنیات فائو در ژوئن ۲۰۲۶ به ۱۱۷.۴ واحد رسید که ۱.۵ درصد کمتر از ماه قبل و ۲۴.۵ درصد پایینتر از ژوئن ۲۰۲۵ بود. قیمت شیر خشک کامل، کره و پنیر نیز تحت تأثیر افزایش عرضه صادراتی و ضعف بخشی از تقاضای جهانی کاهش یافت.
این وضعیت صنایع ایرانی را در یک تنگنا قرار میدهد. از یک طرف، قیمت شیر خام و دیگر هزینههای داخلی افزایش یافته است؛ از طرف دیگر، قیمت جهانی برخی محصولات صادراتی پایین آمده و توان شرکتها برای جبران رکود بازار داخلی از مسیر صادرات محدودتر شده است. کاهش قیمت جهانی الزاماً به معنای کاهش فوری قیمت در ایران نیست، زیرا نرخ ارز، هزینه بستهبندی، انرژی، حملونقل و شرایط انتقال پول نیز بر قیمت تمامشده اثر میگذارد.
کالابرگ لبنیات چگونه باید اجرا شود؟
یک طرح مؤثر باید به جای پوشش تمام محصولات و برندها، روی چند کالای پایه مانند شیر کمچرب، ماست ساده و پنیر پرمصرف متمرکز باشد. اعتبار باید متناسب با تعداد اعضای خانوار و در صورت امکان، ترکیب سنی آن تعیین شود و با افزایش قیمتها بهصورت دورهای تعدیل شود.
همچنین قیمت کالاهای مشمول، موجودی فروشگاهها و میزان استفاده از اعتبار باید در یک سامانه عمومی قابل مشاهده باشد. بدون نظارت بر قیمت، ممکن است افزایش نرخ محصول بخشی از یارانه یا تخفیف را خنثی کند. تسویه سریع مطالبات فروشگاهها و کارخانهها نیز ضروری است تا عرضهکنندگان برای مشارکت در طرح انگیزه داشته باشند.
صنعت و مصرفکننده همزمان زیر فشار
بازار لبنیات اکنون با یک تضاد جدی روبهروست. دامدار برای پوشش هزینه خوراک، نیروی کار و نگهداری دام به قیمت بالاتر شیر خام نیاز دارد؛ کارخانه با افزایش هزینه تولید و ضعف بازار صادراتی مواجه است؛ فروشگاه با کاهش گردش کالا و مرجوعی روبهروست و مصرفکننده نیز توان پرداخت قیمتهای جدید را ندارد.
در چنین شرایطی، تثبیت دستوری قیمت بدون جبران هزینه تولید میتواند عرضه را آسیب بزند و آزادسازی کامل قیمت بدون حمایت از خانوار، مصرف را بیشتر کاهش دهد. راه میانه، حمایت مستقیم و قابلاندازهگیری از مصرفکننده در کنار شفافیت هزینههای زنجیره تولید است.
برآورد کاهش ۱۰ درصدی مصرف، حتی اگر هنوز آمار رسمی و نهایی نباشد، یک هشدار جدی محسوب میشود. کالابرگ اختصاصی لبنیات میتواند بخشی از راهحل باشد، اما فقط زمانی نتیجه خواهد داد که اعتبار آن واقعی، قیمت محصولات قابل کنترل، دسترسی فروشگاهی گسترده و نتایج طرح بهصورت شفاف منتشر شود.