راز دومین ستاره اسپانیا؛ چگونه نسل یامال تاریخ جام جهانی ۲۰۱۰ را تکرار کرد؟
با فرونشستن هیجان فینال جام جهانی ۲۰۲۶، اکنون بهتر میتوان درباره قهرمانی اسپانیا داوری کرد. تیم لوئیس دلافوئنته پس از تساوی ناامیدکننده بدون گل مقابل کیپورد در بازی نخست، بهتدریج شکل واقعی خود را پیدا کرد و در ادامه عربستان، اروگوئه، اتریش، پرتغال، بلژیک، فرانسه و آرژانتین را شکست داد.
حاصل هشت مسابقه اسپانیا، ۱۴ گل زده و فقط یک گل خورده بود. تنها بلژیک توانست در مرحله یکچهارم نهایی دروازه اونای سیمون را باز کند. فیفا این عملکرد را رکورد کمترین گل خورده برای یک قهرمان جام جهانی معرفی کرده است؛ اسپانیا در قهرمانی سال ۲۰۱۰ دو گل دریافت کرده بود.
اسپانیا واقعاً شگفتی جام بود؟
قهرمانی اسپانیا جذاب بود، اما برخلاف برخی روایتها نمیتوان آن را قهرمانی یک تیم کمشانس یا شگفتی بزرگ دانست.
بازارهای پیشبینی پیش از شروع مسابقات ارزیابی یکسانی نداشتند. در بعضی فهرستها فرانسه، اسپانیا، انگلیس و آرژانتین در فاصلهای نزدیک قرار داشتند، اما ESPN اسپانیا را با ضریب ۴۵۰+ بالاتر از فرانسه و انگلیس، شانس نخست قهرمانی معرفی کرده بود. فیفا نیز در گزارش بازی نخست مقابل کیپورد از اسپانیا با عنوان یکی از مدعیان قهرمانی یاد کرد.
بنابراین توصیف دقیقتر این است: اسپانیا یکی از مدعیان اصلی بود، اما شهرت ستارههای فرانسه، جذابیت آخرین جام جهانی احتمالی لیونل مسی و قدرت آرژانتین باعث شده بود توجه رسانهای بیشتری متوجه آن دو تیم باشد.
لاروخا در نهایت هر دو رقیب را شکست داد؛ فرانسه را با نتیجه دو بر صفر در نیمهنهایی کنار زد و آرژانتین را با گل فران تورس در دقیقه ۱۰۶ فینال شکست داد.
اسپانیای ۲۰۲۶ چقدر به تیم ۲۰۱۰ شباهت داشت؟
دو قهرمانی اسپانیا در ظاهر داستانی بسیار شبیه دارند:
| ویژگی | جام جهانی ۲۰۱۰ | جام جهانی ۲۰۲۶ |
|---|---|---|
| نتیجه بازی نخست | شکست یک بر صفر مقابل سوئیس | تساوی بدون گل مقابل کیپورد |
| تعداد مسابقات | ۷ بازی | ۸ بازی |
| گل خورده | ۲ گل | یک گل |
| نتیجه فینال | یک بر صفر مقابل هلند | یک بر صفر مقابل آرژانتین |
| زمان گل قهرمانی | دقیقه ۱۱۶، اینیستا | دقیقه ۱۰۶، فران تورس |
| سرمربی | ویسنته دلبوسکه | لوئیس دلافوئنته |
| مهمترین ویژگی | مالکیت و کنترل بازی | کنترل، سرعت و انعطاف تاکتیکی |
اسپانیا در سال ۲۰۱۰ نخستین مسابقه را یک بر صفر به سوئیس واگذار کرد؛ نتیجهای که در آن زمان یکی از بزرگترین شگفتیهای جام به شمار میرفت. این تیم سپس به مسیر قهرمانی برگشت و در فینال با گل دقیقه ۱۱۶ اینیستا هلند را شکست داد.
شروع اسپانیا در سال ۲۰۲۶ به آن اندازه تلخ نبود، اما توقف مقابل کیپورد برای مدافع عنوان قهرمانی اروپا یک هشدار جدی محسوب میشد. تیم دلافوئنته در آن مسابقه فقط پنج اقدام به گل داشت و نتوانست دفاع منظم حریف تازهوارد را باز کند.
در هر دو دوره، اسپانیا پس از یک شروع ناامیدکننده بهتدریج به بهترین نسخه خود رسید. تفاوت مهم این است که تیم ۲۰۱۰ برای جبران شکست نخست تحت فشار قرار گرفت، اما تیم ۲۰۲۶ بدون شکست و با هفت امتیاز صدرنشین گروه شد.
دیوار اسپانیایی؛ فقط یک گل در هشت مسابقه
مهمترین پایه قهرمانی اسپانیا، خط دفاعی این تیم بود. لاروخا در مرحله گروهی مقابل کیپورد، عربستان و اروگوئه گل نخورد. در مراحل حذفی نیز دروازهاش مقابل اتریش، پرتغال، فرانسه و آرژانتین بسته ماند.
تنها گل خورده تیم در دقیقههای میانی دیدار با بلژیک ثبت شد. اسپانیا همان مسابقه را با گل دیرهنگام میکل مرینو دو بر یک برد و سپس دو کلینشیت دیگر در نیمهنهایی و فینال به ثبت رساند.
اونای سیمون در جریان این مسیر رکورد طولانیترین دقایق متوالی بدون دریافت گل در جام جهانی را نیز شکست. فیفا اعلام کرد روند بستهماندن دروازه او پس از مسابقه بلژیک به ۶۵۰ دقیقه رسیده بود.
این آمار فقط نتیجه درخشش دروازهبان یا مدافعان نبود. اسپانیا با مالکیت توپ، پرس پس از ازدستدادن آن و کنترل فاصله خطوط، تعداد موقعیتهای حریفان را کاهش میداد. دفاع لاروخا از محوطه جریمه آغاز نمیشد؛ مهاجمان و هافبکها نخستین لایه دفاعی تیم بودند.
حضور پائو کوبارسی ۱۹ ساله در قلب خط دفاع نماد همین نسل تازه بود. او و لامین یامال در ۱۹ سالگی در ترکیب فینال قرار گرفتند و در میان جوانترین بازیکنان تاریخ دیدار نهایی جام جهانی جای گرفتند.
تفاوت بزرگ با ۲۰۱۰؛ اسپانیا دیگر اسیر مالکیت توپ نیست
نسل ۲۰۱۰ با تیکیتاکا، پاسهای کوتاه و تسلط طولانی بر توپ شناخته میشد. ژاوی، اینیستا، بوسکتس و ژابی آلونسو میتوانستند سرعت مسابقه را کاملاً کنترل کنند. آن تیم در مرحله حذفی هر چهار مسابقه خود را با نتیجه یک بر صفر برد و بدون دریافت گل به قهرمانی رسید.
اسپانیای ۲۰۲۶ همچنان به پاسکاری، تسلط بر میانه میدان و خروج حسابشده از عقب وفادار بود، اما ابزارهای بیشتری در اختیار داشت.
لامین یامال میتوانست در سمت راست بازیکن مستقیم را از پیش رو بردارد. مدافعان کناری با سرعت به حمله اضافه میشدند. مرینو بدون توپ وارد محوطه جریمه میشد و بازیکنانی مانند اویارزابال و فران تورس به جای ایستادن در یک نقطه، بین خطوط و پشت مدافعان حرکت میکردند.
این تیم در صورت لزوم مالکیت را حفظ میکرد، اما برای رسیدن به دروازه به دهها پاس متوالی وابسته نبود. ضدحمله، ارسال از کنارهها، شوت از راه دور و توپهای ایستگاهی همگی بخشی از سلاحهای اسپانیا بودند.
به همین دلیل، قهرمان ۲۰۲۶ را نباید نسخه دوم تیم دلبوسکه دانست. دلافوئنته اصول فوتبال اسپانیایی را حفظ کرد، اما آن را با سرعت، قدرت بدنی و فوتبال عمودی ترکیب کرد.
دلافوئنته؛ مربیای که بازیکنانش را از نوجوانی میشناخت
یکی از مهمترین تفاوتهای اسپانیا با بسیاری از تیمهای ملی، مسیر حرفهای سرمربی آن بود. لوئیس دلافوئنته مستقیماً از فوتبال باشگاهی به تیم بزرگسالان نرسید؛ او سالها در ردههای پایه فدراسیون اسپانیا کار کرد، با تیم زیر ۱۹ سال در سال ۲۰۱۵ و تیم زیر ۲۱ سال در سال ۲۰۱۹ قهرمان اروپا شد و بسیاری از ملیپوشان آینده را از سنین پایین میشناخت.
این سابقه باعث شد رابطه او با بازیکنان فقط به چند اردوی تیم بزرگسالان محدود نباشد. دلافوئنته زبان نسل جدید را میشناخت، از تواناییهای فنی و شخصیتی بازیکنان اطلاع داشت و برای اعتماد به جوانان منتظر رسیدن آنها به ۲۵ یا ۲۶ سالگی نماند.
او پیش از قهرمانی اروپا در سال ۲۰۲۴ نیز درباره ایجاد یک خانواده در تیم ملی صحبت کرده بود. پس از آن قهرمانی، همکاری مداوم و روش یکسان در ردههای پایه بهعنوان یکی از عوامل موفقیت اسپانیا مورد توجه یوفا قرار گرفت.
قهرمانی جهان ادامه یک روند بود، نه اتفاقی ناگهانی. اسپانیا ابتدا لیگ ملتهای اروپا ۲۰۲۳ را فتح کرد، سپس قهرمان یورو ۲۰۲۴ شد و دو سال بعد جام جهانی را به دست آورد. این سه موفقیت نشان میدهد پروژه دلافوئنته از مرحله بازسازی عبور کرده و به یک چرخه پایدار قهرمانی رسیده است.
پایان نسل ژاوی و اینیستا، نه پایان فوتبال اسپانیا
پس از یورو ۲۰۱۲، نسل طلایی اسپانیا بهتدریج از هم پاشید. پویول، ژاوی، اینیستا، داوید ویا، فرناندو تورس، ژابی آلونسو، کاسیاس و سرخیو راموس در سالهای مختلف از تیم ملی کنار رفتند یا بازنشسته شدند.
نتایج سه جام جهانی بعدی نشاندهنده دشواری این انتقال بود. اسپانیا در سال ۲۰۱۴ در مرحله گروهی حذف شد، در سال ۲۰۱۸ از مرحله یکهشتم نهایی بالاتر نرفت و در سال ۲۰۲۲ نیز در همان مرحله مقابل مراکش کنار رفت.
اشتباه بزرگ این بود که برخی پایان آن نسل را پایان توانایی اسپانیا برای تولید فوتبالیست تصور کردند. در حالی که نسل قبلی در حال خداحافظی بود، باشگاهها و تیمهای پایه ملی مشغول پرورش گروه بعدی بودند.
بازیکنان تیم ۲۰۲۶ فقط محصول آکادمی بارسلونا یا رئال مادرید نبودند. ریشههای آنها در باشگاهها و مناطق مختلف فوتبال اسپانیا قرار داشت: بارسلونا، مادرید، بیلبائو، سوسیداد، ویارئال، والنسیا، سویا و دیگر مراکز پرورش بازیکن.
مزیت اصلی این شبکه، تولید یک ستاره در هر چند سال نیست؛ بلکه تربیت بازیکنانی است که از نوجوانی اصول مشترکی را میآموزند: دریافت توپ زیر فشار، درک فضا، تصمیمگیری سریع و توانایی بازی در چند نقش.
قهرمانی یک تیم، نه مجموعهای از نامها
نسل ۲۰۱۰ از نظر تعداد چهرههای تاریخی احتمالاً دستنیافتنی باقی میماند. کاسیاس، راموس، پویول، ژاوی، اینیستا، بوسکتس، آلونسو، تورس و ویا هر کدام در جایگاه خود از بهترینهای جهان بودند.
اسپانیای ۲۰۲۶ شاید در تمام پستها چنین مجموعهای از نامهای افسانهای نداشت، اما ساختار تیمی آن اجازه نمیداد غیبت یا افت یک ستاره کل سیستم را متوقف کند.
اویارزابال، مرینو، فابیان رویس، پدرو پورو، الکس بائنا و فران تورس در مراحل مختلف نقش تعیینکنندهای داشتند. گلهای اسپانیا میان چند بازیکن تقسیم شد و تیم برای نجات خود فقط به یک مهاجم یا یک نابغه وابسته نبود.
نمونه روشن آن فینال بود. اسپانیا مقابل آرژانتین ۲۰ اقدام به گل داشت و بخش بزرگی از مسابقه را کنترل کرد. در نهایت نیز گل قهرمانی را فران تورس به ثمر رساند؛ بازیکنی که پس از تساوی بازی نخست، جایگاه ثابت خود در ترکیب را از دست داده بود.
آیندهای که از حالا ترسناک به نظر میرسد
اسپانیا جام را با تیمی جوان به دست آورد. یامال و کوبارسی فقط ۱۹ سال داشتند و بازیکنانی مانند پدری و گاوی نیز هنوز بخش عمده دوران حرفهای خود را پیش رو دارند.
لاروخا پس از فینال، روند شکستناپذیری خود را به ۳۸ مسابقه رساند؛ آماری که فیفا آن را یک رکورد جدید در فوتبال ملی مردان اعلام کرده است. اسپانیا همچنین به نخستین کشور تبدیل شد که بهطور همزمان قهرمان جام جهانی مردان و زنان است.
با این حال، جوانی تیم تضمین نمیکند این موفقیتها بهصورت خودکار ادامه یابد. نسلهای بااستعداد در صورت مدیریت نامناسب، مصدومیت بازیکنان کلیدی یا توقف فرایند بازسازی میتوانند خیلی زود از اوج فاصله بگیرند.
بزرگترین آزمون اسپانیا از این پس، حفظ گرسنگی بازیکنانی است که در سن پایین تقریباً تمام افتخارات مهم ملی را کسب کردهاند. مدیریت فشار بازیهای باشگاهی، جلوگیری از فرسودگی استعدادها و ورود تدریجی نسل بعدی، تعیین میکند این دوره به یک قهرمانی محدود میماند یا به سلطهای شبیه سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ تبدیل میشود.
تکرار تاریخ، این بار با نسخهای تازه
تاریخ برای اسپانیا دقیقاً تکرار نشد؛ قافیه آن تکرار شد.
در سال ۲۰۱۰، تیمی با شروعی تلخ، دفاعی قدرتمند و گلی در وقت اضافه قهرمان شد. در سال ۲۰۲۶ نیز اسپانیا پس از شروعی ناامیدکننده، با بهترین خط دفاع مسابقات و گلی در وقت اضافه جام را بالای سر برد.
اما پشت این شباهتها یک تفاوت اساسی وجود دارد. قهرمانی نخست، اوج نسلی بود که فوتبال مالکانه را به کاملترین شکل ممکن اجرا میکرد. قهرمانی دوم، نتیجه توانایی اسپانیا برای تغییر همان هویت و سازگارکردن آن با فوتبال سریعتر و فیزیکیتر امروز بود.
راز اسپانیا فقط داشتن یامال، رودری، پدری یا کوبارسی نیست. قدرت واقعی این کشور در سیستمی است که با رفتن ژاوی و اینیستا متوقف نمیشود، شکستهای متوالی در جام جهانی را تحمل میکند و شانزده سال بعد، قهرمانی تازهای میسازد.
برای اسپانیا، تکرار تاریخ نه تراژدی بود و نه کمدی؛ نتیجه منطقی کشوری بود که به جای انتظار برای ظهور اتفاقی ستارهها، آنها را میسازد.