اکبر عبدی درگذشت؛ پایان زندگی «مرد هزارچهره» سینمای ایران در آستانه ۶۶ سالگی
مسعود دهنمکی در تماس خبرنگاران خبر درگذشت اکبر عبدی را تأیید کرد. براساس گزارشهای اولیه، این بازیگر پس از سپریکردن یک دوره بیماری و ترخیص از بیمارستان، در منزل دار فانی را وداع گفته است. خبرگزاری مهر نیز به نقل از دهنمکی اعلام کرد عبدی در آستانه ۶۶ سالگی درگذشته است.
ایرنا نیز در آرشیو تازه اخبار فرهنگی خود، درگذشت اکبر عبدی در منزل را گزارش کرده است. تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات مربوط به زمان و محل مراسم تشییع و خاکسپاری این هنرمند اعلام نشده و خانواده او نیز اطلاعیهای درباره علت دقیق فوت منتشر نکردهاند.
عبدی متولد چهارم شهریور ۱۳۳۹ بود؛ بنابراین هنگام درگذشت ۶۵ سال داشت و کمتر از یک ماه تا شصتوششمین سالروز تولدش باقی مانده بود.
ماجرای بستریشدن اکبر عبدی در بیمارستان
اکبر عبدی در اردیبهشت ۱۴۰۵ بهدلیل عارضه قلبی در بخش مراقبتهای ویژه یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد. المیرا عبدی، دختر این بازیگر، آن زمان اعلام کرده بود که پدرش دچار سکته قلبی شده و تحت مراقبت پزشکان قرار دارد.
وضعیت عمومی او پس از چند روز بهتر شد و عبدی از بخش مراقبتهای ویژه به بخش عمومی منتقل شد. دخترش در گفتوگو با ایسنا گفته بود که حال پدرش رو به بهبود است و انتظار میرود از بیمارستان مرخص شود.
عبدی سرانجام پس از طی مراحل درمانی از بیمارستان مرخص شد. او در یکی از آخرین ویدئوهای منتشرشده از بیمارستان، برای مردم آرزوی سلامتی کرد و در گفتوگویی صمیمانه با مسعود دهنمکی از احتمال حضور در قسمت تازه مجموعه «اخراجیها» سخن گفت.
با وجود سابقه اخیر بیماری قلبی، نمیتوان بدون اعلام رسمی پزشکان یا خانواده، عارضه پیشین را علت قطعی درگذشت دانست.
اکبر عبدی چگونه وارد دنیای بازیگری شد؟
اکبر عبدی آقاباقر چهارم شهریور ۱۳۳۹ در محله نازیآباد تهران متولد شد. او فعالیت هنری خود را در اواخر دهه ۱۳۵۰ و با نمایشهای آماتوری آغاز کرد و سپس وارد تلویزیون شد. مجموعههایی مانند «محله برو بیا»، «محله بهداشت» و «باز مدرسم دیر شد» او را در دهه ۱۳۶۰ به چهرهای شناختهشده برای خانوادههای ایرانی تبدیل کردند.
ویژگی اصلی عبدی از همان سالهای نخست، توانایی تغییر صدا، چهره، رفتار و زبان بدن برای ایفای شخصیتهای بسیار متفاوت بود. او برخلاف بسیاری از بازیگران کمدی، خود را به یک تیپ ثابت محدود نکرد و توانست از نقشهای کودکانه و فانتزی تا شخصیتهای جدی، تلخ و حتی نقشهای زنانه را بازی کند.
همین تنوع سبب شد عنوان غیررسمی «مرد هزارچهره سینمای ایران» با نام اکبر عبدی پیوند بخورد؛ لقبی که به توانایی او در عبور از مرزهای متعارف بازیگری و ارائه شخصیتهایی با سن، جنسیت، لهجه و موقعیت اجتماعی متفاوت اشاره داشت.
از «اجارهنشینها» و «مادر» تا «آدمبرفی»
دهه ۱۳۶۰ یکی از مهمترین دورههای حرفهای اکبر عبدی بود. او در فیلمهایی چون «مردی که موش شد»، «اجارهنشینها»، «گراند سینما»، «ای ایران»، «مادر»، «دزد عروسکها» و «سفر جادویی» مقابل دوربین رفت و به یکی از چهرههای اصلی سینمای عامهپسند و کمدی ایران تبدیل شد.
بازی عبدی در فیلم «مادر» به کارگردانی علی حاتمی یکی از نقاط عطف کارنامه او بود. شخصیت غلامرضا، فرزند معلول و سادهدل خانواده، نشان داد که توانایی عبدی تنها به ایجاد خنده محدود نیست. او برای بازی در این فیلم نخستین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را دریافت کرد.
«هنرپیشه»، «دلشدگان»، «آدمبرفی»، «مرد آفتابی»، «قاعده بازی»، «اخراجیها» و «خوابم میآد» از دیگر آثار شاخص او هستند. نقشآفرینی عبدی در «آدمبرفی»، با وجود حاشیههای فراوان زمان ساخت و اکران، به یکی از شناختهشدهترین اجراهای او تبدیل شد.
او در فیلم «خوابم میآد» ساخته رضا عطاران نیز نقش یک زن سالخورده را ایفا کرد؛ اجرایی که دومین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر را برایش به همراه داشت. جشنواره فیلم فجر علاوه بر این دو جایزه، سه نامزدی برای فیلمهای «هنرپیشه»، «جنگجوی پیروز» و «رسوایی» در کارنامه عبدی ثبت کرده است.
چرا اکبر عبدی بازیگری متفاوت بود؟
اهمیت اکبر عبدی فقط به تعداد فیلمها یا جوایز او مربوط نمیشود. او از معدود بازیگرانی بود که مخاطبان کودک، نوجوان و بزرگسال را همزمان جذب میکرد. نسلی او را با برنامههای تلویزیونی دهه ۱۳۶۰ به یاد میآورد، نسلی دیگر با «دزد عروسکها» و «سفر جادویی» و گروهی نیز با «آدمبرفی»، «اخراجیها» و آثار کمدی سالهای بعد.
بداههپردازی، تسلط بر لهجهها و توانایی ایجاد تغییرات سریع در حالت چهره، بخش مهمی از سبک بازیگری او بود. عبدی میتوانست در یک صحنه مخاطب را بخنداند و اندکی بعد همان شخصیت را به نقطهای عاطفی و غمانگیز برساند. بازی او در «مادر» یکی از روشنترین نمونههای پیوند میان طنز، معصومیت و تراژدی است.
عبدی همچنین از نخستین بازیگران مرد سینمای پس از انقلاب بود که چندین نقش زنانه را با گریمهای سنگین و بدون اتکا صرف به شوخیهای ظاهری اجرا کرد. این نقشها گاهی با بحث و نقد همراه بودند، اما توانایی فنی و جسارت او در پذیرفتن شخصیتهای دشوار را نشان میدادند.
آخرین فعالیتها و رؤیایی که ناتمام ماند
اکبر عبدی در ماههای پایانی زندگی، با وجود مشکلات جسمانی، همچنان درباره ادامه بازیگری صحبت میکرد. آخرین پیام تصویری او از بیمارستان با حضور مسعود دهنمکی منتشر شد و عبدی در آن با لحن همیشگی خود از احتمال بازی در پروژه تازه «اخراجیها» سخن گفت.
همین ویدئو پس از انتشار خبر درگذشت او معنایی متفاوت یافته است؛ تصویری از هنرمندی که حتی روی تخت بیمارستان نیز شوخطبعی خود را حفظ کرده و به بازگشت مقابل دوربین فکر میکرد.
درگذشت اکبر عبدی پایان بیش از چهار دهه حضور مستمر یکی از متفاوتترین بازیگران سینمای ایران است. میراث او تنها مجموعهای از فیلمها و سریالها نیست؛ شخصیتهایی است که وارد حافظه جمعی مردم شدند و دیالوگها، حرکات و لحظاتشان پس از سالها همچنان قابل شناسایی است.
اکبر عبدی با «مادر» اشک مخاطب را درآورد، با «اجارهنشینها» و «دزد عروسکها» خنداند، در «آدمبرفی» مرزهای نقشآفرینی را جابهجا کرد و با «خوابم میآد» بار دیگر نشان داد که حتی پس از دههها فعالیت میتواند مخاطب و داوران را غافلگیر کند. سینمای ایران با درگذشت او یکی از چهرههایی را از دست داد که تکرارشدن سبک و گستره بازیگریاش آسان نخواهد بود.