کد خبر: ۶۶۲۴۰۵

پیام دوگانه ترامپ به ایران؛ مذاکره ادامه دارد اما گزینه «حمله گسترده» روی میز است

ترامپ
دونالد ترامپ در تازه‌ترین اظهارات خود از ادامه گفت‌وگو میان آمریکا و ایران خبر داده و گفته است ممکن است شرایط به مرحله اجرای یک حمله بزرگ نرسد. بااین‌حال، رئیس‌جمهور آمریکا هم‌زمان از احتمال تسلیم ایران یا پناه گرفتن مقام‌ها و تجهیزات این کشور در تأسیسات عمیق زیرزمینی سخن گفته است. کنار هم قرار گرفتن این جملات نشان می‌دهد واشنگتن همچنان راهبرد «مذاکره زیر سایه تهدید نظامی» را دنبال می‌کند؛ راهبردی که می‌تواند به توافقی موقت منتهی شود یا زمینه تشدید درگیری‌ها را فراهم کند.
۰۰:۲۸ - ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

بر اساس گزارش الجزیره عربی، دونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال انجام حمله‌ای گسترده علیه ایران تأکید کرد که گفت‌وگوها میان دو طرف در جریان است. او گفت شاید اصلاً نقطه‌ای تعیین‌کننده برای آغاز حمله وجود نداشته باشد و مذاکرات بتواند مانع ورود آمریکا به مرحله تازه‌ای از عملیات نظامی شود.

این موضع در شرایطی مطرح شده است که طی روزهای گذشته گزارش‌هایی درباره بررسی گزینه‌های نظامی گسترده‌تر در کاخ سفید منتشر شده بود. آکسیوس گزارش داده بود که ترامپ در برابر دو مسیر قرار گرفته است: پذیرش یک طرح تازه برای توقف موقت درگیری‌ها یا حرکت به سمت حمله‌ای وسیع‌تر با هدف افزایش فشار بر ایران. بر اساس این گزارش، تصمیم نهایی هنوز گرفته نشده و مقام‌های آمریکایی روزهای پیش رو را برای تعیین مسیر جنگ مهم می‌دانند.

اظهارات جدید ترامپ را می‌توان تلاشی برای باز نگه داشتن هر دو مسیر دانست. او از یک سو به ایران پیام می‌دهد که امکان رسیدن به توافق هنوز وجود دارد و از سوی دیگر، گزینه حمله را از روی میز کنار نمی‌گذارد. چنین ادبیاتی به واشنگتن اجازه می‌دهد بدون اعلام عقب‌نشینی، مذاکرات را ادامه دهد.

عبارت «تسلیم یا پناه گرفتن زیر زمین» چه معنایی دارد؟

بخش تهدیدآمیز سخنان ترامپ آنجا بود که گفت ایران ممکن است تسلیم شود یا در تأسیسات عمیق زیرزمینی پنهان شود. این جمله بیش از آنکه یک پیشنهاد دیپلماتیک باشد، بخشی از جنگ روانی و فشار رسانه‌ای آمریکا به شمار می‌رود.

ترامپ پیش‌تر نیز درباره حمله به تأسیسات زیرزمینی ایران و برخی اهداف هسته‌ای یا نظامی سخن گفته بود. الجزیره در گزارش‌های روزهای گذشته از تهدیدهای او علیه یک سایت زیرزمینی و همچنین احتمال گسترش دامنه حملات خبر داده است.

هدف چنین اظهاراتی می‌تواند متقاعد کردن تهران به پذیرش سریع‌تر شروط آمریکا باشد. دولت ترامپ تلاش دارد این تصور را ایجاد کند که تأخیر در توافق، هزینه نظامی و اقتصادی بیشتری برای ایران خواهد داشت. بااین‌حال، تهدیدهای علنی ممکن است نتیجه معکوس ایجاد کنند و فضای سیاسی داخل ایران را برای مصالحه محدودتر سازند.

از منظر مذاکراتی، درخواست «تسلیم» با توافق متقابل تفاوت دارد. توافق نیازمند ارائه امتیاز از سوی هر دو طرف است، اما ادبیات تسلیم نشان‌دهنده انتظار یک‌جانبه واشنگتن برای پذیرش خواسته‌هایش از سوی تهران است. همین تضاد می‌تواند یکی از موانع اصلی رسیدن به توافق پایدار باشد.

مذاکره واقعی است یا تاکتیکی برای آماده‌سازی حمله؟

صرف اعلام ادامه گفت‌وگوها به این معنا نیست که توافق نزدیک است. در بحران‌های نظامی، مذاکره می‌تواند سه کارکرد متفاوت داشته باشد: رسیدن به آتش‌بس، مدیریت دامنه درگیری یا خرید زمان برای آماده‌سازی مرحله بعدی عملیات.

ترامپ در پاسخ به خبرنگار آکسیوس گفته است شاید «نقطه سرنوشت‌ساز» مشخصی وجود نداشته باشد. این عبارت نشان می‌دهد کاخ سفید هنوز ضرب‌الاجل علنی و دقیقی برای پایان مذاکرات اعلام نکرده یا دست‌کم نمی‌خواهد آن را رسانه‌ای کند.

نبود یک خط قرمز روشن می‌تواند به طرفین فرصت بیشتری برای گفت‌وگو بدهد، اما هم‌زمان سطح نااطمینانی را افزایش می‌دهد. ایران نمی‌داند کدام اقدام یا تحول ممکن است به صدور دستور حمله گسترده منتهی شود و بازارهای منطقه نیز قادر به محاسبه دقیق ریسک نیستند.

آمریکا در روزهای اخیر تهدید کرده است در واکنش به حملات علیه کشتی‌ها یا منافع متحدانش، مجازات نظامی شدیدتری اعمال خواهد کرد. گزارش‌های تازه همچنین از بررسی گسترش عملیات علیه زیرساخت‌های ایران حکایت دارند.

بنابراین، مذاکرات را نمی‌توان جدا از فشار نظامی تحلیل کرد. راهبرد کنونی واشنگتن ظاهراً بر این فرض استوار است که تهدید معتبر به حمله، ایران را به پذیرش توافقی نزدیک‌تر به خواسته‌های آمریکا سوق می‌دهد.

چه موضوعاتی می‌تواند محور گفت‌وگوی ایران و آمریکا باشد؟

جزئیات رسمی و کاملی از محتوای گفت‌وگوهای مورد اشاره ترامپ منتشر نشده است. بااین‌حال، بر اساس تحولات اخیر می‌توان انتظار داشت برنامه هسته‌ای ایران، توقف یا محدود شدن عملیات نظامی، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و دریای سرخ و چگونگی کاهش تحریم‌ها از محورهای اصلی باشند.

این موارد به یکدیگر وابسته‌اند. واشنگتن ممکن است توقف حملات و محدودیت‌های هسته‌ای را پیش‌شرط کاهش فشار بداند، درحالی‌که تهران احتمالاً خواهان تضمین توقف حملات آمریکا و رفع تحریم‌ها پیش از اجرای تعهدات گسترده‌تر خواهد بود.

همین اختلاف در ترتیب اجرای تعهدات، بسیاری از توافق‌های موقت را شکننده می‌کند. حتی در صورت دستیابی به آتش‌بس، نبود سازوکار نظارت و تضمین می‌تواند دو طرف را دوباره به مسیر تقابل بازگرداند.

شرط تازه ترامپ برای توافق هسته‌ای عربستان

ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که توافق همکاری هسته‌ای غیرنظامی آمریکا با عربستان سعودی را تنها در صورتی تأیید می‌کند که ریاض به پیمان‌های ابراهیم بپیوندد و روابط خود با اسرائیل را عادی کند.

رویترز گزارش داده است که رئیس‌جمهور آمریکا، پیوستن عربستان به پیمان‌های ابراهیم را شرط ادامه توافق هسته‌ای قرار داده است. این موضع، توافقی را که با هدف همکاری آمریکا در توسعه برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان تنظیم شده، با ابهام جدی روبه‌رو می‌کند.

پیمان‌های ابراهیم مجموعه توافق‌هایی هستند که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ برای عادی‌سازی روابط اسرائیل با چند کشور عربی شکل گرفتند. پیوستن عربستان سعودی مهم‌ترین هدف باقی‌مانده این پروژه محسوب می‌شود؛ اما ریاض عادی‌سازی روابط با اسرائیل را به پیشرفت ملموس در مسیر تشکیل کشور فلسطینی مرتبط کرده است.

شرط تازه ترامپ نشان می‌دهد دولت او پرونده‌های هسته‌ای، امنیتی و دیپلماتیک منطقه را به‌صورت یک بسته به هم پیوند زده است. در این چارچوب، آمریکا از همکاری هسته‌ای به‌عنوان اهرمی برای ترغیب عربستان به عادی‌سازی روابط با اسرائیل استفاده می‌کند.

ارتباط پرونده عربستان با مذاکرات ایران چیست؟

در ظاهر، توافق هسته‌ای عربستان موضوعی جدا از گفت‌وگوهای ایران و آمریکاست؛ اما هر دو پرونده بخشی از طرح گسترده‌تر واشنگتن برای بازطراحی توازن قدرت در خاورمیانه هستند.

پیوستن عربستان به پیمان‌های ابراهیم می‌تواند یک محور سیاسی و امنیتی تازه میان آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی ایجاد کند. از دید تهران، شکل‌گیری چنین محوری ممکن است به معنای افزایش فشار منطقه‌ای و کاهش فضای مانور ایران باشد.

در مقابل، یک توافق میان ایران و آمریکا می‌تواند نگرانی‌های عربستان درباره گسترش جنگ و اختلال در صادرات انرژی را کاهش دهد. واشنگتن ممکن است تلاش کند هم‌زمان با مهار برنامه هسته‌ای و نظامی ایران، روابط اسرائیل و عربستان را نیز عادی کند.

ترامپ پیش‌تر نیز از چند کشور منطقه، از جمله عربستان، قطر، مصر، اردن، ترکیه و پاکستان خواسته بود به پیمان‌های ابراهیم ملحق شوند؛ اقدامی که نشان می‌دهد عادی‌سازی روابط با اسرائیل یکی از محورهای اصلی سیاست منطقه‌ای دولت اوست.

آیا احتمال حمله گسترده کاهش یافته است؟

سخنان ترامپ احتمال حمله را از بین نبرده، اما نشان می‌دهد پنجره دیپلماسی هنوز بسته نشده است. عبارت «ممکن است به مرحله حمله بزرگ نرسیم» یک سیگنال کاهنده تنش است؛ درحالی‌که صحبت از تسلیم و تأسیسات زیرزمینی، سیگنالی کاملاً معکوس ارسال می‌کند.

محتمل‌ترین تفسیر این است که ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته و می‌خواهد نتیجه گفت‌وگوها را پیش از انتخاب مسیر بعدی ارزیابی کند. گزارش آکسیوس نیز از نزدیک شدن رئیس‌جمهور آمریکا به یک دوراهی مهم، نه اتخاذ تصمیم قطعی، حکایت داشت.

در کوتاه‌مدت، هر نشانه‌ای از ادامه مذاکرات می‌تواند نگرانی بازارهای نفت، ارز و طلا را کاهش دهد؛ اما یک حمله تازه، شکست مذاکرات یا تعیین ضرب‌الاجل رسمی قادر است شرایط را به‌سرعت تغییر دهد.

جمع‌بندی؛ دیپلماسی زیر سایه تهدید

اظهارات تازه ترامپ را نمی‌توان صرفاً پیام صلح یا اعلام قریب‌الوقوع بودن جنگ تلقی کرد. رئیس‌جمهور آمریکا هم‌زمان از گفت‌وگو با ایران، احتمال پرهیز از حمله بزرگ و امکان تشدید فشار نظامی سخن گفته است.

این دوگانگی بخشی از راهبرد مذاکره‌ای ترامپ است: ارائه راه خروج دیپلماتیک در کنار حفظ تهدید نظامی. موفقیت این سیاست به آن بستگی دارد که آیا دو طرف می‌توانند درباره توقف درگیری، برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها و تضمین‌های امنیتی به فرمولی قابل اجرا برسند یا خیر.

در کنار پرونده ایران، مشروط کردن توافق هسته‌ای عربستان به پیوستن ریاض به پیمان‌های ابراهیم نشان می‌دهد کاخ سفید به دنبال توافقی محدود در یک پرونده نیست؛ بلکه می‌خواهد نظم سیاسی منطقه را به‌طور گسترده‌تری تغییر دهد. در چنین شرایطی، روزهای آینده می‌تواند مشخص کند که گفت‌وگوهای مورد اشاره ترامپ مقدمه کاهش تنش است یا آخرین مرحله پیش از گسترش درگیری.

 
ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط