بازگشت منجی به ویرانههای آتزوری؛ مانچینی دوباره سرمربی ایتالیا شد
فدراسیون فوتبال ایتالیا روز ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶، برابر با ششم مرداد ۱۴۰۵، انتصاب دوباره روبرتو مانچینی را تأیید کرد. جیووانی مالاگو، رئیس فدراسیون، پس از جلسه شورای فدرال اعلام کرد مانچینی بهترین گزینه موجود برای هدایت تیم ملی بوده است. همزمان، کلودیو رانیری بهعنوان مدیر فنی فدراسیون و رئیس بخش تیمهای ملی ایتالیا منصوب شد.
مانچینی قراردادی چهارساله امضا کرده و در صورت ادامه همکاری تا پایان آن، مأموریت اصلیاش رساندن ایتالیا به جام جهانی ۲۰۳۰ خواهد بود. نخستین مسابقه دوره دوم او روز ۲۵ سپتامبر در لیگ ملتهای اروپا مقابل بلژیک برگزار میشود و آتزوری سپس پنجم اکتبر در بولونیا به مصاف ترکیه خواهد رفت.
این بازگشت تنها چند روز پس از یکی از آشفتهترین دورههای مدیریتی فوتبال ایتالیا نهایی شد. فدراسیون ابتدا تلاش کرد سرمربی دیگری را انتخاب کند، اما شکست مذاکرات با گزینههای مختلف و استعفای دو مدیر تازهمنصوبشده، مسیر بازگشت مانچینی را هموار کرد.
بحران پیرلو چگونه راه را برای مانچینی باز کرد؟
آندرهآ پیرلو یکی از گزینههای اصلی برای جانشینی گنارو گتوزو بود. پائولو مالدینی، مدیر فنی تازه منصوبشده فدراسیون، از انتخاب همتیمی سابق خود حمایت میکرد؛ اما ارتباط تجاری پیرلو با شرکت شرطبندی روسی «فونبت» با مخالفتهایی در داخل فدراسیون و فضای سیاسی ایتالیا روبهرو شد. حضور او در یک برنامه این شرکت در مسکو نیز حساسیتها را افزایش داد.
پیرلو تأکید کرد همکاریاش با این شرکت صرفاً تجاری و غیرسیاسی بوده است، اما در نهایت از فهرست گزینهها کنار گذاشته شد. پس از شکست این پروژه، مالدینی و مشاورش لئوناردو تنها ۱۶ روز پس از ورود به ساختار مدیریتی فدراسیون استعفا کردند.
ابعاد بحران زمانی روشنتر میشود که بدانیم مالدینی و لئوناردو تنها چند روز پیش از استعفا، همراه با رئیس فدراسیون برنامهای بلندمدت برای بازسازی فوتبال ایتالیا ارائه کرده بودند. آنان قصد داشتند فلسفه فنی مشترکی از تیم بزرگسالان تا ردههای پایه ایجاد کنند، اما اختلاف بر سر انتخاب سرمربی این پروژه را پیش از آغاز عملی متوقف کرد.
در چنین شرایطی، فدراسیون دوباره به گزینهای بازگشت که سابقه، شناخت و اعتبار لازم برای آرامکردن فضای اطراف تیم ملی را داشت. نام مانچینی عملاً از یک گزینه احتمالی به مطمئنترین راه خروج از بنبست تبدیل شد.
ایتالیا چگونه سومین جام جهانی متوالی را از دست داد؟
گنارو گتوزو پس از ناکامی ایتالیا در انتخابی جام جهانی ۲۰۲۶ از سمت خود کنار رفت. آتزوری در مرحله پلیآف پس از عبور از ایرلند شمالی، برای کسب سهمیه در زنیتسا به مصاف بوسنی و هرزگوین رفت؛ مسابقهای که پس از تساوی به ضربات پنالتی کشیده شد و با پیروزی بوسنی پایان یافت.
این شکست به معنای غیبت ایتالیا در سومین جام جهانی پیاپی بود. قهرمان چهار دوره جهان پس از ناکامی در صعود به جامهای جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲، مسابقات ۲۰۲۶ را نیز از دست داد. رئیس فدراسیون ایتالیا گفته است این کشور ۲۰ سال است که در مرحله حذفی جام جهانی بازی نکرده؛ آماری که عمق فاصله آتزوری با دوران قدرت خود را نشان میدهد.
ایتالیا در تازهترین ردهبندی فیفا نیز سه رتبه سقوط کرده و در جایگاه پانزدهم قرار گرفته است. این سقوط پس از ناکامی در صعود به جام جهانی رخ داد و نشانه دیگری از افت جایگاه بینالمللی یکی از پرافتخارترین تیمهای فوتبال جهان بود.
مانچینی در دوره نخست چه میراثی بر جای گذاشت؟
مانچینی نخستین بار در ماه مه ۲۰۱۸ و پس از غیبت ایتالیا در جام جهانی روسیه هدایت آتزوری را برعهده گرفت. او تیمی ناامید را بازسازی کرد و در تابستان ۲۰۲۱ با شکست انگلیس در ورزشگاه ومبلی، قهرمانی اروپا را به دست آورد.
تیم مانچینی در آن دوره ۳۷ مسابقه متوالی شکست نخورد و رکوردی جهانی ثبت کرد که تا سال ۲۰۲۶ پابرجا ماند. ایتالیا همچنین در دو دوره لیگ ملتهای اروپا به مقام سوم رسید. فدراسیون فوتبال ایتالیا آمار دوره نخست او را ۶۱ مسابقه و ۳۷ پیروزی ثبت کرده است.
بااینحال، دوره نخست مانچینی پایان خوشی نداشت. ایتالیا با وجود قهرمانی اروپا، از صعود به جام جهانی ۲۰۲۲ بازماند و مانچینی نیز در اوت ۲۰۲۳ به شکلی ناگهانی استعفا کرد. او چند روز بعد هدایت تیم ملی عربستان را پذیرفت؛ تصمیمی که بخشی از هواداران ایتالیایی آن را ترککردن تیم ملی بهخاطر یک قرارداد پردرآمد دانستند.
مانچینی در مراسم معرفی دوباره خود از نحوه جدایی سال ۲۰۲۳ ابراز پشیمانی کرد و گفت نبود گفتوگوی مستقیم میان او و رئیس وقت فدراسیون در شکلگیری آن تصمیم مؤثر بوده است. او اکنون وعده داده با ساختن تیمی جذاب، اعتماد ازدسترفته هواداران را دوباره به دست آورد.
مانچینی پس از ایتالیا چه عملکردی داشت؟
دوران مانچینی در عربستان مطابق انتظار پیش نرفت و همکاری دو طرف در سال ۲۰۲۴ پایان یافت. او بعدتر هدایت السد قطر را پذیرفت و با این تیم قهرمان لیگ ستارگان شد، اما در لیگ نخبگان آسیا به جمع چهار تیم نهایی نرسید و فینال جام قطر را نیز واگذار کرد. مانچینی در ژوئن ۲۰۲۶، با وجود داشتن قرارداد تا سال ۲۰۲۷، از السد جدا شد.
بنابراین، نمیتوان دوران حضور او در فوتبال خلیج فارس را کاملاً ناموفق دانست؛ مانچینی با السد جام گرفت، اما این موفقیت از نظر سطح رقابت و فشار رسانهای با قهرمانی اروپا یا حضور در لیگهای بزرگ قابل مقایسه نبود.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا مربی ۶۱ ساله هنوز انرژی لازم برای اجرای یک پروژه طولانی و پرتنش را دارد؟ دوره دوم تنها به انتخاب بازیکن و طراحی تاکتیک محدود نیست. مانچینی باید با فشار ناشی از سه غیبت متوالی در جام جهانی، بیاعتمادی هواداران و اختلافات ساختاری فدراسیون نیز مقابله کند.
بزرگترین مشکل مانچینی کمبود بازیکن ایتالیایی است
یکی از مشکلات بنیادی آتزوری، کاهش فرصت بازی برای فوتبالیستهای واجد شرایط تیم ملی در سری A است. گزارش وضعیت فوتبال ایتالیا نشان میدهد بازیکنانی که امکان بازی برای تیم ملی این کشور را ندارند، ۶۷.۹ درصد از دقایق فصل جاری سری A را به خود اختصاص دادهاند. این آمار در میان لیگهای اروپایی یکی از بالاترین ارقام است.
مانچینی در نشست معرفی خود نیز از باشگاههای ایتالیایی خواست به بازیکنان جوان داخلی فرصت بیشتری بدهند. او معتقد است هنوز استعداد کافی وجود دارد، اما این بازیکنان باید در مسابقات باشگاهی بهطور مستمر به میدان بروند و برای حضور در تیم ملی آماده شوند.
قرارگرفتن رانیری در کنار مانچینی از همین منظر اهمیت دارد. وظیفه مدیر فنی جدید فقط نظارت بر تیم بزرگسالان نیست؛ او باید هماهنگی میان ردههای پایه، توسعه بازیکنان نخبه و فلسفه فنی تیمهای ملی را مدیریت کند.
آیا مانچینی میتواند معجزه یورو ۲۰۲۰ را تکرار کند؟
دوره نخست مانچینی با فضایی متفاوت آغاز شد. ایتالیا از جام جهانی ۲۰۱۸ بازمانده بود، اما هنوز بسیاری از بازیکنان نسل باتجربه در دسترس بودند و مربی فرصت داشت بدون فشار یک تورنمنت نزدیک، ساختار تیم را بهتدریج تغییر دهد.
این بار بحران عمیقتر است. ایتالیا سه جام جهانی متوالی را از دست داده، در ردهبندی فیفا به جایگاه پانزدهم سقوط کرده و اعتماد عمومی نسبت به مدیریت فوتبال کشور کاهش یافته است. علاوه بر این، بازگشت مانچینی پس از جدایی بحثبرانگیز سال ۲۰۲۳ باعث شده بخشی از هواداران با احتیاط به او نگاه کنند.
در مقابل، مانچینی مزیتهایی دارد که گزینههای دیگر نداشتند. او فضای تیم ملی، ساختار فوتبال ایتالیا و فشار رسانههای این کشور را میشناسد. بسیاری از بازیکنان فعلی نخستین بازی ملی خود را با تصمیم او انجام دادهاند و قهرمانی اروپا همچنان سرمایهای بزرگ برای بازسازی رابطهاش با هواداران است.
نخستین هدف او فتح فوری یک جام نیست. ایتالیا باید ابتدا در لیگ ملتهای اروپا نشانههایی از هویت تاکتیکی، ثبات ترکیب و بازگشت اعتماد را نشان دهد؛ سپس برای صعود به یورو و جام جهانی ۲۰۳۰ آماده شود. قرارداد چهارساله نیز نشان میدهد فدراسیون این بار بهدنبال راهحلی چندماهه نیست.
بازگشت به گذشته برای ساختن آینده
انتخاب دوباره روبرتو مانچینی در ظاهر بازگشت فدراسیون به گذشته است، اما موفقیت این تصمیم به توانایی او برای تغییر آینده بستگی دارد. تکرار دقیق نسخه یورو ۲۰۲۰ ممکن نیست؛ بازیکنان، رقبا و شرایط فوتبال ایتالیا تغییر کردهاند.
مانچینی باید تیمی تازه بسازد، به جوانان فرصت بدهد و همزمان هوادارانی را راضی کند که سه دوره جام جهانی را از تلویزیون و بدون حضور کشورشان تماشا کردهاند. او گفته امیدوار است در چهار سال آینده یک یا حتی دو جام به دست آورد، اما پیش از رسیدن به جام، باید کاری دشوارتر انجام دهد: ایتالیا را دوباره به تیمی تبدیل کند که از حضور در بزرگترین مسابقات جهان محروم نمیشود.
بازگشت مانچینی تصمیمی کمریسک برای فدراسیونی بود که گزینههایش یکی پس از دیگری از دست رفتند؛ اما برای خود مانچینی، این انتخاب بزرگترین قمار دوران مربیگریاش است. موفقیت میتواند او را به معمار دو دوره متفاوت آتزوری تبدیل کند؛ شکست نیز ممکن است آخرین خاطره بزرگ ایتالیاییها از او را نه قهرمانی ومبلی، بلکه چهارمین بحران پیاپی در مسیر جام جهانی قرار دهد.