دام زنده ارزان شد، گوشت نه؛ گره قیمت گوشت قرمز کجاست؟
بازار دام سبک ایران در میانه تابستان از نظر عرضه با کمبود جدی روبهرو نیست. افشین صدردادرس، مدیرعامل اتحادیه دام سبک، اعلام کرده است که امسال شرایط تولید و عرضه مطلوب بوده و قیمت هر کیلو بره نر زنده با وزن حدود ۵۰ تا ۶۰ کیلوگرم، در بازه ۶۴۰ تا ۶۸۰ هزار تومان قرار دارد. او همچنین میگوید قیمت دام در مقایسه با دو تا سه ماه گذشته کاهش یافته، اما این افت به بازار خردهفروشی گوشت منتقل نشده است.
دادههای بازار نیز محدوده اعلامشده از سوی اتحادیه را تأیید میکند. در معاملات امروز، قیمت هر کیلو گوسفند زنده در تهران حدود ۶۶۷ هزار و ۷۵۰ تومان و در چهارمحالوبختیاری حدود ۶۵۰ هزار تومان ثبت شده است. قیمت گوساله زنده نیز بسته به استان، بین ۵۲۶ تا ۵۳۵ هزار تومان قرار دارد.
قیمت دام زنده امروز ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
بر اساس نرخهای منتشرشده، ارزش یک بره نر ۵۰ کیلوگرمی با قیمت حداقلی ۶۴۰ هزار تومان، حدود ۳۲ میلیون تومان است. یک بره ۶۰ کیلوگرمی با نرخ ۶۸۰ هزار تومان نیز ارزشی نزدیک به ۴۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان دارد.
این محاسبه البته با قیمت گوشت در قصابی قابل مقایسه مستقیم نیست؛ زیرا تمام وزن دام زنده به گوشت قابل فروش تبدیل نمیشود. پوست، احشا، استخوان، افت وزن کشتار، هزینه انتقال دام، کشتارگاه، سردخانه، قطعهبندی، بستهبندی و سود حلقههای توزیع همگی در قیمت نهایی نقش دارند.
با این حال، مسئله اصلی آن است که کاهش قیمت ماده اولیه باید دستکم با یک فاصله زمانی مشخص، بخشی از قیمت لاشه و قطعات مصرفی را تعدیل کند. وقتی دام زنده ارزانتر میشود اما قیمت ویترین تقریباً ثابت میماند، پرسش درباره عملکرد شبکه توزیع، میزان رقابت و سهم هر حلقه از قیمت نهایی جدیتر میشود.
چرا کاهش قیمت دام به گوشت نرسید؟
در بازار امروز، ران کامل ممتاز گوسفندی با قیمت حدود دو میلیون و ۹۰ هزار تومان برای هر کیلو عرضه شده است. قیمت شقه لاشه گوسفندی نیز یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان، سردست گوسفندی یک میلیون و ۸۹۰ هزار تومان و نیمشقه ران گوسفندی حدود یک میلیون و ۹۲۰ هزار تومان اعلام شده است.
بخشی از فاصله میان دام زنده و گوشت خردهفروشی طبیعی است، اما ثبات قیمت گوشت در زمان کاهش دام زنده میتواند چند علت داشته باشد. نخست اینکه فروشندگان ممکن است موجودی فعلی را با قیمتهای بالاتر خریداری کرده باشند و کاهش جدید هنوز به کالای موجود در مغازه نرسیده باشد.
عامل دوم، هزینههای جانبی زنجیره است. کرایه حمل، دستمزد، انرژی، اجاره واحد تجاری، خدمات کشتارگاه، نگهداری در سردخانه، بستهبندی و ضایعات، همگی مستقل از قیمت دام افزایش پیدا میکنند. بنابراین کاهش ۵ یا ۱۰ درصدی دام الزاماً به همان میزان قیمت مصرفکننده را پایین نمیآورد.
عامل سوم به تعدد حلقههای واسطهای مربوط است. دام ممکن است پیش از رسیدن به کشتارگاه میان چند خریدار جابهجا شود و گوشت نیز مسیر عمدهفروش، بنکدار، واحد قطعهبندی و خردهفروش را طی کند. هر حلقه هزینه و حاشیه سود جداگانهای محاسبه میکند.
فعالان بازار نیز شبکه توزیع و هزینههای جداگانه صنوف را یکی از دلایل منتقل نشدن کاهش قیمت دام به مصرفکننده معرفی کردهاند. مقامهای محلی در برخی شهرها نیز از بررسی تخصصی فاصله قیمت دام و گوشت و لزوم جلوگیری از افزایش غیرمتعارف قیمت در اثر واسطهگری خبر دادهاند.
عرضه دام در یکی از بهترین سالهای تولید
آمارهای منتشرشده از وضعیت دام سبک نشان میدهد بازار با کمبود دام روبهرو نیست. برآوردهای ارائهشده در اردیبهشت امسال، جمعیت دام سبک کشور را حدود ۷۳ میلیون رأس اعلام کرده بود؛ در حالی که برآورد قبلی نزدیک به ۶۵ میلیون رأس بود.
نتایج آمارگیری زمستان ۱۴۰۴ نیز از وجود ۵۷ میلیون و ۱۷۰ هزار رأس گوسفند و بره و ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار رأس بز و بزغاله در دامداریهای کشور حکایت داشت. تعداد گوسفند و بره نسبت به سال قبل ۷.۶ درصد و جمعیت بز و بزغاله ۱۲.۷ درصد افزایش یافته بود. تعداد برههای متولدشده نیز با رشد بیش از ۲۵ درصدی به ۱۲ میلیون و ۳۶۰ هزار رأس رسید.
این دادهها با روایت اتحادیه دام سبک درباره مطلوب بودن تولید همخوانی دارد. با این حال، افزایش جمعیت دام زمانی میتواند به نفع مصرفکننده تمام شود که دام مازاد بهموقع وارد زنجیره کشتار شود و کاهش قیمت آن در مراحل بعدی توزیع متوقف نماند.
گرما و ضعف مراتع؛ تهدید پنهان تولید آینده
عرضه فراوان دام در تابستان لزوماً به معنای نبود مشکل برای تولیدکنندگان نیست. گرمای هوا و ضعیف شدن مراتع، دامداران را ناچار کرده است برای تغذیه گلهها بیشتر از مزارع غلات و خوراک دستی استفاده کنند. این تغییر، هزینه نگهداری را افزایش میدهد و ممکن است دامدار را به فروش زودهنگام دام سوق دهد.
فروش بیشتر دام در کوتاهمدت قیمت بازار را کنترل میکند، اما اگر این عرضه ناشی از فشار هزینه خوراک، کمبود نقدینگی یا کاهش ظرفیت مراتع باشد، میتواند تولید دوره بعد را تهدید کند. بهویژه اگر دام مولد یا دامهایی که هنوز به وزن اقتصادی مناسب نرسیدهاند وارد بازار شوند، عرضه امروز ممکن است به کاهش ظرفیت فردا منجر شود.
بنابراین سیاستگذار نباید کاهش قیمت تابستانی دام را صرفاً نشانه حل کامل مشکلات تولید بداند. تأمین خوراک، سرمایه در گردش، آب، دارو و بیمه دام همچنان برای حفظ ظرفیت تولید ضروری است.
حذف ارز ترجیحی چگونه قیمت گوشت را بالا برد؟
یکی از مهمترین عوامل فشار بر قیمت تمامشده، تغییر شیوه تأمین ارز نهادههای دامی است. بخش قابلتوجهی از خوراک دام، مکملها و مواد اولیه مورد استفاده در صنعت دامپروری به نرخ ارز و هزینه واردات وابسته است.
بررسیهای رسمی نیز نشان میدهد آزادسازی نرخ ارز ترجیحی با افزایش قیمت محصول نهایی همراه شده است. در آمار زمستان گذشته، متوسط قیمت گوسفند و بره پرواری زنده نسبت به فصل مشابه سال قبل ۲۵.۱ درصد و قیمت گاو پرواری زنده ۵۹.۲ درصد افزایش داشت.
این افزایش هزینه فقط به قیمت خرید نهاده محدود نیست. دامدار برای تهیه خوراک به سرمایه در گردش بیشتری نیاز دارد و ممکن است با تأخیر در دریافت نهاده، هزینه حمل بالاتر یا خرید آزاد مواجه شود. در نتیجه، حتی در سالی که تعداد دام افزایش یافته است، هزینه تولید میتواند مانع کاهش پایدار قیمت شود.
آیا واردات گوشت قیمت بازار را پایین میآورد؟
مدیرعامل اتحادیه دام سبک معتقد است تجربه سالهای گذشته نشان نداده که افزایش واردات به کاهش قیمت گوشت داخلی منجر شود. بر اساس این دیدگاه، زمانی که ساختار توزیع، هزینه نهاده و سیاستهای حمایتی اصلاح نشده باشد، واردات ممکن است تنها یک پاسخ کوتاهمدت به بحران تلقی شود و اثر آن به تمام بازار منتقل نشود.
در مقابل، واردکنندگان استدلال متفاوتی دارند. دبیر انجمن تأمینکنندگان و توزیعکنندگان گوشت گفته است ایران سالانه حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تن، معادل نزدیک به ۲۰ درصد نیاز بازار را از طریق واردات تأمین میکند و این حجم برای حفظ تعادل و ثبات قیمتها ضروری است.
این دو دیدگاه الزاماً یکدیگر را کاملاً رد نمیکنند. واردات میتواند از کمبود و جهش ناگهانی قیمت جلوگیری کند، اما این به معنای آن نیست که حتماً قیمت گوشت داخلی را کاهش میدهد. اثر واردات به زمان ورود محموله، قیمت ارز، نوع گوشت، شبکه توزیع، جامعه هدف و میزان عرضه در فروشگاههای عمومی بستگی دارد.
اگر گوشت وارداتی در حجم محدود یا تنها از طریق کانالهای مشخص توزیع شود، ممکن است برای گروهی از مصرفکنندگان دسترسی ایجاد کند، اما قیمت گوشت گرم داخلی در تمام قصابیها تغییر محسوسی نداشته باشد.
چرا افزایش چهار میلیون رأسی باید به سفره مردم برسد؟
صدردادرس از افزایش حدود چهار میلیون رأس در تولید یا ظرفیت دام سخن گفته و معتقد است این فرصت به بهبود معیشت مصرفکنندگان منجر نشده است. آمارهای رسمی نیز اصل رشد قابلتوجه جمعیت و زایش دام را تأیید میکنند، هرچند رقم نهایی با توجه به تعریف «تولید»، «جمعیت دام» یا «دام قابل عرضه» متفاوت خواهد بود.
مشکل اصلی آن است که رشد تعداد دام، بدون وجود زنجیره منسجم تولید تا مصرف، ممکن است سود محدودی برای دامدار و منفعت اندکی برای مصرفکننده داشته باشد. دامدار محصول خود را با قیمت پایینتری میفروشد، اما خانوار همچنان گوشت گران میخرد؛ در این میان، بخش عمده ارزش افزوده در حلقههای میانی توزیع باقی میماند.
راهحل پایدار میتواند توسعه عرضه مستقیم، قرارداد میان دامدار و فروشگاههای زنجیرهای، تقویت تعاونیها، شفاف شدن قیمت لاشه در کشتارگاه و انتشار منظم حاشیه قیمت از دام زنده تا خردهفروشی باشد.
گوشت چه زمانی ارزان میشود؟
کاهش قیمت دام زنده شرط لازم برای ارزان شدن گوشت است، اما بهتنهایی کافی نیست. برای انتقال این کاهش به مصرفکننده، هزینههای کشتار و توزیع باید کنترل شود، رقابت میان عرضهکنندگان افزایش یابد و قیمت در تمام مراحل زنجیره شفاف باشد.
بازار امروز یک تناقض آشکار دارد: عرضه دام مطلوب است، جمعیت دام افزایش یافته و قیمت دام زنده نسبت به ماههای قبل کاهش پیدا کرده، اما قیمت قطعات پرمصرف گوشت همچنان در سطوح بالا قرار دارد.
در چنین شرایطی، افزایش بدون محدودیت واردات ممکن است مانع یک بحران مقطعی شود، اما جای سیاست تولید را نمیگیرد. از سوی دیگر، حمایت از تولید بدون اصلاح شبکه توزیع نیز تضمین نمیکند که محصول ارزانتر به دست مردم برسد.
مسئله اصلی بازار گوشت کمبود دام نیست؛ مسئله، زنجیرهای است که کاهش قیمت را در میانه راه متوقف میکند. تا زمانی که سهم دامدار، کشتارگاه، عمدهفروش و خردهفروش از قیمت نهایی شفاف نشود، ممکن است دام زنده ارزان شود، اما گوشت همچنان برای مصرفکننده گران بماند.