بدهی ۴۰ میلیاردی باشگاههای والیبال؛ لیگ برتر ۱۰ تیمی میشود؟
رقم بدهی باشگاههای والیبال به فدراسیون از مرز ۴۰ میلیارد تومان عبور کرده است؛ بدهی انباشتهای که دیگر صرفاً یک اختلاف حساب اداری محسوب نمیشود و میتواند ترکیب، تعداد تیمها و حتی اعتبار فصل آینده لیگ برتر والیبال ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
این موضوع در نشست ششم مردادماه هیئترئیسه فدراسیون والیبال بررسی شد. میلاد تقوی، رئیس فدراسیون، اعلام کرد مطالبات بیش از ۴۰ میلیارد تومانی هر سال افزایش پیدا میکند و مسائلی مانند پرداخت نشدن ورودی مسابقات، سهم فدراسیون و مشکلات مرتبط با قراردادهای غیرواقعی در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند. او تأکید کرد که اولویت فدراسیون، حضور باشگاههایی با «نظم مالی» در لیگ برتر است.
ورود چهرههایی مانند محمدرضا تندروان، علیرضا بهبودی و مصطفی کارخانه به این بحث نشان میدهد بحران از مرحله هشدارهای مدیریتی عبور کرده است. وجه مشترک اظهارات آنها روشن است: ادامه مماشات با باشگاههایی که تعهدات خود را انجام نمیدهند، نهتنها طلب فدراسیون را بیشتر میکند، بلکه ساختار حرفهای لیگ را نیز تضعیف خواهد کرد.
بدهی ۴۰ میلیاردی باشگاههای والیبال از کجا آمده است؟
بر اساس توضیح رئیس فدراسیون، رقم ۴۰ میلیارد تومان مجموعهای از مطالبات پرداختنشده باشگاههاست. ورودی مسابقات، مبالغ مرتبط با بازیکنان، قراردادهای غیرواقعی و پرداخت نشدن حق فدراسیون از جمله مواردی هستند که در جلسه هیئترئیسه مطرح شدهاند. فدراسیون همچنین اعلام کرده برای تعیین تکلیف این موضوع با دستگاههای نظارتی در ارتباط است.
موضوع قراردادهای غیرواقعی اهمیت ویژهای دارد. وقتی مبلغ ثبتشده در فدراسیون با توافق واقعی باشگاه و بازیکن تفاوت داشته باشد، نظارت بر تعهدات مالی، مالیات، سهم فدراسیون و رسیدگی به شکایتهای بعدی دشوار میشود.
در چنین شرایطی ممکن است باشگاه روی کاغذ توان مالی کافی داشته باشد، اما در طول فصل نتواند دستمزد بازیکنان و اعضای کادر فنی را پرداخت کند. نتیجه این روند، افزایش شکایتها، بیاعتمادی بازیکنان و ورود تیمهایی به لیگ است که بودجه پایدار برای تمام فصل ندارند.
مشکل اصلی فقط بدهی گذشته نیست. اگر یک باشگاه بدون تسویه حساب یا ارائه تضمین معتبر اجازه حضور مجدد پیدا کند، بدهی قبلی ممکن است با تعهدات فصل جدید ترکیب شود و رقم مطالبات را بالاتر ببرد.
هشدار تندروان؛ مماشات، خوشحسابها را هم بدهکار میکند
محمدرضا تندروان بدهکاری را پیش از آنکه مسئلهای اداری بداند، موضوعی اخلاقی توصیف کرده است. به اعتقاد او، فدراسیون در مقاطعی برای آنکه مسابقات متوقف نشود و چرخ لیگ بچرخد با باشگاههای بدهکار مدارا کرده، اما ادامه این روش اکنون به کل والیبال آسیب میزند.
مهمترین بخش هشدار تندروان به تأثیر این مماشات بر باشگاههای خوشحساب مربوط است. وقتی یک تیم ورودی مسابقات و تعهدات خود را بهموقع پرداخت میکند، اما رقیب بدهکار بدون محدودیت در همان لیگ حضور دارد، انگیزه رعایت نظم مالی کاهش مییابد.
باشگاه خوشحساب ممکن است به این نتیجه برسد که پرداخت بهموقع هیچ امتیاز رقابتی برایش ایجاد نمیکند. در چنین فضایی، بیانضباطی بهتدریج از یک استثنا به روش رایج تیمداری تبدیل میشود.
تندروان همچنین تأکید کرده است که همه باشگاهها مجبور نیستند برای قهرمانی تیم ببندند. باشگاهی که منابع محدودتری دارد میتواند با بودجهای متناسب، هدف خود را حضور آبرومندانه، توسعه بازیکنان جوان یا کسب جایگاهی متوسط تعریف کند؛ بهجای آنکه با قراردادهای سنگین و بدون پشتوانه وارد رقابت قهرمانی شود.
پیشنهاد علیرضا بهبودی؛ لیگ برتر با ۱۰ تیم
علیرضا بهبودی معتقد است والیبال ایران در شرایط فعلی حتی ظرفیت برگزاری لیگ برتر با ۱۲ تیم را نیز ندارد و مسابقات ۱۰ تیمی میتواند از نظر فنی منطقیتر باشد. او میگوید در بیشتر تیمهایی که برای آنها بازی کرده، شرایط مالی رضایتبخش بوده است، اما نمیتوان از بحران باشگاههای بدهکار چشمپوشی کرد.
این دیدگاه فقط بهبودی نیست. مصطفی کارخانه، مربی و پیشکسوت والیبال ایران، نیز گفته است اگر رسیدن به نظم مالی و تیمی مستلزم برگزاری لیگ با ۱۰ یا ۱۲ تیم باشد، کاهش تعداد تیمها اشکالی ندارد. از نگاه او، تعیین تکلیف بدهیها به نفع تمام تیمهای لیگ، بهویژه مجموعههای منظم و خوشحساب خواهد بود.
کاهش تعداد تیمها میتواند کیفیت بازیکنان را متمرکزتر کند. بهجای تقسیم شدن بازیکنان سطح بالا میان ۱۶ تیم، تعداد بیشتری از آنها در ۱۰ یا ۱۲ باشگاه قرار میگیرند و رقابت برای حضور در ترکیب اصلی افزایش مییابد.
در یک لیگ رفتوبرگشت ۱۶ تیمی، بدون احتساب پلیآف، ۲۴۰ مسابقه برگزار میشود. این عدد در لیگ ۱۲ تیمی به ۱۳۲ و در لیگ ۱۰ تیمی به ۹۰ مسابقه کاهش پیدا میکند. مسابقات کمتر میتواند هزینه داوری، سفر، میزبانی و سازماندهی را پایین بیاورد، اما همزمان تعداد فرصتهای بازی برای بازیکنان و شهرهای مختلف را نیز محدود میکند.
آیا لیگ ۱۰ تیمی کیفیت والیبال را افزایش میدهد؟
کاهش تعداد تیمها بهتنهایی تضمینکننده افزایش کیفیت نیست. اگر معیار انتخاب ۱۰ باشگاه فقط توان پرداخت ورودی باشد، ممکن است تیمهایی با سابقه هواداری، ظرفیت استعدادیابی یا پایگاه منطقهای از لیگ کنار گذاشته شوند.
یک لیگ کوچکتر زمانی موفق خواهد بود که معیارهای حضور در آن روشن باشد: تسویه بدهی، ارائه ضمانت مالی، برخورداری از سالن استاندارد، آکادمی فعال، قراردادهای شفاف و توان پرداخت دستمزد تا پایان فصل.
از سوی دیگر، کاهش تیمها میتواند موجب بیکاری تعداد بیشتری از بازیکنان و مربیان شود. برای جلوگیری از این آسیب، لیگ دسته یک باید ساختاری منظم، پخش رسانهای مناسب و مسیر صعود واقعی داشته باشد تا حذف از لیگ برتر به معنای پایان فعالیت حرفهای یک باشگاه نباشد.
تمرکز بیش از اندازه تیمها در چند استان صنعتی نیز خطر دیگری است. والیبال ایران برای حفظ پایگاه اجتماعی خود به شهرهایی مانند ارومیه، گنبد، یزد، سیرجان و مناطق مستعد دیگر نیاز دارد. تصمیم مالی نباید بدون توجه به جغرافیای والیبال گرفته شود.
لیگ ناتمام چگونه بحران را پیچیدهتر کرد؟
رئیس فدراسیون اعلام کرده است که مسابقات فصل گذشته لیگ برتر و لیگ دسته یک ناتمام ماند. در نتیجه، سقوطی اتفاق نیفتاد، اما تیمهای صعودکننده به ساختار فصل جدید اضافه شدند و تعداد تیمها افزایش یافت. تقوی صراحتاً گفته است ظرفیت فعلی والیبال ایران برای لیگ برتر ۱۶ تیمی مناسب نیست.
علیرضا بهبودی نیز ناتمام ماندن لیگهای فصل گذشته و مشخص نشدن کامل تکلیف تیمها را یکی از عوامل پیچیده شدن شرایط دانسته است. از نگاه او، افزایش تعداد تیمها بدون بررسی ظرفیت فنی و مالی، کیفیت مسابقات را پایین میآورد.
حالا فدراسیون با یک معادله چندوجهی مواجه است. حفظ ۱۶ تیم، تعداد بازیها و گستره جغرافیایی لیگ را افزایش میدهد، اما احتمال حضور تیمهای کمبضاعت و افت کیفیت را بالا میبرد. کاهش لیگ به ۱۰ یا ۱۲ تیم نیز نظم بیشتری ایجاد میکند، ولی اعتراض باشگاههای کنارگذاشتهشده و کاهش فرصت اشتغال را به همراه خواهد داشت.
باشگاه بدهکار باید از لیگ حذف شود؟
حذف مستقیم تمام باشگاههای بدهکار ممکن است از نظر اجرایی ساده به نظر برسد، اما بدهیها شرایط یکسانی ندارند. ممکن است یک باشگاه بخش عمده بدهی را پرداخت کرده و برای باقیمانده برنامه تسویه داشته باشد، در حالی که تیمی دیگر بدون ارائه تضمین، چند فصل تعهدات خود را عقب انداخته باشد.
راهکار منطقیتر میتواند طراحی یک نظام مجوز حرفهای مالی باشد. باشگاهها پیش از ثبتنام باید صورتحساب بدهی، برنامه بودجه فصل، ضمانت پرداخت قراردادها و اسناد تسویه یا تقسیط را ارائه کنند.
محرومیت از ثبت قرارداد بازیکن جدید، کسر امتیاز، ضبط ضمانتنامه و جلوگیری از حضور در فصل بعد میتواند بهصورت مرحلهای اعمال شود. نکته اساسی آن است که قوانین پیش از شروع مسابقات اعلام و برای همه باشگاهها بدون استثنا اجرا شوند.
بهبودی نیز تأکید کرده است که فدراسیون باید یکبار برای همیشه قانون را در بخش مالی قاطعانه اجرا کند؛ حتی اگر این تصمیم در کوتاهمدت به برخی باشگاهها ضرر بزند. به اعتقاد او، قاطعیت در این فصل میتواند مسیر سالهای بعد را سالمتر کند.
سه سناریو برای فصل آینده لیگ برتر والیبال
در سناریوی نخست، لیگ با همان تعداد بالای تیمها برگزار میشود و باشگاههای بدهکار با دریافت مهلت یا تقسیط مطالبات اجازه حضور پیدا میکنند. این گزینه کمترین تنش کوتاهمدت را دارد، اما خطر تکرار بدهی و افت کیفیت همچنان باقی خواهد ماند.
سناریوی دوم، کاهش لیگ به ۱۲ تیم است؛ گزینهای میانه که هم مورد حمایت برخی کارشناسان قرار دارد و هم بخشی از گستردگی مسابقات را حفظ میکند. باشگاهها در این مدل باید بر اساس معیارهای فنی، مالی و زیرساختی رتبهبندی شوند.
سناریوی سوم، اجرای پیشنهاد لیگ ۱۰ تیمی است. این گزینه بیشترین تمرکز فنی و کمترین هزینه برگزاری را دارد، اما حذف شش تیم از ساختار ۱۶ تیمی میتواند پیامدهای حقوقی و اجتماعی گستردهای ایجاد کند.
والیبال ایران به لیگ بزرگ نیاز دارد یا لیگ سالم؟
بدهی ۴۰ میلیارد تومانی باشگاهها نشانه یک مشکل عمیقتر است: بخشی از تیمها بدون منابع پایدار وارد رقابتی میشوند که هزینههای آن فراتر از توان واقعیشان است. فدراسیون نیز برای حفظ ظاهر لیگ و جلوگیری از تعطیلی مسابقات، در دورههایی با بدهکاران مماشات کرده است.
این روش شاید در کوتاهمدت موجب برگزاری مسابقات شود، اما در بلندمدت به بازیکن، مربی، باشگاه خوشحساب و اعتبار خود لیگ آسیب میزند.
کاهش تعداد تیمها میتواند بخشی از راهحل باشد، اما درمان کامل نیست. والیبال ایران بیش از لیگ ۱۰، ۱۲ یا ۱۶ تیمی، به باشگاههایی نیاز دارد که قرارداد واقعی امضا کنند، بودجه مشخص داشته باشند و پیش از آغاز فصل توان انجام تعهدات خود را ثابت کنند.
فصل آینده میتواند نقطه پایان مماشات باشد؛ مشروط بر آنکه فدراسیون قانون را پیش از ثبتنام باشگاهها منتشر کند و آن را برای تیمهای کوچک و بزرگ به یک شکل اجرا کند. کیفیت لیگ فقط با حضور ستارهها بالا نمیرود؛ نظم مالی نیز بخشی از کیفیت حرفهای مسابقات است.