نفت ۲۰۰ دلاری در راه است؟ سناریوی بستهشدن هرمز و بابالمندب چقدر واقعی است؟
گزارشهای منتشرشده درباره احتمال حمله جدید آمریکا به زیرساختهای ایران را نمیتوان صرفاً «روایتسازی رسانهای» دانست. رویترز و اکسیوس گزارش دادهاند که واشنگتن حملات تازهای را بررسی میکرد، اما دونالد ترامپ شامگاه اول اوت اعلام کرد در صورت دستیابی سریع به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز، عملیات را متوقف میکند. عربستان، قطر، امارات و دیگر کشورهای منطقه نیز به دلیل نگرانی از پاسخ ایران علیه زیرساختهای انرژی، برای کاهش تنش فعال شدهاند.
در عین حال، منابع معتبر از درگیری پنجماههای سخن میگویند که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده و چند دوره آتشبس و ازسرگیری حملات را پشت سر گذاشته است. بنابراین تعبیرهایی مانند «جنگ ۴۰روزه» یا «جنگ ۱۵روزه» ممکن است برای اشاره به مراحل مشخص درگیری به کار روند، اما عنوان استاندارد و مورد توافق منابع بینالمللی نیستند.
تنگه هرمز چه میزان از نفت جهان را جابهجا میکند؟
آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد؛ رقمی معادل حدود ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت جهان. در نخستین هفتههای جنگ، حجم صادرات از این مسیر به کمتر از ۱۰ درصد میزان پیش از درگیری رسید و همین اتفاق به بزرگترین آزادسازی هماهنگ ذخایر اضطراری در تاریخ آژانس منجر شد؛ ۳۲ کشور عضو در مجموع ۴۰۰ میلیون بشکه نفت را برای عرضه به بازار اختصاص دادند.
بستهشدن هرمز فقط صادرات ایران را متوقف نمیکند. بخش بزرگی از نفت عربستان، عراق، کویت، قطر و امارات و همچنین حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور میکند. خطوط لوله عربستان و امارات بخشی از صادرات را دور میزنند، اما ظرفیت آنها برای جایگزینی همه محمولههای دریایی کافی نیست. خط لوله شرق به غرب عربستان در جریان بحران به سقف ظرفیت هفت میلیون بشکه در روز رسید، ولی حتی این میزان نیز نمیتواند کل نفت محبوسشده در خلیج فارس را جبران کند.
بابالمندب؛ حلقه دوم بحران انرژی
نقش بابالمندب نیز مهم است، اما ارقامی مانند عبور روزانه ۹ میلیون بشکه باید با ذکر دوره زمانی بیان شوند. طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، جریان نفت از این آبراه در سال ۲۰۲۳ بهطور متوسط ۸.۷ میلیون بشکه در روز بود؛ با آغاز حملات به کشتیها و تغییر مسیر شرکتهای کشتیرانی، این رقم در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۴ به حدود چهار میلیون بشکه کاهش یافت.
انسداد کامل بابالمندب کشتیها را مجبور میکند مسیر طولانی دماغه امید نیک را انتخاب کنند. پیامد آن افزایش زمان سفر، مصرف سوخت، حق بیمه و تعداد نفتکشهای موردنیاز برای انتقال حجم ثابتی از انرژی است. بااینحال، نباید حجم عبوری از هرمز و بابالمندب را ساده با یکدیگر جمع کرد؛ بخشی از نفتی که از هرمز خارج میشود، همان محمولهای است که بعداً از بابالمندب عبور میکند. جمعزدن این دو رقم، خطر اختلال را بیش از واقع نشان میدهد.
تهدید همزمان دو تنگه از آن جهت مهم است که مسیر اصلی و مسیر جایگزین عربستان به دریای سرخ را همزمان تحت فشار قرار میدهد. رویترز گزارش داده حوثیها تهدید علیه بابالمندب را افزایش دادهاند و عبور کشتیها از هر دو آبراه اکنون یکی از مهمترین متغیرهای بازار نفت است.
حمله به تأسیسات انرژی چه اثری بر بازار داشت؟
خطر حمله به زیرساختها در این جنگ صرفاً فرضی نبوده است. اسرائیل در ۱۸ مارس به میدان پارس جنوبی و تأسیسات عسلویه حمله کرد و ایران نیز در پاسخ، مراکز انرژی در قطر و دیگر نقاط منطقه را هدف قرار داد. قطر اعلام کرد دو واحد تولید الانجی و یک واحد تبدیل گاز به مایعات آسیب دیدهاند و حدود ۱۲.۸ میلیون تن از ظرفیت سالانه صادرات الانجی این کشور برای سه تا پنج سال از مدار خارج خواهد بود. این میزان معادل ۱۷ درصد ظرفیت صادراتی قطر است.
بااینحال، ادعای «عذرخواهی ترامپ از ایران» پس از حمله قطر در منابع معتبر تأیید نمیشود. ترامپ اعلام کرد اسرائیل نباید حمله به پارس جنوبی را تکرار کند، اما همزمان هشدار داد در صورت حمله مجدد ایران به قطر، واکنش آمریکا شدید خواهد بود. بنابراین تعبیر دقیقتر، عقبنشینی از تکرار حمله به تأسیسات گازی ایران و تلاش برای مهار زنجیره پاسخهاست، نه عذرخواهی رسمی.
چند عدد نیازمند اصلاح است
غوار بزرگترین میدان متعارف نفت جهان است، اما ظرفیت پایدار اعلامشده آن در اسناد آرامکو حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز است، نه پنج میلیون بشکه. همچنین ذخایر اثباتشده ذکرشده در امیدنامه آرامکو حدود ۵۸.۳ میلیارد بشکه معادل نفت بوده و ارقام ۷۵ تا ۸۳ میلیارد بشکه بیشتر به برآوردهای تاریخی یا کل نفت درجای میدان مربوط میشوند.
درباره ابقیق، اعداد متن اولیه به واقعیت نزدیکترند. این مرکز توان فرآورش بیش از هفت میلیون بشکه نفت در روز را دارد و حمله سال ۲۰۱۹ به ابقیق و خریص موقتاً ۵.۷ میلیون بشکه از تولید روزانه عربستان را متوقف کرد. میدان فراساحلی زاکوم بالا نیز ظرفیت حدود یک میلیون بشکه در روز دارد و مجموعه پالایشی الرویس نزدیک به یک میلیون بشکه نفت و میعانات را در روز فرآوری میکند.
این ظرفیتها نشاندهنده اهمیت راهبردی تأسیسات هستند، اما ظرفیت اسمی یک میدان یا پالایشگاه برابر با میزان نفتی نیست که در صورت حمله قطع خواهد شد. شدت خسارت، مدت تعمیرات، موجودی مخازن، خطوط لوله جایگزین و امکان انتقال تولید به واحدهای دیگر تعیین میکنند چه مقدار از عرضه واقعاً از بازار حذف شود.
چرا نفت تاکنون به ۲۰۰ دلار نرسید؟
در آغاز جنگ، برخی تحلیلگران قیمتهای ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلاری را محتمل میدانستند، اما برنت در نهایت در محدوده ۱۲۶ دلار به اوج رسید و میانگین آن از آغاز درگیری تا ۱۱ ژوئن حدود ۱۰۱ دلار بود. رکورد تاریخی معاملات آتی برنت نیز همچنان نزدیک ۱۴۷ دلار در سال ۲۰۰۸ باقی مانده و مدرک معتبری برای عبور شاخص اصلی برنت از ۱۵۰ دلار در بحران فعلی وجود ندارد.
کاهش واردات چین، رشد تولید نفت آمریکا تا رکورد ۱۳.۹۳ میلیون بشکه در روز، آزادسازی ذخایر اضطراری و بازگشت محدود کشتیها به هرمز مانع انفجار کامل قیمت شدند. پیامهای متناقض ترامپ درباره جنگ و صلح نیز معاملهگران را از گرفتن موقعیتهای بزرگ افزایشی بازداشت.
سه سناریو برای آینده قیمت نفت
در سناریوی کاهش تنش و بازگشایی تدریجی هرمز، نفت میتواند در محدوده ۷۵ تا ۹۵ دلار نوسان کند. در سناریوی ادامه محدودیت کشتیرانی و حملات پراکنده، بازگشت برنت به کانال ۱۰۰ تا ۱۳۰ دلار دور از انتظار نیست.
محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار زمانی جدی میشود که هرمز و بابالمندب برای مدتی طولانی عملاً غیرقابلاستفاده شوند، چند مرکز بزرگ تولید و فرآورش همزمان از مدار خارج بمانند و ذخایر اضطراری نیز نتوانند کسری روزانه بازار را پوشش دهند. این یک «ریسک انتهایی» است، نه نتیجه قطعی تحولات فعلی.
جمعبندی
ایران و متحدانش ابزارهایی دارند که میتوانند هزینه جنگ را برای بازار جهانی انرژی بهشدت افزایش دهند و تحولات پنج ماه گذشته نیز این آسیبپذیری را نشان داده است. بااینحال، تحلیل بازار نفت باید از بزرگنمایی ظرفیت تأسیسات، دوبارهشماری نفت عبوری از دو تنگه و تبدیل سناریوی حداکثری به پیشبینی قطعی پرهیز کند.
در شرایط فعلی، نفت ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلاری ممکن است، اما محتملترین سناریوی کوتاهمدت نیست. آخرین قیمت ۹۰ دلاری برنت و متوسط پیشبینی ۸۵.۲۲ دلاری تحلیلگران نشان میدهد بازار هنوز روی ترکیبی از دیپلماسی، ذخایر اضطراری، کاهش تقاضا و مسیرهای جایگزین حساب میکند. شکستهشدن همزمان این چهار سد است که میتواند نفت ۲۰۰ دلاری را از یک هشدار سیاسی به واقعیت اقتصادی تبدیل کند.