پایان رؤیای آسیایی سپاهان؛ CAS شکایت طلاییها را رد کرد / هزینه سنگین یک تأخیر ۴۸ ساعته
تلخی ماجرا برای هواداران سپاهان فقط به حذف از آسیا محدود نمیشود. مدیران باشگاه میگویند بخش اصلی مشکل از تأخیر بسیار کوتاه در تکمیل گزارش حسابرسی به وجود آمده است؛ منوچهر نیکفر، مدیرعامل سپاهان، این تأخیر را ۴۸ ساعت عنوان کرده و آن را به شرایط جنگی، آسیب به مجموعه فولاد مبارکه و دیر رسیدن اسناد مالی به حسابرس مرتبط دانسته است. با رد اعتراض در مراحل داخلی و اکنون اعلام نتیجه منفی CAS، همین تأخیر اداری هزینه یک فصل حضور آسیایی را برای طلاییپوشان به همراه داشته است.
تاج چه گفت؛ پرونده سپاهان واقعاً بسته شد؟
مهدی تاج در تازهترین اظهارات خود اعلام کرده که شکایت سپاهان درباره مجوز حرفهای «امروز رد شده است». ایسنا و ورزش سه نیز خبر پایان پرونده را بر همین اساس منتشر کردهاند و نتیجه را به اعلام رئیس فدراسیون فوتبال نسبت دادهاند.
در گزارشهای فعلی جزئیات استدلال حقوقی دادگاه حکمیت ورزش منتشر نشده؛ بنابراین هنوز نمیتوان با اطمینان گفت CAS دقیقاً کدام بخش از استدلالهای سپاهان را نپذیرفته است. چیزی که روشن است، نتیجه عملی پرونده است: سپاهان دیگر شانسی برای استفاده از سهمیه آسیایی فصل ۲۰۲۷-۲۰۲۶ از مسیر این اعتراض ندارد.
سپاهان سهمیه را در زمین گرفت، اما بیرون زمین از دست داد
سپاهان پس از تعیین وضعیت جدول لیگ، در جایگاه سوم قرار گرفت و براساس سهمیه ورزشی ایران باید به سطح دوم لیگ قهرمانان آسیا میرفت. مشکل زمانی ایجاد شد که این باشگاه نتوانست مجوز حرفهای لازم را دریافت کند.
این تفاوت مهم است: سپاهان به خاطر رتبه یا نتیجه ضعیف ورزشی از آسیا کنار نرفته است. مانع اصلی، احراز شرایط اداری و حرفهای لازم برای ورود به مسابقات AFC بوده است.
کنفدراسیون فوتبال آسیا در فهرست رسمی باشگاههای دارای مجوز برای فصل ۲۰۲۷-۲۰۲۶، نام شش باشگاه ایرانی یعنی آلومینیوم اراک، چادرملو، استقلال، گلگهر سیرجان، پرسپولیس و تراکتور را ثبت کرده و نام سپاهان در این فهرست دیده نمیشود. AFC توضیح داده این فهرست وضعیت باشگاهها تا ۳۱ مه ۲۰۲۶ را منعکس میکند.
مجوز حرفهای دقیقاً چیست و چرا یک تأخیر میتواند تیم را حذف کند؟
مجوز حرفهای صرفاً یک تأییدیه تشریفاتی نیست. مقررات رسمی AFC مجموعهای از معیارهای ورزشی، زیرساختی، پرسنلی و اداری، حقوقی و مالی را برای باشگاههای متقاضی حضور در رقابتهای قارهای تعیین میکند. بخشی از این معیارها در درجه A قرار دارند؛ یعنی رعایت آنها الزامی است و عدم تحقق حتی یکی از این الزامات میتواند مانع صدور مجوز شود.
به همین دلیل «داشتن مدارک» با «ارائه مدارک در موعد مقرر» دو موضوع جدا هستند. در فرآیندهای مجوز حرفهای، ضربالاجل بخشی از مقررات است و باشگاهی که اسناد را بعد از بستهشدن سامانه آماده کند، ممکن است حتی با وجود صحیحبودن محتوای مدارک امکان استفاده از آنها را نداشته باشد. همین مسئله در مرکز پرونده سپاهان قرار گرفت.
روایت سپاهان؛ فقط ۴۸ ساعت دیر شد
منوچهر نیکفر طی هفتههای اخیر چند بار توضیح داده که صورتهای مالی سپاهان باید به تأیید حسابرس میرسید، اما به دلیل شرایط ایجادشده و دیر رسیدن اسناد، حسابرس نتوانست گزارش را تا موعد مقرر نهایی کند. او تأکید کرده حسابرس حاضر نبوده بدون بررسی اسناد گزارش را تأیید کند و نتیجه این فرآیند، آمادهشدن گزارش با ۴۸ ساعت تأخیر بوده است.
نیکفر این اتفاق را «اجحاف» در حق سپاهان دانسته و استدلال کرده باشگاهی که سالها در زمینه حرفهایسازی فعالیت کرده، به خاطر چنین مسئلهای نباید از آسیا کنار گذاشته میشد. این البته موضع باشگاه است، نه نتیجه حقوقی پرونده.
در مقطعی نیز مهدی تاج مدت تأخیر را سه روز عنوان کرده بود، در حالی که مدیرعامل سپاهان از ۴۸ ساعت صحبت کرده است. بنابراین درباره تعداد دقیق ساعات یا روزهای تأخیر، روایتهای عمومی کاملاً یکسان نیست؛ اما اصل موضوع یعنی ارائهنشدن گزارش در ضربالاجل تعیینشده مورد اختلاف جدی قرار ندارد.
چرا کمیته استیناف نتوانست سپاهان را نجات دهد؟
پس از رد مجوز در مرحله نخست، سپاهان موضوع را از طریق کمیته استیناف پیگیری کرد. مشکل حقوقی این بود که اعتراض زمانی میتوانست نتیجهبخش باشد که درباره نحوه ارزیابی اسناد موجود اختلاف وجود داشته باشد؛ اما گزارشها نشان میداد مدارک مورد بحث اساساً در مهلت مقرر داخل سامانه قرار نگرفته بودند.
فدراسیون فوتبال نیز برای بازشدن مجدد فرصت بارگذاری با AFC مکاتبه کرد، اما کنفدراسیون فوتبال آسیا با تمدید مهلت موافقت نکرد. در آن زمان عملاً شانس دریافت مجوز بسیار کم شد و سپاهان تصمیم گرفت مسیر آخر را از دادگاه حکمیت ورزش دنبال کند.
جلسه استماع CAS چند روز پیش برگزار شده بود و مدیرعامل سپاهان تا همین اواخر امیدوار بود نتیجه به سود باشگاه تغییر کند. اعلام امروز تاج این امید را نیز پایان داد.
سپاهان چقدر از حذف آسیایی ضرر میکند؟
اولین ضرر کاملاً ورزشی است. تیمی مانند سپاهان که برای رقابت در چند جبهه بسته میشود، حالا یک تورنمنت مهم را از تقویم خود حذفشده میبیند. بازیکنان فرصت بازی در سطح قارهای را از دست میدهند و باشگاه نیز از مزایای ورزشی و اعتباری حضور بینالمللی محروم میشود.
دومین زیان به برند باشگاه مربوط است. سپاهان سابقهای جدی در فوتبال آسیا دارد و حتی در سال ۲۰۰۷ به فینال لیگ قهرمانان آسیا و جام باشگاههای جهان رسید. حذف نه به دلیل نتیجه زمین بلکه به علت پرونده اداری، برای باشگاهی با چنین سابقه مدیریتی حساسیت بیشتری ایجاد میکند.
از منظر فنی اما یک روی دیگر هم وجود دارد: محرم نویدکیا و کادرش اکنون میتوانند منابع و انرژی تیم را بر لیگ برتر و جام حذفی متمرکز کنند. این موضوع «جبران» حذف آسیایی نیست، ولی سبک برنامهریزی فصل سپاهان را تغییر خواهد داد. گزارشهای تازه نیز نویدکیا را سرمربی تیم فصل جدید معرفی میکنند.
رد شکایت سپاهان تکلیف گلگهر و چادرملو را هم روشن کرد؟
نه کاملاً. رد شکایت سپاهان فقط یک ضلع از پرونده پیچیده سهمیه سوم ایران را میبندد.
پس از کناررفتن سپاهان، فدراسیون برای انتخاب نماینده جایگزین یک تورنمنت سهجانبه با حضور پرسپولیس، چادرملو و گلگهر برگزار کرد و چادرملو پس از شکست پرسپولیس و سپس گلگهر خود را برنده سهمیه دانست.
اما فدراسیون پیش از این فرآیند نام گلگهر را به AFC ارسال کرده بود و کنفدراسیون فوتبال آسیا در سیدبندی رسمی منتشرشده در تیرماه نیز گلگهر را بهعنوان نماینده ایران درج کرد، نه چادرملو.
گلگهر حتی در مقطعی اعلام کرد برای احترام به نتیجه تورنمنت حاضر است کنار برود، در حالی که فدراسیون فوتبال نیز در بیانیهای چادرملو را از منظر تصمیم داخلی «نماینده قانونی» ایران دانست. با این همه، اختلاف با فهرست ثبتشده AFC همچنان باعث ادامه پیگیریها شده و چادرملو در روزهای اخیر نیز تأکید کرده پرونده را بسته نمیداند.
بنابراین رأی CAS یک چیز را قطعی میکند: هر اتفاقی میان گلگهر و چادرملو رخ دهد، سپاهان دیگر طرف این معادله نیست.
یک درس مدیریتی بسیار گران برای فوتبال ایران
پرونده سپاهان نمونه روشنی از این واقعیت است که فوتبال حرفهای فقط در زمین مسابقه اداره نمیشود. یک باشگاه ممکن است بازیکنان گرانقیمت داشته باشد، ورزشگاه بزرگ در اختیارش باشد و در جدول سهمیه آسیایی بگیرد، اما یک نقص در بخش مالی یا زمانبندی اداری میتواند تمام دستاورد ورزشی را بیاثر کند.
AFC نیز در مقررات خود حرفهایسازی را دقیقاً با همین هدف تعریف کرده است؛ باشگاه باید علاوه بر عملکرد ورزشی، در مدیریت مالی، ساختار حقوقی، نیروی انسانی و زیرساخت نیز استانداردهای لازم را در موعد مقرر رعایت کند.
برای باشگاههای ایرانی که هر سال با پرونده مجوز حرفهای، بدهی، اسناد مالی و مشکلات زیرساختی درگیر میشوند، تجربه سپاهان یک هشدار جدی است: ضربالاجلهای AFC را نمیتوان مسئلهای فرعی دانست.
جمعبندی؛ آسیا برای سپاهان تمام شد
سپاهان از نظر ورزشی سهمیه سطح دوم لیگ قهرمانان آسیا را به دست آورد، اما از نظر اداری نتوانست مجوز لازم را کسب کند. اعتراض در مرحله داخلی نتیجه نداد، AFC با بازشدن مجدد مهلت بارگذاری موافقت نکرد و اکنون، طبق اعلام مهدی تاج، شکایت باشگاه در CAS نیز رد شده است.
مدیران سپاهان تأکید دارند مشکل اصلی از تأخیر حدود ۴۸ ساعته گزارش حسابرس در شرایط خاص آن مقطع ناشی شده است، اما در نظام مجوز حرفهای، رعایت زمانبندی بخشی از خود معیار است. AFC نیز در فهرست رسمی باشگاههای دارای مجوز ایران برای فصل جدید نام سپاهان را درج نکرده است.
بنابراین دیگر مسئله این نیست که سپاهان «ممکن است» به آسیا برگردد. با اعلام نتیجه CAS، طلاییپوشان باید فصل ۱۴۰۶-۱۴۰۵ را بدون مسابقات قارهای برنامهریزی کنند.
شاید تلخترین بخش ماجرا برای سپاهان همین باشد: سهمیهای که طی یک فصل در زمین به دست آمد، در نهایت بیرون از زمین و پشت یک ضربالاجل اداری از دست رفت.