کد خبر: ۶۶۳۶۱۷

جدال دولت و مجلس بر سر دلار؛ پزشکیان می‌گوید «ارز کم داریم»، گودرزی: قبول نداریم / واقعیت منابع ارزی ایران چیست؟

جدال دولت و مجلس بر سر دلار؛ پزشکیان می‌گوید «ارز کم داریم»، گودرزی: قبول نداریم / واقعیت منابع ارزی ایران چیست؟
اظهارات مسعود پزشکیان درباره کمبود ارز دولت، واکنش صریح مجلس را به دنبال داشته است. عباس گودرزی، سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس، امروز ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ گفت اینکه دولت اعلام کند ارز ندارد، مورد قبول مجلس نیست و کشور ظرفیت‌هایی دارد که با مدیریت و اولویت‌بندی می‌توان از آنها برای حل مشکلات استفاده کرد. این جدال در حالی شکل گرفته که رئیس‌جمهور چند روز قبل، هنگام توضیح درباره وضعیت بنزین، گفته بود منابع دلاری کاهش یافته و دولت مانند سال گذشته امکان صرف میلیاردها دلار برای واردات بنزین را ندارد. حالا سؤال اقتصادی مهم این است: آیا واقعاً دولت ارز ندارد یا مسئله اصلی کمبود ارز قابل‌دسترس و نحوه تخصیص منابع موجود است؟
۱۳:۴۳ - ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

بحث از یک جمله مسعود پزشکیان درباره بنزین آغاز شد؛ جمله‌ای که خیلی سریع از حوزه انرژی به موضوعی سیاسی و اقتصادی درباره وضعیت خزانه ارزی دولت تبدیل شد.

رئیس‌جمهور در توضیح محدودیت‌های تأمین سوخت گفته بود سال گذشته حدود ۶ میلیارد دلار بنزین وارد شده، اما امسال منابع کافی برای ادامه همان مسیر وجود ندارد. او همچنین شرایط جنگی و محدودیت‌های خارجی را از عواملی دانست که هزینه‌ها را افزایش و امکان خرید خارجی را محدود کرده‌اند.

حالا مجلس با بخش اصلی این روایت فاصله گرفته است.

واکنش صریح گودرزی؛ «این حرف را قبول نداریم»

عباس گودرزی، سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگوی امروز خود تأکید کرد مجلس این گزاره را که دولت «ارز ندارد» قبول ندارد.

او معتقد است دولت از توانایی‌ها، فرصت‌ها و ظرفیت‌های متعددی برخوردار است و حتی در صورت وجود مشکل باید از طریق اولویت‌بندی، مدیریت راهبردی و نگاه بلندمدت به دنبال حل مسائل مردم باشد. گودرزی همچنین این نوع طرح مسئله درباره نبود ارز را مطابق واقعیت ندانست.

این موضع عملاً دو روایت متفاوت را مقابل یکدیگر قرار داده است.

دولت می‌گوید منابع ارزی نسبت به هزینه‌ها و نیازهای فعلی محدود شده‌اند؛ نماینده مجلس می‌گوید منابع و ظرفیت وجود دارد و مشکل را نباید با عبارت «ارز نداریم» توضیح داد.

اما از نظر اقتصادی، هر دو گزاره می‌توانند بخشی از یک واقعیت پیچیده‌تر باشند.

«دولت ارز ندارد» دقیقاً یعنی چه؟

مهم‌ترین نکته در تحلیل اظهارات رئیس‌جمهور، تفاوت میان وجود درآمد ارزی و وجود ارز آزاد و قابل‌مصرف برای هر نوع واردات است.

کشوری ممکن است همچنان نفت و کالا صادر کند و میلیاردها دلار درآمد ارزی داشته باشد، اما تمام این درآمد در یک حساب آزاد و بدون محدودیت قرار نداشته باشد.

بخشی از ارز باید برای دارو، کالاهای اساسی، مواد اولیه، تجهیزات تولید، بدهی‌ها و سایر تعهدات خارجی مصرف شود. محدودیت انتقال پول، نحوه وصول منابع صادراتی و هزینه دسترسی نیز می‌تواند میزان ارز عملیاتی در دسترس را با ارزش اسمی صادرات متفاوت کند.

بنابراین وقتی رئیس‌جمهور از کمبود دلار سخن می‌گوید، منطقی‌تر است این عبارت را به معنی محدودیت منابع قابل تخصیص در مقابل حجم مصارف تفسیر کنیم، نه اینکه دولت ایران به معنای تحت‌اللفظی هیچ درآمد یا دارایی ارزی نداشته باشد.

ایران هنوز نفت می‌فروشد؛ پس چرا بحث کمبود ارز مطرح است؟

اینجا یکی از نقاط اصلی استدلال منتقدان دولت قرار دارد.

رسانه رسمی وزارت نفت در اواخر تیر اعلام کرد مجموع فروش نفت و درآمدهای ارزی حاصل از آن در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ از ۱۱ میلیارد دلار عبور کرده است. شانا این رقم را بالاتر از حدود هشت میلیارد دلار ثبت‌شده در سه ماه پایانی سال ۱۴۰۴ توصیف کرد.

از این زاویه، عبارت «ارز نداریم» می‌تواند محل سؤال باشد؛ زیرا جریان صادرات نفت متوقف نشده است.

اما رقم فروش نفت به‌تنهایی مسئله را حل نمی‌کند.

اینکه چه میزان از پول فروش نفت در چه زمانی وصول شده، چه مقدار قابلیت انتقال و مصرف فوری دارد و چه میزان آن پیشاپیش برای واردات و تعهدات دیگر در نظر گرفته شده، برای قضاوت درباره قدرت واقعی دولت در واردات بنزین ضروری است.

آمار فروش، بدون آمار همزمان مصارف و تعهدات، برای اثبات وفور یا کمبود ارز کافی نیست.

بانک مرکزی هم از افزایش ظرفیت تخصیص ارز گفته بود

نکته دیگری که استدلال گودرزی را تقویت می‌کند، موضعی است که از داخل بانک مرکزی مطرح شده بود.

اوایل تیر، دستیار رئیس کل بانک مرکزی در امور ارزی اعلام کرد با بهبود صادرات نفتی و بازگشت ارز، قدرت بانک مرکزی برای افزایش تخصیص و تأمین ارز بیشتر شده است.

این گفته نشان می‌دهد برخلاف تصور «صفرشدن منابع ارزی»، جریان ارز همچنان وجود دارد.

اما همین عبارت یک نکته دیگر را نیز آشکار می‌کند: بازگشت ارز و قدرت تخصیص آن دو متغیر تعیین‌کننده‌اند.

اگر تمام درآمد ارزی کشور بلافاصله و بدون محدودیت در اختیار دولت بود، اصولاً بحث «بازگشت ارز صادراتی» یا افزایش تدریجی قدرت تخصیص اهمیت کمتری پیدا می‌کرد.

در نتیجه داده بانک مرکزی را می‌توان همزمان در تأیید بخشی از هر دو روایت دید: ارز وجود دارد، اما میزان قابل تخصیص آن محدود و وابسته به وصول منابع است.

بنزین چرا به مرکز این اختلاف تبدیل شد؟

ریشه اصلی بحث اخیر، ناترازی بنزین است.

پزشکیان در توضیحات خود گفته دولت نمی‌تواند مانند قبل بدون توجه به محدودیت منابع، هزینه واردات بنزین را افزایش دهد و مدیریت مصرف و هزینه را ضروری دانسته است. او همچنین بر کاهش هزینه‌های دولت در شرایط فعلی تأکید کرده است.

مجلس اما نسبت به انتقال مستقیم هزینه این ناترازی به مردم حساسیت نشان داده است.

حتی هنگام بررسی بودجه ۱۴۰۵، کمیسیون تلفیق منابعی برای مابه‌التفاوت بنزین تولید داخل و بنزین وارداتی پیش‌بینی کرده بود و همزمان درباره کفایت منابع ارزی کالاهای اساسی نیز بحث شد. در همان مقطع، کمیسیون با اختصاص ۸.۸ میلیارد دلار ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی موافقت کرده بود، هرچند سخنگوی کمیسیون همان رقم را نیز کمتر از نیاز برآورد می‌کرد.

این یعنی اختلاف فعلی فقط درباره وجود دلار نیست؛ درباره این است که دلار محدود کشور باید کجا خرج شود.

اگر ارز محدود است، اولویت با بنزین است یا کالاهای اساسی؟

فرض کنیم دولت مقدار مشخصی منابع قابل‌استفاده در اختیار دارد.

بخشی باید صرف دارو شود، بخشی برای نهاده‌های دامی، مواد غذایی، تجهیزات صنعتی و قطعات تولیدی نیاز است و بخش دیگری نیز ممکن است برای واردات فرآورده‌های نفتی مصرف شود.

در این وضعیت، هر میلیارد دلار تخصیص بیشتر به بنزین به معنای کاهش ظرفیت بالقوه در بخشی دیگر است؛ مگر اینکه صادرات، بازگشت ارز یا منابع تازه افزایش پیدا کند.

از همین‌جاست که بحث مدیریت مصرف انرژی اهمیت پیدا می‌کند.

دولت معتقد است نمی‌توان برای همیشه شکاف تولید و مصرف بنزین را صرفاً از طریق واردات پوشش داد. مجلس نیز در مقابل تأکید دارد اصلاح این وضعیت نباید با شوک قیمتی و فشار ناگهانی بر معیشت مردم همراه شود. مواضع اخیر نمایندگان درباره سیاست بنزین نیز همین حساسیت را نشان می‌دهد.

آیا گودرزی ثابت کرد دولت ارز دارد؟

خیر؛ دست‌کم در اظهارات امروز عدد تازه‌ای ارائه نشده است.

گودرزی از وجود ظرفیت‌ها و قابلیت‌های کشور سخن گفته و روایت «نداشتن ارز» را رد کرده، اما رقم مشخصی درباره منابع ارزی آزاد دولت، ذخایر قابل استفاده یا میزان ارزی که اکنون می‌تواند به واردات بنزین اختصاص یابد، ارائه نکرده است.

از طرف دیگر، رئیس‌جمهور نیز در سخنان مورد بحث یک صورت‌حساب جامع از کل منابع و مصارف ارزی کشور ارائه نکرده و بیشتر از زاویه محدودیت دولت برای تداوم واردات پرهزینه بنزین صحبت کرده است.

بنابراین با اطلاعات عمومی فعلی نمی‌توان صرفاً براساس این دو اظهار سیاسی حکم کرد که یکی از طرفین تمام واقعیت و دیگری هیچ بخشی از آن را بیان نمی‌کند.

شکاف دولت و مجلس بر سر یک کلمه؛ «نداریم»

شاید بخش بزرگی از اختلاف بر سر نحوه بیان مسئله باشد.

گفتن اینکه «دولت ارز ندارد» می‌تواند برای افکار عمومی این تصور را ایجاد کند که منابع ارزی کشور تقریباً تمام شده است؛ در حالی که آمار فروش نفت و اظهارات بانک مرکزی نشان می‌دهد همچنان جریان درآمد و تخصیص ارز وجود دارد.

در مقابل، وجود میلیاردها دلار صادرات نیز الزاماً ثابت نمی‌کند دولت برای هر هزینه‌ای منابع نامحدود و فوراً قابل استفاده دارد.

تعبیر دقیق‌تر شاید این باشد که دولت با محدودیت در ارز قابل‌دسترس و رقابت شدید میان مصارف مختلف روبه‌روست.

با چنین تعبیری، هم می‌توان فروش نفت ۱۱ میلیارد دلاری را توضیح داد و هم نگرانی رئیس‌جمهور درباره هزینه چندمیلیارددلاری واردات بنزین را.

مجلس توپ را به زمین مدیریت دولت انداخت

پیام سیاسی سخنان گودرزی اما روشن است.

مجلس نمی‌خواهد کمبود منابع به توضیح اصلی مشکلات اقتصادی تبدیل شود و معتقد است دولت باید با اولویت‌بندی، مدیریت بهتر و فعال‌کردن ظرفیت‌های داخلی راه‌حل پیدا کند.

این موضع فشار بیشتری بر دولت ایجاد خواهد کرد؛ خصوصاً اگر تصمیمات تازه‌ای درباره بنزین، ارز ترجیحی یا واردات کالاهای اساسی مطرح شود.

از این پس هر تصمیمی که با استدلال «کمبود ارز» توضیح داده شود، احتمالاً با این پرسش نمایندگان روبه‌رو خواهد شد که درآمدهای صادراتی کجاست و اولویت تخصیص منابع چگونه تعیین شده است.

واقعیت را یک جدول شفاف ارزی روشن می‌کند

در نهایت، بحث میان دولت و مجلس تنها با جمله‌های سیاسی قابل حل نیست.

برای پاسخ دقیق به این پرسش که «دولت چقدر ارز دارد؟» باید چند رقم در کنار یکدیگر منتشر شود: درآمد ارزی وصول‌شده، منابع واقعاً قابل‌دسترس، تعهدات خارجی، ارز تخصیص‌یافته به کالاهای اساسی و دارو، نیاز صنایع و میزان هزینه واردات انرژی.

تا زمانی که چنین تصویر یکپارچه و به‌روزی در اختیار افکار عمومی نباشد، عبارت «ارز نداریم» از یک طرف و «قبول نداریم که ارز ندارید» از طرف دیگر بیشتر دو روایت سیاسی از یک مسئله اقتصادی خواهند بود.

آنچه فعلاً با داده‌های منتشرشده می‌توان گفت این است که ایران درآمد ارزی دارد، صادرات نفت ادامه دارد و بانک مرکزی نیز تخصیص ارز انجام می‌دهد؛ اما این داده‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند منابع قابل‌دسترس برای تمام مصارف کافی است.

به همین دلیل، جدال تازه پزشکیان و مجلس شاید در نهایت به یک سؤال مهم‌تر ختم شود: مسئله ایران واقعاً «نبود ارز» است یا کمبود ارز قابل استفاده، تعدد مصارف و نحوه مدیریت آن؟

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پرطرفدارترین