۱۷ خرید، ۱۱ خروجی؛ پرسپولیس هنوز کامل نیست؛ میراث نقلوانتقالاتی درویش زیر ذرهبین
تغییرات تابستان جاری واقعاً گسترده است.
مهدی تیکدری، مجید عیدی، پویا پورعلی، ابوالفضل جلالی، محمدمهدی زارع، محمدمهدی محبی، پوریا شهرآبادی، پوریا لطیفیفر و چند چهره جوان دیگر در پروژه جدید پرسپولیس قرار گرفتهاند و گزارش ورزش سه از ۱۰ چهره جدید در فهرست سرخها سخن میگوید.
با وجود این، وحید فاضلی روزهای اخیر اعلام کرد پرسپولیس هنوز «حداقل سه بازیکن دیگر» برای رسیدن به تعادل موردنظر کادر فنی نیاز دارد. خود مهدی تارتار نیز پیشتر گفته بود برای کامل شدن تیم چهار بازیکن دیگر میخواهد؛ رقمی که با تغییر برخی شرایط بعداً کاهش یافت.
این واقعیت بهتنهایی پرسشبرانگیز است.
وقتی تیمی در یک تابستان نزدیک به یک ترکیب کامل بازیکن جدید میآورد و همچنان در چند پست احساس کمبود دارد، مسئله فقط «فعال بودن در بازار» نیست؛ باید بررسی کرد چه میزان از این خریدها ناشی از نیاز طبیعی تیم جدید است و چه میزان برای اصلاح تصمیمهای ناموفق سالهای قبل انجام میشود.
عدد جنجالی ۱۷ خرید و ۱۱ خروجی درست است؟
با یک تعریف مشخص، بله.
اگر بازیکنان جوانی را که عمدتاً برای تیم امید یا پروژه آینده جذب شدند کنار بگذاریم و فقط خریدهای مطرح تیم بزرگسالان را محاسبه کنیم، تابستان ۱۴۰۳ پرسپولیس هفت خرید اصلی داشت: الکسیس گندوز، ایوب العملود، فرشاد احمدزاده، علی علیپور، میلاد محمدی، لوکاس ژوائو و سعید مهری.
در زمستان همان فصل نیز سردار دورسون تنها خرید اصلی تیم بود.
تابستان ۱۴۰۴ نیز ۹ بازیکن جدید برای تیم بزرگسال جذب شدند: پیام نیازمند، تیوی بیفوما، محمدامین کاظمیان، مجتبی فخریان، رضا شکاری، محمدحسین صادقی، مارکو باکیچ، سرژ اوریه و حسین ابرقویی. بازگشت محمد عمری از قرض را اگر «خرید جدید» حساب نکنیم، مجموع این سه پنجره دقیقاً به ۱۷ نفر میرسد.
حالا بخش مهمتر ماجراست.
از هفت خرید تابستان ۱۴۰۳، امروز فقط علی علیپور در پرسپولیس باقی مانده و قرارداد او نیز برای یک فصل دیگر تمدید شده است. گندوز، العملود، احمدزاده، میلاد محمدی، سعید مهری و لوکاس ژوائو در مقاطع مختلف جدا شدند.
سردار دورسون نیز پس از حدود نیمفصل از تیم جدا شد. از خریدهای تابستان ۱۴۰۴ هم سرژ اوریه، رضا شکاری، مجتبی فخریان و محمدامین کاظمیان تا امروز پرسپولیس را ترک کردهاند. جدایی کاظمیان رسماً با فسخ توافقی قرارداد انجام شد و او بعداً راهی گلگهر شد.
بنابراین با این شیوه شمارش:
۱۷ خرید → ۱۱ بازیکن جداشده تا مرداد ۱۴۰۵
یعنی حدود ۶۵ درصد خریدهای این سه پنجره دیگر در فهرست پرسپولیس نیستند.
این عدد بهتنهایی اثبات نمیکند همه ۱۱ خرید اشتباه بودهاند؛ بعضی بازیکنان با پایان قرارداد جدا شدهاند، بعضی بنا به تصمیم مربی جدید و بعضی شاید به دلایل مالی یا شخصی. اما نرخ بالای گردش بازیکن، سؤال درباره کیفیت برنامهریزی بلندمدت را کاملاً مشروع میکند.
تابستان ۱۴۰۳؛ تیم قهرمان چطور تغییر کرد؟
پرسپولیس تابستان ۱۴۰۳ در شرایطی وارد بازار شد که قهرمان لیگ شده بود، اما همزمان چند مهره بسیار مهم از جمله علیرضا بیرانوند، مهدی ترابی، دانیال اسماعیلیفر و علی نعمتی را از دست داد. باشگاه برای جایگزینی آنها سراغ خریدهای متعدد رفت.
مشکل این بود که بخش بزرگی از آن نسل خریدها ماندگاری زیادی نداشتند.
گندوز تنها یک فصل دروازهبان پرسپولیس بود. العملود پس از یک فصل رفت. سعید مهری نیز جدا شد. لوکاس ژوائو حتی تا پایان فصل دوام نیاورد و با تنها یک گل از پرسپولیس رفت. فرشاد احمدزاده نهایتاً در نیمفصل ۱۴۰۵-۱۴۰۴ از فهرست اوسمار ویرا کنار گذاشته شد و میلاد محمدی نیز تابستان امسال قراردادش را تمدید نکرد.
از این مجموعه فقط علی علیپور توانسته وارد سومین فصل متوالی خود پس از بازگشت شود.
این نسبت ماندگاری پایین، مهمتر از قضاوت درباره کیفیت تکتک بازیکنان است.
پرونده لوکاس ژوائو؛ چه کسی او را انتخاب کرد؟
اینجا یکی از مهمترین اصلاحات متن اولیه لازم است.
نمیتوان با اطمینان نوشت لوکاس ژوائو «برخلاف نظر سرمربی و با نظر مستقیم رضا درویش» جذب شده است.
خود رضا درویش بعداً گفت ژوائو را گاریدو معرفی کرده و باشگاه او را نمیشناخته است. چند دقیقه بعد گاریدو این حرف را تکذیب کرد و گفت خودش آیزاک ساکسس را میخواسته و ژوائو توسط یکی دیگر از اعضای مجموعه معرفی شده است. درویش دوباره پاسخ داد حتی اگر معرفی اولیه از فرد دیگری بوده، تأیید گاریدو گرفته شده است.
یعنی ما با دو روایت متناقض مواجهیم و سند عمومی مستقلی وجود ندارد که یکی از آنها را قطعی کند.
اما همین اختلاف یک مسئله مدیریتی بزرگتر را نشان میدهد: اگر چند ماه بعد از یک انتقال گران، مدیرعامل و سرمربی سابق حتی درباره اینکه چه کسی بازیکن را انتخاب کرده اختلاف علنی دارند، فرآیند جذب از نظر شفافیت و تقسیم مسئولیت اشکال داشته است.
سؤال حرفهای دقیقاً همینجاست: چه کسی بازیکن را پیشنهاد داد؟ چه کسی تحلیل فنی کرد؟ چه کسی قیمت را تأیید کرد؟ و چه کسی قرارداد را امضا کرد؟
نبیل باهویی؛ پروندهای جدا از عدد ۱۷ نفر
نبیل باهویی را نباید داخل آمار سه پنجره اخیر قرار داد؛ او مربوط به فصل قبلتر است.
با این حال پرونده او نمونه دیگری از هزینههای مدیریتی آن دوره است. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال در پرونده مدارک پزشکی باهویی، استفاده باشگاه پرسپولیس از یک سند فاقد اصالت را محرز دانست و باشگاه را یک میلیارد تومان جریمه کرد. رأی در استیناف نیز تأیید شد.
اما یک تفکیک حقوقی بسیار مهم است: این رأی به معنای اثبات اینکه رضا درویش شخصاً سندی جعل کرده نیست. مسئولیت باشگاه بهعنوان شخصیت حقوقی مطرح بوده و در رأی حتی به مسئولیت اشخاص مرتبط با تهیه مدرک پرداخته شده است.
بنابراین پرونده باهویی را میتوان بهعنوان نمونهای از ضعف کنترل و مدیریت پرونده بازیکنان خارجی نقد کرد، اما نسبت دادن عمل مجرمانه شخصی به مدیرعامل بدون حکم مشخص درست نیست.
تابستان ۱۴۰۴؛ یک موج خرید دیگر
سال بعد نیز پرسپولیس بار دیگر بازار را با قدرت آغاز کرد.
پیام نیازمند، بیفوما، کاظمیان، فخریان، شکاری، صادقی، باکیچ، اوریه و ابرقویی جذب شدند؛ فهرستی که روی کاغذ ترکیبی از بازیکنان ملی، خارجی، باتجربه و استعدادهای جوان بود.
اما کمتر از یک سال بعد، چهار نفرشان دیگر در تیم نیستند.
سرژ اوریه در زمستان و با تصمیم اوسمار کنار گذاشته شد. رضا شکاری تابستان امسال توافقی جدا شد. مجتبی فخریان پس از یک فصل به گلگهر رفت و محمدامین کاظمیان نیز با فسخ توافقی پرسپولیس را ترک کرد.
در مقابل، تیوی بیفوما که مدتی در آستانه خروج بود، طبق آخرین گزارشها با تصمیم کادر فنی فعلاً ماندنی شده است. محمدحسین صادقی نیز در برنامه تارتار قرار دارد و مارکو باکیچ و حسین ابرقویی در اردوی پیشفصل برای سرخها بازی کردهاند.
پس منصفانه نیست همه خریدهای درویش را «شکستخورده» بنامیم؛ پیام نیازمند، ابرقویی و برخی نفرات دیگر همچنان میتوانند بخشی از تیم جدید باشند.
آیا مسئول همه این اتفاقات رضا درویش است؟
بهعنوان مدیرعامل، درویش مسئولیت مدیریتی تصمیمهای کلان باشگاه را داشت و طبیعتاً نمیتوان او را از نتیجه چند پنجره پرهزینه جدا کرد.
اما جمله «تمام این بازیکنان را درویش خرید» نیز ساختار تصمیمگیری را بیش از حد ساده میکند.
درویش بارها گفته بود انتخاب فنی بازیکنان بر عهده سرمربی است و مدیریت برای مذاکره و عقد قرارداد اقدام میکند. در دورههای مختلف نیز گاریدو، کارتال، هاشمیان و کمیتههای فنی در فرایند تصمیمگیری حضور داشتهاند. اختلاف لوکاس ژوائو دقیقاً نشان میدهد گاهی حتی بعداً روشن نبوده مسئول نهایی انتخاب چه کسی بوده است.
در نتیجه نقد درستتر این است:
درویش مسئول طراحی و اداره ساختاری بود که در آن این حجم از خرید و خروج اتفاق افتاد؛ اما مسئولیت فنی هر انتقال باید میان مدیرعامل، سرمربی، معاون ورزشی و کمیته فنی بر اساس اسناد همان انتقال تقسیم شود.
این نگاه هم منصفانهتر است و هم سؤال مدیریتی مهمتری مطرح میکند.
یک بازیکن دو بار برای باشگاه هزینه میسازد؟
این گزاره در بعضی موارد میتواند درست باشد، اما نه همیشه.
وقتی باشگاه برای خرید بازیکنی رضایتنامه میدهد، دستمزد و پاداش پرداخت میکند و سپس برای فسخ زودهنگام یا انتقال او ناچار به پرداخت مبلغ دیگری میشود، طبیعتاً خروج آن بازیکن میتواند هزینه مضاعف ایجاد کند.
اما همه جداییهای پرسپولیس چنین شرایطی نداشتهاند. برخی قراردادها تمام شدهاند، بعضی بازیکنان با توافق دوطرفه رفتهاند و جزئیات مالی فسخ بسیاری از قراردادها نیز علنی نشده است.
برای مثال درباره کاظمیان اعلام رسمی صرفاً از «فسخ توافقی» سخن گفته و مبلغ احتمالی تسویه منتشر نشده است.
بنابراین عبارت «۱۱ بازیکن دو بار برای باشگاه هزینه ساختند» قابل اثبات نیست؛ اما اینکه گردش بسیار بالای بازیکن معمولاً هزینه مستقیم و غیرمستقیم به باشگاه تحمیل میکند، تحلیل منطقی و قابل دفاعی است.
حالا پیمان حدادی باید قبض دوره قبل را مدیریت کند
رضا درویش از مهر ۱۴۰۴ دیگر مدیرعامل پرسپولیس نیست. استعفای او پس از شکست مقابل خیبر پذیرفته شد و چند هفته بعد پیمان حدادی بهعنوان مدیرعامل جدید انتخاب شد. حدادی همچنان در مرداد ۱۴۰۵ مدیرعامل باشگاه است.
مدیریت جدید از ماهها قبل از «پوستاندازی» تیم صحبت کرده و تابستان جاری نیز همین سیاست را به شکل گسترده اجرا کرده است.
اما پوستاندازی فقط وقتی موفق محسوب میشود که سه یا چهار خرید باقیمانده واقعاً پازل تیم را کامل کنند و باشگاه یک سال بعد دوباره مجبور نباشد همین نفرات را در فهرست خروج بگذارد.
این دقیقاً تفاوت «بازسازی» با «تکرار چرخه خرید و فروش» است.
چرا هنوز کامل نبودن پرسپولیس هشداردهنده است؟
خرید ۱۰ بازیکن الزاماً بد نیست.
تیم مربی جدید دارد، بازیکنان مسن یا باتجربه زیادی جدا شدهاند و تغییر نسل بخشی طبیعی از فوتبال است. حتی پیمان حدادی پیش از شروع پنجره نیز صراحتاً از نیاز پرسپولیس به پوستاندازی حرف زده بود.
اما وقتی بعد از این تعداد جذب، دستیار سرمربی میگوید حداقل سه بازیکن دیگر لازم است، هوادار حق دارد بپرسد چرا عمق و تعادل فهرست در سالهای گذشته حفظ نشده است.
در واقع موضوع اصلی «تعداد خرید» نیست؛ کیفیت چرخه تصمیمگیری است.
یک باشگاه حرفهای باید بداند برای چه پستی خرید میکند، بازیکن با چه سبک مربی سازگار است، قراردادش چه ارزش اقتصادی دارد، چه میزان احتمال فروش مجدد وجود دارد و اگر مربی عوض شد، آیا آن بازیکن همچنان قابلیت استفاده دارد یا خیر.
هرچه تعداد بازیکنانی که پس از یک فصل مازاد میشوند بیشتر باشد، احتمال وجود ایراد در همین چرخه افزایش پیدا میکند.
پرسپولیس قربانی آزمون و خطا شد؟
برای این عبارت باید کمی محتاط بود.
آمار ۱۱ خروج از ۱۷ خرید یک نشانه جدی است، اما برای اثبات «اتلاف منابع» باید ارقام قرارداد، رضایتنامه، تسویه و فروش هر بازیکن در دسترس باشد؛ اطلاعاتی که درباره همه نفرات منتشر نشده است.
با این حال یک نتیجه کاملاً قابل دفاع وجود دارد:
پرسپولیس در سه پنجره پایانی مدیریت درویش نتوانست هستهای با ماندگاری بالا از خریدهای جدید بسازد.
۱۱ نفر از ۱۷ خرید بزرگسال در کمتر از دو سال جدا شدهاند و تیم امروز، با مدیریت و کادر فنی متفاوت، دوباره در حال ساخت یک ترکیب تازه است.
این دیگر صرفاً داستان یک مهاجم ناکام یا یک مدافع خارجی نیست؛ یک الگوی قابل بررسی مدیریتی است.
چه کسی باید پاسخ بدهد؟
پاسخ فقط یک نام نیست.
رضا درویش بهعنوان مدیرعامل وقت باید درباره ساختار نقلوانتقالاتی، قراردادها و سازوکار انتخاب بازیکنان پاسخگو باشد. سرمربیانی که فهرست داده یا بازیکنان را تأیید کردهاند نیز سهم فنی خود را دارند. کمیتههای فنی و معاونت ورزشی نیز باید مشخص کنند چه بررسیهایی پیش از امضای قرارداد انجام شده است.
اگر ساختار حرفهای وجود داشته باشد، حتی بعد از رفتن یک مدیر یا مربی، باشگاه باید بتواند برای هر خرید یک پرونده روشن ارائه کند:
چه کسی پیشنهاد داد؟
چه کسی تأیید کرد؟
چه مبلغی پرداخت شد؟
چه خروجی فنی داشت؟
و جدایی او چه هزینهای برای باشگاه ایجاد کرد؟
پاسخ به این سؤالات از هر تیتر احساسی درباره «خریدهای فاجعه» مهمتر است.
جمعبندی؛ اعداد از یک مشکل واقعی خبر میدهند
پرسپولیس امروز تیمی متفاوت از دو سال قبل است.
در تابستان ۱۴۰۵ حدود ۱۰ چهره تازه وارد شدهاند و با این حال کادر فنی هنوز دستکم سه بازیکن دیگر میخواهد.
در سوی دیگر، بررسی سه پنجره پایانی دوران رضا درویش نشان میدهد با تعریف خریدهای اصلی تیم بزرگسال، ۱۷ بازیکن جذب شدند و ۱۱ نفر از آنها تا امروز جدا شدهاند.
این آمار بهتنهایی حکم نمیدهد که همه ۱۱ نفر خرید اشتباه بودهاند و قطعاً نمیتوان همه مسئولیت را به یک نفر نسبت داد.
اما یک حقیقت را نمیتوان نادیده گرفت: نرخ ماندگاری خریدهای پرسپولیس پایین بوده و باشگاه حالا برای ساختن تیمی متوازن، بخش بزرگی از فهرست را دوباره بازسازی کرده است.
پس سؤال اصلی شاید دیگر این نباشد که «چه کسی پرسپولیس را به این روز انداخت؟»
سؤال دقیقتر این است:
چه ساختار مدیریتی اجازه داد ۱۷ خرید در سه پنجره انجام شود، ۱۱ نفرشان خیلی زود از تیم جدا شوند و دو سال بعد پرسپولیس دوباره برای کامل کردن ترکیب به یک موج بزرگ خرید احتیاج داشته باشد؟
اگر مدیریت فعلی میخواهد چرخه گذشته تکرار نشود، پاسخ این سؤال باید مبنای سیاست نقلوانتقالاتی جدید باشد؛ وگرنه ممکن است تابستان آینده، درباره بخشی از همین خریدهای امروز نیز همان سؤالها تکرار شود.