آیا آمریکا دوباره به ایران حمله میکند؟ گزارش اسرائیلی از پیشنهاد برد کوپر و بنبست در تنگه هرمز
در روایت منتشرشده یک نکته فنی وجود دارد: برد کوپر دریاسالار نیروی دریایی آمریکا و فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، است؛ نه ژنرال.
اصل حضور او در نشست فرماندهان ارشد اسرائیلی تأیید شده است. ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، در نشست عملیاتی فرماندهان ارشد میزبان کوپر بود و او در این جلسه درباره همکاری راهبردی ارتش آمریکا و اسرائیل سخن گفت. تصاویر منتشرشده از همین نشست نیز حضور این دو فرمانده را کنار یکدیگر نشان میدهد.
اما آنچه خبر را به موضوعی بسیار حساس تبدیل کرد، گزارشی جداگانه از شبکه ۱۳ اسرائیل بود.
براساس این گزارش که خبرگزاری آناتولی و ایران اینترنشنال نیز آن را بازتاب دادهاند، کوپر در جریان سفرش به اسرائیل خواستار بررسی ازسرگیری درگیری با ایران شده و حمله به زیرساختهای ملی از جمله تأسیسات مرتبط با نفت، گاز و برق را مطرح کرده است.
شبکه ۱۳ اسرائیل دقیقاً چه ادعایی درباره کوپر مطرح کرد؟
شبکه ۱۳ به نقل از «منابع سیاسی مطلع» مدعی شده است کوپر در نشست با زامیر و دیگر فرماندهان ارشد گفته ضربهزدن به زیرساختهای ایران میتواند قواعد بازی را تغییر دهد و هزینه اقتصادی بیشتری بر تهران تحمیل کند. این شبکه همچنین گزارش داده که فرمانده سنتکام معتقد است اگر فشارهای فعلی نتیجه ندهد، آمریکا ممکن است در نهایت چارهای جز بازگشت به عملیات نظامی نداشته باشد.
در همین گزارش آمده است کوپر دیدگاه خود را با ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در میان گذاشته و این دیدگاه به دونالد ترامپ نیز منتقل شده است. نکته ظریف اینجاست که گزارش نمیگوید ترامپ این پیشنهاد را پذیرفته یا دستور عملیاتی صادر کرده است.
خبرگزاری آناتولی نیز تأکید کرده تا زمان انتشار گزارش، واکنش رسمی فوری از سوی آمریکا به ادعاهای شبکه ۱۳ منتشر نشده بود.
بنابراین تبدیل جمله «یک فرمانده آمریکایی پیشنهاد حمله را مطرح کرده» به «آمریکا تصمیم گرفته دوباره به ایران حمله کند» فعلاً مستند نیست.
آیا موضع کوپر نسبت به چند هفته قبل تغییر کرده است؟
اگر گزارش شبکه ۱۳ درست باشد، یک تغییر قابل توجه در ارزیابی فرمانده سنتکام رخ داده است.
Axios در اواخر ژوئیه گزارش داده بود که کوپر از جمله مقامهایی بوده که توصیه کردهاند بمباران اطراف تنگه هرمز متوقف شود، زیرا از دید او کارایی عملیاتی آن مرحله به سقف خود رسیده بود. این توصیه در تصمیم ترامپ برای توقف مقطعی حملات نقش داشت.
تنها چند روز بعد، والاستریت ژورنال گزارش کرد کوپر یک گزینه نظامی دیگر نیز آماده کرده که شامل کارزار هوایی سنگین ۱۰ تا ۱۴ روزه علیه توان موشکی ایران میشود.
در نتیجه موضع فرمانده سنتکام را نمیتوان صرفاً «طرفدار جنگ» یا «طرفدار توقف جنگ» توصیف کرد. به نظر میرسد او متناسب با ارزیابی میدان، گزینههای مختلف نظامی را برای رئیسجمهور آماده میکند؛ تصمیم نهایی اما در اختیار فرماندهان نظامی نیست.
ترامپ فعلاً جنگ اقتصادی را ترجیح میدهد
این بخش مهمترین عامل برای سنجش احتمال حمله دوباره است.
دونالد ترامپ ۹ اوت در گفتوگویی که رویترز آن را بازتاب داد، گفت آمریکا در قبال ایران فعلاً رویکردی کمشدتتر اتخاذ کرده و بیشتر روی فشار اقتصادی تمرکز دارد. دو روز بعد نیز او گزینههای پیشرو را از ادامه فشار اقتصادی تا حمله بسیار شدید توصیف کرد، اما هیچ دستور رسمی برای آغاز کارزار جدید اعلام نکرد.
گزارشهای آمریکایی نیز میگویند دولت ترامپ در این مقطع امیدوار است تحریمهای شدیدتر و محاصره دریایی بتواند بدون بازگشت فوری به یک جنگ تمامعیار، تهران را تحت فشار قرار دهد.
بنابراین در واشنگتن دستکم دو مسیر همزمان روی میز دیده میشود: فشار اقتصادی و دریایی بهعنوان راهبرد فعلی و گزینه حمله گستردهتر بهعنوان اهرم تهدید در صورت شکست این راهبرد.
گزارش منتسب به کوپر بیشتر به مسیر دوم مربوط است.
هگست واقعاً از محاصره «نامحدود» ایران سخن گفت
بخش دیگری از روایت منتشرشده درباره پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، از پشتوانه مستقل و معتبرتری برخوردار است.
رویترز گزارش داده هگست روز پنجشنبه ۱۳ اوت در جریان سفر به پاناما گفت نیروی دریایی ایالات متحده قادر است محاصره بنادر ایران را برای مدت نامحدود حفظ کند، زیرا میتواند شناورها را بهصورت چرخشی وارد و خارج منطقه کند.
این اظهارات فقط نمایش قدرت نظامی نیست؛ بخشی از راهبرد فشار اقتصادی واشنگتن است.
ایالات متحده میخواهد صادرات و دسترسی دریایی ایران را محدود کند و در مقابل، تهران نیز از اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار خود استفاده میکند.
نتیجه، شکلگیری نوعی تقابل اقتصادی ـ دریایی است که هزینه آن فقط به ایران و آمریکا محدود نمیشود.
تردد در تنگه هرمز چقدر کاهش یافته است؟
بحران هرمز اکنون به مرحلهای رسیده که مستقیماً تجارت جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده است.
طبق دادههای شرکت رهگیری کشتی Kpler که رویترز منتشر کرده، روز جمعه فقط دو کشتی از تنگه هرمز عبور کردند؛ رقمی بسیار پایینتر از سطح عادی تردد. پیش از جنگ، حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از این آبراه عبور میکرد.
همین محدودیت عرضه و افزایش نگرانیهای امنیتی، قیمت نفت را نیز بالا برده است. نفت برنت روز جمعه بیش از یک دلار افزایش یافت و به بالای ۸۸ دلار در هر بشکه رسید.
از این منظر، هرمز حالا فقط یک پرونده نظامی نیست؛ به اهرمی تبدیل شده که تورم، قیمت سوخت، اقتصاد کشورهای واردکننده انرژی و حتی سیاست داخلی آمریکا را تحت تأثیر قرار میدهد.
مذاکرات ایران و عمان واقعاً به کجا رسیده است؟
در بخش دیپلماتیک نیز تصویر پیچیدهتر از یک «توافق آماده امضا» است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، هفته گذشته گفت تهران و مسقط به توافق درباره مسیر جدید کشتیرانی در هرمز بسیار نزدیک شدهاند. عمان نیز مذاکرات را مثبت و سازنده توصیف کرده است.
اما تهران تأکید کرده توافق فنی با عمان بهتنهایی به معنی بازگشایی کامل تنگه هرمز نیست.
مقامهای ایرانی شروط گستردهتری را مطرح کردهاند؛ از جمله پایان تهدیدها و اقدامات نظامی آمریکا، لغو محاصره و تحریمها، آزادسازی داراییهای ایران و در برخی اظهارات، پرداخت غرامت.
رویترز روز ۱۴ اوت نیز به نقل از یک منبع ارشد ایرانی گزارش داد در تلاشها برای تکمیل توافق ماه ژوئن پیشرفتی حاصل نشده و تهران همچنان بازگشایی کامل آبراه را به تحقق شروط خود مرتبط میداند.
بنابراین اصل بنبست یا دستکم توقف پیشرفت مذاکرات قابل تأیید است.
با این حال، ادعای اینکه دقیقاً یک «توافق شبهنهایی ایران و عمان» صرفاً به دلیل فهرست تازهای از تعدیلات ایران در آخرین لحظه متوقف شده، هنوز در منابع مستقل به همین شکل و با همین جزئیات تأیید نشده است. گزارشهای معتبر بیشتر از مجموعهای از اختلافات سیاسی، امنیتی و اقتصادی سخن میگویند.
تهران چه شروطی برای بازکردن هرمز مطرح کرده است؟
فهرست مطالبات ایران در گزارشهای مختلف تا حدی متفاوت است، اما چند محور تقریباً ثابت هستند:
رفع محاصره بنادر ایران، کاهش یا لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده، پایان تهدیدهای نظامی و ارائه تضمینهایی درباره عدم حمله دوباره.
رویترز به نقل از محمدباقر ذوالقدر، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، نوشته بود توقف اقدامات علیه ایران و متحدان منطقهای آن نیز در میان مطالبات مطرحشده قرار دارد.
برخی گزارشها از مطالبه خروج نیروهای آمریکایی از اطراف ایران نیز سخن گفتهاند، اما درباره اینکه این موضوع دقیقاً شرط مستقیم توافق دریانوردی ایران و عمان است یا بخشی از بسته گستردهتر مذاکرات تهران و واشنگتن، روایتها یکسان نیستند.
این تمایز مهم است؛ زیرا مذاکرات ایران و عمان درباره مسیرهای کشتیرانی با مذاکرات سیاسی ایران و آمریکا یک پرونده واحد نیست، هرچند دو پرونده بهشدت به یکدیگر گره خوردهاند.
نیروی جدید پهپادی سنتکام چیست؟
همزمان با انتشار گزارش شبکه ۱۳، سنتکام یک تحول نظامی واقعی و رسمی را نیز اعلام کرد.
فرماندهی مرکزی آمریکا در ۱۳ اوت از آغاز تشکیل Task Force Falcon Strike خبر داد؛ نخستین نیروی چندملیتی و چندحوزهای ویژه پهپادهای تهاجمی این فرماندهی.
طبق اطلاعیه رسمی سنتکام، این واحد قرار است از سامانههای بدونسرنشین یکطرفه در هوا، سطح دریا و زیر آب استفاده کند و نیروهای آمریکا و شرکای منطقهای را در یک ساختار مشترک قرار دهد.
اما یک نکته مهم وجود دارد: سنتکام هنوز اعلام نکرده دقیقاً کدام کشورهای منطقه به این نیروی جدید پیوستهاند. فرآیند دعوت و رایزنی با شرکای منطقهای تازه آغاز شده است.
پس عبارت «نیروی چندملیتی تشکیل شد» کمی جلوتر از وضعیت واقعی است؛ دقیقتر این است که سنتکام فرآیند ایجاد آن را آغاز کرده است.
آیا تشکیل Falcon Strike نشانه آمادهشدن برای حمله تازه به ایران است؟
زمانبندی دو خبر باعث میشود چنین برداشتی شکل بگیرد، اما هنوز نمیتوان رابطه مستقیم و قطعی میان آنها برقرار کرد.
سنتکام رسماً میگوید هدف Falcon Strike ادغام قابلیتهای پهپادی آمریکا و شرکای منطقهای و ایجاد بازدارندگی چندملیتی است. این فرماندهی همچنین تأیید کرده یگان قبلی موسوم به Scorpion Strike در عملیات علیه ایران از پهپادهای هوایی و شناورهای بدونسرنشین تهاجمی استفاده کرده است.
پس این قابلیتها سابقه عملیاتی مستقیم در جنگ ایران دارند.
اما اینکه واحد جدید برای یک حمله قریبالوقوع مشخص ایجاد شده باشد، در بیانیه سنتکام گفته نشده است. تحلیل محتاطانهتر این است که واشنگتن در حال آمادهکردن زیرساختی است که در صورت بازگشت جنگ، قابلیت استفاده فوری دارد؛ حتی اگر تصمیم سیاسی برای آغاز حمله هنوز گرفته نشده باشد.
احتمال حمله دوباره آمریکا به ایران چقدر جدی است؟
مجموع شواهد نشان میدهد خطر تشدید نظامی واقعی است، اما حمله جدید را نمیتوان در شرایط فعلی «قریبالوقوع و قطعی» دانست.
از یک سو، گزارش شبکه ۱۳ میگوید فرمانده سنتکام حمله به زیرساختهای ایران را مطرح کرده، ارتش آمریکا گزینههای نظامی آماده دارد و نیروی پهپادی جدید نیز در حال شکلگیری است.
از سوی دیگر، ترامپ طی روزهای اخیر همچنان فشار اقتصادی را ترجیح داده و دولتش محاصره دریایی و تحریمهای بیشتر را بهعنوان ابزار اصلی فشار معرفی کرده است.
در این میان، تنگه هرمز متغیر کلیدی است. ادامه حمله به کشتیها، شکست کامل مذاکرات عمان یا افزایش شدید اختلال در عرضه انرژی میتواند محاسبات واشنگتن را تغییر دهد. برعکس، رسیدن تهران و مسقط به ترتیبات قابل اجرا برای کشتیرانی میتواند احتمال بازگشت سریع به حملات گسترده را کاهش دهد.
در نتیجه، مهمترین نکته در خبر تازه این نیست که «آمریکا تصمیم به حمله گرفته»، بلکه این است که گزینه حمله گستردهتر بار دیگر بهطور جدی در سطح فرماندهان نظامی مطرح شده است. فعلاً کاخ سفید میان دو اهرم در حال حرکت است: محاصره و فشار اقتصادی از یک سو، و تهدید به بازگشت قدرت نظامی از سوی دیگر. اینکه کدام مسیر غالب شود، بیش از هر چیز به سرنوشت بحران هرمز و مذاکرات هفتههای پیش رو بستگی خواهد داشت.