کد خبر: ۶۶۳۹۲۴

قالیباف: ترامپ جبهه مقاومت را به رسمیت شناخت؛ متن تفاهم‌نامه واقعاً چه می‌گوید؟

 قالیباف
محمدباقر قالیباف امروز شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ در اظهاراتی خبرساز گفت دونالد ترامپ با امضای تفاهم‌نامه ایران و آمریکا عملاً «جبهه مقاومت» را به رسمیت شناخته است؛ ادعایی که به بند نخست یادداشت تفاهم اسلام‌آباد و موضوع لبنان اشاره دارد. بررسی متن منتشرشده سند نشان می‌دهد لبنان واقعاً در بند اول توافق آمده و آمریکا و ایران متعهد به پایان عملیات نظامی در همه جبهه‌ها از جمله لبنان و تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور شده‌اند؛ اما عبارت «به رسمیت شناختن جبهه مقاومت» عیناً در متن ۱۴ بندی دیده نمی‌شود و تفسیر سیاسی قالیباف از مفاد توافق است. همچنین ادعای او درباره یک پیش‌نویس اولیه ۱۵ ماده‌ای آمریکا تاکنون با انتشار عمومی همان نسخه اولیه قابل راستی‌آزمایی مستقل نیست.
۱۴:۳۱ - ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

قالیباف در نشست با جمعی از نخبگان فرهنگی، با اشاره به سابقه ارتباط خود با لبنان گفت از سال ۱۳۶۴ درگیر مسائل این کشور بوده و همچنان با نیروهای حاضر در خط مقدم لبنان ارتباط دارد. او سپس از نقش لبنان در مذاکرات ایران و آمریکا سخن گفت و تأکید کرد این موضوع در بند نخست تفاهم‌نامه گنجانده شده است.

بخش جنجالی‌تر سخنان رئیس مجلس آنجا بود که گفت پیش‌نویس اولیه‌ای که از طرف آمریکا ارائه شده بود ۱۵ ماده داشت و از ایران خواسته می‌شد در موضوعات موشکی، هسته‌ای، جبهه مقاومت و تنگه هرمز عقب‌نشینی کند. به روایت قالیباف، نتیجه نهایی برعکس شد و ترامپ با امضای سند، آنچه او «به رسمیت شناختن جبهه مقاومت» خواند، پذیرفت.

این بخش از سخنان او اکنون به یکی از مهم‌ترین روایت‌های داخلی از پشت‌صحنه مذاکرات تبدیل شده است، اما برای ارزیابی آن باید میان متن سند نهایی و تفسیر سیاسی مذاکره‌کننده ایرانی تفاوت گذاشت.

متن بند اول تفاهم‌نامه درباره لبنان چه می‌گوید؟

نسخه‌ای از متن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که کاخ سفید در ژوئن به کنگره آمریکا ارائه کرد و رویترز آن را مشاهده کرد، ۱۴ بند دارد. بند نخست تصریح می‌کند ایران، آمریکا و متحدان آنها در جنگ، عملیات نظامی را در تمام جبهه‌ها از جمله لبنان پایان دهند و از آغاز جنگ یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. در همان بند بر تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان نیز تأکید شده است.

این بخش از گفته قالیباف، یعنی اینکه لبنان و حاکمیت و تمامیت ارضی آن در بند نخست سند آمده، با متن منتشرشده مطابقت دارد.

ادعای مطرح‌شده آنچه در سند منتشرشده دیده می‌شود
لبنان در بند اول آمده تأیید می‌شود
پایان جنگ در جبهه لبنان در متن آمده است
تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان در متن آمده است
عبارت «جبهه مقاومت» به‌صراحت در متن نیامده
به‌رسمیت‌شناختن رسمی حزب‌الله در متن چنین عبارتی وجود ندارد
پیش‌نویس اولیه ۱۵ ماده‌ای آمریکا ادعای قالیباف؛ نسخه عمومی آن در دسترس نیست
سند نهایی ۱۴ بند

بنابراین تیتر «ترامپ جبهه مقاومت را به رسمیت شناخت» باید حتماً به قالیباف منتسب شود؛ نمی‌توان آن را به‌عنوان یک گزاره حقوقی مستقل از متن توافق منتشر کرد.

آیا ترامپ واقعاً حزب‌الله را به رسمیت شناخت؟

چنین عبارتی در سند وجود ندارد.

متن بند اول از «متحدان» دو طرف در جنگ صحبت می‌کند و لبنان را صریحاً وارد چارچوب توقف عملیات نظامی کرده است؛ اما نام حزب‌الله یا اصطلاح «جبهه مقاومت» در همان بند ذکر نشده است.

تفسیر قالیباف ظاهراً بر این مبناست که وقتی آمریکا سندی را امضا کرده که توقف جنگ را در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، به تعهد ایران و متحدان دو طرف پیوند می‌دهد، عملاً وجود و نقش طرف‌های همسو با ایران در این معادله را پذیرفته است.

اما از منظر حقوقی، پذیرفتن حضور یک بازیگر در معادله آتش‌بس الزاماً معادل «به‌رسمیت‌شناختن سیاسی یا حقوقی» آن بازیگر نیست.

این تفاوت برای انتشار خبر بسیار مهم است.

حتی در روزهای نخست توافق نیز روایت تهران و واشنگتن یکسان نبود. یک مقام ارشد آمریکایی در ۱۵ ژوئن گفته بود خروج اسرائیل از لبنان شرط توافق ایران و آمریکا نیست و اسرائیل همچنان حق دفاع در برابر حملات حزب‌الله را برای خود محفوظ می‌داند. چند روز بعد، متن منتشرشده نهایی صریحاً حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان را وارد بند اول کرد.

پس چرا قالیباف از «امضای به زبان فارسی» صحبت کرد؟

عبارت قالیباف بیشتر یک تعبیر سیاسی و خطابی است.

اسناد و گزارش‌های عمومی تأیید می‌کنند که ترامپ در فرایند نهایی‌کردن یادداشت تفاهم مشارکت داشته و نسخه نهایی نیز به‌صورت دیجیتال امضا شد. رسانه‌های رسمی ایران در ۲۸ خرداد از امضای دیجیتال متن نهایی توسط رؤسای جمهور دو کشور خبر دادند.

اما در منابع معتبر در دسترس، مدرکی ندیدیم که نشان دهد ترامپ به‌طور مشخص نسخه فارسی سند را امضا کرده است.

بنابراین جمله «ترامپ به زبان فارسی امضا کرده» را بهتر است همان عبارت استعاری قالیباف بدانیم؛ یعنی از نگاه او خواسته‌ای که ایران با ادبیات و چارچوب خودش مطرح کرده بود در سند نهایی پذیرفته شد، نه اینکه لزوماً رئیس‌جمهور آمریکا یک سند فارسی را امضا کرده باشد.

ماجرای ۱۵ ماده‌ای که ترامپ فرستاده بود چیست؟

اینجا یکی از ابهام‌های مهم سخنان امروز قرار دارد.

قالیباف از یک متن اولیه ۱۵ ماده‌ای سخن گفته که به ادعای او از سوی آمریکا ارائه شده بود و چهار پرونده موشکی، هسته‌ای، مقاومت و تنگه هرمز را هدف قرار می‌داد.

اما سندی که بعداً علنی شد و کاخ سفید نیز برای کنگره ارسال کرد، ۱۴ بند داشت. رویترز متن هر ۱۴ بند را منتشر کرد.

وجود تفاوت میان پیش‌نویس‌های اولیه و متن نهایی در مذاکرات دیپلماتیک غیرعادی نیست. با این حال تا زمانی که نسخه مورد اشاره قالیباف منتشر نشود، نمی‌توان مستقلاً بررسی کرد آیا واقعاً همه آن چهار درخواست با همان ادبیاتی که او امروز بیان کرده در یک پیش‌نویس ۱۵ ماده‌ای وجود داشته‌اند یا خیر.

پس دقیق‌ترین روایت خبری این است: قالیباف می‌گوید آمریکا چنین پیش‌نویسی ارائه کرده بود؛ این بخش فعلاً روایت رئیس هیأت مذاکره‌کننده ایران است، نه سند عمومی قابل مقایسه.

چرا لبنان تا این اندازه در مذاکرات ایران و آمریکا مهم شد؟

گزارش‌های منتشرشده در زمان مذاکرات نشان می‌داد لبنان یکی از نقاط اختلاف جدی طرفین بوده است.

در ۱۵ ژوئن، نخست‌وزیر پاکستان به‌عنوان یکی از میانجی‌ها گفت پایان فوری و دائمی عملیات نظامی شامل لبنان نیز خواهد بود. شورای عالی امنیت ملی ایران نیز همان موضع را اعلام کرد و عباس عراقچی تأکید داشت توقف کامل حملات اسرائیل به لبنان بخشی از چارچوب مورد انتظار تهران است.

در مقابل، مقام‌های آمریکایی در ابتدای کار برداشت محدودتری از تعهدات مربوط به لبنان ارائه می‌کردند. همین تفاوت بعدها نیز یکی از دلایل اختلاف بر سر اجرای تفاهم‌نامه شد. رویترز در بررسی چرایی فرسوده‌شدن توافق گزارش کرد که قالیباف در تیرماه حملات اسرائیل به لبنان را نقض تفاهم‌نامه دانسته بود.

در نتیجه سخنان امروز او ادامه همان اختلاف تفسیری قدیمی است: تهران بند لبنان را یکی از دستاوردهای اصلی سند می‌داند، در حالی که واشنگتن در مقاطع مختلف برداشت متفاوتی از دامنه مسئولیت خود ارائه کرده است.

قالیباف از توقف مذاکرات پس از حمله به ضاحیه هم گفت

رئیس مجلس امروز روایت دیگری از پشت‌صحنه مذاکرات ارائه کرد. به گفته او، در جریان یکی از حملات اسرائیل به ضاحیه بیروت، مذاکرات را متوقف کرده و هشدار داده بود در صورت ادامه شرایط، پاسخ نظامی داده خواهد شد. قالیباف همچنین مدعی شد فشار ایران باعث تغییر موضع آمریکا درباره هم‌زمانی رفع محاصره و بازشدن تنگه هرمز شد.

اصل حملات به ضاحیه و نقش موضوع لبنان در مذاکرات آن زمان در گزارش‌های مستقل نیز ثبت شده است، اما جزئیات مکالمات، تهدیدهای مطرح‌شده پشت میز مذاکره و رابطه مستقیم آنها با تصمیم‌های بعدی آمریکا عمدتاً بر روایت قالیباف استوار است و اسناد مذاکرات محرمانه به‌صورت کامل منتشر نشده‌اند.

تفاهم‌نامه‌ای که قالیباف از آن دفاع می‌کند اکنون چه وضعیتی دارد؟

این مهم‌ترین نکته برای درک سخنان امروز است.

قالیباف درباره توافقی صحبت می‌کند که در ژوئن ۲۰۲۶ منعقد شد؛ اما این چارچوب اکنون در وضعیت اولیه خود قرار ندارد. رویترز این هفته گزارش کرد تلاش میانجی‌ها برای احیای توافق موقت ایران و آمریکا هیچ پیشرفت محسوسی نداشته است. ترامپ در ۷ ژوئیه توافق را پایان‌یافته اعلام کرد و ایران نیز متعاقباً اجرای آن را معلق کرد. دو طرف یکدیگر را به نقض تعهدات مرتبط با تنگه هرمز، محاصره بنادر و سایر مفاد متهم کرده‌اند.

در روزهای اخیر نیز تنش در تنگه هرمز دوباره بالا رفته و عبور کشتی‌ها کاهش یافته است؛ واشنگتن از فشار اقتصادی بیشتر سخن می‌گوید و تهران همچنان موضوع کنترل تنگه را یک اهرم اساسی می‌داند.

بنابراین سخنان امروز رئیس مجلس بیش از آنکه اعلام یک تحول تازه در توافق باشد، دفاع از نتیجه مذاکرات خرداد و روایت او از امتیازهایی است که ایران آن زمان گرفت.

«به رسمیت شناختن مقاومت»؛ واقعیت سند یا تفسیر سیاسی؟

پاسخ دقیق میان این دو قرار دارد.

واقعیت سند این است که آمریکا متنی را پذیرفت که در بند نخست آن لبنان، پایان عملیات نظامی در این جبهه و تضمین حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان به‌صراحت آمده است. این بخش قابل راستی‌آزمایی است.

اما عبارت «به رسمیت شناختن جبهه مقاومت» در متن وجود ندارد و این نتیجه‌گیری متعلق به قالیباف است. همچنین نسخه عمومی سند نهایی ۱۴ بند دارد و پیش‌نویس ۱۵ ماده‌ای مورد اشاره او هنوز به شکل مستقلی منتشر نشده که بتوان جزئیات ادعایی آن را بررسی کرد.

بنابراین تیتر دقیق و در عین حال کلیک‌خور برای این خبر می‌تواند این باشد:

«قالیباف: ترامپ جبهه مقاومت را به رسمیت شناخت؛ متن توافق آمریکا واقعاً چه می‌گوید؟»

یا با لحن خبری‌تر:

«روایت تازه قالیباف از توافق با ترامپ؛ لبنان در بند اول آمد، اما یک ابهام مهم باقی ماند»

اصل خبر جنجالی است، اما تفاوت کلیدی باید حفظ شود: لبنان در سند آمده است؛ «به‌رسمیت‌شناختن جبهه مقاومت» تفسیر قالیباف از همان بند است، نه عبارتی که عیناً در متن توافق نوشته شده باشد.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط