کد خبر: ۶۶۴۰۶۷

مدیریت فوتبال ایران در زمین کری‌خوانی؛ از تورنمنت پنج‌جانبه تا بازی با پول بانک و پتروشیمی

مدیریت فوتبال ایران در زمین کری‌خوانی؛ از تورنمنت پنج‌جانبه تا بازی با پول بانک و پتروشیمی
پیشنهاد عجیب مدیرعامل پرسپولیس برای برگزاری تورنمنت پنج‌جانبه به‌منظور تعیین قهرمان فصل نیمه‌تمام و پاسخ کنایه‌آمیز مدیر استقلال، تازه‌ترین تصویر از فضایی است که در آن مدیریت فوتبال ایران بیش از آنکه با برنامه‌ریزی، درآمدزایی و پاسخگویی شناخته شود، به اظهارنظرهای تلویزیونی و کری‌خوانی در شبکه‌های اجتماعی گره خورده است. آن هم در شرایطی که صورت‌های مالی همین باشگاه‌ها از زیان‌های سنگین حکایت دارد و پشتوانه مالکیتی یکی به بانک‌ها و دیگری به مجموعه‌های بزرگ پتروشیمی متصل است.
۱۱:۴۵ - ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

فصل جدید فوتبال ایران هنوز در ابتدای راه است اما ظاهراً رقابت مدیران باشگاه‌ها زودتر و پرحرارت‌تر از رقابت بازیکنان آغاز شده؛ رقابتی نه برای افزایش درآمد، ساخت ورزشگاه اختصاصی، توسعه آکادمی یا ارتقای استانداردهای باشگاه‌داری، بلکه برای اظهارنظرهای عجیب و پاسخ‌های کنایه‌آمیز.

تازه‌ترین نمونه، صحبت‌های پیمان حدادی، مدیرعامل پرسپولیس درباره تعیین قهرمان لیگ بیست‌وپنجم است؛ فصلی که نیمه‌تمام ماند. حدادی با اشاره به اینکه پرسپولیس نیز در زمان توقف مسابقات هنوز از نظر ریاضی شانس قهرمانی داشته، در پاسخ به پرسشی درباره تعیین تکلیف قهرمان، پیشنهاد کرد اگر قرار است تورنمنتی برگزار شود، «تورنمنت پنج‌جانبه» باشد تا پرسپولیس نیز در آن حضور پیدا کند.

اصل مخالفت پرسپولیس با معرفی قهرمان یک فصل نیمه‌تمام قابل بحث است و طبیعتاً هر باشگاهی می‌تواند از منافع ورزشی خود دفاع کند، اما مسئله اینجاست که آیا در فوتبال حرفه‌ای، سرنوشت یک لیگ طولانی را می‌توان با طراحی یک تورنمنت تازه میان چند تیم تعیین کرد؟

اگر جدول لیگ، مقررات مسابقات و تعداد بازی‌های انجام‌شده برای تعیین قهرمان کافی نیست، پاسخ منطقی باید در آیین‌نامه، مصوبه حقوقی و قواعد از پیش تعیین‌شده جست‌وجو شود؛ نه در خلق تورنمنت‌های سه‌جانبه، پنج‌جانبه، شش‌جانبه و هشت‌جانبه.

از پیشنهاد عجیب تا کری‌خوانی مدیریتی

ماجرا اما به همان برنامه تلویزیونی ختم نشد. علی تاجرنیا در واکنش به صحبت‌های مدیرعامل پرسپولیس در حساب خود در شبکه اجتماعی X نوشت: «تورنمنت ۵ جانبه !!!!!؟؟؟؟؟»؛ واکنشی که به‌سرعت در رسانه‌های ورزشی بازتاب پیدا کرد.

اینجاست که مسئله از یک اختلاف‌نظر فوتبالی عبور می‌کند.

مدیران استقلال و پرسپولیس حق دارند درباره قهرمانی، سهمیه آسیایی، تصمیم‌های فدراسیون و حقوق باشگاه‌هایشان اختلاف داشته باشند؛ حتی اعتراض شدید نیز بخشی از فوتبال حرفه‌ای است. اما تبدیل اختلاف مدیریتی به کنایه، کری و واکنش‌های شبکه اجتماعی، دقیقاً همان چیزی است که فاصله فوتبال ایران با مفهوم مدیریت حرفه‌ای را برجسته می‌کند.

مدیرعامل یک باشگاه بزرگ قرار نیست نسخه مدیریتی همان هواداری باشد که در فضای مجازی برای رقیب کری می‌خواند. جایگاه مدیریتی یعنی استدلال حقوقی، عدد، سند، برنامه اقتصادی و مسئولیت‌پذیری در برابر تصمیم‌ها.

هنوز پرونده تورنمنت سه‌جانبه بسته نشده است

عجیب‌تر آنکه فوتبال ایران همین چند هفته قبل تجربه‌ای تقریباً مشابه را پشت سر گذاشته بود.

پس از نیمه‌تمام ماندن لیگ بیست‌وپنجم، برای تعیین یکی از نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲، تورنمنتی میان پرسپولیس، چادرملو اردکان و گل‌گهر سیرجان طراحی شد. برگزاری این رقابت نیز ابتدا در حد پیشنهاد مطرح بود و در نهایت سازمان لیگ برگزاری مسابقات را در برنامه قرار داد.

چادرملو ابتدا پرسپولیس را کنار زد و سپس مقابل گل‌گهر نیز پیروز شد و عملاً برنده مسابقاتی شد که برای تعیین نماینده آسیایی طراحی شده بود. با این حال، بعداً مشخص شد نام گل‌گهر در سیدبندی لیگ قهرمانان آسیا ۲ قرار گرفته است؛ مسئله‌ای که کل فلسفه برگزاری تورنمنت را زیر سؤال برد.

فدراسیون فوتبال سپس اعلام کرد پیگیری‌های لازم برای حضور چادرملو ادامه دارد و مهدی تاج نیز تأکید کرد نتایج تورنمنت باید ملاک معرفی چادرملو به AFC باشد.

یعنی فوتبال ایران هنوز نتوانسته تبعات تصمیم قبلی درباره یک تورنمنت فوق‌العاده را جمع کند که حالا بحث تورنمنت دیگری برای تعیین قهرمان مطرح می‌شود.

این دیگر فقط یک شوخی فوتبالی نیست؛ نشانه‌ای از نبود سازوکار روشن برای مواجهه با بحران است.

باشگاه‌هایی با زیان سنگین؛ مدیرانی با آزادی کامل برای هزینه؟

ماجرا زمانی قابل‌تأمل‌تر می‌شود که ساختار مالی دو باشگاه بزرگ پایتخت را نیز کنار این رفتار مدیریتی قرار دهیم.

پرسپولیس در سال ۱۴۰۳ به کنسرسیومی از بانک‌های کشور واگذار شد و بانک شهر نقش محوری در این ساختار مالکیتی پیدا کرد. حتی در خرداد ۱۴۰۵ گزارش‌هایی درباره تلاش این بانک برای افزایش سهم و قدرت تصمیم‌گیری در باشگاه منتشر شد.

استقلال نیز با واگذاری ۸۵ درصد سهام به کنسرسیومی از شرکت‌های زیرمجموعه گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس وارد ساختار مالکیتی جدیدی شد؛ ساختاری که همچنان تحولات مدیریتی هلدینگ بالادستی آن مستقیماً بر باشگاه اثر می‌گذارد.

بنابراین حساسیت افکار عمومی نسبت به نحوه اداره این دو باشگاه قابل درک است. وقتی پشتوانه مالی فوتبال به مجموعه‌های بانکی و صنایع عظیم پتروشیمی متصل می‌شود، مدیر باشگاه نمی‌تواند صرفاً «خرج‌کننده پول» باشد؛ باید درباره بازده اقتصادی، توسعه درآمد پایدار و نتیجه هزینه‌هایی که انجام می‌دهد نیز پاسخگو باشد.

صورت‌های مالی نیز تصویر چندان امیدوارکننده‌ای ارائه نمی‌کنند. اطلاعات منتشرشده در سامانه کدال نشان داد زیان خالص پرسپولیس در دوره ۹ ماهه منتهی به اسفند ۱۴۰۴ به بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان رسیده بود. استقلال نیز براساس صورت‌های مالی دوره منتهی به تیر ۱۴۰۴، حدود ۹۲۱ میلیارد تومان زیان انباشته ثبت کرده بود.

اعدادی از این جنس دقیقاً همان جایی است که مفهوم «مدیریت حرفه‌ای» باید معنا پیدا کند.

مدیریت فوتبال فقط خرید بازیکن و حضور در تلویزیون نیست

یکی از مشکلات مزمن باشگاه‌داری در ایران این است که موفقیت مدیر بیشتر با تعداد خریدهای گران‌قیمت، پیروزی در جنگ نقل‌وانتقالات یا میزان حضور رسانه‌ای او سنجیده می‌شود.

در چنین ساختاری، مدیر برای درآمدی که ایجاد نکرده پول خرج می‌کند، قرارداد می‌بندد و اگر نتیجه نگیرد نیز معمولاً مدیر بعدی وارث قراردادها و بدهی‌های او خواهد بود.

مدیر حرفه‌ای اما باید بتواند درآمد ایجاد کند، هزینه را کنترل کند، آکادمی را توسعه دهد، دارایی باشگاه را افزایش دهد و یک ساختار پایدار تحویل مدیر بعدی بدهد.

کری‌خوانی در شبکه‌های اجتماعی هیچ‌کدام از این شاخص‌ها نیست.

پیشنهاد یک تورنمنت پنج‌جانبه نیز جایگزین آیین‌نامه مسابقات نمی‌شود.

اگر فدراسیون فوتبال برای تعیین قهرمان فصل نیمه‌تمام مقررات شفافی ندارد، این قبل از هر چیز ضعف ساختار حاکم بر مسابقات است. اگر مقررات وجود دارد، باید بدون توجه به نام استقلال، پرسپولیس، تراکتور یا سپاهان اجرا شود.

برنده این دعوا شاید فقط فدراسیون فوتبال باشد

نکته مهم‌تر آن است که ادامه چنین تقابل‌هایی می‌تواند موقعیت فدراسیون فوتبال را نیز تقویت کند.

وقتی باشگاه‌های بزرگ به‌جای تشکیل یک جبهه حرفه‌ای برای مطالبه مقررات روشن، حق پخش تلویزیونی، درآمد تجاری، شفافیت مالی و اصلاح ساختار لیگ، انرژی خود را صرف جنگ لفظی و کری‌خوانی می‌کنند، تصمیم‌گیر اصلی با فشار بسیار کمتری روبه‌رو خواهد بود.

تجربه تورنمنت سه‌جانبه باید برای مدیران فوتبال ایران کافی می‌بود تا بدانند تصمیم‌های خلق‌الساعه در نهایت می‌تواند خود باشگاه‌ها را گرفتار کند. اما هنوز چند هفته از آن ماجرا نگذشته، یک تورنمنت تازه وارد ادبیات مدیریتی فوتبال ایران شده است.

تأسف اصلی نه پیشنهاد پنج‌جانبه است و نه حتی کنایه‌ای که در پاسخ به آن منتشر شد.

مسئله بزرگ‌تر این است که فوتبال ایران با گردش مالی سنگین، میلیون‌ها هوادار و باشگاه‌هایی متصل به بزرگ‌ترین بنگاه‌های اقتصادی کشور، هنوز در بسیاری از مواقع با ادبیات و منطق مدیریتی اداره می‌شود که نسبتی با یک صنعت حرفه‌ای ندارد.

فوتبال ایران بیش از مدیرانی که خوب حرف می‌زنند یا خوب کری می‌خوانند، به مدیرانی احتیاج دارد که کمتر خرج کنند، بیشتر درآمد بسازند، مقررات را بفهمند و بابت هر تصمیمی که می‌گیرند پاسخگو باشند.

تا زمانی که این اتفاق رخ ندهد، شاید مهم‌ترین تورنمنت فوتبال ایران همان رقابت تمام‌نشدنی مدیران برای زدن عجیب‌ترین حرف‌ها باشد.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط