در سیتا چه خبر است؟ درآمد سهماهه ۸۱ درصد ریخت و زیان عملیاتی به ۳۸ میلیارد تومان رسید
سیتا از آن شرکتهایی است که خواندن یک فصل از صورت مالی آن بدون شناخت مدل درآمدی میتواند نتیجهای گمراهکننده ایجاد کند. برخلاف یک کارخانه سیمان که هر ماه محصول میفروشد و درآمد عملیاتی مستمر دارد، شرکت سرمایهگذاری سیمان تأمین بخش مهمی از سود خود را از سود تقسیمی شرکتهای سرمایهپذیر دریافت میکند. در سال مالی گذشته نیز خود شرکت اعلام کرده بود رشد سود عملیاتی عمدتاً ناشی از افزایش سود سهام شرکتهای سرمایهپذیر بوده است. به همین دلیل کاهش درآمد سهماهه مرداد لزوماً به این معنا نیست که کارخانههای سیمان زیرمجموعه سیتا ناگهان ۸۱ درصد ضعیفتر شدهاند؛ ممکن است بخش بزرگی از سود مجامع آنها هنوز در این فصل شناسایی نشده باشد. اما صورت مالی تازه نکتهای دارد که با همین توضیح هم کاملاً از بین نمیرود: حتی در دورهای که درآمد تقریباً ناچیز بوده، هزینههای شرکت ادامه داشته و زیان عملیاتی نسبت به سال قبل بزرگتر شده است.
از ۴.۴ میلیارد درآمد به فقط ۸۳۳ میلیون تومان
در سهماهه نخست سال مالی جاری، درآمد عملیاتی سیتا حدود ۸۳۳ میلیون تومان بوده است؛ در حالی که همین ردیف در سهماهه مشابه سال قبل حدود ۴ میلیارد و ۴۰۸ میلیون تومان ثبت شده بود. اختلاف دو دوره حدود ۳.۵۷ میلیارد تومان است و افتی بیش از ۸۱ درصد را نشان میدهد.
در یک شرکت تولیدی، چنین سقوطی در درآمد میتوانست مستقیماً نشانه کاهش فروش یا توقف فعالیت باشد. اما در سیتا این تفسیر به تنهایی درست نیست. درآمد شرکت مادر عمدتاً تابع سودهای تقسیمی و زمان تصویب آنها در مجامع زیرمجموعههاست و همین ویژگی باعث میشود درآمد فصلهای مختلف سال بسیار نامتوازن باشد.
از همین رو باید بین دو مفهوم تفاوت گذاشت: کاهش درآمد ثبتشده در شرکت مادر و کاهش سودآوری شرکتهای سیمانی زیرمجموعه. گزارش سهماهه نخست مورد اول را نشان میدهد؛ برای اثبات مورد دوم باید صورتهای مالی سفارس، ساروم، سصوفی، سیمان ساوه، سیمان صوفیان و دیگر شرکتهای پرتفوی بهطور جداگانه بررسی شوند.
اما زیان عملیاتی فقط نتیجه نبود درآمد نیست
زیان عملیاتی سیتا در سهماهه منتهی به مرداد ۱۴۰۵ به حدود ۳۸ میلیارد و ۱۵۲ میلیون تومان رسیده است؛ در حالی که دوره مشابه سال قبل حدود ۲۵ میلیارد و ۴۸۹ میلیون تومان زیان عملیاتی داشت. یعنی زیان این بخش تقریباً ۱۲.۷ میلیارد تومان افزایش یافته و رشد آن نزدیک به ۵۰ درصد بوده است.
این عدد از کاهش درآمد مهمتر است. درآمد هلدینگ ممکن است به دلیل زمانبندی مجامع میان فصلها جابهجا شود، اما هزینههای عمومی، اداری و اداره ستاد در تمام طول سال وجود دارند. وقتی درآمد فصلی کم است، همین هزینهها خود را به شکل زیان عملیاتی نشان میدهند.
بنابراین سؤال اصلی مدیریت هزینه است: اگر درآمد سود سهام در فصلهای بعد شناسایی خواهد شد، آیا ساختار هزینه ستادی نیز متناسب با مقیاس شرکت کنترل شده یا هزینههای ثابت آن در حال رشد سریعتری هستند؟
سیتا از سود به زیان خالص رسید
گزارش تازه تنها در سطح سود عملیاتی متوقف نمیشود. شهر بورس گزارش کرده سیتا در پایان سهماهه نخست سال مالی جدید حدود ۳۸ میلیارد تومان زیان خالص ثبت کرده و از سود خالص دوره مشابه وارد زیان شده است.
مقیاس این زیان در مقایسه با سود سالانه سیتا بسیار کوچک است، اما جهت تغییر قابل توجه است. شرکت اصلی در سال مالی منتهی به ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ حدود ۹.۴ همت سود خالص و حدود ۹.۳ همت سود عملیاتی ساخته بود. در سطح تلفیقی نیز درآمد عملیاتی حدود ۵۷ همت، سود عملیاتی نزدیک ۲۴ همت و سود خالص حدود ۲۳ همت اعلام شد.
بنابراین زیان ۳۸ میلیارد تومانی فعلی را نباید در اندازه سود سالانه قبلی بزرگنمایی کرد. اما همین مقایسه نشان میدهد فصل نخست برای هلدینگ از نظر ساختار شناسایی درآمد چقدر میتواند با کل سال متفاوت باشد.
چگونه شرکتی با ۹.۴ همت سود، سه ماه بعد زیانده میشود؟
پاسخ اصلی در ماهیت حسابداری شرکتهای سرمایهگذاری است.
سیتا مالک سهام شرکتهای متعدد سیمانی و غیرسیمانی است. تا زمانی که مجمع یک شرکت سرمایهپذیر برگزار و سود نقدی آن تصویب نشود، شرکت مادر الزاماً نمیتواند آن سود را در درآمد سود سهام خود شناسایی کند. در نتیجه ممکن است یک فصل تقریباً فاقد درآمد سود سهام باشد و چند ماه بعد با برگزاری مجموعهای از مجامع، میلیاردها یا حتی هزاران میلیارد تومان درآمد در صورت مالی شرکت مادر ثبت شود.
در سال مالی گذشته نیز سیتا رسماً اعلام کرد افزایش درآمد سود سهام شرکتهای سرمایهپذیر عامل اصلی رشد بیش از ۳۰ درصدی سود عملیاتی بوده است.
بنابراین نمیتوان از گزارش سهماهه نتیجه گرفت سود سال مالی ۱۴۰۶ سیتا حتماً سقوط خواهد کرد. هنوز بخش بزرگی از سال و فصل اصلی برگزاری مجامع زیرمجموعهها باقی مانده است.
اما هزینهها تقویمی نیستند
همین ویژگی درآمدی، اهمیت هزینههای ستاد را دوچندان میکند. درآمد سود سهام ممکن است فقط در چند ماه از سال شناسایی شود، اما حقوق پرسنل، هزینه خدمات، مشاوره، استهلاک، هزینههای اداری و سایر مخارج هلدینگ ماهبهماه ادامه دارند.
به همین دلیل زیان عملیاتی فصل اول تا حدی طبیعی است؛ اما افزایش آن از ۲۵.۵ به ۳۸.۲ میلیارد تومان به این معنی است که فاصله هزینه و درآمد نسبت به دوره مشابه بزرگتر شده است.
برای تحلیل حرفهای باید دید این افزایش ۱۲.۷ میلیارد تومانی دقیقاً در کدام ردیف هزینه اتفاق افتاده است. گزارش رسانهای موجود اصل افزایش زیان را نشان میدهد، اما برای نسبت دادن تمام آن به یک عامل مشخص مانند حقوق، خدمات یا تورم اداری، جزئیات کامل یادداشتهای صورت مالی و توضیح رسمی مدیریت لازم است.
پس عبارت دقیق این نیست که «هزینه مدیریت سیتا از کنترل خارج شده»؛ داده فعلی چنین حکمی را ثابت نمیکند. آنچه میتوان گفت این است که بار خالص هزینههای عملیاتی شرکت مادر در فصل نخست نسبت به سال قبل افزایش یافته و نیازمند توضیح دقیقتر است.
تفاوت شرکت مادر با گروه را نباید فراموش کرد
سیتا یک کارخانه سیمان نیست؛ یک هلدینگ است. وقتی شرکت اصلی در یک فصل زیان میدهد، الزاماً به این معنا نیست که مجموعه کارخانههای تحت کنترل آن نیز زیانده شدهاند.
اتفاقاً سال مالی گذشته در سطح تلفیقی تصویر بسیار قدرتمندی ثبت شد. گزارش مجمع نشان میدهد درآمد عملیاتی تلفیقی حدود ۵۷ همت، سود عملیاتی حدود ۲۴ همت و سود خالص نزدیک ۲۳ همت بوده و سود خالص تلفیقی حدود ۷۹ درصد رشد کرده است.
این تفاوت باید در هر تیتر درباره سیتا حفظ شود. زیان ۳۸ میلیارد تومانی اخیر مربوط به صورت مالی شرکت سرمایهگذاری در فصل نخست است و نباید به «زیانده شدن صنعت سیمان سیتا» تعبیر شود.
اما در طرف مقابل، موفقیت زیرمجموعهها نیز نمیتواند بهانهای برای نادیده گرفتن هزینه ستاد هلدینگ باشد؛ سرمایهگذار از شرکت مادر انتظار دارد مالکیت این داراییها را با ساختار مدیریتی کارآمد اداره کند.
سیتا تقریباً تمام سود شرکتهای بزرگ را شناسایی کرده بود
تحلیلهای منتشرشده از گزارش سالانه نشان میدادند بخش عمده سود سیتا از شرکتهایی مانند سیمان فارس و خوزستان، سیمان ارومیه و سیمان صوفیان و سایر سرمایهگذاریهای اصلی حاصل شده و بخش بزرگی از سود زیرمجموعهها تا پایان سال مالی در شرکت مادر شناسایی شده است.
این موضوع توضیح دیگری برای ضعف فصل اول سال مالی جدید فراهم میکند. وقتی سال مالی سیتا در پایان اردیبهشت بسته میشود و بسیاری از سودهای شرکتهای سرمایهپذیر در دوره قبلی شناسایی شدهاند، شروع دوره بعد میتواند از نظر درآمد سود سهام کمرمق باشد.
در نتیجه مقایسه فصل نخست با سود کامل ۱۲ ماهه بدون توجه به تقویم مجامع تصویر نادرستی میسازد.
معیار مهمتر این است که تا پایان سال مالی جدید چه میزان از سود زیرمجموعهها دوباره قابلیت انتقال به سیتا را پیدا میکند.
ادغام دو شرکت زیرمجموعه همزمان با این گزارش
در همین دوره، سیتا یکی از تغییرات ساختاری مهم در مجموعه خود را نیز نهایی کرده است. شرکت «تدبیر سازه تأمین» که ۱۰۰ درصد آن در مالکیت سیتا قرار داشت، براساس مصوبه مجمع فوقالعاده ۳۱ تیر ۱۴۰۵ در شرکت «ایرانسازه» ادغام و منحل شد. تمامی اموال، داراییها، مطالبات، بدهیها، تعهدات و حقوق صاحبان سهام تدبیر سازه تأمین به ارزش دفتری به ایرانسازه منتقل شدهاند. سیتا مالک ۱۰۰ درصد هر دو شرکت بوده است.
سرمایه تدبیر سازه تأمین پیش از ادغام حدود ۳.۱ هزار میلیارد ریال، معادل نزدیک ۳۱۰ میلیارد تومان بود و پس از تجمیع، سرمایه ایرانسازه به حدود ۱۰ هزار میلیارد ریال، یعنی نزدیک یک همت، رسید.
از آنجا که مالکیت هر دو مجموعه به طور کامل متعلق به سیتاست، این ادغام به معنای فروش دارایی به شخص ثالث یا خروج یک شرکت از کنترل هلدینگ نیست. در اصل ساختار حقوقی دو بازوی کاملاً تحت مالکیت سیتا سادهتر شده است.
آیا ادغام ایرانسازه هزینه هلدینگ را پایین میآورد؟
منطق معمول ادغام دو شرکت هممالک این است که بخشی از هزینههای موازی مانند هیأتمدیره، امور اداری، حسابداری، مالیاتی، منابع انسانی و ساختار حقوقی کاهش پیدا کند و مدیریت دارایی و پروژهها در یک شرکت متمرکز شود.
منبع منتشرکننده افشای ادغام نیز هدف کلی این اقدام را سادهسازی ساختار شرکتهای زیرمجموعه و تجمیع داراییها و تعهدات عنوان کرده است.
اما هنوز برای اعلام صرفهجویی مالی عددی وجود ندارد. اینکه ادغام واقعاً چه میزان هزینه سالانه را کاهش میدهد، چه تعداد ساختار موازی حذف میشود و چه اثری بر سود گروه دارد باید در گزارشهای بعدی مشخص شود.
همین موضوع برای سیتا مهم است؛ درست در زمانی که زیان عملیاتی ستاد رشد کرده، شرکت اقدامی انجام داده که در صورت اجرای مناسب میتواند بخشی از پیچیدگی ساختاری گروه را کم کند.
تدبیر سازه خودش هم گزارش کمفشاری نداشت
صورت مالی سال ۱۴۰۴ تدبیر سازه تأمین پیش از ادغام نیز تصویر قابل توجهی داشت. داده منتشرشده از کدال نشان میدهد درآمد عملیاتی این شرکت ۲۶ درصد رشد کرده و سود ناخالص ۲۹ درصد افزایش یافته، اما زیان عملیاتی از حدود ۲.۱۳ میلیارد تومان به حدود ۱۲.۵ میلیارد تومان رسیده و بیش از چهار برابر شده است.
این شرکت اکنون در ایرانسازه ادغام شده است.
نباید زیان تدبیر سازه را مستقیماً علت زیان ۳۸ میلیارد تومانی صورت مالی شرکت مادر معرفی کرد؛ این دو صورت مالی، دو شخصیت حقوقی و دو سطح گزارشگری متفاوتاند. اما کنار هم قرار گرفتن آنها اهمیت برنامه ادغام و کاهش هزینههای ساختاری را بیشتر میکند.
اگر یکی از اهداف ادغام حذف هزینههای موازی و افزایش بهرهوری باشد، نتایج مالی ایرانسازه در دورههای آینده باید نشان دهد این هدف تا چه اندازه محقق شده است.
افت ارزش پرتفوی بورسی هم به گزارشهای مهر اضافه شد
یک روز پس از انتشار صورتهای مالی سهماهه، گزارش فعالیت شهریور سیتا نیز منتشر شد. بورس۲۴ از افت حدود ۳.۵ همتی ارزش پرتفوی بورسی سیتا در شهریور ۱۴۰۵ خبر داد و سیمان فارس و خوزستان را در صدر داراییهای بورسی شرکت معرفی کرد.
کاهش ارزش بازار پرتفوی با زیان عملیاتی سهماهه دو موضوع جداگانهاند. نوسان قیمت سهام بورسی میتواند NAV سیتا را کاهش یا افزایش دهد، در حالی که زیان عملیاتی شرکت مادر از اقلام صورت سود و زیان ناشی میشود.
اما برای سهامدار هر دو اهمیت دارند: یکی کیفیت سود دوره را نشان میدهد و دیگری ارزش روز داراییهای هلدینگ را.
از همین رو ارزیابی سیتا فقط با EPS ممکن نیست؛ NAV و روند سودآوری شرکتهای سرمایهپذیر نیز باید کنار آن دیده شوند.
سال قبل سیتا یکی از بهترین سالهای خود را پشت سر گذاشت
در مجمع شهریور، مدیریت از رشد ۴۸ درصدی سود عملیاتی شرکت اصلی و رسیدن آن به حدود ۹.۳ همت و رشد ۴۸ درصدی سود خالص تا حدود ۹.۴ همت خبر داد.
در سطح تلفیقی نیز سود خالص حدود ۲۳ همت گزارش شد و سهامداران نهایتاً ۴۱۵۵ ریال سود نقدی به ازای هر سهم تصویب کردند.
این سابقه باعث میشود گزارش سهماهه فعلی نه به عنوان اثبات سقوط ناگهانی هلدینگ، بلکه به عنوان یک علامت برای رصد کیفیت شروع سال مالی جدید دیده شود.
اگر در فصلهای بعد سودهای زیرمجموعهها طبق الگوی معمول شناسایی شوند، درآمد شرکت مادر میتواند به سرعت تغییر کند. چیزی که کمتر قابل جبران از طریق زمانبندی است، رشد ساختاری هزینههاست.
زیرمجموعهها باید پول اصلی سیتا را بسازند
در یک هلدینگ، شرکت مادر نباید الزاماً خودش فروش عملیاتی بزرگی داشته باشد. نقش آن تخصیص سرمایه، انتخاب هیأتمدیره، تأمین مالی، برنامهریزی توسعه و دریافت بازده از سرمایهگذاریهاست.
بنابراین ارزش سیتا به عملکرد کارخانههای اصلی آن وابسته است. اگر سفارس، ساروم، سصوفی، ساوه، صوفیان و سایر بازوها سود بیشتری بسازند، شرکت مادر نیز در زمان مجامع از محل DPS آنها درآمد خواهد داشت.
همین مسئله دلیل آن است که افت ۸۱ درصدی درآمد سهماهه را نباید معادل افت ۸۱ درصدی اقتصاد گروه گرفت.
اما این مدل یک مسئولیت هم ایجاد میکند: شرکت مادر باید برای خدمات ستادی خود هزینهای منطقی در برابر ارزش افزودهای که برای پرتفوی ایجاد میکند داشته باشد.
برنامه خورشیدی سیتا در حال بزرگ شدن است
در مجمع اخیر یکی از برنامههای اصلی گروه، توسعه نیروگاههای خورشیدی اعلام شد. سیتا از برنامه ایجاد مجموع حدود ۱۰۴ مگاوات ظرفیت خورشیدی خبر داده و در زمان مجمع گفته شد حدود ۲۷ مگاوات آن وارد مدار شده است.
برای گروه سیمانی که با محدودیت برق و انرژی روبهروست، این سرمایهگذاری فقط یک پروژه جانبی نیست. انرژی پایدار میتواند توقف تولید در شرکتهای زیرمجموعه را کاهش دهد و در نتیجه سودی را که نهایتاً به سیتا میرسد تقویت کند.
اما پروژههای انرژی نیز سرمایه میخواهند. بنابراین هلدینگ همزمان باید دو مسیر را مدیریت کند: کاهش هزینههای ستادی و تخصیص منابع به پروژههایی که بازده واقعی برای شرکتهای زیرمجموعه ایجاد میکنند.
اگر ساختار هلدینگ گرانتر شود و همزمان منابع زیادی در پروژههای توسعهای قفل شوند، فشار روی جریان نقد شرکت مادر بیشتر خواهد شد.
ادغام زیرمجموعهها میتواند یک آزمون برای چابکسازی باشد
ادغام تدبیر سازه در ایرانسازه از این منظر اهمیت بیشتری پیدا میکند. سیتا یک مجموعه بزرگ با شرکتهای متعدد است و هر شرکت جدید علاوه بر دارایی، یک ساختار مدیریتی، حسابداری، حقوقی و نظارتی ایجاد میکند.
اگر دو شرکت ۱۰۰ درصد متعلق به یک مالک فعالیتهای همراستا دارند، ادغام آنها میتواند تعداد لایههای مدیریتی را کاهش دهد.
در شرایطی که گزارش سهماهه افزایش زیان عملیاتی شرکت مادر را نشان میدهد، بازار میتواند از مدیریت انتظار داشته باشد نتیجه مالی این چابکسازی را نیز نشان دهد: هزینه سالانه قبل و بعد از ادغام چقدر است؟ چه تعداد واحد موازی حذف میشوند؟ و آیا بازده داراییهای منتقلشده بهتر خواهد شد؟
یک فصل برای قضاوت درباره سود سالانه کافی نیست
سال مالی سیتا تا ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۶ ادامه دارد و گزارش فعلی تنها سه ماه نخست را پوشش میدهد. هنوز بخش بزرگی از مجامع شرکتهای سرمایهپذیر و شناسایی درآمد سود سهام پیش روست.
به همین دلیل پیشبینی زیان سالانه براساس ۳۸ میلیارد تومان زیان فصل نخست فاقد پشتوانه کافی است.
حتی در دوره مشابه سال قبل نیز شرکت مادر در سطح عملیاتی زیان ۲۵.۵ میلیارد تومانی داشت و در پایان سال مالی به حدود ۹.۳ همت سود عملیاتی رسید.
همین مقایسه به خوبی نشان میدهد ماهیت فصلی شناسایی سود در سیتا تا چه اندازه شدید است.
ولی رشد زیان عملیاتی قابل حذف از تحلیل نیست
اینکه فصل اول به طور معمول فصل کمدرآمدی باشد توضیحی برای وجود زیان است، اما لزوماً توضیحی برای بزرگتر شدن زیان نسبت به سال گذشته نیست.
زیان عملیاتی از ۲۵.۵ به ۳۸.۲ میلیارد تومان رسیده؛ یعنی تقریباً ۵۰ درصد افزایش یافته است.
اگر این افزایش فقط ناشی از زمان شناسایی چند میلیارد تومان درآمد باشد، در فصول بعد قابل جبران است. اگر بخش مهمی از آن از افزایش دائمی هزینههای عمومی و اداری آمده باشد، موضوع متفاوت است؛ زیرا همان هزینه در ادامه سال نیز تکرار خواهد شد.
به همین دلیل یادداشت هزینههای عمومی، اداری و تشکیلاتی گزارش سهماهه یکی از مهمترین بخشهایی است که سهامدار باید در نسخه کامل صورت مالی بخواند.
سیتا باید هزینه ستاد را در کنار اندازه NAV توضیح دهد
هلدینگهای بزرگ معمولاً خود را براساس ارزش خالص داراییها یا NAV نیز ارزیابی میکنند. تحلیلهای بازار در ماههای گذشته ارزش روز پرتفوی بورسی سیتا را دهها همت برآورد کردهاند و شرکت مالک مجموعهای از کارخانههای بزرگ سیمانی است.
در چنین مقیاسی، هزینه چند ده میلیارد تومانی ستاد ممکن است نسبت به کل داراییها کوچک به نظر برسد. اما معیار صحیح فقط اندازه عدد نیست؛ روند آن است.
اگر هزینه ستاد سریعتر از ارزش دارایی، سود زیرمجموعهها و درآمد هلدینگ رشد کند، در بلندمدت بخشی از بازده سهامدار را مصرف میکند.
اگر در مقابل افزایش هزینه ناشی از توسعه فعالیتها باشد و به رشد چندهمتی سود شرکتهای تابعه منجر شود، اقتصادیتر خواهد بود.
این رابطه باید شفاف شود.
از سود سالانه تا زیان سهماهه؛ تناقض ظاهری سیتا
در پایان سال مالی قبل، شرکت اصلی سیتا حدود ۹.۴ همت سود خالص ساخته بود و در سطح تلفیقی نیز سود گروه به حدود ۲۳ همت رسیده بود. تنها چند ماه بعد صورت مالی سهماهه جدید از کاهش بیش از ۸۱ درصدی درآمد عملیاتی، افزایش نزدیک به ۵۰ درصدی زیان عملیاتی و ثبت حدود ۳۸ میلیارد تومان زیان خالص خبر میدهد.
این دو تصویر الزاماً متناقض نیستند. سود سیتا به شدت تحت تأثیر زمان شناسایی سود سهام شرکتهای سرمایهپذیر است و فصل نخست سال مالی نمیتواند نماینده کل سال باشد.
اما همین توضیح نباید سؤال اصلی را از بین ببرد: چرا زیان عملیاتی دوره کمدرآمد امسال نسبت به دوره مشابه سال قبل بزرگتر شده است؟
سیتا باید دو چیز را در گزارش بعدی ثابت کند
نخست اینکه افت درآمد فصل اول واقعاً عمدتاً یک پدیده زمانبندی است و سود زیرمجموعهها در فصلهای بعد وارد صورت مالی شرکت مادر خواهد شد.
دوم اینکه افزایش زیان عملیاتی نشانه شکلگیری یک روند دائمی در هزینههای ستادی نیست و اقدامات ساختاری مانند ادغام تدبیر سازه در ایرانسازه واقعاً به چابکتر شدن مجموعه منجر خواهند شد.
اگر هر دو اتفاق رخ دهند، گزارش سهماهه فعلی میتواند صرفاً یک فصل ضعیف حسابداری در آغاز سال مالی باشد.
اما اگر درآمد سود سهام در ادامه پایینتر از انتظار باشد و هزینههای اداره هلدینگ نیز در سطح جدید باقی بمانند، آن زمان مسئله از «زمان شناسایی درآمد» فراتر خواهد رفت.
در سیتا چه خبر است؟
عددهای سهماهه در نگاه نخست سنگیناند: درآمد عملیاتی از ۴.۴ میلیارد تومان به ۸۳۳ میلیون تومان رسیده، زیان عملیاتی از ۲۵.۵ به ۳۸.۱۵ میلیارد تومان افزایش یافته و شرکت سهماهه را با حدود ۳۸ میلیارد تومان زیان خالص تمام کرده است.
اما همین شرکت چند هفته قبل برای سال مالی گذشته حدود ۹.۴ همت سود خالص شرکت اصلی و نزدیک ۲۳ همت سود خالص تلفیقی گزارش کرده بود.
پس تیتر درست این نیست که «غول سیمانی ناگهان زیانده شد» و قرار است تمام سال نیز زیان بسازد؛ اطلاعات فعلی چنین چیزی را ثابت نمیکند. سیتا هلدینگ است و تقویم شناسایی سود شرکتهای سرمایهپذیر میتواند صورت مالی فصل نخست را بهشدت کمدرآمد نشان دهد.
اما یک عدد با این توضیح همچنان پابرجاست: زیان عملیاتی در همان فصل نسبت به سال قبل نزدیک به ۵۰ درصد بزرگتر شده است.
در شرایطی که سیتا همزمان ساختار زیرمجموعههای خود را با ادغام دو شرکت سادهتر کرده، پروژههای خورشیدی ۱۰۴ مگاواتی را پیش میبرد و مدیریت یکی از بزرگترین پرتفویهای سیمانی بورس را در اختیار دارد، سؤال مهم سهامدار این است: آیا فصلهای بعد نشان خواهند داد زیان ۳۸ میلیارد تومانی فقط محصول تقویم مجامع بوده است، یا رشد هزینههای اداره هلدینگ به متغیر تازهای تبدیل شده که بخشی از سود چندهمتی زیرمجموعهها را در سطح شرکت مادر مصرف میکند؟
پاسخ این سؤال نه از رکورد سود سال گذشته، بلکه از روند هزینههای ستاد، زمان شناسایی سود شرکتهای سرمایهپذیر و اثر واقعی چابکسازی ساختار سیتا در گزارشهای بعدی به دست خواهد آمد.