زنگ خطر کمتحرکی در ایران؛ ورزش به کوچه و خیابان میآید / برنامه ویژه برای پینگپنگ، والیبال و کراسفیت
علی خلیلی در تازهترین اظهارات خود تأکید کرده فدراسیون ورزشهای همگانی قصد ندارد برای همکاری، منتظر پیشنهاد سایر فدراسیونها بماند و خود به سراغ رشتههای مختلف خواهد رفت.
هدف اصلی، استفاده از ظرفیت رشتههایی است که معمولاً با مسابقات حرفهای و قهرمانی شناخته میشوند اما قابلیت تبدیل شدن به یک فعالیت عمومی و شهری را هم دارند.
بر همین اساس، مذاکراتی با فدراسیون تنیس روی میز برای ایجاد رویدادی با تعداد زیادی میز پینگپنگ در فضای باز صورت گرفته است؛ رویدادی که قرار نیست فقط ورزشکار حرفهای را جذب کند و مردم عادی نیز امکان حضور در آن خواهند داشت.
همزمان فدراسیون ورزشهای همگانی در حال مذاکره برای اجرای والیبال چهارنفره در ارومیه و گنبد و برگزاری یک رویداد بدمینتون در زنجان است. خلیلی همچنین از برنامه برای اجرای خیابانی رشتههایی مانند هندبال و بسکتبال خبر داده است.
در واقع سیاست جدید را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: کاهش فاصله میان مردم و ورزش.
چرا کمتحرکی به یک مسئله جدی تبدیل شده است؟
پشت برنامههایی مانند ورزش در کوچه، پینگپنگ شهری یا ایستگاههای ورزشی یک مسئله مهم سلامت عمومی قرار دارد.
نتایج مطالعه مبتنی بر پیمایش ملی STEPS سال ۲۰۲۱ نشان داده شیوع فعالیت بدنی ناکافی در جمعیت ایران حدود ۵۱.۳ درصد بوده است. همین بررسی همچنین نشان داد حدود ۵۰.۸ درصد جمعیت مورد بررسی رفتار کمتحرک داشتهاند.
آمار مربوط به فعالیت تفریحی حتی قابل توجهتر است. در همین مطالعه، نزدیک به ۷۹.۴ درصد افراد فاقد فعالیت بدنی تفریحی بودند و این میزان در زنان به بیش از ۸۶ درصد میرسید.
این دادهها مربوط به پیمایش ۲۰۲۱ هستند و نباید به عنوان نرخ دقیق امروز جامعه معرفی شوند، اما همچنان یکی از جامعترین تصاویر ملی موجود از وضعیت تحرک بدنی در ایران به شمار میروند.
برای مقایسه، سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۱ درصد بزرگسالان جهان به سطح توصیهشده فعالیت بدنی نمیرسیدند. البته به دلیل تفاوت زمان و روش دادهها، نمیتوان این دو عدد را یک مقایسه مستقیم آماری دانست؛ اما هر دو نشان میدهند کمتحرکی به یکی از چالشهای جدی سلامت عمومی تبدیل شده است.
هر فرد واقعاً چقدر باید ورزش کند؟
توصیه سازمان جهانی بهداشت برای بزرگسالان انجام دستکم ۱۵۰ تا ۳۰۰ دقیقه فعالیت هوازی با شدت متوسط در هفته یا ۷۵ تا ۱۵۰ دقیقه فعالیت شدید است. انجام تمرینات تقویت عضلات نیز حداقل دو روز در هفته توصیه میشود.
اما رسیدن مردم به همین حداقلها همیشه به سالن ورزشی، تجهیزات گران یا عضویت در باشگاه احتیاج ندارد.
پیادهروی سریع، دوچرخهسواری، بازیهای گروهی، ورزش در پارک و حتی برنامههایی مانند والیبال، بدمینتون و پینگپنگ شهری میتوانند بخشی از فعالیت هفتگی افراد را تأمین کنند.
همین مسئله توضیح میدهد چرا سیاست «بردن ورزش به محله» میتواند مؤثرتر از تمرکز صرف بر ساخت ورزشگاههای تخصصی باشد. کسی که برای ورزش باید مسافت زیادی طی کند، هزینه عضویت پرداخت کند یا تجهیزات حرفهای بخرد، احتمال بیشتری دارد فعالیت بدنی را کنار بگذارد.
اما وقتی میز پینگپنگ، والیبال یا یک ایستگاه ورزشی در همان محله در دسترس باشد، یکی از موانع اصلی یعنی دسترسی کاهش پیدا میکند.
۱۹۸۰ ایستگاه ورزشی جدید در راه است
برنامه فدراسیون فقط به برگزاری چند جشنواره محدود نمیشود.
خلیلی در گزارش دیگری که همین روز منتشر شد اعلام کرد تاکنون ۱۷۵۰ ایستگاه ورزش روزانه در سراسر کشور فعال شده و قرار است ۱۹۸۰ ایستگاه دیگر نیز به این مجموعه اضافه شود. بر اساس توضیحات او، بیش از ۴۰۰ مورد از ایستگاههای جدید نیز تاکنون به شبکه موجود افزوده شدهاند.
فدراسیون همچنین برنامهای با عنوان «طرح کوچه» در دست اجرا دارد؛ طرحی که هدف آن بردن فعالیت ورزشی به فضای عمومی و نزدیک محل زندگی مردم است.
مینیفوتبال، فریزبی، طنابزنی و کراسفیت در مرحله نخست این برنامه قرار دارند و قرار است در ادامه رشتههای المپیکی نیز به آن اضافه شوند.
اگر این طرح بتواند از قالب رویدادهای مقطعی خارج شود و برنامهای مستمر ایجاد کند، میتواند یکی از مهمترین تفاوتهای آن با بسیاری از طرحهای کوتاهمدت ورزش همگانی باشد.
کراسفیت؛ برگ جدید فدراسیون ورزشهای همگانی
یکی از رشتههایی که در برنامه جدید جایگاه ویژهای پیدا کرده، کراسفیت است.
خلیلی میگوید هیئتهای استانی استقبال قابل توجهی از این رشته داشتهاند و برنامههای آن در سه بخش آموزش، ورزش همگانی و رقابتی دنبال میشود.
لیگ انفرادی کراسفیت نیز آغاز شده و طبق اعلام رئیس فدراسیون، رقابتهای مردان به مراحل پایانی رسیده و بخش زنان در پردیس در حال برگزاری است. بیش از ۴۰۰ ورزشکار در این رویداد حضور داشتهاند.
کراسفیت به دلیل ترکیب تمرینات قدرتی و هوازی میتواند برای گروهی از ورزشکاران جذاب باشد، اما تبدیل آن به یک فعالیت کاملاً همگانی نیازمند توجه جدی به سطح آمادگی افراد است. تمرینات پرفشار باید متناسب با سن، سابقه ورزشی و وضعیت جسمانی هر فرد تنظیم شوند؛ همان اصلی که در توصیههای فعالیت بدنی نیز بر افزایش تدریجی و متناسب فعالیت تأکید میشود.
در نتیجه نقطه قوت کراسفیت برای ورزش همگانی نه الزاماً اجرای نسخههای بسیار سنگین رقابتی، بلکه امکان طراحی تمرینات متنوع و قابل تنظیم برای سطوح مختلف است.
ناشنوایان و توانیابان هم وارد برنامه میشوند
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه برنامه جدید، تلاش برای فراگیرتر کردن ورزش همگانی است.
خلیلی از امضای تفاهمنامه با فدراسیون ورزشهای ناشنوایان خبر داده و تأکید کرده جانبازان و توانیابان نیز باید بخشی از برنامهها و رویدادهای عمومی ورزش باشند.
این موضوع از منظر سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد. اگر هدف ورزش همگانی افزایش میانگین فعالیت بدنی کل جامعه باشد، برنامهها نمیتوانند صرفاً برای جوانان سالم و افراد دارای آمادگی جسمانی مناسب طراحی شوند.
کودکان، سالمندان، زنان، افراد دارای معلولیت و کسانی که سابقه ورزش منظم ندارند دقیقاً همان گروههایی هستند که ایجاد فرصتهای ساده و در دسترس برای آنها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ورزش قهرمانی این بار باید به کمک ورزش همگانی بیاید
نکته متفاوت در برنامه خلیلی، تلاش برای شکستن مرز قدیمی میان ورزش قهرمانی و همگانی است.
والیبال ایران معمولاً با تیم ملی و مسابقات بینالمللی شناخته میشود، تنیس روی میز و بدمینتون فدراسیونهای تخصصی خود را دارند و بسکتبال نیز ساختاری قهرمانی دارد؛ اما فدراسیون ورزشهای همگانی میخواهد از محبوبیت و زیرساخت همین رشتهها برای حرکت دادن مردم استفاده کند.
حتی هیئتهای استانی نیز قرار است تنها برگزارکننده مسابقات قهرمانی نباشند و در اجرای رویدادهای عمومی و در مرحله بعد استعدادیابی نقش داشته باشند.
این مدل در صورت اجرای درست میتواند یک چرخه دوطرفه ایجاد کند؛ ورزش قهرمانی مردم را به حرکت ترغیب کند و ورزش همگانی نیز استعدادهای تازهای به ورزش حرفهای تحویل دهد.
چالش اصلی؛ مردم باید بعد از جشنواره هم ورزش کنند
با این حال، تعداد رویدادها یا ایستگاههای افتتاحشده بهتنهایی معیار موفقیت نیست.
مسئله اصلی این است که چند نفر پس از تجربه اولیه، ورزش را به بخشی ثابت از زندگی خود تبدیل میکنند. برگزاری یک جشنواره پرجمعیت در یک روز میتواند نشاط ایجاد کند، اما کاهش واقعی کمتحرکی نیازمند فعالیت منظم هفتگی است.
به همین دلیل موفقیت طرحهایی مانند «کوچه»، پینگپنگ شهری، والیبال چهارنفره و هزاران ایستگاه ورزشی زمانی قابل سنجش خواهد بود که میزان استفاده مستمر مردم، پوشش زنان و سالمندان، پراکندگی جغرافیایی و تداوم فعالیت آنها نیز اندازهگیری شود.
دادههای موجود نشان میدهد مسئله کمتحرکی در ایران کوچک نیست؛ بیش از نیمی از جمعیت بزرگسال در آخرین پیمایش جامع به سطح کافی فعالیت بدنی نمیرسیدند.
بنابراین حرکت تازه فدراسیون ورزشهای همگانی میتواند از نظر جهتگیری درست باشد: به جای انتظار برای آمدن مردم به ورزشگاه، ورزش باید به جایی برود که مردم زندگی میکنند؛ کوچه، پارک، محله و فضای شهری.
حالا آزمون اصلی این است که این ایده از چند رویداد جذاب و کوتاهمدت عبور کند و به عادتی روزانه تبدیل شود؛ زیرا در مبارزه با کمتحرکی، مهمتر از تعداد جشنوارهها، تعداد مردمی است که فردای جشنواره نیز دوباره ورزش میکنند.