طرح تازه برای مدیریت سکوهای لیگ برتر؛ کانون هواداران رسمی میشود و زنان وارد آییننامه شدند
فوتبال ایران در آستانه یک تغییر مهم در نحوه اداره سکوهای ورزشگاهها قرار گرفته است. جلسه کمیسیون تربیت بدنی و ورزش کشور روز ۲۶ مرداد به ریاست احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان، برگزار شد و اصلیترین دستور جلسه آن نه مسائل فنی لیگ برتر، بلکه موضوعی بود که طی سالهای گذشته بارها باشگاهها، فدراسیون فوتبال و نهادهای انضباطی را درگیر کرده است: ساماندهی هواداران و کانونهای هواداری.
پیشنویس آییننامه «تشکیل و فعالیت کانون هواداران باشگاههای لیگ برتر فوتبال کشور» از سوی معاونت توسعه ورزش همگانی و امور فرهنگی وزارت ورزش تهیه شده و پیش از این نیز چند جلسه میان وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال برای تدوین آن برگزار شده است. نتیجه جلسه تازه اما تصویب نهایی نبود؛ اعضا به این جمعبندی رسیدند که متن فعلی ابهامهای حقوقی، مالی و ساختاری دارد و باید در یک کمیته تخصصی اصلاح شود.
مدیریت سکوها به خود هواداران سپرده میشود؟
شاید مهمترین جمله این جلسه را احمد راستینه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، بیان کرده باشد. او معتقد است فوتبال ایران ناگزیر است به سمت ایجاد کانونهای هواداری حرکت کند و مدیریت سکوها را به خود این کانونها بسپارد.
این ایده در صورت اجرایی شدن میتواند ساختار فعلی ورزشگاهها را تغییر دهد.
در سالهای گذشته اصطلاح «لیدر» در فوتبال ایران بارها مورد استفاده قرار گرفته، اما رابطه حقوقی بسیاری از لیدرها با باشگاه، میزان مسئولیت آنها، منبع تأمین هزینهها و حدود اختیاراتشان همیشه شفاف نبوده است. همین ابهام زمانی جدیتر میشود که یک شعار توهینآمیز، درگیری، بینظمی یا رفتار پرخطر روی سکو اتفاق میافتد و این سؤال مطرح میشود که مسئول کنترل و پیشگیری از آن چه نهادی بوده است.
مهدی تاج نیز پیشتر گفته بود کانونهای هواداری با نیروهای خود میتوانند تماشاگران را به جایگاهها هدایت کنند و ترکیب این سازوکار با بلیتفروشی مبتنی بر کد ملی امکان رصد بهتر اتفاقات ورزشگاه را فراهم میکند.
بنابراین هدف آییننامه تازه ظاهراً عبور از ساختار غیررسمی «لیدری» به سمت نهادی با نام، مسئولیت، آموزش و حدود اختیارات مشخص است.
اتفاق تازه در فوتبال ایران؛ «هواداری زنان» وارد سند رسمی شد
یکی از مهمترین بخشهای پیشنویس، مستقیماً به زنان هوادار فوتبال مربوط میشود.
طبق گزارش منتشرشده از جلسه، برای نخستینبار موضوع هواداری زنان در یک سند مکتوب مرتبط با این حوزه مورد توجه قرار گرفته است. در آییننامه پیشنهادی، تشکیل بخش ویژه هواداری بانوان و فراهم کردن زمینه حضور بیشتر خانوادهها در ورزشگاهها پیشبینی شده، هرچند اعضای جلسه تأکید کردهاند ابعاد اجرایی این بخش هنوز به بررسی بیشتری نیاز دارد.
اهمیت این بند فقط در فراهم کردن جایگاه برای زنان خلاصه نمیشود. اگر نسخه نهایی ساختاری مستقل برای هواداران زن تعریف کند، باشگاهها ممکن است برای نخستینبار مجبور شوند در زمینه سازماندهی، آموزش، خدمات، ارتباط با تماشاگران زن و مدیریت سکوهای آنان مسئولیت مشخصی بپذیرند.
حضور زنان در مسابقات لیگ برتر طی سالهای گذشته گسترش پیدا کرده و حتی مسابقاتی با جمعیت قابل توجه هواداران زن برگزار شده است، اما تبدیل این حضور از یک تصمیم اجرایی مسابقهبهمسابقه به بخشی از ساختار رسمی هواداری، مرحله متفاوتی محسوب میشود. نخستین حضور زنان در مسابقات لیگ برتر در ورزشگاه آزادی نیز در سال ۱۴۰۱ ثبت شده بود.
آییننامه هنوز تصویب نشده؛ یک نکته مهم برای هواداران
با وجود اهمیت خبر، باید به یک نکته توجه داشت: هیچ آییننامه نهایی و لازمالاجرایی هنوز ابلاغ نشده است.
آنچه اکنون وجود دارد یک پیشنویس است که در کمیسیون بررسی شده و نیازمند اصلاح تشخیص داده شده است. قرار است طی روزهای آینده اعضای کمیته تخصصی تعیین شوند و نسخه اصلاحشده ظرف حدود یک ماه آماده شود.
بنابراین هنوز نمیتوان با قطعیت گفت کانونهای هواداری از چه تاریخی آغاز به کار خواهند کرد، عضویت در آنها چگونه خواهد بود، چه کسی مدیران کانون را انتخاب میکند، منابع مالی آنها از کجا تأمین خواهد شد یا لیدرهای فعلی با چه سازوکاری وارد ساختار جدید میشوند.
اتفاقاً همین موضوعات از جمله مواردی هستند که در جلسه بهعنوان ابهام مطرح شدهاند.
پول کانونهای هواداری از کجا میآید؟
مسئله مالی یکی از حساسترین بخشهای طرح است.
یک کانون هواداری فعال میتواند هزینههای متعددی داشته باشد؛ از نیروی اجرایی و آموزش گرفته تا فعالیت فرهنگی، ساماندهی سکوها، تجهیزات و ارتباط با هواداران. اگر این هزینهها مستقیماً توسط باشگاه پرداخت شود، باید مشخص باشد پول تحت چه عنوانی و با چه سازوکار نظارتی هزینه میشود. اگر کانون درآمد مستقل داشته باشد نیز باید چارچوب حقوقی و مالی آن روشن شود.
گزارش جلسه وزارت ورزش صراحتاً نشان میدهد ابهامهای مالی و حقوقی جزو مواردی بوده که اعضا خواستار اصلاح آنها شدهاند.
این بخش برای فوتبال ایران اهمیت ویژه دارد؛ زیرا رسمی کردن یک ساختار بدون شفافیت مالی ممکن است به جای حل مسئله لیدرها، فقط شکل حقوقی متفاوتی به همان روابط گذشته بدهد.
کانون هواداران قرار نیست باشگاه را اداره کند
مرز میان «نمایندگی هواداران» و «دخالت در تصمیمات باشگاه» نیز یکی دیگر از موضوعات مهم پیشنویس است.
قرار است در نسخه نهایی حدود فعالیت کانونها بهگونهای تعریف شود که این تشکلها وارد تصمیمات مدیریتی باشگاه نشوند.
این تفکیک ضروری است. کانون هواداری میتواند درباره رفتار سکوها، ارتباط با تماشاگران، فعالیتهای فرهنگی، سازماندهی سفرهای هواداری یا خدمات روز مسابقه نقش داشته باشد، اما اگر نفوذ آن به انتخاب مدیر، مربی، بازیکن یا تصمیمهای اقتصادی باشگاه گسترش پیدا کند، عملاً یک مرکز قدرت غیررسمی در کنار ساختار مدیریت باشگاه شکل خواهد گرفت.
دنیامالی نیز تأکید کرده آییننامه نباید مدیریت فدراسیونها و باشگاهها را با حاشیه مواجه کند و فعالیت کانونها باید در یک نظام حقوقی مشخص تعریف شود.
گره آییننامه با لایحه نظام جامع باشگاهداری
مهمترین مانع حقوقی فعلی اما بیرون از خود وزارت ورزش قرار دارد.
اعضای جلسه تأکید کردهاند تعاریف آییننامه باید با لایحه نظام جامع باشگاهداری منطبق شود. دلیل این حساسیت آن است که در لایحه، برای مفاهیمی مانند باشگاه و کانون هواداری تعاریف حقوقی در نظر گرفته شده و آییننامه اجرایی نمیتواند تعریفی متفاوت با قانون بالادستی ایجاد کند.
این لایحه مسیر طولانیای را طی کرده است. شورای نگهبان در آبان ۱۴۰۴ پس از بررسی آن، نسبت به بخشهایی از متن ایرادها و ابهامهایی مطرح کرد. در گزارش بعدی خانه ملت نیز اعلام شد بررسی لایحه در کمیسیون تخصصی و صحن مجلس پایان یافته و بخش مربوط به اصلاح ایرادات شورای نگهبان باقی مانده است.
حالا خود وزارت ورزش نیز نهایی شدن آییننامه هواداری را به همین چارچوب حقوقی پیوند زده است. این یعنی سرعت اجرای طرح تا حدی به تعیین تکلیف نهایی قانون باشگاهداری وابسته خواهد بود.
دنیامالی یک قدم جلوتر رفت؛ طرح فقط برای فوتبال نباشد
نکته قابل توجه دیگر این است که وزیر ورزش نمیخواهد پروژه در لیگ برتر فوتبال متوقف شود.
دنیامالی گفته وقتی درباره تماشاگر و هوادار تصمیم گرفته میشود، موضوع میلیونها نفر با قومیتها و علایق مختلف است و سیاست فرهنگی سکوها باید فراتر از فوتبال و برای همه رشتههای ورزشی دیده شود.
اگر این نگاه وارد نسخه نهایی سیاستگذاری شود، فوتبال میتواند آزمایشگاه اولیه مدلی باشد که بعداً برای والیبال، بسکتبال، فوتسال و سایر رشتههای پرتماشاگر نیز توسعه پیدا کند.
آیا نسخه تازه میتواند مشکل سکوهای فوتبال را حل کند؟
صرف تشکیل کانون هواداران تضمینی برای تغییر فرهنگ ورزشگاه نیست.
آییننامه زمانی اثرگذار خواهد بود که چند مسئله همزمان حل شود: مشخص بودن مسئولیت باشگاه، آموزش افراد فعال در کانون، شفافیت مالی، سازوکار برخورد با تخلف، ارتباط کانون با امنیت ورزشگاه، تعیین مسئولیت در قبال شعارها و درگیریها و ایجاد جایگاه واقعی برای زنان و خانوادهها.
وزارت ورزش پیشتر نیز بر ضرورت داشتن کانون هواداری در باشگاهها تأکید کرده بود؛ شروین اسبقیان در سال ۱۴۰۳ گفته بود قابل قبول نیست باشگاهی کانون هواداران نداشته باشد و خواستار نظارت جدیتر فدراسیون فوتبال شده بود. بنابراین مسئله تازه، صرفاً اعلام ضرورت تشکیل کانون نیست؛ تفاوت اصلی باید در قابل اجرا شدن و مسئولیتپذیر بودن ساختار جدید باشد.
حالا یک ضربالاجل یکماهه پیش روی وزارت ورزش، فدراسیون فوتبال و کمیته تخصصی قرار گرفته است.
اگر وعده اعلامشده عملی شود، فوتبال ایران تا حدود یک ماه دیگر باید به نسخهای نزدیک به نهایی از آییننامه کانونهای هواداری برسد؛ سندی که میتواند تکلیف لیدرها، مدیریت سکوها، هواداران زن، آموزش و مسئولیت باشگاهها را روشنتر کند.
اما آزمون واقعی بعد از نوشتن آییننامه آغاز میشود؛ اینکه آیا باشگاههای لیگ برتر حاضر خواهند شد مدیریت سکو را از روابط غیررسمی خارج کنند و مسئولیت آن را به یک ساختار شفاف، آموزشدیده و پاسخگو بسپارند یا «کانون هواداران» فقط نام تازهای برای همان مدل قدیمی خواهد بود.