تاجرنیا و وعدهای که برای استقلال هزینه ساخت؛ آیا «قول وکیل» مسئولیت مدیر را کم میکند؟
علی تاجرنیا روز دوشنبه ۲۶ مرداد در جمع خبرنگاران به صراحت پذیرفت که وعدهاش به هواداران استقلال درباره باز شدن پنجره نقلوانتقالاتی اشتباه بوده است.
او توضیح داد تمام تلاش باشگاه برای رفع محرومیت انجام شده اما نتیجهای به دست نیامده و در بخشی از صحبتهایش گفت وقتی وکیل باشگاه به او قول داده، او نیز به هواداران قول داده است. تاجرنیا در عین حال تأکید کرد که خود را مقصر اصلی بسته ماندن پنجره نمیداند.
مشکل دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود.
مدیر باشگاه طبیعتاً برای پروندههای تخصصی باید از وکیل، مدیر حقوقی، مدیر مالی و سایر کارشناسان استفاده کند. هیچ مدیری نمیتواند شخصاً متخصص تمام حوزهها باشد. اما شنیدن نظر متخصص با انتقال مسئولیت تصمیم نهایی به متخصص تفاوت دارد.
وقتی یک وعده از زبان رئیس هیئتمدیره و سرپرست مدیرعاملی استقلال به هواداران منتقل میشود، دیگر آن وعده متعلق به وکیل باشگاه نیست؛ به وعده مدیریت استقلال تبدیل شده است.
یک ماه قبل چه گفته شده بود؟ «قریب به یقین پنجره باز میشود»
مرور اظهارات قبلی تاجرنیا اهمیت ماجرا را بیشتر میکند.
او ۱۸ تیر در گفتوگویی درباره پرونده استقلال گفته بود براساس توضیحات وکلای باشگاه «خیلی امیدوار» است و سپس احتمال باز شدن پنجره را بسیار بالا دانست. تاجرنیا حتی توضیح داد استقلال روند جذب بازیکنان جدید را متوقف نمیکند و اگر پنجره باز نشود، امکان قرض دادن خریدهای جدید وجود خواهد داشت.
این یعنی مدیریت استقلال صرفاً یک امید حقوقی داخلی نداشته؛ براساس آن امید، برنامه نقلوانتقالاتی باشگاه را نیز طراحی کرده است.
در مدیریت حرفهای، همین نقطه محل پرسش است: آیا قبل از خرید بازیکن و ایجاد انتظار عمومی، سناریوی شکست حقوقی پرونده با همان جدیتی که سناریوی پیروزی بررسی شد، روی میز قرار داشت؟
استقلال اکنون پاسخ عملی این سؤال را گرفته است.
محمد خلیفه و بهرام گودرزی؛ هزینه مستقیم پنجره بسته
محمد خلیفه و بهرام گودرزی با پرداخت رضایتنامه از آلومینیوم اراک به استقلال منتقل شدند، در تمرینات پیشفصل آبیها نیز حضور یافتند و حتی با پیراهن استقلال رونمایی شدند؛ اما پنجره باز نشد.
باشگاه آلومینیوم روز ۸ اوت رسماً اعلام کرد هر دو بازیکن براساس تفاهم دو باشگاه به اراک برمیگردند و تا باز شدن پنجره استقلال برای ایرالکو بازی خواهند کرد. طبق گزارش منتشرشده، آنها دستکم تا نیمفصل امکان حضور در تیم استقلال را ندارند.
بنابراین تبعات پیشبینی غلط فقط در حد یک جمله یا یک وعده رسانهای باقی نمانده است.
استقلال برای جذب دو بازیکن اقدام کرده، کادر فنی روی حضور آنها حساب باز کرده و هوادار نیز انتظار داشته خریدهای جدید را در ترکیب ببیند؛ اما در نهایت بازیکنان دوباره به باشگاه قبلی برگشتهاند.
این همان جایی است که پاسخ «وکیل قول داده بود» برای توضیح یک تصمیم مدیریتی کافی به نظر نمیرسد.
پرونده منتظر محمد؛ آیا واقعاً مدیریت فعلی بیتقصیر است؟
البته باید یک نکته را منصفانه در نظر گرفت: ریشه پروندهای که باعث محرومیت استقلال شد به تصمیمهای مدیریتی قبل برمیگردد.
منتظر محمد با استقلال قرارداد داشت و قراردادش در دوره مدیریت قبلی به شکل یکطرفه فسخ شد؛ اتفاقی که زمینه شکایت بازیکن عراقی و نهایتاً محرومیت نقلوانتقالاتی باشگاه را ایجاد کرد.
اما اسناد منتشرشده توسط خبرگزاری مهر بخش دیگری از داستان را نشان میدهد. براساس این گزارش، علی تاجرنیا در اول اردیبهشت ۱۴۰۴ در نامهای به مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس درباره پروندههای منتظر محمد و کوین یامگا هشدار داده و خواستار تأمین منابع شده بود. مهر گزارش کرده منابع مالی نیز در اختیار باشگاه قرار گرفت، اما پرونده منتظر محمد به توافق و تسویه منتهی نشد.
اگر این گزارش و اسناد مبنا قرار گیرد، مدیریت فعلی نمیتواند تمام اتفاق را صرفاً به مدیران قبلی منتسب کند.
فسخ اولیه ممکن است میراث مدیریت گذشته باشد؛ اما مدیریت یک بحرانِ بهارثرسیده، وظیفه مدیریت جدید است.
همزمان پرونده یاسر آسانی هم روی میز کمیته انضباطی است
پنجره بسته تنها پرونده حقوقی استقلال نیست.
یاسر آسانی در نامهای به تاریخ ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرده بود به دلیل مطالبات پرداختنشده قراردادش را با استقلال با اثر فوری فسخ میکند. این بازیکن بعداً به تهران بازگشت، در تمرینات حاضر شد و در هفته نخست لیگ برای استقلال بازی کرد. البته صرف نامه فسخ به معنای تأیید قطعی اعتبار آن توسط مرجع قضایی فوتبال نیست و وضعیت حقوقی پرونده همچنان محل اختلاف است.
پس از پیروزی ۴ بر صفر استقلال برابر مس شهربابک، باشگاه کرمانی به استفاده از آسانی اعتراض کرد و شکایت رسمی آن روز ۲۵ مرداد به کمیته انضباطی رسید. مس معتقد است با توجه به فسخ قبلی و بسته بودن پنجره، حضور بازیکن قانونی نبوده است؛ استقلال در مقابل بر قانونی بودن استفاده از آسانی تأکید دارد و رأی نهایی هنوز صادر نشده است.
بنابراین برخلاف برخی روایتها، فعلاً شکایت رسمی تأییدشده متعلق به مس شهربابک است و نمیتوان پیش از صدور رأی گفت استقلال قطعاً از بازیکن غیرمجاز استفاده کرده است.
اما اصل شکل گرفتن چنین پروندهای دوباره اهمیت مدیریت حقوقی باشگاه را به رخ میکشد.
مدیر باید حرف متخصص را بشنود؛ نه اینکه مسئولیت را به او واگذار کند
در هر سازمان حرفهای، مشاور حقوقی موظف است احتمال موفقیت یک پرونده را ارزیابی کند. ممکن است ارزیابی او هم اشتباه از آب دربیاید؛ دعاوی حقوقی ذاتاً با عدم قطعیت همراه هستند.
اما مدیرعامل یا رئیس هیئتمدیره وظیفه متفاوتی دارد.
او باید نظر وکیل را در کنار اسناد پرونده، بدترین سناریوی ممکن، هزینه شکست، برنامه جایگزین و اثر تصمیم بر تیم بررسی کند و سپس موضع رسمی باشگاه را اعلام کند.
اگر وکیل بگوید شانس موفقیت ۹۰ درصد است، مدیر همچنان باید درباره آن ۱۰ درصد شکست تصمیم داشته باشد.
از این منظر، مسئله استقلال صرفاً این نیست که وکیل چه قولی داده است؛ مسئله این است که چرا اطمینان یک مشاور حقوقی به وعده عمومی مدیر باشگاه تبدیل شد.
«اگر امروز بروم خوشحالترم»؛ جملهای که سؤال استعفا را زنده کرد
بخش دیگری از صحبتهای تاجرنیا نیز بازتاب زیادی پیدا کرد. او گفت اگر همین امروز از استقلال برود، خوشحالتر از آن است که فردا برود؛ هرچند بلافاصله تأکید کرد انتقادها او را از ادامه کارهای مثبت باشگاه منصرف نمیکند.
این جمله الزاماً اعلام استعفا نیست، اما طبیعی است که پرسش تازهای ایجاد کند.
وقتی مدیری از یک سو میگوید ماندن در سمت برایش منفعت شخصی ندارد و رفتن حتی باعث خوشحالیاش خواهد شد و از سوی دیگر بخشی از تصمیمها و وعدههای مدیریتی خود را اشتباه میداند، افکار عمومی میتواند بپرسد: پس معیار ادامه حضور چیست؟
پاسخ منطقی نمیتواند صرفاً «ماندن» یا «رفتن» باشد.
اگر تاجرنیا معتقد است پروژه مدیریتی فعلی استقلال در مجموع موفق است، باید با گزارش شفاف، شاخصهای قابل اندازهگیری و پذیرش مسئولیت نتایج از آن دفاع کند. اگر نیز به این نتیجه رسیده که ساختار به مدیری دیگر نیاز دارد، واگذاری مسئولیت اتفاق عجیبی نیست.
آنچه اعتماد را بیشتر فرسوده میکند، ماندن در نقطهای میان این دو حالت است؛ هم اعلام آمادگی برای رفتن و هم ادامه کار بدون روشن شدن معیار موفقیت.
استقلال بیش از وعده، به مدیریت ریسک نیاز دارد
استقلال در آستانه فصلی قرار گرفته که باید همزمان در لیگ برتر، جام حذفی و لیگ نخبگان آسیا رقابت کند. در چنین شرایطی، اشتباه حقوقی یا اداری میتواند به اندازه یک اشتباه فنی در زمین هزینه داشته باشد.
پنجره بسته باعث شد خلیفه و گودرزی از دسترس کادر فنی خارج شوند. پرونده یاسر آسانی اکنون در کمیته انضباطی مطرح است و استقلال نیز همچنان باید با آثار پرونده منتظر محمد کنار بیاید.
برای همین، مهمترین بخش صحبت اخیر تاجرنیا شاید اعتراف به اشتباه در وعده دادن باشد؛ اما این اعتراف زمانی ارزش مدیریتی پیدا میکند که به تغییر روش منجر شود.
از این پس کافی نیست وکیل بگوید پرونده حل میشود، مدیر نقلوانتقالات بگوید بازیکن میآید یا یک واسطه وعده یک انتقال بزرگ بدهد. مدیریت استقلال باید قبل از تبدیل هر اطمینان داخلی به وعده عمومی، خودش مسئولیت سنجیدن واقعیت را برعهده بگیرد.
هوادار استقلال در نهایت با وکیل باشگاه قرارداد مدیریتی ندارد؛ او مدیر باشگاه را میشناسد. به همین دلیل نیز پاسخگویی نهایی نمیتواند پشت نظر یک مشاور متوقف شود.
تاجرنیا گفته اگر امروز برود خوشحالتر از فرداست. مسئله اما خوشحالی از رفتن یا اصرار به ماندن نیست؛ مسئله این است که استقلال در یکی از حساسترین مقاطع خود، مدیری میخواهد که پیش از وعده دادن احتمال شکست را هم ببیند و پس از شکست، مسئولیت تصمیم نهایی را تمام و کمال بپذیرد.