کلاتنبرگ گل استقلال خوزستان را آفساید دانست؛ VAR در بازی پرسپولیس چه چیزی را ندید؟
دیدار هفته دوم لیگ برتر میان پرسپولیس و استقلال خوزستان با وجود پیروزی سرخپوشان، از نظر داوری حاشیههای زیادی داشت. باشگاه پرسپولیس نیز بلافاصله پس از پایان مسابقه با ارسال نامهای رسمی به کمیته داوران فدراسیون فوتبال، به عملکرد حسن اکرمی اعتراض کرد. گزارشهای منتشرشده در روز ۲۹ مرداد نیز ارسال این شکایت رسمی را تأیید میکنند.
در میان صحنههای مورد بحث، گل استقلال خوزستان شاید پیچیدهترین آنها باشد؛ چون در یک اتفاق چندثانیهای دو مسئله کاملاً متفاوت داوری وجود دارد.
سؤال اول؛ آیا تمام توپ واقعاً از خط دروازه عبور کرد؟
کلاتنبرگ ابتدا روی همان چیزی دست گذاشته که تصاویر تلویزیونی پاسخ قطعی به آن نمیدهند: آیا توپ بهطور کامل از خط دروازه عبور کرده است؟
قانون ۱۰ فوتبال در این زمینه هیچ ابهامی ندارد. طبق قوانین رسمی IFAB، فقط زمانی گل به ثمر رسیده که تمام حجم توپ بهطور کامل از تمام عرض خط دروازه عبور کرده باشد؛ آن هم بین دو تیر و زیر تیر افقی و مشروط به اینکه تیم مهاجم پیش از گل مرتکب تخلفی نشده باشد.
این تفاوت مهم است. برخورد توپ با خط یا عبور بخش عمدهای از آن برای اعلام گل کافی نیست. اگر حتی قسمت کوچکی از توپ روی صفحه عمودی خط باقی مانده باشد، گل محسوب نمیشود.
مشکل صحنه پرسپولیس و استقلال خوزستان این است که، همانطور که کلاتنبرگ نیز اشاره کرده، زاویههای تلویزیونی موجود امکان قضاوت قطعی درباره عبور کامل توپ را نمیدهند.
در چنین صحنههایی دوربینی که دقیقاً روی خط دروازه قرار داشته باشد یا فناوری خط دروازه میتواند پاسخ قطعی بدهد. IFAB نیز در دستورالعمل داوران توضیح میدهد که وقتی مسئله عبور کامل توپ مطرح است، جایگیری روی خط اهمیت تعیینکنندهای دارد.
اما کلاتنبرگ میگوید حتی اگر این قسمت را به سود استقلال خوزستان فرض کنیم و بپذیریم توپ کاملاً عبور کرده، باز هم مشکل دیگری وجود دارد.
مسئله دوم از نگاه کلاتنبرگ مهمتر است؛ آفساید
نقطه اصلی تحلیل داور انگلیسی، بازیکن استقلال خوزستانی است که هنگام حرکت توپ به سمت دروازه در موقعیت آفساید قرار دارد.
صرف قرار داشتن در موقعیت آفساید تخلف نیست. قانون ۱۱ تصریح میکند بازیکن فقط زمانی جریمه میشود که پس از قرار گرفتن در آن وضعیت، در جریان بازی فعال شود یا بر حریف تأثیر بگذارد.
اینجاست که صحنه مورد بحث حساس میشود.
کلاتنبرگ معتقد است مهاجم آبیپوش با حضور خود مانع حرکت مدافع پرسپولیس به سمت توپ شده و در نتیجه امکان دفاع کردن و تلاش برای دفع توپ از روی خط را از او گرفته است.
این دقیقاً یکی از مصادیقی است که قانون آفساید درباره آن توضیح مشخص دارد.
IFAB میگوید اگر بازیکنی که از موقعیت آفساید حرکت کرده یا در همان موقعیت ایستاده است در مسیر حریف قرار بگیرد و حرکت او به سمت توپ را مختل کند، در صورتی که این اقدام بر توانایی مدافع برای بازی کردن یا رقابت بر سر توپ اثر بگذارد، باید آفساید اعلام شود.
بنابراین از نظر اصول قانونی، استدلال کلاتنبرگ کاملاً قابل فهم است: مهاجم لازم نیست خودش توپ را لمس کند تا آفساید شود.
همین که حضور او به شکل مؤثر مانع مدافعی شود که امکان بازی با توپ دارد، برای فعال شدن تخلف آفساید کافی است.
چرا لمس نکردن توپ، مهاجم را نجات نمیدهد؟
این یکی از سوءبرداشتهای رایج در بحثهای داوری است.
گاهی تصور میشود بازیکنی که در آفساید قرار دارد تا وقتی توپ را لمس نکند نمیتواند مرتکب تخلف شود؛ در حالی که قانون چنین چیزی نمیگوید.
یک بازیکن میتواند بدون یک لمس توپ هم آفساید شود؛ مثلاً اگر دید دروازهبان را بهوضوح مسدود کند، برای توپ با حریف رقابت کند یا مسیر بازیکن حریف برای رسیدن به توپ را مختل کند.
بنابراین سؤال داور در چنین صحنهای نباید صرفاً این باشد که «مهاجم توپ را زد یا نه؟»
سؤال درست این است: اگر آن مهاجم آنجا نبود، مدافع پرسپولیس امکان واقعی برای رسیدن به توپ و دفع آن داشت؟
برداشت کلاتنبرگ مثبت است. او معتقد است بازیکن استقلال خوزستان مشخصاً جلوی حرکت مدافع را گرفته و همین دخالت برای اعلام آفساید کفایت میکند.
البته این بخش برخلاف محل قرارگیری بازیکن، یک قضاوت کاملاً مکانیکی نیست. اینکه مزاحمت تا چه حد روی توانایی مدافع تأثیر گذاشته، در نهایت نیازمند ارزیابی داوری تصاویر است.
همین ویژگی، نقش VAR را مهمتر میکند.
VAR در چنین صحنهای دقیقاً چه وظیفهای دارد؟
براساس پروتکل رسمی VAR، تمام اتفاقاتی که مستقیماً به «گل یا عدم گل» مربوط میشوند قابل بررسی هستند. این بررسی نهفقط عبور توپ از خط، بلکه تخلفات تیم مهاجم در فرآیند گل از جمله آفساید، هند یا خطا را نیز شامل میشود.
بنابراین هر دو بخش صحنه استقلال خوزستان اصولاً در حوزه اختیارات VAR قرار دارند.
تشخیص اینکه توپ بهطور کامل از خط گذشته یا خیر یک مسئله عمدتاً فکتمحور است. همین موضوع درباره موقعیت اولیه آفساید بازیکن نیز صدق میکند.
اما اینکه بازیکنِ در آفساید واقعاً در حرکت مدافع اخلال ایجاد کرده یا نه، موضوعی تفسیری و داوری است. خود پروتکل IFAB نیز مشخصاً «interference at offside» یا تأثیرگذاری بازیکن در موقعیت آفساید را از تصمیمات ذهنی میداند که در صورت نیاز، بازبینی کنار زمین توسط داور میتواند برای آن مناسب باشد.
به زبان ساده، VAR میتوانست دو سؤال را جداگانه بررسی کند:
اول اینکه آیا مهاجم در لحظه موردنظر در موقعیت آفساید بوده است؟
و دوم اینکه آیا او با حضورش مانع حرکت مدافع برای بازی با توپ شده است؟
کلاتنبرگ پاسخ سؤال دوم را روشن میداند و به همین دلیل معتقد است VAR باید در تصمیم داور مداخله میکرد.
آیا نظر کلاتنبرگ یعنی اشتباه داوری «قطعی» شده است؟
نه؛ اینجا باید میان نظر کارشناسی و رأی رسمی کمیته داوران تفاوت گذاشت.
کلاتنبرگ یکی از داوران شناختهشده بینالمللی است و سابقه قضاوت فینال لیگ قهرمانان اروپا، فینال جام حذفی انگلیس و فینال یورو ۲۰۱۶ را دارد. تحلیل او طبیعتاً وزن تخصصی بالایی دارد، اما تصمیم رسمی درباره عملکرد تیم داوری مسابقه بر عهده ساختار داوری فدراسیون فوتبال ایران است.
از سوی دیگر، خود کلاتنبرگ درباره بخش اول صحنه ــ عبور کامل توپ از خط ــ حکم قطعی صادر نکرده و گفته زوایای موجود برای نتیجهگیری نهایی کافی نیست.
بنابراین دقیقترین جمعبندی این است:
اگر توپ بهطور کامل از خط عبور نکرده باشد، گل طبق قانون ۱۰ مردود است. اگر کاملاً عبور کرده باشد، از دید کلاتنبرگ باز هم به دلیل دخالت بازیکن در موقعیت آفساید باید مردود اعلام میشد.
این همان چیزی است که صحنه را برای پرسپولیس بحثبرانگیزتر کرده است؛ چون از نگاه این کارشناس بینالمللی، هر دو مسیر بررسی میتوانند به مردود شدن گل منتهی شوند.
شکایت پرسپولیس حالا معنای بیشتری پیدا میکند
پرسپولیس تنها چند ساعت پس از مسابقه اعتراض رسمی خود به قضاوت حسن اکرمی را به کمیته داوران ارسال کرد. منابع مختلف خبری این اقدام را تأیید کردهاند.
البته اعتراض به داوری بهخودیخود به معنی تغییر نتیجه مسابقه نیست و شکایتهای داوری معمولاً برای بررسی عملکرد داوران و ثبت اعتراض باشگاه مطرح میشوند.
با این حال تحلیل کلاتنبرگ میتواند یکی از صحنههایی باشد که پرسپولیس روی آن تأکید خواهد کرد.
نکته مهمتر برای فوتبال ایران، فراتر از نتیجه همین مسابقه است. با وجود استفاده از VAR، همچنان در برخی صحنهها مشخص نیست چه اتفاقی در اتاق ویدئویی افتاده، چه زاویههایی در اختیار داوران بوده و چرا یک صحنه به بازبینی کنار زمین منجر شده یا نشده است.
طبق پروتکل IFAB، VAR تمام تصمیمات مرتبط با گل را بهطور خودکار چک میکند و نیازی نیست بازیکن یا مربی تقاضای بازبینی کند.
بنابراین این صحنه نیز قاعدتاً باید بررسی شده باشد. سؤال اصلی این است که نتیجه آن بررسی چه بوده است.
جنجال اصلی تازه شروع شده؛ توپ از خط گذشت یا مهاجم آفساید بود؟
نکته جالب تحلیل کلاتنبرگ این است که بحث را از سؤال ساده «گل شد یا نشد؟» فراتر میبرد.
تا پیش از اظهارنظر او، بیشترین تمرکز روی محل توپ نسبت به خط دروازه بود. اما حالا موضوع دخالت مهاجم در موقعیت آفساید شاید حتی مهمتر باشد.
قانون رسمی IFAB نیز از این تحلیل پشتیبانی میکند: اگر بازیکن آفساید با قرار گرفتن در مسیر مدافع، توانایی او برای رسیدن به توپ یا رقابت بر سر آن را تحت تأثیر قرار دهد، تخلف آفساید شکل گرفته است.
به همین دلیل ممکن است پاسخ نهایی پرونده اصلاً وابسته به این نباشد که تصاویر نشان دهند توپ چند سانتیمتر از خط عبور کرده است.
از نگاه مارک کلاتنبرگ، حتی اگر تمام توپ داخل دروازه رفته باشد، گل استقلال خوزستان نباید پذیرفته میشد؛ چون مهاجمِ در آفساید روی توانایی مدافع پرسپولیس برای دفع توپ اثر گذاشته است.