۶ بازی بزرگ، ۶ شکست؛ سپاهان نویدکیا مقابل مدعیان صفر امتیازی است
شکست مقابل تراکتور در نقشجهان از آن باختهایی بود که میتواند مدتها در ذهن هواداران باقی بماند. سپاهان تا دقیقه ۸۵ بازی را بدون گل نگه داشته بود، در نیمه نخست موقعیتهایی ساخته بود و حتی شوت امید نورافکن به تیر دروازه علیرضا بیرانوند برخورد کرد؛ اما امیرحسین حسینزاده در دقیقه ۸۵ روی شوتی از پشت محوطه و اشتباه سیدحسین حسینی گل نخست را زد و در دقیقه ۹۰+۲ نیز روی ضدحمله گل دوم را به ثمر رساند.
این شکست وقتی نگرانکنندهتر میشود که کنار پنج مسابقه بزرگ قبلی سپاهان قرار بگیرد.
آمار قرمز محرم؛ شش بازی و حتی یک مساوی هم نه
محرم نویدکیا در تابستان ۱۴۰۴ بعد از جدایی پاتریس کارترون دوباره سرمربی سپاهان شد. از آن زمان تا امروز، طلاییپوشان در لیگ شش بار با سه رقیب اصلی خود یعنی پرسپولیس، تراکتور و استقلال روبهرو شدهاند و هر شش مسابقه را باختهاند.
فهرست نتایج تصویر روشنی میدهد:
سپاهان در هفته دوم فصل گذشته در نقشجهان یک بر صفر به پرسپولیس باخت. چند هفته بعد در همان ورزشگاه دو بر یک مقابل تراکتور شکست خورد. دیدار معوقه برابر استقلال نیز با شکست دو بر یک سپاهان تمام شد. در نیمفصل دوم، پرسپولیس در تهران سپاهان را دو بر یک شکست داد و تراکتور هم در تبریز یک بر صفر برنده شد. حالا در فصل تازه، تراکتور دوباره به نقشجهان آمده و این بار دو بر صفر سپاهان را شکست داده است.
جمع این شش مسابقه تکاندهنده است:
۶ بازی، ۶ شکست، صفر امتیاز، ۳ گل زده و ۱۰ گل خورده.
این دیگر نمونهای نیست که بتوان به سادگی با «بدشانسی» توضیح داد.
تناقض عجیب؛ سپاهان تیم ضعیفی نبود
نکتهای که این آمار را جدیتر میکند، عملکرد کلی سپاهان در همان فصل است.
تیم نویدکیا فصل گذشته در مقطعی هشت برد متوالی در لیگ به دست آورد و با ۳۰ امتیاز از ۱۴ مسابقه، حتی پیش از آخرین بازی معوقهاش قهرمانی نیمفصل را قطعی کرد. خط دفاع سپاهان نیز در همان دوره یکی از بهترین خطوط دفاع لیگ بود.
بنابراین مسئله این نیست که سپاهان توان شکست دادن هیچکس را ندارد.
برعکس؛ تیم نویدکیا مقابل بسیاری از تیمهای میانه و پایین جدول قادر بوده کنترل مسابقه را در دست بگیرد، بازیهای نزدیک را ببرد و هفتهها امتیاز جمع کند.
مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که سطح حریف بالا میرود.
وقتی برابر مدعی مستقیم قرار میگیرد، حاشیه خطا کوچکتر میشود، اشتباه فردی هزینه بیشتری دارد و تصمیم تاکتیکی مربی در چند دقیقه میتواند سرنوشت مسابقه را عوض کند.
آمار شش شکست متوالی میگوید سپاهان هنوز راه حل این بخش از فصل را پیدا نکرده است.
مشکل محرم چیست؛ فوتبال یا مدیریت لحظههای بزرگ؟
اتفاقات بازی تراکتور نمونه جالبی بود.
سپاهان تا گل اول از نظر ساختاری فرو نریخته بود. خود نویدکیا نیز پس از مسابقه تأکید کرد تراکتور تا قبل از گل نخست موقعیت ویژهای نداشته و اشتباه حسینی مسیر مسابقه را تغییر داده است. اما جمله مهمتر او درباره اتفاقی بود که بعد از گل اول افتاد.
نویدکیا گفت تیمش نباید پس از دریافت گل تا این اندازه احساسی میشد و ساختار خود را از دست میداد. هفت دقیقه بعد، تراکتور در فضای پشت خط دفاعی به گل دوم رسید.
همین موضوع شاید ریشه اصلی مشکل باشد.
مدعی قهرمانی فقط تیمی نیست که بتواند ۸۰ دقیقه خوب بازی کند؛ باید بعد از یک اشتباه هم زنده بماند.
گاهی بازی بزرگ را تیمی میبرد که در شب بد خود مساوی میگیرد، در لحظه فشار نظم را حفظ میکند یا بعد از دریافت گل به جای هجوم بیمحابا، دوباره مسابقه را کنترل میکند.
سپاهان در شش بازی اخیر مقابل سه مدعی اصلی حتی همین یک امتیازهای به ظاهر کوچک را هم نگرفته است.
آسیا هم هشدارهای مشابهی داشت
اگر فقط دو مسابقه حذفی و سرنوشتساز آسیایی را به این فهرست اضافه کنیم، تصویر سنگینتر میشود.
سپاهان در مرداد ۱۴۰۴ در پلیآف لیگ نخبگان آسیا سه بر دو مقابل الدحیل قطر شکست خورد و از رسیدن به سطح اول آسیا بازماند. چند ماه بعد نیز در بازی برگشت یکهشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا ۲، پس از تساوی ۲ بر ۲ در مسابقه رفت، یک بر صفر به الاهلی قطر باخت و حذف شد.
در نتیجه اگر این دو مسابقه «حذفی و بزرگ» را به شش تقابل داخلی اضافه کنیم، سپاهان در هشت مسابقه انتخابشده هشت شکست دارد.
اما یک اصلاح مهم لازم است: این عدد به معنی آن نیست که سپاهان در تمام بازیهای آسیایی خود باخته است. تیم نویدکیا در مرحله گروهی برد هم داشته و برای مثال الحسین اردن را دو بر صفر شکست داده است؛ ضمن اینکه در همان رقابتها یک شکست گروهی یک بر صفر مقابل الحسین هم ثبت شد. پس عدد «۸ شکست از ۸ بازی» فقط درباره یک تعریف مشخص از مسابقات بزرگ داخلی و دو بازی حذفی آسیایی صدق میکند، نه همه دیدارهای مهم فصل.
سیدحسین حسینی؛ اشتباه بزرگ بله، «بازنده ابدی» نه
دروازهبان سپاهان بعد از بازی تراکتور بیش از همه زیر فشار قرار گرفت و دلیلش هم روشن است.
گل اول حسینزاده روی اشتباه مستقیم حسینی وارد دروازه شد. توپ از میان دستان او عبور کرد و خود نویدکیا هم اصل اشتباه را رد نکرد؛ فقط تأکید کرد چنین اتفاقی برای هر دروازهبانی ممکن است رخ دهد و یادآوری کرد حسینی در هفته نخست دو مهار مهم برای سپاهان داشته است.
اما از این اشتباه تا این گزاره که حسینی «همیشه یک بازنده بزرگ بوده» فاصله زیادی وجود دارد.
ادعای مطرحشده درباره ۴۵ مسابقه بزرگ، ۳۷ شکست، ۵ برد و ۳ مساوی در منابع آماری معتبر قابل تأیید نیست. علاوه بر آن، اصلاً تعریف مشخصی از «بازی بزرگ» ارائه نشده است؛ آیا فقط دربیها هستند؟ مسابقات استقلال با سپاهان و تراکتور؟ بازیهای آسیایی؟ جام حذفی؟
بدون تعریف جامعه آماری، چنین عددی اعتبار تحلیلی ندارد.
نکته درست درباره حسینی؛ او در دربی برد ۹۰ دقیقهای نداشت
یک آمار واقعی اما وجود دارد و اتفاقاً به اندازه کافی قابل توجه است.
حسینی در دوره حضورش در استقلال در مسابقات دربیای که خودش درون دروازه بود، در وقت قانونی موفق به شکست پرسپولیس نشد. در گزارشی که نتایج ۱۳ دربی او را مرور کرده، پنج شکست و هشت تساوی ثبت شده و دو بازی مساوی نیز در ضربات پنالتی با برتری استقلال پایان یافته است.
این آمار برای یک دروازهبان باسابقه قابل بحث است، اما حتی همین هم مجوزی برای نسبت دادن تمام نتایج تیم به او نیست.
دروازهبان میتواند یک مسابقه را نجات دهد یا با یک اشتباه خراب کند، ولی نتیجه ۱۳ یا ۲۰ مسابقه محصول عملکرد یک تیم، مربی، خط دفاع، خط حمله و شرایط بازی است.
در بازی اخیر تراکتور، مسئولیت گل اول به طور مستقیم متوجه حسینی بود؛ اما اینکه سپاهان پس از آن در چند دقیقه نظم خود را از دست داد و گل دوم را هم خورد، مسئلهای فراتر از دروازهبان است.
حالا استقلال؛ بدترین یا بهترین زمان برای شکستن طلسم؟
برنامه هفته سوم برای سپاهان هیچ فرصت آرامی باقی نگذاشته است.
طلاییپوشان یکشنبه اول شهریور از ساعت ۱۹:۳۰ در ورزشگاه شهدای شهر قدس به مصاف استقلال میروند؛ یکی دیگر از همان سه تیمی که در آمار نگرانکننده اخیر سپاهان حضور دارد.
این مسابقه میتواند خیلی زود تبدیل به آزمون شخصیت سپاهان شود.
اگر تیم نویدکیا استقلال را شکست دهد، مهمترین انتقاد هفتههای اخیر را با یک پاسخ عملی روبهرو میکند و نشان میدهد شکست تراکتور آغاز یک بحران تازه نبوده است.
اما اگر سپاهان دوباره مقابل یک مدعی مستقیم بازنده شود، دیگر بحث تنها درباره شش بازی گذشته نخواهد بود؛ عدد به هفت میرسد و فشار روی نویدکیا بسیار جدیتر خواهد شد.
بحران واقعی است، اما نشانهگیری باید درست باشد
سپاهان برای قهرمانی ساخته شده و طبیعتاً نمیتواند از صفر امتیاز در شش بازی برابر تراکتور، پرسپولیس و استقلال دفاع کند.
این آمار مستقیم متوجه کادر فنی است؛ چون وقتی الگویی در چند مسابقه و برابر چند حریف مختلف تکرار میشود، دیگر نمیتوان همه چیز را به یک پنالتی، یک تیرک یا یک اشتباه دروازهبان نسبت داد.
اما درست به همان اندازه، تحلیل باید منصفانه بماند.
سیدحسین حسینی در گل اول تراکتور اشتباه کرد و کارنامهاش در دربیها هم نقطه ضعف مشخصی دارد؛ ولی عدد «۳۷ باخت در ۴۵ بازی بزرگ» تأیید نشده و برچسبهایی مانند «بازنده ابدی» بیشتر احساسیاند تا آماری.
عدد واقعی و به اندازه کافی هشداردهنده همین است: سپاهانِ محرم نویدکیا در شش تقابل لیگ با سه مدعی اصلی، شش بار باخته؛ سه گل زده، ۱۰ گل خورده و حتی یک امتیاز هم نگرفته است.
برای تیمی که میخواهد جام بگیرد، همین آمار نیازی به اغراق ندارد.
حالا استقلال روبهروی سپاهان قرار میگیرد؛ و شاید مهمترین سؤال هفته سوم همین باشد:
آیا نویدکیا بالاخره طلسم بازیهای بزرگ را میشکند، یا عدد قرمز «۶ از ۶» به «۷ از ۷» تبدیل میشود؟